به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 27 نخستنخست 1234567891011121323 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 262
  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    ديروز كتاي آخرين راز شاد زيستن رو خوندم خيلي مفيد بود به ديگران هم توصيه مي كنم بخوننش .
    من دارم به زندگيم ادامه مي دم و سعي مي كنم كه هر روز خوشحال تر و شادتر باشم و از اشتباهات گذشتم درس بگيرم . حتما تو اين كارم خيري بوده . حتي اگه قسمت نشه كه دوباره با هم زندگي كنيم ديگه غصه نمي خورم چون از زندگي قبليم خيلي درس گرفتم . من كه دوسش دارم و اميد دارم كه برگرده .
    در مورد مهريه و اين چيزا هم تصميممو گرفتم و ديگه بهش فكر نمي كنم .
    ani عزيز كتابي كه معرفي كرده بودي رو متاسفانه هنوز نگرفتم كه بخونم .

  2. 8 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (شنبه 20 فروردین 90)

  3. #22
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin

    من خودم فكر مي كنم اگه قرار باشه با اين وضع برگرديم و بزور همديگرو تحمل كنيم برنگرده بهتره . چون فايده اي نداره سر هر چيز كوچيكي باز دعوامون مي شه و جر و بحث .


    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin


    ديگه حس وابسته بودن بهش ندارم .
    اصلا اصرار نمي كنم بهش .

    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin
    هر راهي رو انتخاب كنم يه سري مزايا داره و يه سري معايب .
    و نمي تونم بينشون انتخاب كنم .

    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin

    ياد گرفتم با خودم زندگي كنم ؟ فكر مي كنم آره
    خوشبختانه اين مسئله رو پذيرفتم كه اصلا ممكنه از هم جدا شيم .

    سخت هست ولي قابل تحمله .
    هنوزم خيلي وقتا احساس تنهايي مي كنم و دوست دارم كه يكي باشه از جنس همسر كه دركت كنه و كمكت كنه .
    ديگه احساس وابستگي به شوهرم ندارم البته

    دوست دارم كه زندگيمو دوباره بسازم .


    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin

    من دارم به زندگيم ادامه مي دم و سعي مي كنم كه هر روز خوشحال تر و شادتر باشم و از اشتباهات گذشتم درس بگيرم .



    حتما تو اين كارم خيري بوده .



    حتي اگه قسمت نشه كه دوباره با هم زندگي كنيم ديگه غصه نمي خورم چون
    از زندگي قبليم خيلي درس گرفتم .

    آفرین سبک تکین عزیزم


    واقعا به وجود نازنینت افتخار می کنم و خوشحالم که اینقدر
    در این مدت روی خودت کار کردی و به این نکات مثبت رسیدی
    راه درست را پیدا کردی ، حالا با توجه به تابلو ها و راهنماها ادامه بده تا مقصد درست برسی

  4. 10 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (شنبه 20 فروردین 90), رها68 (سه شنبه 19 اسفند 93)

  5. #23
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin
    ديروز كتاي آخرين راز شاد زيستن رو خوندم خيلي مفيد بود به ديگران هم توصيه مي كنم بخوننش .
    من دارم به زندگيم ادامه مي دم و سعي مي كنم كه هر روز خوشحال تر و شادتر باشم و از اشتباهات گذشتم درس بگيرم . حتما تو اين كارم خيري بوده . حتي اگه قسمت نشه كه دوباره با هم زندگي كنيم ديگه غصه نمي خورم چون از زندگي قبليم خيلي درس گرفتم . من كه دوسش دارم و اميد دارم كه برگرده .
    در مورد مهريه و اين چيزا هم تصميممو گرفتم و ديگه بهش فكر نمي كنم .
    ani عزيز كتابي كه معرفي كرده بودي رو متاسفانه هنوز نگرفتم كه بخونم .








    آهان....

    این شد اونی که باید می شد .

    این اون سبکتکین گل ماست که زیر اون هیجانات و ترس و نگرانی ها فراموش شده بود و داشت خفه می شد .


    آفرین گلم که این سبکتکین رااز زیر اون بارها بیرون کشیدی و داری بهش میرسی ، داری زندش می کنی .

    می دونی چه کار بزرگی داری می کنی ؟؟ مطمئن باش به خاطر پیدا کردن و نجاتش پاداش خوبی می گیری .


    حالا من بهت خیلی سفارشش رو می کنم

    عزیزم

    saboktakin عزیزم


    ازت میخوام که خوب هوای این سبکتکینی که پیداش کردی و از زیر اون همه بار ترس و عجله و هیجان بیرونش کردی ، را داشته باشی ، دیگه نترسی چون اون کنارته ، بهش بگو از اینکه پیداش کردی خوشحالی و دیگه احساس تنهایی نمی کنی چون او هست ، ازش عذر خواهی کن که تا حالا ازش غافل بودی ، بگو خدا و او رو داری دیگه چه غمی داری، هر روز صبح یه دست به سر و صورتش بکش ، بوسش کن و بگو من به تو افتخار می کنم من بهت احتیاج دارم ، ببخش که تو رو ندانسته داشتم خفه می کردم ).

    ( این یعنی کودک درون را در خدمت بالغ فراموش شده به خدمت گرفتن ، تا هم کودک درونت آرام بگیره و نیاز به مفید بودنش تأمین بشه ، هم بالغت سر حال بشه و جون بگیره و دست کودک رو بگیره و مراقبش باشه و نزاره بترسه و هدایتش کنه که تو چاله چوله های زندگی نیافته . کلاً با هم مأنوس بشند و به هم کمک کنند ).


    .




  6. 9 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    paiize (یکشنبه 26 مرداد 93), فرشته مهربان (شنبه 20 فروردین 90), رها68 (سه شنبه 19 اسفند 93)

  7. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: واسه سبکتکین


    بچه ها دلم براي شوهرم تنگ شده . بالهاي صداقت چيكار كنم تو موقع دلتنگي ؟ وقتي دلتنگي مي ياد سراغم عين بچه ها گريه مي كنم .


    قطار می رود... تو می روی... تمام ایستگاه می رود... و من چقدر ساده ام! که سال های سال! در انتظار تو... کنار این قطار رفته ایستاده ام... و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام...

  8. 2 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (سه شنبه 23 فروردین 90)

  9. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    مي دونم كه خدا رو دارم اما نمي دونم با كي درد و دل كنم . دوست دارم سرمو بزارم رو شونه هاي يكي و گريه كنم . دلم مي خواد شوهرمو ببينم . چرا اون نمي خواد خداي مهربون ؟
    با كي مي تونم حرف بزنم و درد دل كنم تو موقع تنهاييم . روم نمي شه زنگ بزنم به دوستام و بگم دلم براي شوهر گلم تنگ شده و گريه كنم .
    دلم مي خواد برم توي يه كوهي دشتي داد بزنم .
    فرشته جون اشتباه مي كنم كه دلم براش تنگ مي شه ؟ بالهاي صداقت تو وقتي شوهرتو رها كردي ديگه دلت براش تنگ نمي شد ؟ اگه مي شد چيكار مي كردي ؟چجوري آروم مي شدي ؟
    من هنوز دچار احساساتم كه نمي تونم فراموشش كنم ؟

  10. 3 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (سه شنبه 30 فروردین 90)

  11. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    118
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    شعر ممنوع!
    موسیقی و فیلم عاشقانه و یا غم انگیز ممنوع!
    جمله های کوتاه حسرت آلود خوندن ممنوع!


    مگه تو خودتو دوست نداری که می ری سراغ این چیزا؟

    این جور مواردی که خیلی بار عاطفی دارن، واسه کسایی که اهلش باشن ویران کننده است.

    با خودت مهربان تر باش عزیزم.

  12. 11 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    paiize (یکشنبه 26 مرداد 93), آویژه (سه شنبه 23 فروردین 90)

  13. #27
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin
    مي دونم كه خدا رو دارم اما نمي دونم با كي درد و دل كنم . دوست دارم سرمو بزارم رو شونه هاي يكي و گريه كنم . دلم مي خواد شوهرمو ببينم . چرا اون نمي خواد خداي مهربون ؟


    عزیزم اینا طبیعیه و از احساسات نشأت میگیره ، کار تو باید این باشه که بهش دامن نزنی ، گستردش نکنی ، به قول آویژه این موقع ها نری سراغ آنگ های غم انگیز و .... ، اگر این کارها رو نکردی و چنان خودت رو مشغول کردی که این دلتنگی و حالتها مدتش کوتاه تر و کوتاهتر شود ، این یعنی از وابستگی بیرون آمده ای .


    عزیز دلم خانمیه گلم ، بین دلبستگی و وابستگی زمین تا آسمان فرق هست . دلبستگی به شوهرت را حفظ کن ، اما وابستگی را قطع کن . وابستگی درماندگی می آورد و دلبستگی وارستگی . این لینک را بخون :

    عشق: دلبستگی ؟ یا وابستگی؟




    با كي مي تونم حرف بزنم و درد دل كنم تو موقع تنهاييم . روم نمي شه زنگ بزنم به دوستام و بگم دلم براي شوهر گلم تنگ شده و گريه كنم .
    دلم مي خواد برم توي يه كوهي دشتي داد بزنم .

    جملاتت را دقت کن ! دلم می خواهد صدر همشه . این همون احساساته که میاد و طبیعی هم میاد اما باید کنترلش کرد ، باید آرموش کرد ، باید رامش کرد ، هرچه بیشتر ازش دم بزنی و روش متمرکز بشی قوی تر و غلیظ تر میشه ، یعنی کاری که نباید بکنی . این وقتها برو یه دوش بگیر با کسی صحبت کن اما نه از این حال و هوا ، بلکه از یک موضوع جدی یا طنز ، کتاب بخون ، و در یک کلام حواست را از این دلتنگی پرت کن ، یعنی تمرکز زدایی کن .




    فرشته جون اشتباه مي كنم كه دلم براش تنگ مي شه ؟

    عزیز دل فرشته ، فکر کنم توضیحات لازمه را دادم . با این وجود بازم میگم طبیعیه اما باید از توسعه یافتنش جلوگیری کنی و رفته رفته این دلتنگی ها و مدتش را ببینی که کمتر و کمتر شده ، طوری که یه روز ببینم سبکتکین نازنین ما اومده میگه : بچه ها فکر می کنم خیلی بی خیال شدم ، اصلاً فکر و خیال ندارم ، الآن فلان مدته دلمم تنگ نشده ، و خیلی هم سبکم و سرم شلوغه و .... بچه ها این بد هست یا خوب ؟ . و ما هم میگیم مبارکت باشه عزیزم رهایی از وابستگی

    گلم اینی که میگم دقیقاً نتیجه موارد زیادیه که در دنیای واقعی و نت مشاوره داده ام و به سمت آرامش و توقف فکر متمرکزشون کردم و بعد مدتی همینا رو گفتن و ..... .

    اگر بخواهی خواهی دید .




    من هنوز دچار احساساتم كه نمي تونم فراموشش كنم ؟


    آره عزیزم ، قربونت برم . آرام آرام بیرون میایی از محوریت احساسات و .... ، فقط این مسیر رو رها نکن و ادامه بده ، ما هواتو داریم گلم



    .


  14. 9 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    paiize (یکشنبه 26 مرداد 93), فرشته مهربان (سه شنبه 23 فروردین 90), رها68 (سه شنبه 19 اسفند 93)

  15. #28
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    سبکتکین این حال و روز الانت رو با تمام وجودم درک میکنم.

    میدونی؟ وقتی بچه بودم یه وقتهایی خیلی دلم که میگرفت می نشستم گریه میکردم میگفتم دلم برای...ام تنگ شده. می گفتم اگر اون بود اگر نرفته بود پیش خدا، الان من هیچ غمی توی دنیا نداشتم.

    یه خورده بزرگتر که شدم فکر میکردم درس بخونم کلی پولدار شم و...

    یازهم بزرگتر که شدم، توی عالم مجردی در عین موفقیت در تحصیل و سختکوشی، وقتی دلم یهویی تنگ میشد، فکر میکردم این دلتنگی برای یک مونس یا همدم یا شریک زندگیه که واجد همه خوبیها باشه و در کنارش تمام عمرم رو با آرامش بگذرونم.

    وقتی متاهل شدم، فکر میکردم اگر چنین و چنان شده بود...

    یه وقتهایی دیگه هیچ بهانه ای ندارم، نگاه میکنم می بینم هیچی کم و کسر ندارم اما دلم تنگه! غم دارم!

    نمیگم از بچگی، اما از همون ایام مجردی ام هم مچ خودم را گرفتم که این دلتنگی ها دلیل زمینی نداره، اما دلیل محکم میخواستم که قانع بشم. همه این سالها در تکاپوی رسیدن به اون آرامش بودم. ، پول اومد، امکانات اومد، تحصیلات اومد، همسر عاشق و دلخسته اومد و... اما هنوز دلتنگی هست! هنوز گاهی دلم برای کسی تنگ میشه که هر چه به دور و برم نگاه میکنم مصداقش رو نمی بینم. کسی که هیچ خللی و نقصی نداشته باشه، رو دست نداشته باشه، واجد همه خوبیها باشه و...هیچکس تاب ایستادگی در برابر قدرتش رو نداشته باشه و در برابر همه دنیا ازم محافظت کنه، کسی که منو از هر چه تعلقات دنیا است جدا کنه و در آغوش آرام خودش بگیره بی هیچ توقع و نیازی.

    به همه تلاشهای دنیایی ام که نگاه میکنم، می بینم انگاری دارم تمام عمرم رو صرف این میکنم که خونه ای از تار عنکبوت برای خودم بسازم. بعد یه بچه ای بیاد و دست بندازه براحتی پاره اش کنه! انگاری که خونه ای به زیبایی هر چه تمامتر روی یه گسل بسازی در حالیکه میدونی قراره زلزله ای بیاد و از بیخ و بن نابودش کنه!
    وقتی به منشا این دلتنگی ها و ناراحتی ها فکر میکنم به این نتیجه میرسم که بجای تلاش شبانه روزی و ولع بی پایان برای ساختن، قدری بشینم و خودم رو رها کنم در وجود لایزالش و از هر آنچه که من رو اسیر و درمونده می کنه فاصله بگیرم و در اون لحظات، لذت شیرین آزادی و بی قیدی و بی دردی و عدم وابستگی و دلبستگی و ... را در ارتباط با خودش مزه مزه کنم.

    وقتی دلتنگ میشم دیگه میدونم نباید نبود این و آن را بهانه کنم. قلبم رو انگار یکی فشار میده اما میدونم دوای دردم، مسکن شوهر و مادر و پدر و پول و ... نیست! یعنی من دیگه نمیخوام با این مسکن های موقتی که خودشون هزاران درد و عوارض جانبی دیگه برام به همراه میارن خودم رو فریب بدم. میدونم که درمان قطعی دلتنگی ام کجاست و به خودش پناه می برم و آرامش ام را از وجود نازنین اش طلب می کنم. کافیه خودم رو بهش بسپارم. همه اش هم دعا و گریه نیست ها! مزه اش به اینه که خودت کشفش کنی.


  16. 11 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    paiize (یکشنبه 26 مرداد 93), بی دل (پنجشنبه 25 فروردین 90)

  17. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    ممنون فرشته جون
    ديروز همين كارو كردم . نه ديگه وابسته شوهرم نيستم دلم خيلي وقتا براش تنگ مي شه ولي نه به خاطر وابستگي بهش . به خاطر دلبستگي بهشه . خوب يه موقع هايي دل آدم مي گيره ديگه .
    ديروز سعي كردم خودمو كنترل كنم و با دختر عمم رفتيم بيرون و گشتيم .
    خيلي فكر و خيالام كمتر شده و هر از چند گاهي فقط يادش مي افتم و دوست ندارم فراموشش كنم .يه وقتايي انگار دوست دارم زنگ بزنه تا صداشو بشنوم و وقتي نمي زنه دلم براش بيشتر تنگ مي شه . ديروز شايد چون يه خورده سرم خلوت بود بيشتر به يادش بودم . اميدوارم كه وضعيتمون رو به بهبود بره . هر دومون . براي هر دومون دعا كنيد .
    بازم ممنون از همدليتون

  18. 9 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (سه شنبه 23 فروردین 90)

  19. #30
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin

    ديروز همين كارو كردم . نه ديگه وابسته شوهرم نيستم دلم خيلي وقتا براش تنگ مي شه ولي نه به خاطر وابستگي بهش . به خاطر دلبستگي بهشه .

    عجله نکن ، هنوز وابستگی هست ، اینا رو می بینم و میگم . دلتنگی

    اینچنین نشان وابستگیه ، عزیزدلم ،وقتی بیرون اومدی از این حال و هواها( چند وقت دیگه ) بعد بیا

    تاپیک رو بخون ، حرفهای خودت و خودم رو اونوقت بیشتر دستت میاد که چی بوده .


    خوب يه موقع هايي دل آدم مي گيره ديگه .

    به حرفهای بی دل خوب توجه کن ،خیلی قشنگ منشاء این دلگیری و دلتنگی ها رو بیان کرد .


    کز نیستان تا مرا ببریده اند *** ازنفیرم مرد و زن نالیده اند
    سینه خواهم شرحه شرحه از فراق *** تا بگویم شرح درد اشتیاق


    به بیت اول این شعر اگه توجه کنی عمق حرفهای بی دل را درک خواهی کرد .


    این لینک ها را هم بخون :

    دلم گرفته : صد دفه گفتم به خودم

    شکر، ستایش و نیایش

    دوست تو ....

    من يك عاشقم

    خدای من! منو ببخش؛ چقدر ناشکر و ناز نازی هستم

    ای عشق همه بهانه از تو


    بر هر چه همی لرزی می دان که همان ارزی


    و پست زیر را بارها و بارها بخون و عمیقاً درکش کن :

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی

    ما از بچگي تمرين گسستن از مرحله اي و وصل شدن به مرحله اي را به اندازه ظرفيتمان تجربه مي كنيم. و اين لازمه رشد ماست.
    زمانی كه آغوش گرم و مهربان و شیر گوارای مادر را بايد ترك می کردیم در دل غم اين جدا شدن ،‌نويد ارضاء هاي جديدي از نيازهايمان نهفته بود .
    بزرگ شدنمان را به رخ نوزادان ديگر مي كشيد.
    از پستان مادر گذشتن، يعني باز شدن حلق ما به هزارن اشربه و اطعمه.
    مهم اين بود كه ما بتوانيم فهم كنيم غذا را ، مهم اين بود كه دندان داشته باشيم كه بجويم، مهم اين بود كه مخاط معده ما با غذا بيگانه نباشد.

    اين گسستن ها ادامه داشت. با جدايي ها. با مرگ مراحل قبلي هر زمان تولد مرحله اي نو بود.

    پدر و مادراني كه اجازه مي دادند فرزندانشان مزه ناكامي ها را كم و بيش بچشند به آنها غير مستقيم مي فهماندند كه ناكامي مرگ مطلق نيست. بلكه مي تواند افزايش گنجايش يك انسان و آماده سازي او براي بزرگ شدن را داشته باشد .

    كسي كه بتواند از پفك عبور كند،‌ از پستانك عبور كند، از عروسك عبور كند، از موبايل عبور كند، از ماشين عبور كند و ... در حال رشد كردن هست. اما اگر هميشه تصور كنيم عبور از هر مرحله با ارضاء و رسيدن كامل يه نيازهاي آن مرحله هست،‌اين اشتباه بنيادين هست.

    گاهي نيازها را تغيير مي دهيم، گاهي نيازهايی را كاهش مي دهيم ،‌گاهي مقابله مي كنيم، گاهي كامل ارضاء مي كنيم ، گاهي بازتعبير مي كنيم، گاهي به تاخير مي اندازيم و ..... همه اينها كام يا ناكامي ما در برابر نيازهايمان هست. و بزرگمان مي كند.


    اما اگر صرفا از كودكي بياموزيم كه بايد بر وفق مراد ارضاء شويم. بعدها متوجه مي شويم كه خلاقيت كمي در تعامل با مشكلات و نيازهايمان داريم يعني تك بعدي هستيم و فقط از يك طريق مي خواهيم آن را حل كنيم. (اين مي شود مشكل حاد).

    و اكنون شما در آستانه رهايش از يك پيله هستيد. و پرواز جديد
    تولدي جديد نه بر اساس نياز ديروزين خود، بلكه بر اساس قطع بند ناف خود و فراخي آفرينشي كه به عنوان يك انسان در پيش رو داريد.
    شما بين ماندن در لذت ديروز و اوج فردا مردد شده ايد.

    تجربه عشق مانند تجربه كردن مادر هست هنگامي كه در آغوشش آرميده اي.
    اما گاهي تصور مي كنيم ،‌اگر از دامان مادر بيرون بپريم ، به معناي از دست دادن آن است. به معني عدم فهم عشق مادريست.

    امروز شما از هر كسي كه تجربه عشق را نداشته باشد بالاتر هستي. اما اگر پاي خود را به گذشته گره نزده باشيد.
    عشق به ما پر پرواز مي دهد. نه اينكه هميشه با اين پرها سرگرم باشيم و با توصيف و ذكر و نوازش اين پرها لذت ببريم. بلكه عشق به ما ياد مي دهد كه با تجربه اش برويم. (قطع از خود و عبور از خويشتن).

    ستاره رو به رشد، شايد والدينت به شما فرصت لذت بردن از ناكامي ها براي رشد را نداده باشند. اما زمانه اين اختيار را يكبار به تو داده است كه يك گذر و عبور را تجربه كني و لذت رهايي را بچشي.

    تو شيفته عشقي.
    تو از عشق ورزيدن به هيجان مي آيي.
    اگرچه موضوع عشقت اين آقاست.
    اما نبايد دچار اين اشتباه بنيادي شوي و عشق و معشوق را برابر بگيري.

    این عشق تجربه ایست که به وسيله اين معشوق تداعي مي شود . اما در روان شناسي این حالت يك شرطي سازي كلاسيك هست.
    يعني بايد توان داشته باشي. كه متوجه شوي عشق در درون فهم تو و در تك تك سلولهاي توست. و آنكه بيرون است و نام معشوق دارد، صرفا همراهي دارد با اين عشق تو و تداعي كننده هست.
    اين آقا عشق نيست. بلكه يك معشوق هست. و عشق درون توست.
    اگر اين آقا عشق بود، پس همه افراد عشقشان برابر بودبا اين آقا. اما مي بيني كه اين عشق درون تو شعله ور است.

    اگر بتواني بين عشق و مشعوق تفكيك قائل شوي. متوجه مي شوي آنكه ستودني هست تو هستي و تجربه عشقي كه داري.

    شايد اشاره ادبيات غني فارسي كه پر از توصيف و شرح عشق و عاشقي هست و در ظاهر هيچكدام به وصال نرسيده اند مي خواهد همين راز و سر را بگويد كه ،اين مجنون ، فرهاد و خسروها بودند كه عشق را آفريدند.
    و عشق آنها افسانه يك ملت شد و نقل شد، بدون آنكه همبستري در آنها باشد، يا وصالي صورت بگيرد.....

    عشقهايمان را بايد رشد دهيم. و تجربه كنيم براي بزرگ شدن.

    اگر عشقمان را با مصداقهایش برابر بگيريم و روي آنها قفل بزنیم . اين عشق به ما بالندگي نمي دهد. ميشود آينه دق. ميشود رنج مستمر، مي شود افسردگي، ميشود بيماري روان تني، مي شود افسردگي ، مي شود تخدير ....

    اما عشق كه تداعي اش با معشوق بوده است. خودش بزرگ است. خودش مستقل هست، خودش رشد دهنده است، خودش توليد كننده است، خودش غمگسار و غمسوز هست. عشق هرگز غمساز نيست.عشق فراتر از ترس هاست.
    عشق فراتر از ترس هاست.
    عشق خودكفاست.



    تجربه عشقت مبارك
    .



    ديروز سعي كردم خودمو كنترل كنم و با دختر عمم رفتيم بيرون و گشتيم .

    خيلي فكر و خيالام كمتر شده



    و هر از چند گاهي فقط يادش مي افتم و دوست ندارم فراموشش كنم .يه وقتايي انگار دوست دارم زنگ بزنه تا صداشو بشنوم و وقتي نمي زنه دلم براش بيشتر تنگ مي شه .


    همینه که میگم هنوز وابسته ای . عزیز نازم این دوست ندارم فراموشش کنم رو کنار بزار .

    نترس از اینکه چیزی از دست بدی ( می ترسی اگه فراموش کنی چیزی از دست می دهی ) خیلی چیزهای
    حیاتی بدست خواهی آورد که الآن از آن محرومی






  20. 8 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    paiize (یکشنبه 26 مرداد 93), فرشته مهربان (شنبه 27 فروردین 90), رها68 (سه شنبه 19 اسفند 93)


 
صفحه 3 از 27 نخستنخست 1234567891011121323 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.