
نوشته اصلی توسط
چرخ و فلک
منم اگه جای تو بودم میترسیدم که وقتی طرفم بعد از صیغه محرمیت اینقدر عوض شده بعد از عقد و عروسی به کجا خواهد رسید.
الان اونوقت شماست که باید فقط خوشی بین شما باشه,
اونزمان هست که همه دل و قلوه رد و بدل میکنن و حسابی برا طرفشون مایه میذارن
نه وقت اونکه ارتباطش رو با تو قطع کنه که بخیال خودش تورو تنبیه کرده که دیگه از اون حرفها نزنی
پس من نظرم این هست که خیلی باید روی این رابطه و ادامش دقت کنی
این مسایل اگه حل نشن بعدا خیلی بزرگتر میشن.....
راستی یه مسله دیگه که میخوام بهت بگم در مورد گفتن مسایل به مادرت هست
من میگم که بگو حالا که بعد از این مدت مشکل حل نشده
هم مادرت هست و میتونه راهنمایی کنه و هم از الان در جریان تنش بین شما باشه
دیگه محرم شروع شد و یهو میبینی همه دارن آماده میشن برا جشن عقدتون
از الان بدونن خیلی بهتر هست
شاید تو نیاز داشته باشی زمان بیشتری برای شناخت بذاری
البته میدونم که همه اینها خیلی سخت هست
آدم توی یه دوستی ساده به مشکل میخوره زندگیش بهم میخوره
حتی تموم کردن رابطه براش سخت میشه, چه برسه به شما......
ولی چاره چیه نازنین
الان تو 2راه بیشتر نداری
یا خودت به اونجا میرسی که همچی خوب و گل و بلبل هست و لباس عروس تنت میکنی
یا همچی رو تموم میکنی
اینکه ادامه بدم و کم کم درستش میکنم و بهتر میشه و عوضش میکنم رو از سرت بیرون کن
اون آقا پسر هم 2راه داره عاقبتش !
یا متاسفانه مثل خیلیها که سوزنشون توی این مسله اینجا گیر میکنه تا وقتی بتونن دنبال اینجور مسایل میرن
و عین مردهای قدیم قدیم رفتار میکنن متاسفانه......
و خیانتهایی که میشه...........
یا بعد از رسیدن به خواستهایی که توی ذهنش ساخته,توسط تو به آرامش میرسه و میشه یه مرد خوب برای زندگی
اینهم دیگه چیزی هست که من نمیدونم چجور میشه تست کرد
اگه کسی بلد هست بگه
علاقه مندی ها (Bookmarks)