سلام جناب محمدرضا164
شما مختاری هرچی دوست داری به من بگی
ممنون از تبریکت
من معمولا فیلمها رو بر اساس شنیده ها و خونده هام در موردشون یا نمره سایت imdb بهشون یا نمره meta score شون انتخاب میکنم یا براساس میزان پرفروشیشون در گیشه یا تعداد جوایز معتبری که در اسکار و جشنواره های سطح الف دنیا دریافت کردن. اما برای دیدن چنین فیلمهایی بیشتر دوست دارم تنهایی و در لپ تاپ خودم ببینمشون و با زیرنویس فارسی یا انگلیسی. چون در طول فیلم چندین بار ممکنه که فیلم رو به عقب برگردونم یا استاپ کنم و ... که اگر همراه کسی ببینمش قطعا اعصابش خورد میشه
انتخاب کتاب که روند روتینی داره برام. بیشتر مواقع، وقتی تو کتاب فروشیهای خیابون انقلاب یا نمایشگاه بین المللی قدم میزنم هر کتابی که عنوانش به نظرم به علایق مطالعاتیم نزدیک بود رو یه نگاهی به مقدمه و فهرست مطالبش و ناشر و نویسندش میندازم و اگر خوشم اومد میخرمش. گاهی هم با خوندن نظرات دیگران در مورد یه کتاب به خوندنش راغب میشم و گاهی هم با اتفاقات خاصی که در مورد یه کتاب یا نویسنده میفته علاقمند به خوندن آثارش میشم، مثلا 10 سال پیش که متوجه شدم به یه دلیلی تمام آثار نویسنده طنزپرداز مشهور ترکیه ای عزیز نسین از بازار و از کتابخونه ملی حذف شده و خوندن آثارش رو غیر مجاز دونستن، من در طول یک هفته تمام آثارش رو از زیرپله های خیابون انقلاب تهیه کردم و تازه متوجه شدم چه طنزپرداز بزرگ و زجرکشیده ای هست. همینطور کتابهای دکتر شجاع الدین شفا رو بعد از اینکه فهمیدم در کشورمون غیر مجاز دونسته شده تهیه کردم. به هر حال فقط وقتی که یک کتاب ارزشمند و تاثیرگذار باشه در مقابلش از شیوه حذف و سانسور و ... استفاده میشه. مطالعه هم که قسمتی از وقت آزادم در طول روز رو بهش اختصاص میدم که متاسفانه ماه به ماه این قسمت اختصاص داده شده به مطالعه داره کمتر و کمتر میشه.
پدرخانمم بازنشسته هست و شغل و سمت خاصی نداره. اون فردی که عرض کرده بودم در هیات دولت فعلی حضور دارن از بستگان درجه یکشون هستن و با اینکه در ابتدای آشناییمون هم سمت مهمی داشتن ولی بعد از حدود 8 ماه از آشنایی و دوستی من با همسرم وارد هیات دولت شدن.
به شرطی که طرف مذهبی، دینش رو شخصی بدونه و سعی در تحمیل نظرات دینیش به همسرش نداشته باشه. برعکسش معمولا صادقه و افراد غیرمعتقد به مذهب اگر با مطالعه و تحقیق به عقایدشون رسیده باشن اصلا اهل تحمیل چیزی به افراد نیستن و خیلی بازتر از این حرفها فکر میکنن. ولی در مواردی هم پیش میاد که این غیر مذهبی بودن به خاطر لج و لجبازی با جامعه و خانواده و در پی اتفاقات بد زندگیشون ایجاد شده باشه، که در این صورت بعید نیست که در زندگی مشترک هم این لج و لجبازیها رو روی همسرشون هم پیاده کنن و زندگی رو برای هر دوشون تلخ کنن.
نقش خیلی مهمی داره چون اساس رفاه زندگی هست و اگر نباشه قطعا بدبختی و فلاکت بوجود میاد.
قطعا ثروت. ثروت اساس رفاه زندگی هست و بدست آوردنش هم لحظه به لحظه و سال به سال سخت تر میشه بر عکس علم که بدست آوردنش لحظه به لحظه و سال به سال راحت تر میشه. قطعا "چیزی که به این سختی بدست میاد باارزشتره". داشتن علم ممکنه از بعضی جهات خاص برای آدم حس لذت ایجاد کنه ولی جهاتی که داشتن ثروت در آدم حس لذت ایجاد میکنه خیلی بیشتره.
برای هر آدمی تفاوت میکنه. به طور خلاصه به نظرم هر وقت که آدم احساس کرد که آمادگیش رو داره و بهش نیاز داره. به همین سادگی.
سنی که آدم متوجه میشه دیدگاهش دیگه بچگانه و نوجوانانه نیست و مشکلات زندگی رو درک کنه. فقط مشکلات... و به این نتیجه میرسه که باید برای پیشگیری و غلبه بر مشکلات و رسیدن به لذتها کمی سختی تحمل کنه و حرکتی به خودش بده. این سن برای ادمهای مختلف متفاوته و بین 20 تا 40 سال معمولا.
انسان خوب کسیه که برای جامعه و افراد جامعه فایده(واقعی و نه موهومی) داشته باشه و یا حداقل باعث زحمت و مشکل(باز مشکلات واقعی و نه چیزهایی که قوانین و هنجارهای اشتباه و واپسگرای جامعه مشکل میدونن) برای جامعه و افراد جامعه نشه.
این سوالتون باز هم من رو سوزوند و سوال حوبی برای صندلی داغ بود. چون با تعریفی که در بالا برای آدم خوب داشتم و جوابی که برای این سوال دارم به نظرم میاد که اونقدرها آدم خوبی نیستم. چون اگر پاش بیفته به دلیل جبر جامعه و وضعیتی که نظام حاکم بر کشورمون ایجاد کرده حاضرم به پارتی متوسل بشم.
با تشکر از حضورتون![]()











فکر کن اگر من پسر بودم و می اومدم خواستگاری زنم میشدی؟
دریغ از یه سکه حلبی

علاقه مندی ها (Bookmarks)