نظر شما اصلا مهم نیست چون شوهرمو نمی شناسید.نوشته اصلی توسط سورا
تشکرشده 6 در 4 پست
نظر شما اصلا مهم نیست چون شوهرمو نمی شناسید.نوشته اصلی توسط سورا
مهسا1990 (یکشنبه 24 بهمن 89)
تشکرشده 902 در 220 پست
نوشته اصلی توسط مهسا1990
[size=medium]فراغ و وصل چه باشد، رضای دوست طلب *** که حیف باشد از او غیر از او تمنایی[/size]
تشکرشده 6 در 4 پست
همسرم همه تقصیر بهم خوردن رابطمونو گردن خونواده من میندازه و بهیچ وجه نمیخواد اونارو ببینه ولی اصلا اشتباهات خونواده خودشو و اینکه اونا میخواستن ما جدا بشیم رو قبول نداره انگار من دادخواست طلاق داده بودم!
تشکرشده 6 در 4 پست
چرا هیچکس جوابی نمیدهمشکل من راه حلی نداره
![]()
تشکرشده 2,054 در 617 پست
جواب سورا را می تونستی با جمله ی محترمانه تری بدهی.
شما نظر خواستی و ایشون هم اون چیزی را که فکر می کرده گفته. توی تالار خیلی پیش می آد که دوستان قضاوتهای اشتباه می کنند. با اطلاعات محدود ما، گاهی حدس و گمانهایمان و نظراتمان اشتباه است.
چون نظر ما اصلا مهم نیست و شوهر شما را نمی شناسیم، ترجیحا سکوت می کنیم!نوشته اصلی توسط مهسا1990
بهشت (چهارشنبه 13 بهمن 89)
تشکرشده 6 در 4 پست
بهشت عزیز مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسهمشکل من از همین جا شروع شد که از اقوامم بدون شناخت از نامزدم و خونوادش در ظاهر به قصد دفاع از من ولی در واقع به نیت بهم زدن رابطمون(که بعدها متوجه شدم) به نامزدم فحاشی و توهین کردند و من نتونستم جلوشونو بگیرم و زمینه قهر و اختلافات ما شدن.
![]()
تشکرشده 569 در 128 پست
خودتو زیاد ناراحت نکن بهشت عزیز هم حق داره و اما شما تو شرایط روحی مناسبی نیستید و بهتون حق میدم
سعی کن عاقلانه تصمیم بگیری و واقع بین باش فعلا واسه عروسی اقدامی نکنید اما یه چیزی و همیشه باید بدونی اونم اینه که درصدد تغییرش نباش و به این امید نباش که بتونی اونو تغییر بدی نمیدونم مشکل خونواده هاتون چیه اما تنها کاری که میتونی بکنی شیوه ی رفتار خودتو تغییر بدی و ببین چی باعث شد که اونا طلاق و پیش بکشن
وقتی میبینی خیلی هوای مادرشو داره خب توهم میتونی هوای مادرشو داشته باشی ببیبن اگه میخوای زندگیتو نگه داری باید تلاش کنی میدونم تلاش باید 2طرفه باشه اما همین انصراف از طلاق یک نکته نثبت میتونه باشه
باهاش قهر نکن اگه به زمان واسه فکر کردن نیاز داری باهاش صحبت نکن اما قهر نه درسته کارش خیلی اشتباه بوده و نمیشه از اشتباهش چشم پوشی کرد اما تو زندگیتو میخوای دوسش داری پس خوب فکراتو بکن واسه اینکه تو زندگی به مشکل بر نخوری با خونوادهش رابطه خوبی داشته باش در مورد خونوادش با احترام صحبت کن نمیگم به خاطر اشتباهش بهش امتیاز بده نه اما تو فقط میتونی باتجدید نظر تو رفتارت اینده رو بسنجی و یه درصدی اطمینان پیدا کنی که دیگه واسه طلاق ترسی نداشته باشی
و میتونی راجع به طلاق باهاش منطقی صحبت کنی تمام احساسات منفیتو بهش گوشزد کنیو...
خدا رو فراموش نکن موفق باشی
shomila (یکشنبه 24 بهمن 89)
تشکرشده 281 در 126 پست
وقتی پرده های احترام و حرمت ها از بین بره دیگه بر نمی گرده مخصوصا تو دوران عقد.
تشکرشده 6 در 4 پست
تصمیم گرفتم خودم ازش جدا بشم دیگه نمیتونم بدرفتاریهاشو تحمل کنم تحقیر و توهین از طرف خودشو خونوادش ادامه داره .اون اصلا به فکر زندگی نیس.یکسری مشکلات وایرادهایی میگیره بعدش میگه تو نتونستی حلشون کنی و راه حلی ندارن.واقعا دارم زجر میکشم.![]()
تشکرشده 2,054 در 617 پست
ګفته بودی که عقد هستید.
هنوز نرفتید خونه خودتون؟
باز هم بیشتر فکر کن و قبل از اعلام نظرت و درخواست جدایی خوب فکر کن. یادته روزی که این تاپیک را باز کردی سوالت چی بود؟ ګفته بودی کسی که حرف از جدایی زده و حالا برګشته آیا اعتماد و اعتباری به حرفش هست؟؟ نذار اون هم همچین تصوری براش پیش بیاد. بعضی حرفها قابل پس ګرفتن نیست.
ممکنه چون هنوز با هم زندګی نمی کنید یه مقدار مشکل دارید. منظورم اینه که از یه طرف باید هوای خانواده ها را داشته باشید از یه طرف همدیګه رو. شاید اګه با هم زندګی کنید این مشکلات کمتر بشه، چون کنار هم هستید و فرصت بیشتری برای همدیګه دارید و کنترل یا نفوذ خانواده ها هم کمتر می شه. فکر کن ببین این می تونه کمک کنه؟
حتما قبل از تصمیم نهایی برید مشاوره.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)