به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 108
  1. #11
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: من یک فراری هستم....

    سلام

    شاد عزیز

    احساست را زیبا بیان می کنی ، تأثیر گذار ، اما مبهم .

    اگه بخوای با هم همدل باشیم ، و اگر بتونیم حداقل با گفتن ناگفته های دلت سبک بالت کنیم و

    اگر هم شد ، راهی و حرفی که آرامت کند از دوستان بشنوی ، نیاز است کمی واضح تر بگی ،

    جزئیات لازم نیست ، فقط کافیه بگی دقیقاً چی آزارت میده ، از چی نگرانی ، و چی وکی شد

    که سر رشته از دستت خارج شد ؟ و مهمتر از همه از زندگی و آینده چی میخوای که یا فکر

    می کنی نیست ، یا می ترسی که نشه .

    بهتر نیست حداقل دوستان همدردیت را با واضح تر گفتن ، از سرگردانی در بیاری ، تا باهات

    همراه بشن ، با همدردی و همدلی ، و تنها نباشی .

    بزار ما هم بخشی از این کوله بار غم و تنهائیت را به دوش بکشیم ،

    وگرنه به چه دردی میخوریم ..... ؟؟!!

    نزار احساس کنیم برای تو به هیچ دردی نمی خوریم .

    شادی و آرامشت را از صمیم قلبم از خدا می خواهم


    *

  2. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (سه شنبه 31 فروردین 89)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 آبان 89 [ 17:57]
    تاریخ عضویت
    1387-8-19
    نوشته ها
    315
    امتیاز
    4,432
    سطح
    42
    Points: 4,432, Level: 42
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    90

    تشکرشده 94 در 50 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من یک فراری هستم....

    شادی عزیزم
    مراقب خودت باش
    میدونی احساس میکنم که اون ارامشی که قبلا میگفتی در همه شرایط داری یه کم از وجودت رفته
    یعنی دیگه مثه گذشته اروم نیستی(واسه همینه که شوکه شدی)
    خوب چون گفتی که عروسیت نزدیکه شاید دلیلش این استرسها باشه
    البته ما از اتفاقایی که واست(در درونت افتاده) خبر نداریم
    اما اگر بتونی گذشته رو کمتر به یاد بیاری شاید ارامتر بشی
    شاید هم بهتر باشه که اندکی توقف کنی و عروسی رو عقب بندازی

  4. کاربر روبرو از پست مفید کاترین تشکرکرده است .

    کاترین (دوشنبه 14 اردیبهشت 88)

  5. #13
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: من یک فراری هستم....

    نقاب عزیز من هنوز وارد زندگی مشترک نشدم، خیلی چیزها رو نمی دونم، خیلی جاها کم میارم، اما اون چیزی که تا به حال بهم کمک کرده یه لبخند مسخره بوده! تصمیم گرفتم دیگه نزنم! شاید بهتر باشه همه بفهمن اونجوری که نشون میدم نیست! آخه من اهل حرف زدن با کسی (اطرافیان) نیستم، فقط با همسرم راحت بودم که اونم دیگه....


    طاهره عزیزم چه جملات زیبایی... نشاط! نمیخوام ناشکری کنم، همه چیز خوب و عالیه اما شاید خیلی وقت باشه که از ته دل نخندیدم، خیلی وقته که یه روز بدون بغض نداشتم! شاید تقصیر خودمه! نمیدونم همسرم بود که خنده های از ته دلم رو ازم گرفت یا خودم یا ... اما کسی نمیتونست منو غمگین کنه، شاید من ابلهانه دنیامو ساختم!!!


    فرشته مهربان مهربانم ببخش اگه گنگ صحبت می کنم، دلیل گنگ صحبت کردنم دست خودم نیست، چون ذهنم آشفته و گنگه و از طرفی هم چون زیاد عادت به درد دل ندارم میترسم واضح درددل کنم.
    شاید واضح ترین شکل این باشه که بگم، 5 شنبه هفته آینده روز عروسی منه، اما هیچ شور و اشتیاقی ندارم، خیلی کلافه و خسته ام، از زندگی مشترک می ترسم، می ترسم نتونم از پسش بر بیام، میترسم همسرم خاطرات تلخ گذشته رو تکرار کنه، می ترسم به سیم آخر بزنم و جواب کسی که دو سال با تمام وجود و قدرتش آزارم داد رو بدم! می ترسم بزنم زیر همه چیز و فرار کنم... من همسرم رو دوست دارم خیلی زیاد اما می ترسم.. شاید ایمانم کم شده (کم شده خودم میدونم) با وجودیکه به وضوح جای قدمهای خدا رو می بینم با وجودی که پشتم به بودن خدا گرمه، اما همه چیز مثل یه بغض گره خورده توی گلوم، من از خودم می ترسم ...

  6. 4 کاربر از پست مفید shad تشکرکرده اند .

    shad (دوشنبه 14 اردیبهشت 88)

  7. #14
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: من یک فراری هستم....

    شاد عزيز

    اميدوارم كه بتوانم شما را به درستي فهميده باشم .

    به دليل طولاني شدن دوره بيماري و نقاهت و سختي هايي كه در اين مدت كشيده ايد و صد البته فشارهاي جانبي و خانوادگي كه داشتيد روح شما خسته است . ضمن اينكه در اين لحظات درگير و دار راه اندازي مراسم ازدواج هم هستيد و....

    شما احتياج به يك استراحت اساسي داريد و استراحتي كه فقط مال خودتان باشد و طبق برنامه ريزي ها ي شما لحظه لحظه اش شكل بگيرد .

    در اين لحظه دل شما اميد به همراهي كس يا كساني را دارد كه آنها را از جان ودل فرياد مي زنيد ولي صداي شما را نمي شنوند .

    عزيزم غصه نخوريد . اين رسم زندگي است . گاهي حتي نزديكترين فرد به انسان دورترين فرد مي شود . اين به دليل بي توجهي فرد نيست به دليل توقعي است كه ما از ديگراني پيدا مي كنيم . در بسياري از موارد اين ما هستيم كه به اشتباه از ديگران طلب مهري را مي كنيم كه در توانشان نيست .

    باز هم مي گويم شاد دختري نيست كه با اين بادها به لرزه بيفتد فقط خسته است .

    تو به شاد كمك كن . بگذار در آغوش مهربان تو به نرمي بياسايد و خستگي تن و جان و روانش را به دور بريزد . در آغوشش بگير . با شاد مهربان باش . دوستش داشته باش و محترمش بدار كه او نزديگترين فرد به تو ست . بيرون خبري نيست هر چه هست در درون تو و انديشه ي تو ست .


    موفق باشيد شاد عزيز

  8. 8 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (سه شنبه 31 فروردین 89)

  9. #15
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: من یک فراری هستم....

    کاترین عزیز درست میگی آرامشم نیست که دارم دیوونه میشم، موضوع سر عقب انداختن یا جلو انداختن مراسم نیست، نمیدونم چرا اما شدیدا توی این شرایط به همسرم احتیاج دارم به اینکه حضورش رو حس کنم، من هنوز نمی دونم همسرم برای چی میخواد با من ازدواج کنه.. فعلا نمیدونم چی میگم، فعلا نمیدونم چی میخوام، باید خودمو آروم کنم اما تواناییش رو ندارم....

    ممنونم آنی عزیز درسته شاید یک استراحت طولانی کمکم کنه، یک استراحت طولانی! روحی نه جسمی، جسمی که 2 ماه در حال استراحت بودم که یک ماه و نیمش رو با یه دختر غریبه سر کردم که جایگزین بودن همسرم بود! کاش میشد بی تفاوت باشم، اون وقت میتونستم از لحاظ روحی هم استراحت کنم و به چیزی فکر نکنم، کاش فراموشی می گرفتم... کاش میشد دلم رو از جاش در بیارم...


  10. 3 کاربر از پست مفید shad تشکرکرده اند .

    shad (دوشنبه 14 اردیبهشت 88)

  11. #16
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: من یک فراری هستم....

    عزيزم شاد گرامي

    با همسرتان صحبت كنيد همين سوالها را از وي بپرسيد . به خود فرصتي دوباره دهيد كه بتوانيد دمي بر شانه هايش بياسائيد و تكيه گاه تان گردد .شما نيازمند يك لحظه باشكوه هستيد تا تمام افكار بد از تن و روحتان كنده شود . خودتان اين لحظه باشكوه را طراحي كنيد .

    خانمي حساس شده ايد

  12. 3 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (دوشنبه 14 اردیبهشت 88)

  13. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 شهریور 89 [ 17:39]
    تاریخ عضویت
    1387-8-24
    نوشته ها
    1,569
    امتیاز
    8,965
    سطح
    63
    Points: 8,965, Level: 63
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 502 در 230 پست

    Rep Power
    174
    Array

    RE: من یک فراری هستم....

    من رو شاد گرامی ببخشید. شاید بگویید دیگر زمان آن نیست و گذشته. ولی ای کاش می توانستید عروسی را عقب بیندازید و دقیق تر راجع به همسر خود بیندیشید. همه چیز دوست داشتن نیست. این را چون از چند و چون زندگی شما به طور نسبی خبر دارم می گویم. شما نیازمند اندیشیدن بیشترید. لااقل بیندیشید همسر خود را شناخته اید و شناخت خود را مبنای زندگی مشترکتان قرار دهدی

  14. 6 کاربر از پست مفید sorena_arman تشکرکرده اند .

    sorena_arman (دوشنبه 14 اردیبهشت 88)

  15. #18
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: من یک فراری هستم....

    شاد خوش سخنم

    شاید منم همون حرفای آنی عزیز را برات دارم ، اما به زبانی دیگر.

    باور کن تنهایی یک نعمته .

    وقتی شرایطی پیش میاد که از همه کس و همه چیز نا امید می شوی ، اغراق نیست اگه

    بگم انتخاب شده ای ، ای عزیز برای این دلیلها دارم که اینجا مجالش نیست .

    قدر بدان ، سختیها را ، نامهربانیها را ، و تنهایی ها را ، که گهر ساز است .

    نمی خواهم شعار بدم ، که تجربه کرده ام .

    میدونی شاد عزیزم ، روزی با اون یکتای همیشه تنها و دائم همراه ، خلوتی بود ، دیدم ، نه

    اینکه فهمیده باشم ، که دیدم ، با تمام وجودم دیدم ،که من کی را بخوانم !، چی بخواهم !

    و....؟؟؟ غیر از اون که کسی نیست ، همه چیز محوه ، در اون محوه و.... حاصلش شد این

    جمله که از سوی خودش بر دلم نشست که :

    "غیر از تو کسی نیست که مرا کسی غیر از تو باشد "


    وه که چه آرامش و چه لذتی نصیب ساخت با این کلام ......

    و اینها حاصل تنهایی ها از این جنس بود ،و با همه و بی همه بودن ، و تنها امید را داشتن ،

    امید به اون که ، همه جا ، همه وقت ، همه جوره و مهربان و دلسوز با من است با تو است

    و.... با همه است .

    آره آنی خیلی خوب گفت ، نباید توقع از کسی داشت ، اصلاً مگر کسی هست ؟، وقتی او

    باشد .

    شاد گلم !

    فکر می کنم روزگاری غرق دنیای قشنگ وصل و معرفت بوده ای و سر خوش، .... به او گفته

    ای " فقط تو ، و " رضاً برضائک ... ،و..... " .

    نمیدانم آری یا نه ، اما اگر این بوده ، این امتحان اوست ،نه برای مچ گیری که برای تثبیت ، فقط

    کافیه حواس جمع باشه و باور کنی که همینه .

    و اونوقت در جستجوی معارفش باش ، معارف عشق آفرین و.... خودش کمک می کنه که در

    یابی .

    کافیه از غیر بگذری و فقط او بشوی ، در عمل ، در واقعیت ، آنوقت می بینی این آتش بر تو

    سرد می شود ، آن سان که بر خلیل .

    الهی شاد ببینمت گل خوشبو :

    ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست
    عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد


    **

  16. 7 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (دوشنبه 14 اردیبهشت 88)

  17. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 13 اردیبهشت 04 [ 21:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    24,495
    سطح
    95
    Points: 24,495, Level: 95
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 855
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranRecommendation Second Class10000 Experience PointsSocialTagger Second Class
    تشکرها
    2,042

    تشکرشده 2,234 در 570 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من یک فراری هستم....



    شادی گلم
    احساست نسبت به خودت چیه ؟ در مورد خودت چه احساسی داری ؟ آیا خودت رو دوست داری یا به خودت نامهربونی ؟ از خودت راضی هستی یا نه ؟ ...

    عزیز دلم
    خودتو به جریان آب نسپار ، بلند شو ، یه کاری بکن ، پارو بزن ، همینطوری نشین ، نترس، بلند شو ، حرف بزن ، اگه لازم می دونی داد بزن ، بخند، نه ریشخند و نه لبخند مصنوعی ، از ته دلت بخند، طلب کن ، بخواه ، قفل نشو ، سکوت نکن ، بنویس ، بریز بیرون هر چی تو دلته ، انبارشون نکن، از گله هات ، از تردیدهات با همسرت صحبت کن ، از ترسهات ، از نگرانیهات ، بزار تو رو بفهمه ، بزار به تو برسه ، باهاش همگام شو ، بزار با تو قدم برداره ، آزاد کن خودتو ، براش بنویس ، دعوتش کن بیاد تو این تالار و همه ی حرفهای نشنیده ی تو رو بشنوه ، از درد و دل واهمه نداشته باش ، نترس ، نترس عزیز من ، همه ی بارو به تنهایی به دوش نکش ، واقعا شاید لازمه مراسم ازدواجت رو عقب بندازی ...

  18. 9 کاربر از پست مفید طاهره تشکرکرده اند .

    طاهره (شنبه 13 شهریور 89)

  19. #20
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: من یک فراری هستم....

    آنی عزیزم، با همسرم صحبت کردم، اما شاید من و همسرم زبون همدیگه رو متوجه نمیشیم، ترجیح دادم سکوت کنم. لحظه های ما پر شده از سوء تفاهم! شاید جمله «نه عزیزم منظورم این نبود» رو بارها و بارها به هم گفتیم و از هم شنیدیم!
    نه عزیزم، منظورم بیماری تو نبود!
    نه عزیزم، منظورم رفتار تو نبود!
    نه عزیزم، بهتر به قضیه نگاه کن!
    نه عزیزم، چرا بدترین برداشت رو می کنی!
    .
    .
    عزیزم بهتره ادامه ندیم این بحث به جایی نمی رسه!
    درسته من حساس شدم، اما شاید خیلی دیر حساس شدم، خیلی قبل تر از اینها باید حساس میشدم، لحظه هایی توی ذهنم مرور میشه که از نوشتنشون شرمم میاد و از حماقت و گذشت خودم عصبی! نمیدونم چی بگم..


    سورنای عزیز، من هیچ وقت نمیتونم کسی جز خودم رو بشناسم، همسر من انسان بدی نیست، مشکل از منه، از منی که اونطورکه باید با خودم خوب نبودم، منی که از همه چیز ساده گذشتم. منی که فکر نمیکردم همه بغضای فروخورده ام یه روزی جلوی نفسم رو می گیره... خیلی وقت پیش همه چیز رو سپرده بودم به دست خدا، پس بهش اطمینان دارم... الان نمیتونم هیچ تصمیمی بگیرم چون میترسم کار از کار خرابتر بشه، چون گیجم و نمیتونم درست فکرکنم...


    فرشته عزیز، میدونم هیچ کسی غیر از اون نیست، خیلی وقتها صداش کردم، خیلی وقتها دلم براش تنگ میشه.. خیلی وقتها به خودم اومدم و دیدم کسی جز اون کنارم نیست، اما آدم همیشه در حال تغییره، تغییر باعث سردرگمی میشه و باعث فراموشی... نمیدونم، فکر می کنم توی این 10 روز، 10 سال پیرتر شدم، دارم میرم جلو، نمیدونم چی در انتظارمه..

    طاهره عزیزم ممنون تازه فهمیدم چه اتفاقی افتاده، هیچ چیزی عوض نشده، هیچ چیزی تغییر نکرده، هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته، من خود من تبدیل شدم به یه آدم تکراری!!!!!!!!!!!!!!!!!!! وای باورم نمیشه، خیلی وقته کارهایی که شما گفتین بکنم رو نکردم، خیلی وقته که هیچ تغییری توی خودم ایجاد نکردم، همین باعث شده همه چیز بهم فشار بیاره، همه چیز برام بی معنی بشه، از دیگران توقع داشته باشم، ازشون دلگیر بشم و به دل بگیرم.. همین باعث شده دیگران به نظرم از خودم مهمتر بیان و آزارشون برام غیر قابل تحمل بشه... من در حال خودکشی بودم...
    حرفهایی که شما عزیزان زدین کمکم کرد فکر کنم در مورد همه چیز و خودم... من از خودم فراری ام چون تبدیل به یه آدم خسته کننده و تکراری برای خودم شدم، من از خودم فراری ام چون خودم منو یاد دردهام میندازه، چون خودم چیز خوشحال کننده ای برام نداره....



    بهتره اول خودم رو رفرش کنم و بعد به باقی مسائل برسم، به کمکتون احتیاج دارم، یا باید کاملا ببخشم یا ...


  20. 5 کاربر از پست مفید shad تشکرکرده اند .

    shad (سه شنبه 31 فروردین 89)


 
صفحه 2 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.