وقتی برای مثال صداقت رو نوشتی 10 یعنی همون بیست.عالی...
نمره های من نهایتش 10 بود و منظورم از 10 همون بیست.
مي دونستم شيدا جونم
مي خواستم سربه سرت بذارم!
آخه مدتيه نتونستم سربه سر آقاي تسوكه بذارم، خيلي ناراحتم. احساس ميكنم "سربه سرگذاري" خونم كم شده گفتم بذار يكي ديگه رو پيداكنم كه باجنبه باشه.
4- یاسا وقتی دلتنگ می شه چی کار می کنه؟
اگر پاركي يا طبيعتي در اطرافم باشه ميرم اونجا، اگر نشد واسه ي خدا نامه مي نويسم اگر باز هم آروم نشدم زنگ ميزنم به دوستام!
5- خدای خودت رو تو یه جمله توصیف کن.
خداي من نيمي ست از وجود خودم ! ولي من ديري است كه تن شسته نشده ام رو زير هزاران گرد مخفي كرده ام، گردهاي قهوه اي "روزمرگي".
6- چقدر با خدا خلوت می کنی؟
نمي تونم بگم زياد! ولي كاش زياد بود
7- رویای یاسا چیه؟
در حالي بميرم كه همه ي اطرافيانم و از همه مهترم خودم از زندگيم راضي بوده باشم و درحالي به اون دنيا قدم بردارم كه خدا ازم راضي باشه.
8- بزرگترین آرزویی که بهش رسیدی؟
من به هيچ كدوم از آرزوهام نرسيدم
9- بهترین خاطره ت از دنیای مجازی؟
روزهايي كه ما دخترها تو گروهمون يكي ميشديم و باپسرها كل كل مي كرديم
10- بهترین هدیه ای که تا به حال گرفتی...
(قبلا گفتم) سال اول دبيرستان به عنوان يكي از بهترين شاگردها توسط وزيرآموزش و پرورش وقت تقدير شدم و تعدادي جايزه گرفتم (سكه، قرآن،دايره المعارف و ...)
موفق باشی
شما هم!
علاقه مندی ها (Bookmarks)