به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 48
  1. #21
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: با ترس هایم روبرو شده و برای ازدواجم تصمیم می گیرم: جرقه ای در ذهنم زده شد

    سلام دوستان
    پدر محمد فردا میاد تنهایی با من و مادرم حرف بزنه
    اصلا نمیدونم دلیل این کارشون چیه
    و چی می خواد به من بگه
    و من باید چی بگم ؟!

  2. کاربر روبرو از پست مفید نیلا تشکرکرده است .

    نیلا (دوشنبه 07 آذر 90)

  3. #22
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با ترس هایم روبرو شده و برای ازدواجم تصمیم می گیرم: جرقه ای در ذهنم زده شد

    حرفهایی که تو دلته سابینا جان
    واقعیتهایی که خستت کرده عزیزم
    خیلی راحت و ریلکس

  4. 2 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (دوشنبه 07 آذر 90)

  5. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 01 بهمن 90 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1390-6-31
    نوشته ها
    261
    امتیاز
    1,614
    سطح
    23
    Points: 1,614, Level: 23
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    694

    تشکرشده 707 در 218 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با ترس هایم روبرو شده و برای ازدواجم تصمیم می گیرم: جرقه ای در ذهنم زده شد

    نقل قول نوشته اصلی توسط سابینا
    سلام دوستان
    پدر محمد فردا میاد تنهایی با من و مادرم حرف بزنه
    اصلا نمیدونم دلیل این کارشون چیه
    و چی می خواد به من بگه
    و من باید چی بگم ؟!
    سابينا جان در وهله اول خوب گوش كنيد . لازم نيست حرفي رو پيشگويي كنيد .وقتي همه حرف ها رو شنيديد بدون پيش داوري به نتيجه اي كه اونا بر زندگي تون مي ذارن توجه كنيد .قول نديد . حرف تعيين كننده اي رو فعلا در جلسه فردا مطرح نكنيد . به احساسات خودتون مسلط باشيد .شايد اون چه در راهه جدا از همه خوبي ها و بدي ها دقيقا همون چيزي باشه كه شما انتظار داريد .شايد به شما در گرفتن بهترين تصميم كمك كنه. دعاتون ميكنم امشب !

  6. 5 کاربر از پست مفید ملاحت1 تشکرکرده اند .

    ملاحت1 (دوشنبه 07 آذر 90)

  7. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 اسفند 92 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1390-4-25
    نوشته ها
    643
    امتیاز
    4,583
    سطح
    43
    Points: 4,583, Level: 43
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,779

    تشکرشده 2,844 در 585 پست

    Rep Power
    81
    Array

    RE: با ترس هایم روبرو شده و برای ازدواجم تصمیم می گیرم: جرقه ای در ذهنم زده شد

    ضمن تایید صحبتهای ملاحت جان منم ذکر این چند نکته رو لازم میدونم:
    1.لزومی نداره هیچ توضیح اضافه ای بدی یا به هر سوالی جواب بدی.
    2.درصدد دفاع از خودت بر نیا حتی انتقادات ایشون رو هم گوش کن.و لزوما عکس العملی نشون نده.
    3.با ایشون همدلی کن.اجازه بده بیش از پیش احساس کنه که شما عاقلانه فکر میکنی.
    4.اگر ازت جواب خواست حتما ازش فرصت بخواه.
    5.اگر حقیقتا تصمیمتون جداییه لزومی نداره فعلا به ایشون اطلاع بدی تمام صحبتهای ایشونو بشنو و روشون فکر کن.

  8. 5 کاربر از پست مفید یک زن امیدوار تشکرکرده اند .

    یک زن امیدوار (دوشنبه 07 آذر 90)

  9. #25
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: با ترس هایم روبرو شده و برای ازدواجم تصمیم می گیرم: جرقه ای در ذهنم زده شد

    من با برادرم و زنداییم هم حرف زدم
    به یک جمع بندی رسیدم
    برادرم گفت از خواسته های معقولت کوتاه نیا و هر چی تو دلت هست با رعایت احترام بگو
    من واقعا می ترسم از آنچه که در پیش روم هست ولی از این سکون و درد مزمن هم ناراحتم، دوست دارم هر چی پیش میاد زود پیش بیاد و تموم بشه. خیلی می ترسم خیلی... ولی کوتاه نخواهم اومد... سعی می کنم به این ترسم غلبه کنم
    از بخت بد یا خوب هم پسر داییم که عین داداشمه داره زن می گیره ، الانم میگن بیا بعله برون خصوصی تو هم باش، چون عین خواهر دامادم، ولی نمیدونم حوصله ندارم برم

  10. 6 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    نیلا (پنجشنبه 10 آذر 90)

  11. #26
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: با ترس هایم روبرو شده و برای ازدواجم تصمیم می گیرم: جرقه ای در ذهنم زده شد

    سلام سابينا،‌
    حتما مراسم رو شركت كنيد... براي روحيه شما خوبه! تقريبا الزاميه
    بعدا راجع به موضوع زندگيتون بايد مفصل تر فكر كنيد و سريعتر تصميم بگيريد

  12. 8 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (پنجشنبه 10 آذر 90)

  13. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1390-8-02
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    1,745
    سطح
    24
    Points: 1,745, Level: 24
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    393

    تشکرشده 401 در 117 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: با ترس هایم روبرو شده و برای ازدواجم تصمیم می گیرم: جرقه ای در ذهنم زده شد

    عزیزم برات دعا می کنم نگران نباش .

  14. 2 کاربر از پست مفید جان سخت تشکرکرده اند .

    جان سخت (دوشنبه 07 آذر 90)

  15. #28
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: با ترس هایم روبرو شده و برای ازدواجم تصمیم می گیرم: جرقه ای در ذهنم زده شد

    فکر کنم همه چیز تموم شد
    عصری محمد به من زنگ زد و توی حرفهاش سه چهار بار به من طعنه زد که تو قبلا ازدواج کردی و طلاق گرفتی
    منم گفتم خودت می دونستی
    مادرش یه حرکتی از من دوسال قبل دیده بود که اومد امشب بهش گفته بود
    منم گفتم مادرت داره پرت می کنه و حق دارم چون کرده بود
    بعد گفتم لازم نیست بابات بیاد
    زنگ زده به مادرم گفته لزومی نداره بیش از این پرده دری بشه، بابام بیاد یا نه؟ مادرم گفته لزومی نداره بیاد؛ گفته فردا با مامانم حرف بزنید تموم بشه، مادرمم گفته من حرفی ندارم با کسی بذارید برادرش بیاد اقدام کنید
    منم برای اولین باز زنگ زدم به مامانش خیلی آروم و محترمانه گفتم حاج خانوم شما خوبی بچه تونو می خواین یا بدی شو؟ بعد دوسال لزومی داشت اینجا من یه کاری دو سال قبل کرده بودم اونم بگید؟ شما از اشتباهات من لیست میگیرید؟ منظورتون چیه؟گفتم مگه محمد نمیدونست من مطلقه بودم؟ الان فردا از محمد طلاق بگیرم محمد میشه مطلقه! از کجا معلوم سر پسر بعدیتون این بلا نیاد؟ تضمینی هست؟
    خلاصه تموم شد .
    من خیلی می ترسم و حالم خوش نیست
    نمیدونم چطوری باید با این قضیه کنار بیام

  16. کاربر روبرو از پست مفید نیلا تشکرکرده است .

    نیلا (سه شنبه 08 آذر 90)

  17. #29
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: با ترس هایم روبرو شده و برای ازدواجم تصمیم می گیرم: جرقه ای در ذهنم زده شد

    خواهرم
    صبر کنید... فقط صبر
    به نظرم خانواده ها و شما کمی هیجان زده دارید با این مسائل برخورد می کنید
    به شما توصیه می کنم ارامش داشته باشید و قطعا اجازه ندید کسی جای شما تصمیم بگیره
    توافق کنید و حدود ۱۴ روز تمام زیر نظر مشاور دور از هم باشید
    براتون این زمان لازمه
    به نفع شخص شما نیست این جدایی به این صورت اتفاق بیوفته و باید به خودتون و ایشون به شیوه ای که گفتم زمان بدید
    به هر حال طلاق یک گزینه است برای شما
    اینکه ایشون مشکلاتی دارند صحیحه و غیر قابل انکار
    اینکه شما ازرده خاطر هستید هم صحیحه و این حق شما نیست
    اما رفتارهای هر دو شما با اشکالات زیادی همراهه که مهمترینش نپذیرفتن زندگی هست
    اگر این اشتباهات رو بخواهید تکرار کنید شاید فرقی نکنه شریک زندگی شما کی باشه...به جدایی ختم می شه
    شما از نظر روانی کاملا سالمید.. یه خورده تامل کنید

  18. 8 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (پنجشنبه 10 آذر 90)

  19. #30
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: با ترس هایم روبرو شده و برای ازدواجم تصمیم می گیرم: جرقه ای در ذهنم زده شد

    سلام برادر
    چقدر خوب شد اومدی، حال درست حسابی ندارم، فکر کنم دیگه افسار این کار از دست من خارج شده و دیگه راهی هست که برگشتی نیست، من که زنگ نمی زنم و تماسی نمی گیرم ایشون هم فکر نکنم به جز اقدام برای جدایی تماسی بگیرن.
    اشتباهات من کجا بود؟ می شه بگید؟
    چرا به نفع من نیست این جدایی اینطور اتفاق بیافته؟
    میشه توضیح بدید
    ممنونم

    benim dermansiz derdime bulsam chareii chareii
    uzak yollar yakin olsa her guzel de hakkim olsa
    dostum lokman hekim olsa sarsam yarayi yarayi

  20. 6 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    نیلا (سه شنبه 08 آذر 90)


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصمیم به طلاق گرفتم درسته تصمیمم؟
    توسط amir59 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 مهر 95, 22:38
  2. تصمیمم نهایی من ... 6 سال تا تصمیم گرفتن طول کشید
    توسط she در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 مرداد 95, 18:31
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 شهریور 93, 18:36
  4. موندم چه تصمیمی بگیرم؟ کمک کنید...............
    توسط yase sefid در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 شهریور 92, 10:55
  5. چه تصمیمی بگیرم؟
    توسط arah در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 08 تیر 92, 17:52

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.