RE: تغییر خانم میناچ بر اساس یک برنامه ی مشخص
میدونم نباید بهش گیر میدادم اما پشت منم الان کبوده و درد داره.
دیشب هرچی التماسش کردم که یه ذره حتی آب بخوره فقط سرم دادمیزد.هر چی می بردم واسش فقط پرتابشون میکرد دور.
چی کار کنم از دلش دربیارم؟ ،آخه دل خودمم پر.
درضمن هرچقدر نازشو بیشتر بکشم بیشتر به خودش رحمش میاد و بیشتر ناز میکنه
چی کار کنم؟
همش با خودم فکر میکنم که شاید دیگه هیچ وقت به خونه برنگرده و مثه دفه قبل بره خونه مامانش اینا.
شاید بره واسه طلاق اقدام کنه و هزار تا شاید دیگه مغزمو میخوره.
چی کارکنم؟ چه برخوردی باید داشته باشم؟
از صبح تا حالا چندین بار به موبایلش زنگ زدم اما برنداشته.
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)