سلام دوست عزیزم
میدونم ازدست دادن فردی که واسه آدم خیلی عزیزه خیلی سخته ولی باید تحمل کرد عزیزم به خداتوکل کن.
منم به نوبه خودم بهتون تسلیت میگم وامیدوارم خدابهتون صبربده
تشکرشده 126 در 29 پست
سلام دوست عزیزم
میدونم ازدست دادن فردی که واسه آدم خیلی عزیزه خیلی سخته ولی باید تحمل کرد عزیزم به خداتوکل کن.
منم به نوبه خودم بهتون تسلیت میگم وامیدوارم خدابهتون صبربده
silda (دوشنبه 05 اردیبهشت 90)
تشکرشده 643 در 136 پست
سلام ارکیده عزیزم .
بهت تسلیت میگم .امیدوارم روح برادرت قرین رحمت باشه .
pardis81 (دوشنبه 05 اردیبهشت 90)
تشکرشده 268 در 90 پست
ارکیده جان،
تسلیت میگم.
برای دوباره بلند شدن و دوباره رو به جلو رفتن باید سعی کنی. تو از اون دور و دایره بیا بیرون. سعی کنی می شه.
اول باید بخوای.
اگه دوست داشتی به سوالهام جواب بده.
چند روز از فوت برادرتون گذشته؟
چند سالتونه؟ چند تا خواهر برادر دارید؟ وضعیت تحصیلات و اشتغالتون به چه شکله؟
آراام (دوشنبه 05 اردیبهشت 90)
تشکرشده 574 در 212 پست
سلام عزيزم1
بهتون تسليت ميگمواقعا تاسف برانگيزه
عزيزم ميدونم ناراحتي ولي ميتونم بپرسم دليل مرگ برادرتون چي بوده و براي چي فكر ميكني يه قرباني هستين!شايد به اين سوال قبلا جواب داده باشين ولي شما يه عضو قديمي هستين بايد صبورتر و ماهر تر باشيد براي بيان و حل مشكلتون!
بازم از خدا براتون صبر ميخوام!![]()
niloofar 25 (دوشنبه 05 اردیبهشت 90)
تشکرشده 47 در 20 پست
بازم ممنونم از دوستان همدردی.
الان 21 سالمه و دانشجو اگه خدابخواد سال آخر
دیگه فقط یه خواهر دارم که اونم به خاطر شتابزدگی تو ازدواجش اونم به خاطر مسایل خونه داره با مشکلات زنددگیش دست وپنجه نرم میکنه.
برادرم به خاطر عوارض ناشی از اعتیاد 16 فروردین امسال فوت شد.
حالا فکر کنم واضح تر منظورمو از قربانی فهمیده باشید
orkideh (دوشنبه 05 اردیبهشت 90)
تشکرشده 302 در 134 پست
سلام
اعصابم داغون شد
نمی دونم چرا موقع خوندن تیتر یه حالی بهم دست داد
تسلیت میگم
hektor (دوشنبه 05 اردیبهشت 90)
تشکرشده 47 در 20 پست
ببخشید نمیخوام اوقاتتونو مکدر کنم. اما ماجرا به همین نحسی هست.
اغراق نمیکنم
orkideh (دوشنبه 05 اردیبهشت 90)
تشکرشده 3,560 در 934 پست
عزیزم تو اوقات مارو مکدر نمی کنی
برعکس اگر با شنیدن درد دلهات بتونیم یه مقدار از بار غمت رو سبک کنیم خیلی هم مایه خوشحالی ماست
انگار زندگی سختی داشتی ولی نگفتی دقیقا چی شد و مشکلت چی بود ...![]()
نیلا (دوشنبه 05 اردیبهشت 90)
تشکرشده 47 در 20 پست
نمیدونم زندگی مونو تو بعضی کتابا حس کردم . کسی نمیتونه بگه این نیست. پدر مادر من از یه نسل روانی بار اومدن.نتیجه اش این میشه که میبینی. خدا تک پسر خونواده رو میبره که دیوار کج بیش از این بالا نره.
بقیه فامیلامونم تعریفی نیستن از این معضلا بحرانای اجماعی طلاق و خودکشی و اعتیاد و فراری چه دختر چه پسر خیانت زن و مرد و...داشتیم.
بزارین بعضی نوشته های قبلی رو نشونتون بدم.
[salam. man tou zendgim tou ye sharayete bohrani hastam.18 salame .ye khanevadye beshedat nabehanjar ba akhlaghaye khas daram. az nazare roohi kheili khonsa va delmordeam. hich chizi too zendegi baram mohom nist . va mesdaghe in jomle shodam ke:zendegi 2 chiz be man amookht marge arezoo va arezooye marg
ازدواج پدر و مادرم یه اشتباه بود. و به دنیا اومدن ما بچه ها اشتباهی بزرگتر.هم پدرم وهم مادرم از بچگیشون با عقده های فراوان و رفتارهای نابهنجار تربیت شدند.وبرای فرار از محیط خانواده یا چه میدونم هر دلیل دیگه ای یعنی طرد شدن عروسی کردنداون ط,ر که خودشون می گن از همون اول با هم مشکلای اساسی داشتن.
خونمون دعواي وحشتناكي شده مثل هميشه .برادرم شيشه خونمون شكست رك دستش قطع شده بيمارستان رفته ميكه تاصبح 1ميليون واسه عملش ميخواد وكرنه
مادرمينابول نميدن ميكن معتاد جه بهتربميره.
كمك نميخوام جيزي بشه خداي نكرده
بيجاره شدم
دلم ميخواس هيج وقت تو اين خونواده بدنيا نمياومدم
برام دعاكنيد
نميخوام كسي بميره
خدامارو ازكابوس خانواده ..........
orkideh (دوشنبه 05 اردیبهشت 90)
تشکرشده 4,314 در 675 پست
ارکیده عزیزم ...
متاسفم که اینقدر بی دست و پام. چیزی بلد نیستم بگم که بتونه آرومت کنه ...
این جور موقع ها واسه دوستام فقط یه بغل دارم و یه شونه ...
نمی تونم حرف بزنم ... اما می تونم پا به پات اشک بریزم ...
بازم بنویس ... شاید سبک شدیم ...
آویژه (چهارشنبه 07 اردیبهشت 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)