با تشکر از خانم مدیر ،دختر مهربون
که با حوصله و به خوبی به سوالا جواب داد
با اینکه خیلی جیزش کردیم صداشم در نیومد
با هم فکری های صورت گرفته با دختر مهربون
مهمون بعدی صندلی داغ رو اعلام کنم
خانم بهار 66
ممنون بهار جان از اینکه رو صندلی می شینی![]()
تشکرشده 6,121 در 1,114 پست
با تشکر از خانم مدیر ،دختر مهربون
که با حوصله و به خوبی به سوالا جواب داد
با اینکه خیلی جیزش کردیم صداشم در نیومد
با هم فکری های صورت گرفته با دختر مهربون
مهمون بعدی صندلی داغ رو اعلام کنم
خانم بهار 66
ممنون بهار جان از اینکه رو صندلی می شینی![]()
نازنین آریایی (دوشنبه 03 بهمن 90)
تشکرشده 10,678 در 2,786 پست
می بینم که اولین قرعه به اسم بهار افتاده.
خوبی بهار؟
بهار اسم واقعیته؟
اگر می تونستی خودت اسمتو انتخاب کنی چی می ذاشتی؟
ماجرای خاستگار سابقتو که نمی خوای خانوادت بدونن سیر تا پیازش. تعریف کن.
تونستی بری سرکار؟
رشتت چیه؟
اینکه خاستگارت ساکن یه شهر دور باش امتیاز منفی بهش می دی؟
قبل از اینکه بیای اینجا به چی داشتی فکر می کردی؟
دوران دبیرستان دوست پسر داشتی؟
سیزده بدر چه کار می کنید؟
اگر یه مردی اجازه بده زنش با دوستاش بره خارج چه فکری راجع بهش می کنی؟
فرهنگ 27 (دوشنبه 03 بهمن 90)
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
بهار عزیز سلام
اولین سوال اینه چه رویا و چه ارزویی داری؟
اسم حقیقیت چیه؟
چند سالته؟
از چه شهری هستی؟
موقع بروز مشکل اولین رفتارت چیه؟
ادم برون گرایی هستی یا درون گرا؟
ممنون از نازنین گل بابت نشوندن بهار روی صندلی داغ غ غ غ
ویدا@ (شنبه 01 بهمن 90)
تشکرشده 6,121 در 1,114 پست
سلام بهار 66
می خوام از اون خواستگارا که برای دختر مهربون می فرستادم برای توهم بفرستم اون که هیچ کدوم رو قبول نکرد !تو هم با اون سخت گیری هات حتما اصلا نمی زاری طرف بیاد که بخوای ردشون کنی
دختر مهربون می گفت چرا هرچی خواستگار برام می فرستید ی مشکلی داره !!!!انقد خندم گرفت
دلم به حال خودم سوخت آخه اینهایی که اینجا براش فرستادم کیس های واقعی بود البته در گذشته دور بودن
1. بهار 66 اعتماد به نفست خوبه؟
2.اگر می تونستی جنسیت خودت رو انتخاب کنی بازم دوست داشتی دختر باشی؟چرا؟
3.نظرت در مورد ازدواج اینترنتی چیه؟خودت دوست داری این جوری ازدواج کنی؟
4. بهار دوست داری نویسنده شی؟(به نظرم داستانت خیلی با احساس و قشنگن و واقعا من که با هر دو داستانت گریه کردم )
5.تو این تالار کسی هست که ازش خوشت نیاد؟
6.تا حالا عاشق شدی؟کی ؟کی ؟ki, key:)
7.برای ازدواج معیار های ظاهری چقدر برات مهم هست؟معیارهایی وجود داره که نتونی ازشون بگذری؟
8.ظاهر خودت رو دوست داری؟
9.به نظرت بهار.شادی ،بهاری تره یا تو؟
10.اگر یکی می اومد خواستگاریت که لکنت زبان داشت ،ولی بقیه شرایط همش خوب بود،چیکار می کردی؟
11.چه حیوانی رو دوست داری؟
12.طرف دار کدوم تیم فوتبالی؟
13.ترسویی یا شجاعی ؟از چه چیزهایی می ترسی؟
نازنین آریایی (شنبه 01 بهمن 90)
تشکرشده 4,874 در 1,141 پست
دخمل مهربون مرسي واقعا دوستان كم كاري نكردن وحسابي داغت كردن خسته نباشي
اينم از طرف من واسه شما:
خب بهار خانم من زيادي اذيتت نميكنم . هميشه فكر ميكنم خواستگار سابقت ميخواست چكار كنه كه انقد آشفته بودي؟
برامون تعريف كن.
الان هم نگراني يا بهتر شدي؟
گلنوش67 (دوشنبه 03 بهمن 90)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
سلام.
اول از نازنین جان و دختر مهربون ممنونم که ازم خواستن رو صندلی داغ بشینم.
اول سوالات جناب فرهنگ.
می بینم که اولین قرعه به اسم بهار افتاده.
خوبی بهار؟
ممنونم.شما خوبین؟؟
بهار اسم واقعیته؟
نه.اسم واقعیم نیست.
اگر می تونستی خودت اسمتو انتخاب کنی چی می ذاشتی؟
نمیدونم شاید همین بهار یا اسم گل.
ماجرای خاستگار سابقتو که نمی خوای خانوادت بدونن سیر تا پیازش. تعریف کن.
واقعا!!گفتن صندلی داغ..نگفتن اتیش بزن به زندگیم.ولی حدس میزدم اینو بپرسی.ببینم حالا یه کاری میکنی منو بشناسن.
خوب این اقا با من یه نسبت فامیلی هم داره خیر سرش.ولی رفت و امد خاصی با هم نداشتیم.منو جایی دیده بود و خلاصه به باباش اینا گفته بود و اومدن خواستگاری.این ماجرا خیلی طول کشید.پسربدی نبود.کلا به نظر دیگران پسر خوبی بود.اما من جواب رد دادم البته درست هم اخلاقشو نمیشناختم اما از اونجایی که دست به رد کردنم خوبه گفتم نه.
هی این و اونو فرستاد گفتم نه.تا اینکه نمیدونم کی بهش گفته بود بهار ته دلش راضیه.اونم ذوق کرد و اومد جایی که ما رفته بودیم گردش.منم از همه جا بیخبر.وقتی شنیدم بهش اینجوری گفتن حسابی عصبانی شدم و خلاصه فهمید.سوار ماشین شد و رفت با یه نفر دیگه.حدود یه ساعت بعد برگشتن و دیدم قیافش زار و نزار شده و ماشینش هم یه کم اسیب دیده.اون که باهاش بود ازداداشم خواست بره رانندشون بشه چون انگار حالش بد شده و میخواسته ماشین و بندازه تو دره!!!!اون یکی هم شبا چشماش خوب نمیدید..........خلاصه بعد از مدتی که خیلی اتفاقا افتاد قبول کردم باهاش اشنا شم.
گذشت تا یه بار عصبانی شدم و بهش گفتم ازت بدم میاد و...دیدم نصفه شب هی به گوشی من زنگ میزنن و میگن بیچارمون کردی.بدبخت شدیم..من داشتم سکته میکردم که خدا چی شده..بعد دیگه جواب ندادن تا صبح..که من خوب سکته کردم زنگ زدن گفتن دیشب با گازداشته خودکشی میکرده..
کلا فکر کنم از مخ تعطیل بوده
دوباره گذشت و تو این ماجرا اتفاقی از یه موضوعی خبردار شد و قسم و ایه که به کسی چیزی نمیگم...اما وقتی بهش جواب رد دادم..بعد اینکه مطمئن شد نظرم برنمیگرده شروع به تهدید که به بابات میگم و...
میدونه بابام اخلاقش چیه اعصابمو بهم میریزه...
نمیدونین چه حالی پیدا کردم.نمیدونم تا حالا شده بدنتون داغ داغ و در عین حال سردسرد باشه.هر دفعه تا چند روز یه لقمه غذا هم نمیخوردم.خیلی بد بود.صدام گرفته بود انگار از ته چاه در میومد.
خدا نصیب هیچ کس نکنه.یادم میفته دلم واسه خودم میسوزه
تونستی بری سرکار؟
نه دنبالش نرفتم.یه کلاس میرفتم تازه تموم شد.یه جا رو بابام معرفی کرد رفتم دیدم با یه مرد گاهی تنهام قبول نکردم اما اونجا رو به دختر خالم معرفی کردم که اگه خواست بره چون کلا جای بدی نبود.ببین چه دختر خوبیم
(یه ذره از خودم تعریف کنم):D
رشتت چیه؟
به خدا پشیمونم کردی فرهنگ..مهندسی ابیاری گیاهان دریایی:)
اینکه خاستگارت ساکن یه شهر دور باش امتیاز منفی بهش می دی؟
بستگی به شهرش داره..اگه شهر خوبی باشه نه..کلا من خیلی مامان بابایی نیستم که دوریشونو نتونم تحمل کنم
قبل از اینکه بیای اینجا به چی داشتی فکر می کردی؟
اینجا کجاست؟!قبل اینکه بیام اینجا برقا رفت داشتم فکر میکردم کاش بیاد چون از تاریکی خوشم نمیاد
دوران دبیرستان دوست پسر داشتی؟
فرهنگ دلم میخواد بشینی اینجا...میدونم چی بپرسم
دوران دبیرستان واقعا خاص بود.دوست پسر داشتن بحث داغ دخترای دورو برم بود.برای همین موضوع جالبی برام بود اما اونموقع خیلی مغرور بودم.فکر میکردم اصلا کار درستی نیست.(که البته نیست)
اما سال اول یه دبیرستان پسرونه تو مسیر مدرسمون بود.چندتا پسر بودن همیشه میدیدیمشون..دیدم دوستام هی بهم میگن یه پسر هست خیلی جذابه..به هیچکی محل نمیده..ال هست بل هست..خلاصه همه عاشقش شده بودن.سرش تو مدرسه گیس و گیس کشی بود.اصلا ناخوداگاه توجهم بهش جلب شد.هرروزم میدیدیمش.ازش واقعا خوشم اومده بود اما اصلا به روی خودم نیوردم.هیچکی نمیدونست..خلاصه اخر سال اومد بهم پیشنهاد داد منم گفتم نه.اتفاقا یادمه یه بار برقا رفتن کلا هوا هم تاریک شده بود زمستون داشتیم ازمدرسه برمیگشتیم.زود رفت موتور یکی از دوستاشو گرفت جلو تر از ما میرفت چراغشو روشن کرد تا رسیدیم خونه.بعد اتفاقی دیدیم باباهامون باهم اشنا هستن خدارو شکر کردم دوست نشدم.
یه بارم مثلا خواستم دوست بشم.پسره دانشجو بود بعد دو روزحوصلم سر رفت تمومش کردم.البته اونم...
هی..یاد گذشته انداختیم..خندم میگیره
سیزده بدر چه کار می کنید؟
اگه جایی پیدا کنیم(ازبس شلوغه) با فامیل میریم بیرون تا عصر.اونوقتم هی سبزه گره میزنیم:)
اگر یه مردی اجازه بده زنش با دوستاش بره خارج چه فکری راجع بهش می کنی؟
اصلا فکر بدی نمیکنم..حتما خودشون توافق کردن..اتفاقا پسر داییم زنش خواست بره خارج درس بخونه..همه گفتن وای..اما اون گفت اگه قراره بره دیگه نیاد همون بهتر که بره.زنشم رفت خودش طاقت نیوورد برگشت
ممنونم فرهنگ
بهار.زندگی (سه شنبه 10 مرداد 91)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
حالا ویدا خانوم گل
ممنونم ویدا جونبهار عزیز سلام
سلام ویدای عزیز
اولین سوال اینه چه رویا و چه ارزویی داری؟
رویا:رسیدن به بالاترین درجه هرچیز خوب.وقتی دیگه بدی نباشه و فقط یه ارامش ابدی وجود داشته باشه
ارزو:ارزو دارم یه ازدواج خوب داشته باشم که هیچ کدوممون حتی یه لحظه پشیمون نشیم.ارزو دارم سر یه کار خوب برم.تو زندگیم ارامش داشته باشم.خوشبخت باشم.و وضع دنیا از اینی که الان هست بهتر بشه.
به جایی برسیم که نه حق کسی رو بخوریم نه حقمون خورده شه.همسر مادر و فرزند خوبی بشم.
خدا هیچ وقت هیچ وقت تنهام نذاره.همچنین کسای دیگه رو که بهش احتیاج دارن.
اسم حقیقیت چیه؟
بذار نگم
چند سالته؟
متولد 66 ام.پس میشه 24سال.
از چه شهری هستی؟
الان ساکن اصفهانیم اما نه من نه پدر مادرم اهل این جا نیستیم و بنا به دلایلی اینجا زندگی میکنیم
موقع بروز مشکل اولین رفتارت چیه؟
بستگی به مشکلم داره اما سعی میکنم فکرمو به کار بندازم تا یه راه حل براش پیدا کنم.از خدا هم میخوام کمکم کنه.اصولا تا وقتی راه حلش رو پیدا نکنم اروم نمیشم.اما اگه کاری از دستم برنیاد استرس میگیرم
ادم برون گرایی هستی یا درون گرا؟
درونگرا
ممنون از نازنین گل بابت نشوندن بهار روی صندلی داغ غ غ غ
نازنین جان
گلنوش جانسلام بهار 66
سلام نازنین جان
می خوام از اون خواستگارا که برای دختر مهربون می فرستادم برای توهم بفرستم اون که هیچ کدوم رو قبول نکرد !تو هم با اون سخت گیری هات حتما اصلا نمی زاری طرف بیاد که بخوای ردشون کنی 311
اینطورا هم نیست
دختر مهربون می گفت چرا هرچی خواستگار برام می فرستید ی مشکلی داره !!!!انقد خندم گرفت
دلم به حال خودم سوخت آخه اینهایی که اینجا براش فرستادم کیس های واقعی بود البته در گذشته دور بودن
هیچ ادمی بی عیب و ایراد نیست از جمله خود ماها..انشالله قسمت تو هم یه دونه خوبشه
1. بهار 66 اعتماد به نفست خوبه؟
بد نیست.البته اعتماد به نفس در حد متعادل خوبه
2.اگر می تونستی جنسیت خودت رو انتخاب کنی بازم دوست داشتی دختر باشی؟چرا؟
نمیدونم واقعا..هر کدوم مزایایی داره..مهم اینه که از چیزی که هستیم نهایت لذت رو ببریم..ولی دختر بودن خوبه
راستی میخواستم بگمحواست باشه کودک درونت رو پسر میدیدی این سوال رو هم از همه میپرسی..شاید ربط داشته باشن
3.نظرت در مورد ازدواج اینترنتی چیه؟خودت دوست داری این جوری ازدواج کنی؟
دوست ندارم..اما یه وقت دیدی این جوری عروسی کردم:)..
4. بهار دوست داری نویسنده شی؟(به نظرم داستانت خیلی با احساس و قشنگن و واقعا من که با هر دو داستانت گریه کردم )
عزیزم..لطف داری..ولی در اون حد نیستم که نویسنده شم.چیزی که به دلم بیاد مینویسم.
تازه نویسندگی ریسک بالایی داره..اینکه چیزی بنویسی که به دل دیگران بشینه سخته
5.تو این تالار کسی هست که ازش خوشت نیاد؟
نه..فقط یه نفر بود که به نظرم راهنمایی هاش شاید گاهی درست نبود..البته ازش بدم نمیاد
6.تا حالا عاشق شدی؟کی ؟کی ؟
خودم تو درک حقیقت عشق موندم ولی شده از کسی خوشم بیاد..یک سال گذشته
7.برای ازدواج معیار های ظاهری چقدر برات مهم هست؟معیارهایی وجود داره که نتونی ازشون بگذری؟
ظاهر خیلی کمتر ازاخلاق برام مهمه...بله .اخلاق و بعد پول
8.ظاهر خودت رو دوست داری؟
اره.(فوران اعتماد به نفس) :D:P
9.به نظرت بهار.شادی ،بهاری تره یا تو؟
بهار ترکیبی هست از روزای افتابی بارونی ابری گرم سرد و............شکفتن
امیدوارم هر دومون بهاری باشیم خصوصا ازنظر تولد و شکوفایی
10.اگر یکی می اومد خواستگاریت که لکنت زبان داشت ،ولی بقیه شرایط همش خوب بود،چیکار می کردی؟
اگه قابل درمان بود حتما کمکش میکردم اما مطمئنم خونوادم قبول نمیکردن
11.چه حیوانی رو دوست داری؟
ماهی-کبوتر-اردک-مرغ عشق(داشتم قبلا)-
12.طرف دار کدوم تیم فوتبالی؟
هیچکدوم.این روزا فوتبال ارزش حرص خوردن نداره..یادش بخیر بچه بودیم هروقت ایران مسابقه داشت و میبرد چه شور و حالی به پا میشد.بابام هم برامون یه عالمه خوراکی میخرید
13.ترسویی یا شجاعی ؟از چه چیزهایی می ترسی؟
گاهی ترسو..گاهی شجاع..ازاینکه شرایط خوب خراب بشه قبلا خیلی میترسیدم الان کمتر شده
دخمل مهربون مرسي واقعا دوستان كم كاري نكردن وحسابي داغت كردن خسته نباشي
اينم از طرف من واسه شما:
[تصویر: 1327074095_32102_4c3bddf650.gif]
مرسی عزیزم
خب بهار خانم من زيادي اذيتت نميكنم . هميشه فكر ميكنم خواستگار سابقت ميخواست چكار كنه كه انقد آشفته بودي؟
برامون تعريف كن.
تقریبا تو پاسخ فرهنگ گفتم
الان هم نگراني يا بهتر شدي؟
بهتر شدم اما هنوز نگرانم
ممنونم گلنوش عزیز
بهار.زندگی (سه شنبه 10 مرداد 91)
تشکرشده 4,874 در 1,141 پست
1-فكر كنم شما شاغل بودين.مگه بيكار شدين؟چرا؟
2-اگر بهتون یه بلیط رفت و برگشت بدن که خودتون میتونید مقصد رو مشخص کنید کجا رو انتخاب میکنید؟و چرا؟
3-معيارات براي ازدواج؟
4-اگر همسر آيندت تحت شرايطي ازت بخواد بعد از عروسي تو خونه پدر و مادرش زندگي كنين قبول ميكني؟
5-چه چيزي سبب شد تا تصميم به عضويت در تالار بگيري؟
6_دليل انتخاب نام كاربريت؟
راستي بهار اواتارت رو خيلي دوست دارم
گلنوش67 (یکشنبه 28 اسفند 90)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
سری قبل که جواب چندتا پست رو با هم دادم انقد قر و قاطی شد پوستم کنده شد پس از این به بعد یکی یکی جواب میدم.
نوشته اصلی توسط گلنوش67
نوشته اصلی توسط پاییزان2
بهار.زندگی (سه شنبه 10 مرداد 91)
تشکرشده 6,121 در 1,114 پست
من یه معذرت خواهی از شایانای عزیز باید کنم
شایانا جان یادم رفت بهت بگم دختر مهربون ،گفت چند روز فرصت نمی کنه به بقیه سوالات جواب بده ولی بعدش می اد جواب می ده .
راستی دختر مهربون کجایی،بازم ازت سوال شده عزیزم !
بهار66
بهار جان نگاش کن چه کودک خوشگلی دارم سمت چپی هم تویی سمت راستی هم بهار.شادینوشته اصلی توسط بهار66
خدایی پسر بچه من خوشگل تره
خیلی دلم می خواد ادبش کنم ادای پسرارو در نیاره ولی دلم نمی اد :(
بهار جان خواستگاری که دنبالشون گشتی پیدا نکردی
یکیش همون لکنت زبانیه بود
اون یکی هم الان می فرستم
1.اگر کسی بیاد خواستگاریت که همه شرایطش ایده ال باشه ولی ادم جذابی نباشه ،ردش می کنی؟
2.بهار جون نمی دونم چرا همین جوری فکر می کردم مغرور باشی از لحن تایپت !یا از چی !واقعا نمی دونم.حالا بارزترین خصوصیات اخلاقی که دوستات یا خانوادت بهت نسبت می دن چیه؟
نازنین آریایی (چهارشنبه 05 بهمن 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)