آویژه عزیزم خاطره گفتی و منم یه خاطره یادم اومد
7 دی 89 اولین دیدار من و عشقم بود.اولین بار که عزیزم به همراه خاله و مامان جانش اومده بودن منزل ما و همون اولین نگاه و اولین حضورش کار خودشو کردو....
از اون روز تا زمان عقدمون حدود 2ماهی طول کشید و تمام لحظه هامو و خاطرات قشنگو وقتی صبح ها سرکار بودم توی کاغذهای کوچیک مینوشتمو پایینشو امضا میکردمو همشو نگه داشتم تا تا تا تا ............. دو ماه بعد از عقدم که تولد همسرم بود و همه رو دید ....من از شوق گریه میکردمو همسرم هم.......
ممنون که منو به یاد اون لحظه ها انداختی...![]()







پاسخ با نقل قول






علاقه مندی ها (Bookmarks)