به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 20 از 23 نخستنخست ... 1011121314151617181920212223 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 191 تا 200 , از مجموع 229

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    آقای m25tehگرامی
    ببخشید اگه صحبتهای بنده خیلی منظور بنده را واضح بیان نکردند. من به هیچ وجه! دقت کنید به هیچ وجه قصدم این نبود که بگویم قبلا خانوم را مقصر میدانستم و حالا شما را. از اینکه گفتم از نظرات پارسال ام متاسفم علتش این بود که 1. اولا حتی مشاوران هم خیلی با قطعیت نمیتوانند نظر بدهند مگر اینکه حرفهای صادقانه هر دو طرف را بشنوند و نه فقط یکطرف 2. ثانیا امثال بی دل آنهم بر اساس صحبتهای خلاصه پارسال شما چرا باید برای یک زندگی حکم صادر کنند.
    به هر حال بارها در این تالار عنوان شده که اعضایی که برای دریافت مشاوره و همدردی میآیند خیلی مواقع در لحظات بحران و سر دو راهی انتخاب به اینجا می آیند و در شرایط بد روحی هستند که هر صحبت و راهکاری که ما میدهیم چه درست چه غلط میتواند سرنوشت یک زندگی را تغییر بدهد.
    از همین رو واقعا دلم نمیخواهد با نظرات اشتباهم زندگی برادر عزیزی همچون شما را مشکل دار تر کنم. برای همین و از آنجا که احترام خاصی برای شما و زندگیتان قائل هستم و از صمیم قلب مشکلتان را میفهمم و میفهمم که هر بار جزییات را مینویسید چقدر خودتان هم ناراحت میشوید، میخواهم که ترتیبی اتخاذ کنید تا با خانمتان پیش یک مشاور حاذق بروید (همان که گل مریم عزیز هم اشاره کردند) تا بر اساس حرفهای هر دوی شما اشکالات را به شما و خانمتان گوشزد کنند. خوب از اونجا به بعد میشه دیگه تصمیم گرفت ماندن یا جدایی را.
    از قدیم گفتن آدم یکطرفه پیش قاضی بره راضی هم بر میگرده. اینکه من و دیگران بگوییم کل خانواده خانوم شما مقصر اصلی این ماجرا هستند و شما را بیشتر ترغیب به طلاق کنیم دودش توی چشم کی میره؟
    من فقط نخواستم که باعث از هم پاشیدن یک زندگی بشم اگر آن زندگی یک درصد احتمال جوش خوردن و خوشبخت کردن شما رو داشته باشه.
    براتون آرزوی توفیق دارم

  2. 2 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (جمعه 24 دی 89)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    به نام خدا
    بسیار متشکرم که برای این حقیر دعا میکنید و به فکر این برادر کوچیک خودتون هستید
    البته یه جمله ای اون بالا بود که نوشته بود : بسیار فکر کردن به سختی های گذشته ، بردگی می آورد .

    من هم قبول دارم که باید تشریف ببریم مشاوره و مسائل رو اونجا بگیم و احتمال قوی هم همینطور خواهد شد اما نکته قابل تامل این هست که باید دید خانم بنده چطور برخورد میکنه ؟! توی این یک سال چه تغیراتی ایشون داشته و چه چیزی از اینده میخواد .
    من اینجا نوشتم برای اینکه خودم رو نجات بدم از تصمیمات غلط و هنوز هم حاضرم اگر خانم بنده تمایل به ادامه زندگی نشون بده دوباره به زندگی ادامه بدم و البته با حفظ حق و حقوق خودم و حق و حقوق ایشون رو هم برقرار کنم و به زندگی مرده ای چون این زندگی جانی تازه بدم .
    ولیکن این شرطش اینه که طرف مقابل هم سرش به سنگ خورده باشه و قصدش زندگی کردن باشه نه اینکه با اجرا گذاشتن نفقه و مهریه بخواد حال من رو بیشتر بگیره و انتقام بگیره برای چیزی که وجود نداشته .
    روز چهارشنبه جلسه الزام به تمکین خانم هست و باید دید توی اون جلسه چه میگذره و البته فکر میکنم تکلیف رو روشن کنه که خانم تمایل به بازگشت داره یا نداره .

    از تمامی دوستان هم ممنونم . مطمئن باشید که من شخصی نیستم که بتونم با دروغ یک عمر زندگی کنم و تازه برم اون دنیا توی اخرت رودرروی خالق خودم بگم دروغ گفتم برای همین سعی کردم چیزی که یادم نمیاد رو حتی اگه به ضرر خودم هست نگم و میدونم که خیلی بچگی کردم و خیلی اشتباهات داشتم و عین این فیلم ها سرخود خواستم مدیریت کنم درحالی که هر چیزی قانون و راه و روش خودش رو داره و نباید تکی برای مسائل تصمیم میگرفتم .
    درس بزرگی بود که برای هر کاری با اهل فن مشورت کنم و تصمیم بگیرم .
    باز هم از محبت شما ممنون و لطفا به سئوالم جواب بدین . متشکرم .
    یه سئوال در مورد جلسه تمکین دارم که چه چیزهایی پرسیده میشه و چه چیزهایی گفته میشه ، اصلا چی هست و در چه صورتی حق تمکین رو به مرد نمیدن و رای به نفع زن صادر میشه ؟
    خدانگهدار

  4. کاربر روبرو از پست مفید m25teh تشکرکرده است .

    m25teh (جمعه 24 دی 89)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    به نظر من هم حرفهای فلګ درسته.
    ایشون به زور با شما ازدواج کردند و تمام برنامه ها و فیلمها و شرطها و قول و قرارهاشون هم برای این بوده که بتونن برګردند خونه پدریشون.
    تعجب می کنم که این همه انکار ایشون را و به قول فلګ آلارم ها را می دید و باز ادامه می دادید.
    قبل از ازدواج نتونست خانواده اش را راضی کنند که نه. شما را قربانی کرد که برګرده و منتظر عشقش باشه!!
    فقط حواست باشه از نظر حقوقی کم نیاری و نبازی.

    ببینید به قول خودتون باید با اهل فن و تخصص مشورت کنید.
    اون قسمت اشتباه کردید و الان دارید عواقبش را می بینید. این جا را بیشتر احتیاط کنید.
    اګر امکانش هست وکیل بګیرید.
    یا حداقل سایتی، چیزی را برای مشاوره حقوقی پیدا کنید و با دست پر و اطمینان برید دنبال مسایل حقوقیتون.

    موفق باشید.

  6. 3 کاربر از پست مفید بهشت تشکرکرده اند .

    بهشت (چهارشنبه 22 دی 89)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    و دوست عزیز در دنباله حرفهای بهشت عزیز
    حتی اگر ایشون عشقی داشته باشه و
    حتی اگر خدایی نکرده بعد از این که از شما جدا شد به عشقش بپیونده
    ایشون مشکلات رفتاری زیادی داره که ادامه زندگی توام با خوشبختی رو برای ایشون غیر ممکن خواهد کرد
    The Happiness of Your Life Depends on The Quality of Your Thoughts

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  8. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    به نام خدا
    سلام به خواهران و برادران عزيز
    امروز صبح رفتم دادگاه و منتظر شدم تا خانم بنده هم بياد و جلسه برگزار بشه
    اما ايشون نيومد دادگاه و حكم موقتا به نفع من صادر شد تا طي يك ماه اينده اگه ايشون اعتراض زد دوباره دادگاهي ديگه برگزار بشه كه در واقع بازي دادن من هست و مشخص هست كه ايشون داره بازي در مياره . چرا كه اگه آدمي دليل محكمه پسند داشته باشه از حضور كه نميترسه ؟ اتفاقا مياد و حقش رو طلب ميكنه .
    خواستم خبر داده باشم و البته خيلي دلم گرفته نميدونم چه به سرم مياد و چي خواهد شد .
    كسي هست كه روشي بلد باشه كه من بتونم خودم رو كنترل كنم و دل به زندگي بدم ؟ خيلي سرد شدم اصلا استرس دارم ، نميدونم فكرم كار نميكنه
    نميخوام قضاوت كنيد فقط چند راه حل براي آرامشم بديد
    ممنونم
    منتظرم

  9. 2 کاربر از پست مفید m25teh تشکرکرده اند .

    m25teh (شنبه 25 دی 89)

  10. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    برادر گرامی! درکتون میکنم و خیلی از مسائل پیش آمده برای زندگیتان متاسفم.
    به نظرم میرسه که یه صحبتی با خانمتون بکنید و ازش بخواید که برید پیش مشاور. اینجوری زودتر از بلاتکلیفی در میاید. با ایشون جر و بحث نکنید. بگید هر چی مشاور بکه. بگید من میخوام بدونم اگرم حق با شما باشه و من مقصر باشم و اشکال از من باشه، اصلاح بشم. اینطوری راه باز میشه برای دیدن و صحبت کردن که البته بهتره با راهنمایی مشاور جلو بره که دوباره به خطا نیافتید.
    این خیلی میتونه به آرامشتون فکر کنه چون از بلاتکلیفی درتون میاره. فعلا به اینکه رفت دادگاه یا امروز نیومد و اینا فکر نکنید. اتفاقا همین که نیومده نشانه خوبی میتونه باشه.
    برای آرامش این لحظتون هم میتونم توصیه کنم بشینید سر نماز و کمی با خدا ارتباط نزدیک و خالصانه برقرار کنید. قرآن خوندن هم روشیه که من همیشه ازش کمک میگیرم. امیدوارم که خدا خودش بهترین راه رو پیش پاتون بذاره.
    التماس دعا

    آیکون ویرایش کجا رفته؟ چرا نمیتونم ویراش کنم. متنم اشکال تایپی داره! ببخشید.

  11. 2 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (سه شنبه 28 دی 89)

  12. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    سلام،

    با پیشنهاد دوستان برای مشاوره موافقم اما الان وقتش نیست!

    شما اجازه بده این دادگاه‌ها تموم بشه و حکم‌ها صادر بشه، ببین طرز فکر ایشون به چه صورت هست و آیا اصلا تمایلی به زندگی‌ با شما دارد یا نه؟

    بعد برای رفتن به مشاوره میتونین اقدام کنین!

    راستش به نظر من، شما الان این همه قدم برداشتی برای زندگی‌ با ایشون الان وقتشه که ایشون قدمی‌ برای زندگی‌ با شما برداره!

    کسی‌ که باید پیشنهاد رفتن پیش مشاوره بده شما نیستی‌ ایشون هست! که در حقیقت باید به شما ثابت کنه تمایل زندگی‌ کردن با شما رو داره!

    الان هم که کار به اینجا کشیده مراقب باش تا تنها به خاطر رابطه جنسی‌ که با هم داشتین نخواد با شما زندگی‌ کنه!

    اگر تمایل به زندگی‌ با شما داشت باید از ایشون تضمین بگیری که واقعا به شما علاقه مند شده و به خاطر خود شما می‌خواد با شما زندگی‌ کنه!

    فراموش نکن، اگر نمیخواهی این درد سر‌ها تکرار شود و واقعا میخواهی‌ زندگی‌ کنی‌، باید از جانب او اطمینان پیدا کنی‌!

    اگر این اطمینان را پیدا نکردی، حالا که کار به اینجا رسیده، جدایی راه حل بهتری هست!

    در مورد وضعیت حال حاضرت، میدونی‌ که دوستی‌ داشتم و دقیقا همین مساله شما با همین شرط شروطی که دختر خانوم برا شما اجرا کردن برای ایشون هم پیش اومد،

    ایشون جدا شد! و پارسال، به خواستگاری یک دختر خانوم رفت، اتفاقا به این مساله هم اشاره کرد که چنین مشکلی‌ براش پیش اومده!

    الان ازدواج کردن و واقعا خوشبختن!

    منظورم این هست که حالا که کار به اینجا رسیده لزومی نداره شما برای نگاه داشتن این زندگی‌ خیلی‌ تلاشی بکنی‌، شما تلاش‌هات رو کردی،

    الان وقتش هست که این دختر خانوم قدمی‌ برای بهبود این رابطه برداره!

    و ضمنا زندگی‌ برای شما تموم نشده! میتونی‌ ازدواج کنی‌ و ازدواج موفق هم داشته باشی‌!

    درست مثل دوست من که الان واقعا خدا رو شکر میکنه که خدا کمکش کرد تا از شر چنین ازدواج غلطی خلاص بشه!

    موفق باشی‌،

    کامران

  13. 5 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (سه شنبه 28 دی 89)

  14. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    آقای محترم،
    از اینکه تاپیکتون را تا رسیدن به سرانجام ( انشالله که هرچه خیره پیش می آد ) ادامه می دهید خیلی متشکرم. چون به من به شخصه کمک می کنه تا یاد بگیرم و بدونم سرانجام چه مسایلی به چه شکلی است یا کجای راه اگر قدم دیگه ای برداشته می شد مسیر عوض می شد و ...
    در مورد بعضی از تاپیک ها واقعا مشتاقم بدونم که بعد چی شد یا به کجا رسید و کدوم راه حل یا نظر دوستان جواب بهتری داد و ...

    در مورد همسرتون، ایشون اگه یه مدت توی خونه ی پدرشون بمونن و به اشتباهات خودشون و زندگیتون بیشتر فکر کنند شاید تصمیم درستی بگیرند. اینکه به خودتون هم گفتند که عشق نافرجامی داشتند و ... درست. اما الان خودش هم می دونه که با این شرایط برگشتن به اون عشق تقریبا ناممکنه یا عاقبت خوشی نداره. اون فقط یک خیال بچگانه بوده که ازدواج می کنم و سریع طلاق می گیرم و بعد بدون نیاز به اجازه پدر ... الان حدود دو سال از موضوع می گذره و خانمتون بزرگتر و عاقلتر شده اند. این مدت دوری از شما و زندگیش هم کم کم ایشون را سرعقل می آره. پس بذار خوب فکر کنه. زیاد به دست و پاش نپیچ و کاری به کارش نداشته باش. کارهای قانونیت را بکن که اگه لازم شد مدرک داشته باشی، به موقع دادگاهت را برو. قضیه تمکین و غیره را دنبال کن و ...
    نیامدن امروزشون هم نشون می ده که یه قدم عقب رفتن و شاید دارن فکر می کنن.

    الان هم که فصل امتحانات و ... است. فعلا بچسب به دانشگاهت و فکر هیچی را نکن.

  15. 3 کاربر از پست مفید بهشت تشکرکرده اند .

    بهشت (سه شنبه 28 دی 89)

  16. #9
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    به نام خدا
    سلام به خانواده همدردي
    دوستان عزيزم نظراتتون رو خوندم و ممنونم بابت كمك هاتون
    بنده همزمان با گفتگوهايي كه در اينجا داشتم با وكيل هاي مختلف هم صحبت ميكردم و نظرات اونها رو هم مي شنديم.
    نكته جالب اينجاست كه نظراتي كه اينجا مطرح ميشه دقيقا برعكس نظراتي هست كه در مسئله حقوقي مطرح ميشه مثلا وقتي با يك وكيل صحبت ميكني كه خانمم از من شكايت كرده كه از منزل اخراجش كردم و ترك انفاق كردم ميگه اون خانم قصد زندگي نداره و هدفش اينه كه به بهانه عسر و حرج از شما طلاق بگيره و وقتي ميگي بابا مگه الكي هست به راحتي ميگه خيلي ها دنبال اين روش هستند و بعضي هم موفق ميشن .
    از طرفي اينجا دائما به مشاوره رفتن و دوستي و صلح تشويق ميشند افراد .
    به نظر اين حقير تا اينجاي كار هيچ مشكلي نداره ولي بهتر نيست كه اين دو گروه مشاورين به همديگه متصل بشند و نه اينكه در مقابل هم باشند ؟
    دوست عزيزم كوروش و چند تن ديگه از بزرگواران فرمودند كه بريم به مشاوره ! عزيزان دل دقت كنيد كه همين الان اگه بتونن من رو ميندازن زندان و حتي طلاق يكجانبه ميگيرن . درسته كه نجات يك زندگي مشترك خيلي خوب هست و واقعا هنر بزرگي محسوب ميشه اما الان ديگه بحث مشترك نيست و كاملا مشخص هست كه طرف طبق هدفي كه قبلا داشت داره مسير رو طي ميكنه و هيچ چيز ديگه اي جز راحتي نميخواد .
    علت غيبت رو نميدونم ولي چرا بايد در جلسه دادگاه تمكين كه از طرف من درخواست تشكيل داده شده غيبت كنه ؟ به نظر وكلا دو هدف وجود داره : اولي اينه كه يا كلا همه چيز رو به تن خريده و حوصله هيچي جز طلاق رو نداره ؟ و دومي اينه كه اين بنده خدا يه وكيل ابر قدرت گرفته تا به هر قيمت ممكن اين دعوايي كه راه انداخته رو برنده بشه و حتي حق طلاق رو بگيره دستش و انقدر به اين وكيلش ايمان داره كه حاضر به حضور در جلسه تمكين من نشده .
    به گفته يكي از همين وكلا تا زماني كه اين دادگاه شكايت خانم بنده نتيجه اش نيومده ايشون حتي خدا رو بنده نيست و طوري برخورد خواهد كرد كه انگار او برنده مطلق و من بازنده مطلق هستم .
    اما در صورتي كه ايشون دادگاه شكايت خودش رو به هر دليلي نتونه موفق بشه نه تنها از موضع خودش كوتاه خواهد اومد بلكه مسير حركت ما تغيير خواهد كرد و همه چيز عليه ايشون خواهد شد .
    *****
    دوستان عزيزم ، من از دادگاه رفتن خيلي ميترسم و به شدت استرس وحشتناكي ميگيرم وقتي ميرم دادگاه ، به وكيلي همين قضيه رو گفتم گفت چاره اش اينه كه نترسي همين اما بازم نشد .
    يكي از دلايلي كه خيلي من رو در زير فشار قرار ميده و آشفته ام ميكنه اينه كه حق طلاق بيفته دست خانمم و گيج و منگ اين وسط بمونم با يه مهريه 100 ميليوني .

    ***
    نكته ديگه اينه كه اين مشكلي كه من در اون هستم به هيچ عنوان قابل درك نيست و تنها خودم هستم و خودم و حالا با دروغي كه اين خانم ادعا ميكنه و ميگه من انداختمش بيرون در حالي كه خودش ترك منزل كرد و پدرش هم برده ، تنها موندم و هيچ كاري هم از دستم بر نمياد ، همه ميگن كسي كه رفته اين اقدام رو كرده حتما مشاوره هاي حقوقي گرفته و با اطلاع كامل اقدام به اين كار كرده و حتما براي خودش شاهدي هم دست و پا كرده و آماده و حاضر هست تا روز دادگاه برسه ! كه البته با اين حساب بنده هيچ كاري از دستم بر نمياد و بايد بدون قيد و شرط اين زندگي رو تقديم كنم . از طرفي وكيلي كه باهاش در تماس هستم ميگه اگه اين قضيه بود كه تا حالا همه زنا طلاق گرفته بودن و به راحتي همه چيز تموم ميشد مگر الكي هست كه ادعا كنه و به راحتي طلاق بگيره .

    ***
    با همه اين وجود كه تمركز كردن در اين شرايط سخت هست و با توجه به كارم كه طراحي هست و به شدت نياز به تمركز و اعصاب آروم داره و حتي درس خوندن براي امتحان من اين كار رو كردم و دارم زندگي ميكنم حتي اگه روز دادگاه اخرين روز زندگي آرام من باشه .
    از 6 امتحاني كه داشتم 5 تا رو دادم و هفته بعد اخري رو ميدم و انشالله تمام ميشه و البته فكر ميكنم نمرات خيلي خوبي هم گرفته باشم .
    كارمم هم به لطف خدا روز به روز بيشتر مشتري مياد و با توجه به برخورد و شناختشون به صورت دائمي مشتري ميشند و حتي وقتي دانشگاه هستم سفارش دريافت ميكنم كه اين خودش برام خيلي شيرينه اما همين رو وقتي فكر ميكنم بخاطر زندان از دست ميدم ناراحت ام ميكنه .

    من مطمئنم اين يك كمك خدايي بود كه با اين سايت آشنا شدم و از همون روز اول كه رفت مستقيم به اينجا هدايت شدم و با اون اوضاع آشفته ديروز به امروز رسيدم .هر چند با اين مشكلات موجود سخت هست ولي مطمئنم سال بعد اين موقع اوضاع از ايني كه هست بهتر خواهد بود و حداقل تكليف كاملا روشن شده و چه بسا كه دو برابر امروز پيشرفت كرده باشم و از كمك شما دوستانم مجددا تشكر و قدر داني ميكنم .

    درد دلي بود با خانواده همدردي ام
    شاد باشيد
    يامولاعلي

    راستي يادم رفت ، دقت ميكنيد چقدر ذهنم آشفته هست و چقدر مورد هجوم افكار اگر و اما و اينطوري ميشه و اونطوري ميشه شدم ؟
    بچه ها من حتي به خودكشي و راحت شدن از زير اين فشار براي چند لحظه فكر كردم و فقط ترس از خدا دليل انصراف من از اين مورد بود.
    نميدونم شايد خيلي كودك هستم و رشد لازم رو نداشتم و آماده براي شوهر بودن نبودم
    اما واقعا انتظار اين غافلگيري رو بعد از ازدواج نداشتم و نميدونستم كه بجاي بگو بخند بايد توي دادگاه ها براي نجات خودم از زندان بدوم .
    برام دعا كنيد . يا مولا

  17. 3 کاربر از پست مفید m25teh تشکرکرده اند .

    m25teh (سه شنبه 28 دی 89)

  18. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    سلام

    من که قبلا هم به شما ګفتم. بسته به هدف دو راه داریم. هدف اونها طلاق بوده از اول هم مدارک لازم را سعی کردند جمع کنند و مسیر لازم را برند. هدف شما زندګی بوده، مسیر دیګه ای را رفتید. یکی دنبال وکیل حقوقی بوده و دیګری دنبال مشاور خانواده.

    اما اصلا ترس نداره. متاسفانه یا خوشبختانه قانون خیلی به نفع شما آقایون نوشته شده. نترس. امکان این که ایشون بتونه ثابت کنه شما بیرونش کردی وجود نداره. مګر اینکه واقعا این اتفاق افتاده باشه و ایشون مدارک و شواهدی واسه این قضیه داشته باشند.
    آیا مدرکی از پزشکی قانونی دال بر آثار ضرب و شتم از شما دارند؟ یا مثلا مدارکی از کلانتری محل و ؟؟؟

    ایشون الان وکیل ګرفته. وکیلش هم که بهش نمی ګه شاید ما نتونیم خودمون را ثابت کنیم. بهش می ګه این مسیر را برو انشالله که به نتیجه می رسیم. طبق برنامه ی ایشون داره پيش می ره. وکیلش هم امیدواره که بتونه در دادګاه نظر قاضی را جلب کنه. پس فعلا دارند مسیری را می رند که امیدوارند جواب بده. همانطور که خودت ګفتی و وکیلت هم بهت ګفته. اما احتمال اینکه بتونن ثابت کنند کمه. چه جوری می خواد ثابت کنه که شما بیرونش کردی؟؟ شهادت والدین و خانواده اش که پذیرفته نیست. کی را می خواد ببره دادګاه؟

    نترس برادر من. انشالله که هر چی خیره و حقه پيش می آد.
    در مورد مهریه هم چه طلاق بګیرید چه نګیرید حقشه. چرا قول صد میلیون دادی؟؟ اګه برګرده و بګه مهریه ام را میخوام چی؟؟

  19. کاربر روبرو از پست مفید بهشت تشکرکرده است .

    بهشت (سه شنبه 28 دی 89)


 
صفحه 20 از 23 نخستنخست ... 1011121314151617181920212223 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.