ممنونم ايمون گرامي پستتون خيلي دل گرم كننده و اميد بخش بود .
------------------------------
در مورد خواهرم هم ما اختلاف سنيمون زياد و من خيلي دوستش دارم وقتي مي خوام خريد كنم بيشتر از اينكه به فكر خودم باشم به فكر اون هستم ولي خوب از وقتي كه براي اون خواستگار اومد مي ترسم ظرفيت اينكه اون زودتر از من ازدواج كنه را نداشته باشم . البته اون الان سنش خيلي كمه اما حق با شماست من زيادي به همه چي حساسيت نشون ميدم.
-----------------------------
بعضي وقتها خيلي بهم مي ريزم و دنيا را سياه سياه مي بينم احساس مي كنم خدا فراموشم كرده ... اونوقت تنها جايي كه پيدا مي كنم كه خودم را تخليه كنم تالار همدرديه. بعدش هم ناراحت ميشم چون ممكن خيلي از دوستان را ناراحت كنم چون خود من وقتي مشكلات دوستان را مي خونم خيلي واسشون ناراحت ميشم ، در هر صورت مرا ببخشيد كه بعضي وقتها امواج منفي داخل تالار مي فرستم.
---------------------------------
امروز حالم خيلي خوبهيه چيز جالب جديداً دوبار تا حالا وقتي خيلي ناراحت هستم قرآن را باز كردم هر دوبار يك صفحه باز شد مربوط به داستان حضرت موسي و خضر نتيجه گيري اينه كه هر كاري حكمتي داره و من بايد صبرم را زياد كنم.





يه چيز جالب جديداً دوبار تا حالا وقتي خيلي ناراحت هستم قرآن را باز كردم هر دوبار يك صفحه باز شد مربوط به داستان حضرت موسي و خضر نتيجه گيري اينه كه هر كاري حكمتي داره و من بايد صبرم را زياد كنم.





علاقه مندی ها (Bookmarks)