به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 24 از 54 نخستنخست ... 414151617181920212223242526272829303132333444 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 231 تا 240 , از مجموع 538
  1. #231
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    چکامه خودتو گول می زنی ؟ وقتی به کارهای نیما توجهی نکنی و این کم لطفی هاشو نبینی بازم احساس می کنی شخصبتت داره خرد و له می شه ؟؟؟
    چکامه جان تمام این کارها به خاطر اینکه تو زندگیتو دوست داری و نمی خوای خرابش کنی.
    دوست من به نظرم تو با خودت کنار نیامدی. قضیه رو از دو دید می تونی نگاه کنی :
    1- به زندگی با نیما نمی خوای ادامه بدی چون شورشو درآورده. تو هم دیگه تحمل نداری چون همینی که هستی و رفتار نیما هم ازادهنده است . پس باید راهتو جدا کنی
    2- زندگیتو دوست داری . می خوای یک فرصت دیگه به زندگی و همسرت بدی. شاید به خاطر عشق مجبوربشی خیلی کار ها بکنی از جمله عوض کردن و پرورش شخصیت خودت.

    چکامه باید ببینی از کدام دیدگاه نگاه می کنی. یا رومی رومی باش یا زنگی زنگی. خواهر گلم من دیگه هیچی ندارم بهت بگم عزیزم. تمام حرفامو زدم.
    از این به بعد فقط برات دعا می کنم گل من.
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  2. #232
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    چکامه عزیز، مطمئن باش که همسرت دوستت داره، عزیزم، مطمئن باش اون دو باری که تک زنگ زده و قطع کرده، غرورش مانع اش می شده اما بار سوم دیگه نتونسته جلوی خودشو بگیره و برای اینکه چیزی ازش کم نشه اون جمله آخر رو گفته.
    عزیزم صبر داشته باش، همینطور ادامه بده، اینها همه نشونه بازگشت قدم به قدم همسرت به زندگیه، پس بدبین نباش دختر خوب، به روحیه ات برس تا روی احساساتت کنترل بیشتری داشته باشی...
    منتظر شنیدن خبرهای بهتر و بهتر هستم...


  3. #233
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    120
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    سلام چکامه جونم
    چطوری خانومی؟
    به نظر من دوست داشتن اصلان عیب نیست ضعفم نیست این که با تمام وجود نیما رو دوست داری و می خوای زندگیتو نجات بدی قابل ستایشم هست گلم
    نیما هم همه ی اینارو می بینه برا همینه که از طلاق منصرف شده از همه ی روابطشم با تو لذت می بره شک نکن
    پایدار باشی

  4. #234
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    چکامه عزیزم سلام. خوبی دوست من ؟ چرا ازت خبری نیست ؟ چه می کنی ؟؟؟ چه خبرا ؟؟؟ منو بی خبر نذار عزیزم. من نگرانتم دوست عزیز. نیما چطوره ؟؟؟
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  5. #235
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 اردیبهشت 88 [ 09:28]
    تاریخ عضویت
    1387-7-02
    نوشته ها
    258
    امتیاز
    5,305
    سطح
    46
    Points: 5,305, Level: 46
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    سلام چكامه جان
    منم بي صبرانه منتظر اومدنتم ! مارو بي خبر نذار
    دوستان جديد پيدا كنيد،اما دوستان قديمي را هم حفظ كنيد ، اينها نقره و انها طلا هستند.



  6. #236
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    120
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    سلام چکامه جان
    کجایی خانومی؟ چرا 2 روزه سر نمی زنی ؟ چرااز خبری نیست؟

  7. #237
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 آبان 88 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1387-7-06
    نوشته ها
    251
    امتیاز
    4,767
    سطح
    44
    Points: 4,767, Level: 44
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 10 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    چکامه جان اینقدر مارو تو بی خبری نزار. ما نگرانتیم گلی..........
    کسی رو که دوست داری چند وقت یکبار بهش یادآوری کن تا فراموش نکنه که قلبی براش میتپه.

    هر وقت تو نیمه تاریکی از زندگیت قرار گرفتی به این فکر کن شاید خدا میخاد غافلگیرتون کنه.

  8. #238
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 شهریور 90 [ 18:24]
    تاریخ عضویت
    1387-2-14
    نوشته ها
    226
    امتیاز
    4,810
    سطح
    44
    Points: 4,810, Level: 44
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 49 در 25 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    چكامه جان كجايي . نگرانت شديم دختر خوب

  9. #239
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 اسفند 89 [ 00:35]
    تاریخ عضویت
    1387-7-09
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    5,531
    سطح
    47
    Points: 5,531, Level: 47
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    50

    تشکرشده 74 در 28 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    سلام دوستاي گلم.از همتون ممنونم.بچه ها پريروز شرکت بودم که مامان نيما زنگ زد و گفت يکي از فاميلاشون مهموني گرفته براي پنجشنبه شب.گفت به نيما گفتن که شما هم بايد بياين.نيما هم به پدرش گفته مگه شما رابطه مارو نميدونين چه جوريه؟چه جوري بيايم؟پدرشم گفته چند ساعت که ميتوني فيلم بازي کني.نيما هم گفته ببينم چي ميشه.جواب قطعي نداده بوده.مامان نيما بهم گفت تو به نيما نگو ما بهت گفتيم.من زودتر بهت گفتم که اگه ميخواستي لباس بخري آماده باشي.احتمالا خود نيما بهت ميگه.تو به روي خودت نيار.تلفنو که قطع کردم نيما زنگ زد.گفت بچه هارو براي شام دعوت کردم.منظورش از بچه ها خواهرام بود.من دوتا خواهر کوچيکتر از خودم دارم.يکيشون 23 سالشه يکيشونم 16 سالشه.از حرفش تعجب کردم.گفتم براي شام دعوتشون کردي؟گفت آره.قرار شد شام هم از بيرون بخره.از مهموني پنجشنبه هم حرفي نزد.خلاصه کلي خوشحال شدم.خلاصه رسيدم خونه خواهرم اينا هم بعد من رسيدند.نيما خيلي باهاشون خوب برخورد کرد.مثل هميشه.رابطه اش با اونا خيلي خوبه.ولي خوب مثل اينکه خوشحاليهاي من نبايد زياد دووم داشته باشه.من دو ماه پيش رفتم آتليه عکس انداختم.چون موهامو کوتاه کوتاه کرده بودم ميخواستم با اين موها عکس داشته باشم.خيلي هم عکسام عالي شده بود.يادمه با يه عالمه ذوق و شوق به نيما گفتم عکسامو نگاه کن.اونم گفت نميخوام ببينم.يادمه اون روز خيلي دلم شکست.خيلي گريه کردم.چقدر دلم ميخواست زيباييهامو همسرم ببينه.تعريف کنه.همه زنها به اين توجه احتياج دارن.ولي اون از من دريغ کرد.خيلي جاها دريغ کرد.اون شب عکسارو آوردم که خواهرم ببينه.آخه نديده بود.نيما هم کنار خواهرم نشسته بود.خواهرم هم شروع کرد به تعريف از عکسا.ديدم نيما کنجکاو شده و زيرچشمي داره عکسارو ميبينه.ديگه نتونست طاقت بياره و عکسارو از خواهرم گرفت تا ببينه.فکر ميکنين چي گفت؟گفت عکاستون آقا بود ديگه آره؟چه ژستايي هم بهت گفته بگيري؟البته اصلا براي من فرقي نميکنه که عکاسه مرد بوده باشه يا زن.فکر کنين جلوي خواهرم اينا دوباره داشت منو خورد ميکرد.بهش گفتم تو بعد از 5 سال زندگي هنوز زنتو نميشناسي که با اين لباساي باز پيش عکاس مرد نره؟گفت اصلا براي من فرقي نميکنه.اگه هم مرد بوده برام مهم نيست.خواهرم خيلي ناراحت شد.منم ديگه هيچي نگفتم و سکوت کردم.توي دلم گفتم آخه قصدت از اين مهمون دعوت کردن چي بود؟اون سري که من براش تولد گرفتم جلوي مهمونامون يه همچين رفتاري رو باهام کرد.حالا الانم دوباره تکرارش کرد.نميدونين تا آخر شب چه حالي داشتم.ديروز هم خواهرم ديگه نتونسته بود تحمل کنه زنگ ميزنه به نيما بهش ميگه خواستم بابت ديشب ازت تشکر کنم.ولي يه چيزي هم ميخواستم بهت بگم.تو با بي احترامي که ديشب به چکامه کردي يه جورايي به ما هم بي احترامي کردي.چرا باهاش اينجوري برخورد ميکني؟چرا خوردش ميکني؟ما ديشب اومديم اونجا بهمون خوش بگذره.ولي تو همه چي رو خراب کردي.ديگه از ما نخواه بيايم اونجا.ما نميتونيم اين رفتار تورو با چکامه ببينيم.نيما هم ميگه من اصلا از روي عمد اين حرف رو نزدم.چون اصلا برام مهم نيست که پيش کي رفته عکس انداخته.بعد هم به خواهرم گفته اگه رابطه من و چکامه اينطوريه نميخوام رابطه ما بهم بخوره.شما بايد بياين خونمون.خواهرمم گفته مگه ميشه؟ما از يه خانواده ايم.تو با خواهر من رفتارت اينطوري باشه بعد من عين خيالم نباشه و بيام خونتون.انگار نه انگار اتفاقي افتاده.نه اين نميشه.
    نميدونم واقعا سر عکسا حساس شد که اين حرفو زد يا اينکه به قول خودش اصلا براش مهم نبوده.ولي خواهرم ميگفت کاملا معلوم بود که براش مهمه.ميخواست يه جوري خودشو خالي کنه.
    بچه ها از طرف ديگه بخاطر مهموني پنجشنبه موندم چيکار کنم.به نظر شما برم يا نه.اگه بخواد اين رفتارو باهام داشته باشه چي؟حتي اگه واقعا فيلم هم بازي کنه و عادي برخورد کنه بازم برام سخته.چون ميدونم داره فيلم بازي ميکنه.ما فردا شب عروسي يکي از فاميلامون دعوتيم.ولي بخاطر وضعيتي که داريم نميريم.البته من به نيما هنوز نگفتم.چون ميدونم اگر بگم ميگه نميام.ولي پاتختيشونو من ميخوام برم.مهموني فاميل نيمااينا هم ساعت 9 شب به بعده.توروخدا بهم بگين چيکار کنم؟اگه بهم گفت پنجشنبه مهموني داريم بهش بگم بريم؟البته ميخوام بهش بگم اگه قرار باشه بريم اونجا بهم بي احترامي کني اصلا فکر رفتنو نکن.ولي ميترسم اونم بگه همينجوريه.اگه ميخواي بريم اگه نميخواي هم نميريم.از طرف ديگه خودم هم خيلي دلم ميخواد برم.چون ميدونم مهمونيشون خيلي خوبه.روحيه ام هم عوض ميشه.ولي اگه اين رفتار نيمارو اونجا ببينم اصلا بهم خوش نميگذره.فکر کنين همه اونجا جوونن.همه با زناشون.همه باهم خوبن.من فقط بايد يه جوارايي حسرت بخورم.توروخدا بهم بگين چيکار کنم؟

  10. #240
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    امان از دست تو چکامه. چرا حرف گوش نمی دی ؟؟؟
    چی بگم وقتی حرف گوش نمی عزیز دلم ؟؟؟
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...


 
صفحه 24 از 54 نخستنخست ... 414151617181920212223242526272829303132333444 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرم میخواد ازهم جدابشیم ولی من هنوز دوسش دارم..
    توسط sarina_1362 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 68
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 خرداد 94, 01:03
  2. هنوز دوسش دارم نمیتونم فراموشش کنم
    توسط saram در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 شهریور 93, 09:57
  3. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: شنبه 27 مهر 92, 14:24
  4. چکار کنم متوجه بشه دوسش دارم ؟
    توسط بی تفاوت در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 23 اسفند 88, 17:28

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.