فیلوسارای عزیزم!
نگران نباش، میدونم اون لحظه که اون حرفها رو زدی تحت تاثیر احساسات قرار گرفته بودی و من اینو از نوع نوشته ات فهمیدم!
با این وجود بهت گفتم از دستت ناراحت شدم چون میخواستم بیای بیشتر در موردش صحبت کنی!
حالا چرا میگی پدرم شبیه تو بود ؟
عزیزم، پدر من یه پیر مرد بود-- چند سال بود که ناراحتی عصبی داشت -- جدیدا هم نارسایی قلبی داشت --- خیلی ساکت و آروم و بی آزار بود --- زیاد با رفت و آمد و شلوغی میانه ای نداشت و موافق نبود --- بعد ازظهرها یه ساعتی عصاشو برمیداشت و میرفت پیاده روی و پیش هم سن و سالهاش گپی میزد --- بیشتر تو خونن بود و یه جعبه ابزار داشت که گاهی مثل بچه ها خالیش میکرد و از اول وسایلشو می چید و باهاش خودشو مشغول میکرد ---بچه هاش همه بزرگ شدن ---از بچه هاش راضی بود و اینو بارها به زبان می آوردو دیگه آرزویی نداشت جز اینکه دلش میخواست یه مرگ راحت داشته باشه نه اینکه تو بستر بیماری از دنیا بره و خدا هم آخرین خواسته اش رو بهش داد...
حالا سارای گلم! شباهت تو با پدرم چیه که میگی تصور بودنش کنار پنجره حس آشنایی در تو ایجاد کرده ؟
تو که گفتی خدا رو شکر بیماری جدی نداری ، این تجسم چرا این حسو در تو بوجود آورد ؟
ایا تو تنهایی عزیزم ؟
گفتی دوست داشتی اون لحظه با من حرف بزنی ، خب میگفتی عزیز دلم....من از خدام بود حرف بزنم اونم با کسی که متقابلا همینو بخوادحالا حرف بزن گلم
اما سارای مهربونم!
صحبتهات در مورد فضا پیما و مریخ و هوا و تنفس و ... راستش قبول ندارم چون فلسفه خلقت و آفرینش رو هدف قرار داده!
من مثل تو بلد نیستم فلسفی صحبت کنم و راستش 3 واحد فلسفه رو تو دانشگاه به زور و بدبختی پاس کردم (البته نمره ام خوب شده ها) اما میدونم و قبول دارم که خداوند از خلقت بشر هدف داشته و هرآنجه که لازمه سعادتش بوده رو در اختیارش قرار داده و اونو سرور کائنات معرفی کرده،..بهشم اختیار داده که خیر یا شر رو انتخاب کنه و در نهایت به سعادت یا شقاوت برسه.
تو، تو زندگیت هدف نداری ؟ حتما داری ... و برای رسیدن به هدفت مسلما هر کاری بتونی انجام میدی.نمیشه وقتی به هدفت رسیدی اون چیزی که هدفت بوده به تو بگه " بابا من نمیخواستم مورد هدف تو باشم چرا منو انتخاب کردی تا خودت خوشنود بشی ؟ " میشه ؟
در آخر : عزیز دلم بگو از چی ناراحتی تا بهتر بتونیم در موردش صحبت کنیم باشه ؟





و دیگه آرزویی نداشت جز اینکه دلش میخواست یه مرگ راحت داشته باشه نه اینکه تو بستر بیماری از دنیا بره و خدا هم آخرین خواسته اش رو بهش داد...
حالا حرف بزن گلم


علاقه مندی ها (Bookmarks)