دقيقا اون چيزي که من ميخواستم بگم.اينقدر بايد محکم باشي که اگه چيزي ديدي يا شنيدي به روي شايان نياري تا مشکل الان منو پيدا نکني.نوشته اصلی توسط razedel
تشکرشده 74 در 28 پست
دقيقا اون چيزي که من ميخواستم بگم.اينقدر بايد محکم باشي که اگه چيزي ديدي يا شنيدي به روي شايان نياري تا مشکل الان منو پيدا نکني.نوشته اصلی توسط razedel
تشکرشده 74 در 28 پست
دقيقا همون چيزي که من بهش معتقدم.طراوت ببين اگه خداي نکرده چيزي ديدي يا شنيدي ميتوني تحمل کني و به روي شايان نياري؟من نتونستم تحمل کنم و خيلي بدون سياست عمل کردم.من نميخوام تو اين کار رو بکني.نوشته اصلی توسط razedel
![]()
تشکرشده 74 در 28 پست
عزيزم برات پيغام خصوصي گذاشتم.
تشکرشده 0 در 0 پست
سلام طراوت جان برات پيغام گذاشتم
تشکرشده 73 در 47 پست
سلام طراوت جان. خوبي؟ زندگيتون در چه وضعيه؟ ما رو از حال خودت بي خبر نذارو
تشکرشده 45 در 28 پست
نترسیم از مرگ...........
مرگ پایان کبوتر نیست
مرگ در ذهن اقاقی جاریست
مرگ در اب هوای خوش اندیشه نشیمن دارد
مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید
مرگ با خوشه انگور می اید به دهان
مرگ در حنجره سرخ گلو می خواند
مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است
مرگ گاهی ریحان می چیند
مرگ گاهی ودکا می نوشد
گاه در سایه نشسته شب به ما می نگرد
و همه می دانیم..
ریه های لذت پر از اکسیژن مرگ است
تشکرشده 45 در 28 پست
سلام دوستان
بازم ازتون كمك ميخوام.دو سه روزه شايان زيادي مهربون شده و بيشتر از هميشه محبت ميكنه(هميشه اينطوري بود تا حدي كه مادرم بهش گفت زيادي به زن رو ميده اما از زماني كه جريان ارميتا پيش اومد يه كم عوض شد)
امروز هم زنگ زد و گفت كه عصر كه اومد مياد دنبالم بريم بيرون و خطش رو عوض كنه.
نميدونم ريگي به كفشش يا سرش خورده به سنگالان از اين ناراحتم كه گوشيش دو سيمكارت است ميخوام خودم براش يه ايرانسل بخرم كه يه زماني خودش.... نظر شما چيه؟
ضمنا كارش هم درست نشد ،گفت امكانش نيست بشه.
تشکرشده 657 در 204 پست
طراوت عزیزم نسبت به محبت های شایان دید منفی پیدا نکن شاید می خواد با این کار شکی که تو دلت بوجود اومده از بین بره و آروم بشی
حالا که داره خوب برخورد می کنه تو هم بهتره با آغوش باز محبت هاشو پذیرا باشی
تشکرشده 45 در 28 پست
bloom
عزيزم اولا ازت تشكر ميكنم چون توي اين مدت هيچ وقت تنهام نذاشتي ،دوما من زود عصبي ميشم زودم آروم ميگيرم.از 12 آذر(ارميتا) تا الان هم فقط يك بار از شايان جدا خوابيدم اونم اينقدر عصبي بودم كه نميخواستم ببينمش.هروقت بغلم ميكرد كه بخوابم تصور اين كه ممكنه آرميتا ...... واي نه خداي من.
ميدونيد ديشبم نو كه برد بيرون وقتي كه از كنار تكيه هايي كه براي هيئت زده بودن رد شديم خود به خود زديم زير گريه(خيلي امام حسين رو دوست دارم تاحدي كه اسمش مياد بغض ميكنم) خودش ميدونست دلم گرفته ازم پرسيد كه ازش ناراحتم ميدونيد چي بهش گفتم؟گفتم آقا شايان اگه ازاون روزي كه اين مشكل پيش اومد تا الان چيزي رو ازم پنهون كرده باشي يا بخوايي منو بپيچوني اميدوارم زندگيمون تا آخر محرم دوام نداشته باشه.ساكت بود و حرفي نزد ، الانم كه براي امتحاناتش15 روز مرخصي رد كرده البته معلوم نيست موافقت كنن يا نه.راستي اينم بهم گفت كه به خاطر رفتار رحمان كلي باهاش حرف زده و گفته داره زندگي ما رو خراب ميكنه.امروز كه داشتم با شايان حرف ميزدم آقا رحمان گفت من از ماشين ميرم بيرون دوباره حرفي ميزنم شر درست ميشه!!!
2-تا سوال؟
1-براش ايرانسل بخرم براي اينكه دو سيمكارت هست؟
2-تصميم گرفتم ديگه سر كار نيام حوصله ندارم .
تشکرشده 657 در 204 پست
ایرانسل رو براش بخر ولی کارت رو ول نکن وقتت که آزاد تر باشه بیشتر فکرو خیال می کنی برای اینکه خسته نشی مثلا 2 روز در هفته رو بگو نمی یام
ولی کامل ولش نکن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)