به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 20 از 70 نخستنخست ... 101112131415161718192021222324252627282930405060 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 191 تا 200 , از مجموع 691

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    به نام خدا

    چند روزیه می خوام که بیام همدردی وپست بگذارم ما یه چیزی مانعم می شه ، نمی دونم خجالته یا غرور.

    از وقتی مدیر همدردی آن پست آخر را در تاپیک آلاچیق گذاشت ، خیلی با خودم در گیر شدم.

    توی تصویر ذهنی اکثر دوستان اشاره به این مورد داشتند که در روابطم با دیگران مخصوصا نامحرم از یک اصولی پیروی میکنم.

    شاید به خودم مغرور شدم و اینکه هیچ وقت از این بابت نگرانی نخواهم داشت.

    اما متوجه شدم کافیه از نقطه صفر رد بشیم ، به مرو همه معادلات به هم می ریزه ، همین طور که الان که پست هام رو توی آلاچیق می خونم ، از خودم خجالت می کشم . که این ادبیات من در یک جمعی که نامحرم هم هست نبود.

    با فرشته مهربان صحبت کردم ، و از اینکه نمی تونم دیگه به همدردی برم ، یه جوری که هم غرورم خدشه دار شده هم خجالت می کشم .

    اتفاقا ایشون هم با نظر مدیر هم نظر بودند از اونجایی که اونها کارشناس هستند و از بیرون نگاه می کنند ، راحت تر متوجه یک سری از ایرادات می شوند اینکه خودشون فضای ایجاد تاپیک های خیانت و... را در عمومی بسته اند چگونه می شود که در تاپیک کل کل بستر رو برای اتفاقات ناخوشایند باز گذاشته اند.

    فاجعه های زندگی از همین بی احتیاطی های کوچک رقم می خوره. پس باید بیشتر مراقب خودمون باشیم.

    هر کسی می تونه مرتکب خطا بشه ، مهم اول پذیرشه وبعد از اون مراقبته .

    اولش با احساس خیلی بدی شروع کردم به نوشتن ، اما الان احساس سبکی دارم.

    اول از خودم عذر خواهی می کنم سپس از سایر دوستان .

  2. 15 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    ammin (شنبه 04 شهریور 96), Eram (شنبه 04 شهریور 96), m.reza91 (سه شنبه 07 شهریور 96), miss seven (شنبه 04 شهریور 96), mohamad.reza164 (شنبه 04 شهریور 96), nasimmng (شنبه 04 شهریور 96), sia518 (شنبه 04 شهریور 96), tavalode arezoo (شنبه 04 شهریور 96), فرشته اردیبهشت (شنبه 04 شهریور 96), گیسو کمند (سه شنبه 07 شهریور 96), نیکیا (سه شنبه 07 شهریور 96), بالهای صداقت (دوشنبه 06 شهریور 96), باغبان (شنبه 04 شهریور 96), شمیم الزهرا (پنجشنبه 09 شهریور 96), صبا_2009 (شنبه 04 شهریور 96)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 05 آبان 00 [ 02:20]
    تاریخ عضویت
    1393-4-25
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    17,344
    سطح
    83
    Points: 17,344, Level: 83
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,156

    تشکرشده 742 در 286 پست

    Rep Power
    80
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    به نام خدا

    چند روزیه می خوام که بیام همدردی وپست بگذارم ما یه چیزی مانعم می شه ، نمی دونم خجالته یا غرور.

    از وقتی مدیر همدردی آن پست آخر را در تاپیک آلاچیق گذاشت ، خیلی با خودم در گیر شدم.

    توی تصویر ذهنی اکثر دوستان اشاره به این مورد داشتند که در روابطم با دیگران مخصوصا نامحرم از یک اصولی پیروی میکنم.

    شاید به خودم مغرور شدم و اینکه هیچ وقت از این بابت نگرانی نخواهم داشت.

    اما متوجه شدم کافیه از نقطه صفر رد بشیم ، به مرو همه معادلات به هم می ریزه ، همین طور که الان که پست هام رو توی آلاچیق می خونم ، از خودم خجالت می کشم . که این ادبیات من در یک جمعی که نامحرم هم هست نبود.

    با فرشته مهربان صحبت کردم ، و از اینکه نمی تونم دیگه به همدردی برم ، یه جوری که هم غرورم خدشه دار شده هم خجالت می کشم .

    اتفاقا ایشون هم با نظر مدیر هم نظر بودند از اونجایی که اونها کارشناس هستند و از بیرون نگاه می کنند ، راحت تر متوجه یک سری از ایرادات می شوند اینکه خودشون فضای ایجاد تاپیک های خیانت و... را در عمومی بسته اند چگونه می شود که در تاپیک کل کل بستر رو برای اتفاقات ناخوشایند باز گذاشته اند.

    فاجعه های زندگی از همین بی احتیاطی های کوچک رقم می خوره. پس باید بیشتر مراقب خودمون باشیم.

    هر کسی می تونه مرتکب خطا بشه ، مهم اول پذیرشه وبعد از اون مراقبته .

    اولش با احساس خیلی بدی شروع کردم به نوشتن ، اما الان احساس سبکی دارم.

    اول از خودم عذر خواهی می کنم سپس از سایر دوستان .
    بینهایت جان
    به نظرم لازم نیست کارشناس بود تا ایرادات رو دید فقط کافیه بیرون گود وایساده باشی...
    من خودم پر از عیب و ایرادم و همیشه شما و قاطبه ی کاربران محترم تاپیک کل کل رو از نظر اخلاقی از خودم برتر دیدم... حتی یکبار میخاستم بیام تاپیک بزنم و عنوان تاپیکم این باشه که خانم بی نهایت چطور میتونید انقدر خوب و صبور باشید؟ چه گذشته و اتفاقاتی شاکله ی این صبر رو ایجاد کرده؟
    اما راستش با خوندن تاپیک کل کل نظرم داشت راجع به بچه ی های خوب تالار عوض میشد...
    تاپیکی که راجع به روابط دوستم با استادها و مردهای اقوامش زده بودم یادتونه؟ اون تاپیک منتقل شده به انجمن آزاد اما احتمالا باید یادتون باشه...
    میگفتم مگه همینا نبودن که توی اون تاپیک منو حتی از رابطه با اون دوستم منع میکردن؟ خب خودشون هم که این روابط رو با هم دارن...
    جنس روابطی که دوست من با مردها برقرار میکرد دقیقا شبیه شوخیهای تاپیک کل کل بود وگرنه دوستم نه یه تار موهاش رو کسی تا به حال دیده و نه انگشتش به نامحرمی خورده...
    من اصلا و ابدا قصد جسارت رو ندارم...
    چه بسا اگر من هم توی اون تاپیک شرکت میکردم رشته ی امور از دستم در میرفت
    فقط میخاستم بگم که چقدر تصمیم مدیر راجع به بستن اون تاپیک و چقدر خوشحالم که این پست آخرتون رو خوندم و متوجه شدم تفاوت شما با اون دوستم اینه که هر جا خطا رو متوجه شدند جلوی خطا رو میگیرند و اشتباه رو به انتخاب تبدیل نمیکنند...

    - - - Updated - - -

    من بعد از اینکه این پست رو گذاشتم و یکبار خودم خوندمش حس کردم که ممکنه خوندن این پست برای بعضی از دوستان ناخوشایند باشه و فکر کنن من توهم همه چیز دانی دارم اما متاسفانه دکمه ی ویرایش کار نمیکنه که حذفش کنم
    گزارش کردم که مدیر حذفش کنن
    امیدوارم پیش از اینکه دلخوری پیش بیاد حذف شده باشه

  4. کاربر روبرو از پست مفید نیکیا تشکرکرده است .

    بی نهایت (سه شنبه 07 شهریور 96)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیکیا نمایش پست ها
    فقط میخاستم بگم که چقدر تصمیم مدیر راجع به بستن اون تاپیک
    هانی،

    اتفاقا تصمیم مدیر همدردی جای خوشحالی نداره، هرچند من اعتراضی هم بهش ندارم. و درک می کنم ایشون دلایل خودشون رو دارند، و شاید وقت زیادی هم برای توجیه کردن نداشته باشن. خصوصا با پیش ذهنی که از سال های بحث آزاد همدردی دارند.

    در هر حال، از نظر من نهایتا یه تغییر نام برای اون تاپیک کافی بود. در واقع فقط حذف کلمه ی "کل کل". در کنار یه مقدار صحبت با بچه ها، در مورد اون حکمی که در موردش صحبت شده بود.

    یه صحبت و همفکری خیلی کوتاه برای متوجه کردن بچه های اون تاپیک کاملا کافی بود. حتی نیازی به متقاعد کردن هم نمی شد. چون بیس اعتقادی هممون، حداقل در اون مورد، بی نهایت به هم نزدیکه، یا شاید هم اصلا یکیه.

    بعدش می شد نشست و از تغییر رویکردشون لذت برد.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  6. 6 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    rozaneh (سه شنبه 07 شهریور 96), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 07 شهریور 96), گیسو کمند (سه شنبه 07 شهریور 96), آنیتا123 (سه شنبه 07 شهریور 96), بی نهایت (سه شنبه 07 شهریور 96), صبا_2009 (سه شنبه 07 شهریور 96)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    سلام کسی خبر از کیت کت داره؟

    حالش خوبه؟


    خوشحالم که یاران همدردی باز هم به تالار اومدن و تالار همدردی جون گرفته .

    این جمع و این سبک هرجایی پیدا نمیشه .

    من خیلی فایده ها ازینجا بردم .

    امیدوارم روز به روز کارامدتر و پایدارتر بشه .


  8. 11 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    m.reza91 (سه شنبه 07 شهریور 96), miss seven (سه شنبه 07 شهریور 96), mohamad.reza164 (سه شنبه 07 شهریور 96), rozaneh (سه شنبه 07 شهریور 96), گیسو کمند (سه شنبه 07 شهریور 96), نیکیا (سه شنبه 07 شهریور 96), محیا ناز (سه شنبه 07 شهریور 96), آنیتا123 (سه شنبه 07 شهریور 96), باغبان (سه شنبه 07 شهریور 96), شمیم الزهرا (پنجشنبه 09 شهریور 96), صبا_2009 (سه شنبه 07 شهریور 96)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    مدت طولانی است که فرشته مامان آرام و ساکته و من در حال ورق زدن همدردی .

    تعجب کردم از این همه سکوت ، فرشته مامان درگیر یکی از تجربیات ناب زندگی بود . آشنایی با سبک زندگی یک مگس.

    یه روزی مدیر می گفت ، زندگی شما همینه و فرض کن هیچ تغییری نمی کنه سعی کن ، این میون نفس بکشی و از لحظه های زندگی لذت ببری.

    من که از سیر مطالعاتی طبیعی دختر شش ماهه ام پیرامون آشنایی جدیدش با یک مخلوق خدا ، بسیار لذت بردم.

    پ.ن نظر به پست قبلی ام در این تاپیک ، فقط و فقط بنده عملکرد خودم رو در تاپیک آلاچیق بازنگری کردم و نسبت به آن اعلام ناراضایتی کردم جوری که احساس کردم مدیر خطاب به فقط شخص بنده اون پست رو گذاشتند لذا از سایر دوستانی که در اون تاپیک حضور داشتند اگر با پست قبلی ام موجب ناراحتی شون شدم عذر خواهی می کنم .
    ویرایش توسط بی نهایت : سه شنبه 07 شهریور 96 در ساعت 11:10

  10. 2 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    فرشته اردیبهشت (سه شنبه 07 شهریور 96), نیکیا (سه شنبه 07 شهریور 96)

  11. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیکیا نمایش پست ها
    نمیدونم چرا پستم علیرغم گزارشی که دادم و درخواست حذف کردم هنوز حذف نشده...
    سلام عزیزم

    خب قبول کن سخته آدم پستی که در تایید باورهای خودش هست رو حذف کنه. بعلاوه همه دیگه پستتو خوندیم، و متوجه منظورت هستیم.

    موضوع اینه که بسته شدن ناگهانی تاپیک آلاچیق، با وجود همه ی احترامی که برای مدیر همدردی قائل هستیم، غرور آدم هایی که به این مسائل مقید هستند رو جریحه دار می کنه.

    نیکیا بعضی وقتا هست که آدم می خواد یه چیزی رو بگه، اما نمی گه! منتظر می شه یکی یه چیزی بگه، بعد حرفشو در جواب به اون بزنه. پست قبلی من برای مدیرهمدردی بود، اما خطاب به تو. امیدوارم اینکارم ناراحتت نکرده باشه.

    در مورد دوستت. به نظرم یه تفاوتی با تاپیک آلاچیق هست. اونم اینکه اینجا همه چی محدوده، خیلی محدود. در حد همون پستی که گذاشته می شه. بنابراین ممکنه بعضی تفاوت ها با دنیای واقعی قائل بشیم.

    البته به هرحال یه پتانسیلی هست، ولی خیلی خیلی بیشتر از دنیای واقعی تحت کنترل افراده. اگه بخوام توضیحش بدم، چون یه مطلب کلی رو دارم می گم، اما در عین حال یه تاپیک خاص و دوستانی که این اواخر درش فعال بودن مطرحه، همون ایرادی که به کار مدیر همدردی وارد دیدم، خودم هم انجام دادم. در واقع قبلا هم در همون تاپیک یک مطلب کلی در مورد اثر جنسیت روی جذابیت های ارتباطی نوشتم، و توجه نکردم که اونجا جاش نبود و ممکنه اینطور برداشت بشه که فرد خاصی منظورمه.

    در هر حال من پایه های اون احکام رو درک می کنم، اما این موضوعی نبود که در تاپیک آلاچیق توجهم رو جلب کرده باشه، پس اگه بوده هم کمرنگ بوده. چیزی که توجه من رو جلب کرد این بود که چرا خنده ی زندگیمون رو با هدف قرار دادن زن، مرد، ترک، لر، و غیره تامین می کنیم. خواستم بگم شادی زندگی، اما دیدم این اتفاقا نشونه ی ناشادیه.

    و تاپیک آلاچیق خنده های سالم هم خیلی زیاد داشته. من این اواخر کم پیش میومد که بخونمش، اما اون زمانیکه پدربزرگ و زهره و بقیه بودند، خیلی دوستش داشتم. یا یه پست از محمد 93 هنوزم توی ذهنم مونده. همونیکه مدیرهمدردی و چند نفر دیگه داشتند غرق می شدن و فرهنگ قل قل می کرد.

    بازم حرفای خودم رو خطاب به تو نوشتم؟ انگار آره، اما اینبار دیگه قصدشو نداشتم. به هرحال این مژده رو بهت می دم که دیگه حرفام راجع به آلاچیق تموم شد.

    آخ آخ ساعت چنده؟ یعنی خودمو به spy133 معرفی کنم؟ نه... از پرسشنامه ش گرفتم 44. حالا محض احتیاط یه هفته همدردی نمیام، هرچند می دونم مسئله همدردی نیست، حیاطه! و دو تا موجود نازنین که آخر شب رفتم یه سر بهشون بزنم، اما چند ساعت بازی کردیم، و اگه خوابیده بودم به اندازه الان سرحال نبودم. ولی دیگه قول می دم برم سه ساعت باقیمونده رو بخوابم.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  12. 2 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (چهارشنبه 08 شهریور 96), گیسو کمند (چهارشنبه 08 شهریور 96)

  13. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array
    سلام عزیزان همدردی
    ان شالله همتون سلامت باشین.
    اینکه تونستم با این کاربری بیام چون با کامپیوتر اومدم اما هنوز با گوشی نمیتونم بیام

    دوباره سردرگم شدم... پایان نامم خیلی عقبه، همسرم خیلی اوقات شاکی و ناراضیه و در اون زمان شرایط بدی داریم، کوچولو تمام تایم بیداریش باید پیشش باشم تا اروم باشه، مشکلات رابطه همسرم با خانوادم و لجبازی دو طرف، خستگی از اینهمه فشار، دست تنها بودن تو کار خونه و نگهداری پسرم، نا رضایتی شدیدددد از خودم از اخلاقم از رفتارم از رابطم با خدا، نگرانی از آینده فرزندم در بین این هیاهو....

    دلم تغییر میخواد یک تغییر بزرگ... اما نمیدونم چطوری و از کجا...
    برای دلم دعا کنید
    ویرایش توسط شمیم الزهرا : پنجشنبه 09 شهریور 96 در ساعت 23:36

  14. 9 کاربر از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده اند .

    miss seven (جمعه 10 شهریور 96), mohamad.reza164 (پنجشنبه 09 شهریور 96), paiize (جمعه 10 شهریور 96), فکور (شنبه 11 شهریور 96), فرشته اردیبهشت (شنبه 11 شهریور 96), گیسو کمند (جمعه 10 شهریور 96), باغبان (پنجشنبه 09 شهریور 96), شیدا. (چهارشنبه 15 شهریور 96), صبا_2009 (جمعه 10 شهریور 96)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    دوباره سردرگم شدم... نا رضایتی شدیدددد از خودم از اخلاقم از رفتارم از رابطم با خدا
    سلام شمیم جان عیدت مبارک
    به نظر میاد کمی دچار وسواس شدی .

    رابطه با خدا :
    برای کسی که ساعتها سر سجاده نمازش با خدا حرف میزنه و از مناجات باهاش لذت میبره ، وقتی به هر دلیل مثل کمبود وقت ازین فضا دور میشه ، دلتنگی و احساس نیاز به مناجات و استغاثه و توبه از یک طرف و شرمندگی پیش خدا که چرا وقت نمیزاره هم از طرف دیگه ، باعث کلافگی و نارضایتی از خود میشه

    اما

    شمیم عبادت و تشکر از خدا که فقط این نیست ، حالا که وقتشو نداری انقد به خودت سخت نگیر ، نماز اول وقت و با حضور دل کفایت میکنه اگه واقعا گیر بودی خدا تا قضا نشه ازت میپذیره نماز اول وقت رحمته آخر وقت عفوه.

    همین که از تهه دل بخاطر کوچولوت ازش ممنون باشی عبادته ، وقتی داره شیر میخوره یا میخوابه به عظمت خدا فکر کنی و ناتوانی خودت عبادته ، کمک به دیگران هرچند کوچیک باشه ، با اینا راضی شو فعلا. به قول خواهرم میگفت ما نفهمیدیم بالاترین عبادت چیه ، توی هر محله ای یه بیلبورد زدن با یه جمله متفاوت یکی نوشته نماز اول وقت بالاترین عبادته ، یکی نوشته علم آموزی یکی احترام به بزرگتر محبت به پدر و مادر ، دستگیری از ضعیف و... ولی خوب همشون عبادتن و خوبم هستن .
    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    دست تنها بودن تو کار خونه و نگهداری پسرم

    دلم تغییر میخواد یک تغییر بزرگ... اما نمیدونم چطوری و از کجا...
    برای دلم دعا کنید
    معلومه که خیلی سرت شلوغ شده و وقت کم میاری خیلی سخته و خسته کننده است

    کار خونه :
    توی محلتون آگهی بده یا توی روزنامه که یه خانم تمیز و خونه دار وقتی خودت خونه ای هرروز 3-4ساعت بیاد واست نظافت کنه و حتی غذاتو بپزه ،
    اولش سخته ولی بعدش خودش یاد میگیره بدون اینکه تو بگی کارارو انجام بده ، لباسارو بندازه لباسشویی ببره پهن جمع کنه ، جارو و گردگیری و سرویس بهداشتی و..

    میدونی به همین راحتی چقدر کارت سبک تر میشه و به آرامش میرسی ، این آرامش رو به فرزندت و همسرت و خونه ات هم برمیگردونی متقابلا این اضطرابی که الان داری هم داری منتقل میکنی .

    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    نگرانی از آینده فرزندم در بین این هیاهو....

    نگرانی داره ولی نه تا این حد
    به نظرم کمی وسواستو تعدیل کن.
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !


    ویرایش توسط گیسو کمند : جمعه 10 شهریور 96 در ساعت 01:03

  16. 8 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    miss seven (جمعه 10 شهریور 96), mohamad.reza164 (جمعه 10 شهریور 96), paiize (جمعه 10 شهریور 96), المای (سه شنبه 28 شهریور 96), بی نهایت (جمعه 10 شهریور 96), باغبان (جمعه 10 شهریور 96), شیدا. (چهارشنبه 15 شهریور 96), شمیم الزهرا (سه شنبه 14 شهریور 96)

  17. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام به همگی مخصوصا شمیم الزهرای عزیز که دلم خیلی واست تنگ شده بود مامان مهربون
    نمیتونم زیادبنویسم فقط اینو بگم که تربیت وپرورش فرزندت به نحو احسنت بهترین عبادته...منم حساس شده بودم روی رابطه ام باخدا....نمازم دیرمیشد یاکیفیتش پایین اومده بود ونمیتونستم مثه قبل بعدازنمازبشینم ودعا کنم...
    امابعدش که دراین موردمطالعه کردم دیدم که نه اینجوریاهم نیست...کاری که من دارم میکنم ولسه بچه ام وواسه خونه داری وشوهرداری تواین شرایط خیلی ثوابش بیشتره وخدااینوبیشترمیپسنده...یه روایت هست ازامام خمینی دقیق نمیدونم چیه اما مضمونش این بودکه میگفت حاضره ثواب همه عبادتهاش روعوض کنه باکاری که مادربچه هاش واسه رشد وتربیت فرزندانش میکرد
    عزیزم تغییرازاین بزرگتردیگه!!!!یه کوچولو اضافه شده به زندگیت که همه مسولیتش باتوئه...بخداخودش سخت ترین شغله...
    بزارکمی بزرگتربشه انگارداری بچه گی های خودتودوباره تجربه میکنی که این یه فرصت فوق العاده ست...قدراین روزهاروبدون...تموم میشه میره...
    دررابطه با همسرت هم اگه خولستی تاپیک بزن تادونه دونه مشکلاتت روباهم دیگه باکمک دوستان اینجا بررسی کنیم
    موفق باشی عزیزم
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  18. 8 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    ammin (شنبه 11 شهریور 96), miss seven (جمعه 10 شهریور 96), sia518 (یکشنبه 12 شهریور 96), فکور (شنبه 11 شهریور 96), بی نهایت (جمعه 10 شهریور 96), باغبان (جمعه 10 شهریور 96), شیدا. (چهارشنبه 15 شهریور 96), شمیم الزهرا (سه شنبه 14 شهریور 96)

  19. #10
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array


    سلام به همه یاران همدردی

    کم کم گرمای طولانی امسال داره رو به خنکی میبره ولی باز مثل کسی که به زور دست و پاش گرفتن دارن میبرنش بیرون ،گاهی دوباره فرار میکنه و برمیگرده

    یک خبر واتفاق خیلی خوب در زندگیم پیش اومده که هنوز خودم هم باور نمیکنم شاید در حد یک معجزه تا چند روز دیگه کاملا مطمئن میشم

    دعا کنید راست باشه

    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  20. 13 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    m.reza91 (چهارشنبه 15 شهریور 96), miss seven (شنبه 11 شهریور 96), mohamad.reza164 (شنبه 11 شهریور 96), paiize (سه شنبه 14 شهریور 96), sia518 (یکشنبه 12 شهریور 96), فکور (شنبه 11 شهریور 96), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 14 شهریور 96), نیلوفر:-) (دوشنبه 13 شهریور 96), مهرااد (شنبه 11 شهریور 96), باغبان (شنبه 11 شهریور 96), شیدا. (چهارشنبه 15 شهریور 96), شمیم الزهرا (سه شنبه 14 شهریور 96), صبا_2009 (شنبه 11 شهریور 96)


 
صفحه 20 از 70 نخستنخست ... 101112131415161718192021222324252627282930405060 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.