TARAVAT عزيز پيامتو نديدم.منظورت توي قسمت پيغامهاي خصوصي بود؟
تشکرشده 74 در 28 پست
TARAVAT عزيز پيامتو نديدم.منظورت توي قسمت پيغامهاي خصوصي بود؟
تشکرشده 657 در 204 پست
چکامه جون عزیزم آروم باش
من می فهمم تو چی میگی تو پیام خصوصیم بهت گفتم تو خیلی از نظر شخصیتی شبیه منی
عزیزم اگه بی محلی کردن به نیما عذابت می ده خوب بهش بی محلی نکن ما دوست داریم تو به آرامش برسی گلم اگه با محبت کردن احساس نزدیکی بیشتری بهش می کنی
بهش محبت کن شاید در مورد نیما محبت بیشتر جواب بده شرمنه اش کن ولی به روی خودتم نیار که داری بی توجهی می بینی در مورد کارات ازش نظر بخواه هر چقدرم که گفت به من ربطی نداره تو بازم بپرس
از خواهرات و از خواهر خودش استفاده کن
حسادت تو همه ی خانوما هست عزیزم تو کاره بدی نکردی پس خودتو سرزنش نکن
منم اگه جای تو بودم نیما رو رها نمی کردم نمی دونم پست منو خوندی یا نه ولی منم بخاطر همین دوست داشتن زیاد دارم خیلی چیزا رو تحمل می کنم
شاید نظری که دادم اشتباه باشه ولی حرف دلمو گفتم
تشکرشده 281 در 126 پست
من می فهممت چکامه. به خدا می فهمم. برای همین می گم.
دوست من تو پست های بعدی خودمم نوشتم که اشتباه کردم تمام زندگیمو ریختم تو امین.
خانمی تمام این توصیه ها به خاطره اینکه نیما کمی به خودش بیاد. نیما شاید خودشم متوجه این رفتارهای زشتش نیست.
نمی دونم شاید نظر من اشتباهه. من دیگه چیزی نمی گم ولی برات دعا می کنم خانم گل.خیلی هم دعا می کنم.
![]()
روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...
هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...
تشکرشده 74 در 28 پست
BLOOM عزيزم هميشه پستاتو دنبال ميکنم قربونت برم.مرصي از توجهت.
ميدوني چيه بي محلي کردن به نيما عذابم نميده.الان هم همش دارم همين کاررو ميکنم چون کاملا حس کردم هر چي بيشتر بهش محبت ميکنم بيشتر خودشو ميکشه عقب.يعني در مورد من حداقل محبت جواب عکس ميده.ولي همچنان احتراممو بهش دارم.بي محبتي اون به منه که عذابم ميده اونم توي جمع.هرچقدر هم بخوام اصلا سعي کنم برام وجود نداشته باشه بازم نميشه.بابا آخه دارم باهاش زندگي ميکنم.
تشکرشده 74 در 28 پست
نازنين عزيزم ميدونم چي ميگي.به خدا ميگيرم چي ميگي.نميدونم گير کارم کجاست.نميدونم.هنوز خيلي ضعيفم.خيلي
تشکرشده 74 در 28 پست
TARAVAT جان پيغامتو ديدم عزيزم.ميخوام جواب سوالاتو بدم.
گفتي چرا طلاق نميگيري و يه زندگي درست و حسابي رو شروع نميکني؟راستش به چند دليل.يکي اينکه هنوز همسرمو دوسش دارم و ازش تنفر پيدا نکردم.هنوز دلم ميخواد تلاش کنم.چون حس ميکنم زندگيمون سر هيچ و پوچ داره از هم ميپاشه.راستش فکر ميکنم اين جدائي دليل منطقي نداره.بعدشم 5 سال زندگيه.شوخي نيست.من تا عيد به خودم و زندگيم فرصت دادم.ولي بعدش اگه نشه شايد اين کار رو بکنم.يه دليل ديگه براي جدا نشدنم ترسه.ترس از تنهاييهام ترس از جامعه خرابي که داريم.نميدونم شايد براي شما اين دلايل منطقي نباشه ولي آدم تا توي شرايط قرار نگيره متوجه نميشه.
پرسيدي چرا نيما اينطوري شد؟خودش که ميگه بخاطر گيردادناي تو.ميگه هرکي يه ظرفيتي داره ظرفيت منم همين قدر بود.ولي راستش الان ديگه حس ميکنم کاملا دليلش غير منطقيه.قبلا احساس گناه ميکردم.ولي الان ديگه نه.تو خودت اگه همکار همسرت که خانوم هم باشه مثلا بهش SMS عاشقانه بده به همسرت گير نميدي؟يا مثلا به رفت و آمدش حساس نيستي؟که با کي ميره کجا ميره.مطمئنا اونم به تو حساسه.ببين نميگم کارم درست بوده خيلي هم اشتباه بوده ولي ميخوام بگم اين حساسيتارو همه خانوما دارن.من استثنا نبودم.
نوشته بودي چه تضميني وجود داره که اين مرد واقعا تورو بخواد؟راستش نميدونم.بهم ميگه ديگه دوستت ندارم.تو عشق منو به نفرت تبديل کردي.راستش هنوز نميدونم باور کنم يا نه.چون بعضي حساسيتهايي که گاه و بيگاه نشون ميده منو به شک ميندازه.شايد هم نميخوام باور کنم که ديگه دوستم نداره.هنوز خودم هم نميدونم.
نوشته بودي شايد چون دلش برات سوخته باهات مونده؟نميدونم.دلش که نسوخته.ولي گاهي اوقات فکر ميکنم شايد به قول خودش بهم تعهدي داره و از آينده ام توي اين اجتماع خراب ميترسه.نميخواد منو همينطوري ول کنه.براي همينم از طلاق منصرف شده.شايد هم غير از اين باشه.به خدا نميدونم.
نوشته بودي اگه به نيما بگي خداحافظ مهرمو بده من ديگه باهات کاري ندارم اون چي ميگه؟ميگه من از خودم چيزي ندارم بعنوان مهريه بهت بدم.همون ماهي يه سکه رو ميتونم بهت بدم.در ضمن اون کاملا از طلاق منصرف شده.اون بقول خودش داره خودشو با همين زندگي وفق ميده.
تشکرشده 74 در 28 پست
نازنين چه جوري بهت پيغام خصوصي بدم؟هرکاري ميکنم نميشه.
تشکرشده 281 در 126 پست
عزیزم روی اسمم کلیلک کن همین جا.
یک صفحه برا باز می شه . سمت راست توی مستطیل دوم نوشته : ارسال پیغام خصوصی به نازنین غ. روی اون کلیک کن. پیغامتو بذار. پایین صفحه نوشته ارسال -
یا به این لینک مراجعه کن. http://www.hamdardi.net/private.php?action=send&uid=5502
روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...
هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...
تشکرشده 281 در 126 پست
چکامه جان موفق شدی ؟؟؟
روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...
هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...
تشکرشده 74 در 28 پست
نازنين جان برات فرستادم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)