سلامlvlahtab عزیز
ممنون از جوابت. بله همسر من کلا ادم سردیه اما در مقابل من سردتر مثلا با خانوادش و دوستاش به شدت شوخی می کنه و می گه می خنده اما توی خونه پیش من نه ارومه و فقط به کارهای خودش می رسه اعتراضای من به جایی نرسید و ناچار منم رویه ایشون و پیش گرفتم و کنارش ساکتم و خودش می گه این طوری بهتره. اما خب من چی؟ ارومیش یه طرف سردیش طرف دیگه و البته گاهی حرفا و نیش زبوناش و دست بزنش و بی معرفتیش و .... دیگه چی بگم. بله به قول بعضیا مشکل من در مقابل مشکل خیلی از دوستان این تالار اصلا به حساب نمیاد اما واسه من سخته و برای همین می نویسم من زن ضعیفی نیستم اما ادم وقتی از همه می خوره دلش به شوهرش خوشه که نباید تنهاش بذاره که اونم .......
نمیدونم شاید باید به اینکه تنها از پس مشکلات بر میاد عادت کنم
شاید باید عادت کنم که محبت و از همسرم نخوام
شاید باید عادت کنم که همیشه سکوت کنم و فقط در مواقع لزوم حرف بزنم
شاید باید عادت کنم که خوبیهام از یاد همسرم بره و بدیهام همیشه تو یادش بمونه







[/size]
بله من اگر زمان به عقب بر می گشت همین مرد و برای ازدواج انتخاب می کردم منتها با تجدید نظر تو رفتارهای خودم جوری باهاش رفتار می کردم که الان این نوع رفتار و با من نداشته باشه.

البته می دونم تا3-4 ماه دیگه همه چیز به حالت عادی برمیگرده
اما بالاخره گذروندم این چند ماه با این شرایط به اندازه کافی سخت هست اونم با یه بچه کوچچیک. حالا همسرم گیر داده که دو هفته دیگه مادر و پدرش و ببره ویلایی که از طرف ادارشون بهش میدن
منتها این ویلا پولی هست مفتی بهمون نمی دن 3 شبه و شبی 50 هزارتومان یعنی 150 هزینه جا و احتمالا 30-40 تومان هم خورد و خوراک و هر چی بهش میگم تو این شرایط ما امکان چنین کاری و نداریم من و به ادم به دور بودن متهم می کنه و می گه من دلم می خوام خانوادم و ببرم تو ناراحتی نیا.
علاقه مندی ها (Bookmarks)