سلام
جریان این افتابه چیه ؟!
کی با یخ به پدربزرگ آفتابه داده ؟!!
کی کلاهش افتاده نادیا برداشته برای خودش ؟!
اره واقعا گل کاغذی عزیز !
هوای تهران بسی بارانیست و سرد !
دوستان عزیز
امدم اینجا یه پست تو پ بذارم براتون !
از انجایی که برای بار دوم بنده به دلیل وبگردی !! در همدردی غذای منزل رو سوزوندم تصمیم گرفتم در این باره اموزشی بدم .
هم برای دفعات بعدی خودم خوبه ! و هم برای شما !!
ایندوفعه غذای مذکور و یا بهتره بگه میان وعده مذکور کدوی حلوایی میباشد !
خب آماده اید؟
شروع میکنیم !
شما در همدردی هستید و مشغول ارسال پست !
حالا کمی بوی ناجور (از دست این ذهنهای منحرف شما !!) بابا جان بوی ناجور یعنی بوی سوختگی !!!
حالا کمی بوی ناجور به مشامتان میخورد !
بدون استثنا و فکر کردن سریع میگیویید :
بازهم مادر همسر محترم غذاش رو سوزوند !!!
اینجا کمی لبخند خبیثانه داشته باشید اشکالی نداره !!
بو بیشتر میشه و شما هم انکار میکنید.
هرچه بو بیشتر میشه درجه انکاریت شما هم بیشتر میشه !!
تا اینکه دود کمرنگ مشکی رنگی رو در فضای منزل مشاهده میکنید !
بازهم یک دو تا جمله دل خنک کن به مارد همسر میگید .مثل نمونه:
آخیش ! به من میگه عروس دست و پا چلفتی ! دلم خنک شد !
و جملاتی از این قبیل .
با دیدن دود سیاه کمی به خودتان میایید اما سمت اشپزخانه نمیرید ! (به دلیل حفظ غرورو ....)
تا اینکه یه لحظه خودتون رو در حالسابیدن قابلمه ته گرفته میبید و دلتون برای خودتون میسوزنه !!
در این لحظه به سرعت به سمت اشپزخانه میدوید و زیر گاز رو خاموش میکنید.
کم کم کار ما شروع میشه.اینجا باید شتاب زده عمل کنید.
قابلمه رو بگیرید و پرت کنید توی سینک !
داد و بیداد و کنید و شلوغ کنید جو منزل رو !
از این جملات استفاده کنید :
بابا چند بار بگم این گاز رو درست کن !
اینا هم که قابلمه نیستن.نازک و به دردنخورن !
چقدر کیفیت مواد غذایی امده پاییین ! کدو حلوایی هم کدو حلوایی های قدیم !
ادامه دارد...








بهم میاد نه!!!


اونورم توی حال و احوال یاران همدردی پاییزان از بارون حرف زده ... بدتر از اون اینه که آواتارش همینوجور بارونیه!!!
حالا هی با یه بارون اومدن به آب و هواتون بنازین... 








علاقه مندی ها (Bookmarks)