سلام دوستان و اساتید محترم

من یه مشکلی دارم می خوام نظر شمارو بدونم،پسر 23 ساله هستم، 4 سال پیش یه رابطه دوستی بطور اتفاقی پیش اومد، از اونجایی که از نظر صحبت و منطق خیلی رک هستم و البته می تونم براحتی افراد رو تحت تاثیر بزارم روز اول گفتم که من هدفم در حال حاضر ازدواج نیست، آینده رو نمی دونم، می خوای بمون نمی خوای نمون...
موند، بعد از مدتی صمیمی شدیم و به پیشنهاد من رابطه جنسی منظم برقرار کردیم تا نیاز هم (بیشتر من) به جنس مخالف رو برطرف کنیم، البته بصورتی که در آینده هیچ مشکلی واسه طرف پیش نیاد، یعنی دختر بمونه

از 1 سال پیش احتمالا با کلی تحقیق و بررسی و مشاهده سایت هایی مثل این سایت فهمید که رابطه جنسی نباید داشته باشیم (و البته درسته)، ولی از طرفی دیگه خودشم نمیتونه جلوی نیاز خودش رو بگیره و به رابطه نیاز داره، هم به رابطه فیزیکی نیاز داره و هم از نظر روحی وابسته شده، به زور جلوی خودش رو برای رابطه جنسی گرفته و این باعث بوجود اومدن مشکلات زیادی مثل پرخاشگری و افسردگی برای خودش شده ! مشکلات من که بماند !!!

به هیچ وجه هم نمیتونه با من قطع رابطه کنه،نیاز روحی و وابستگی اجازه نمیده، اگر من قطع رابطه کنم کارش به جنون میکشه و خطرساز میشه! (دیدم اینو )
تنها راهش اینه که ازدواج کنه اما بسیار مشکل پسنده و خواستگارهاش رو رد میکنه، خودمون هم از نظر طرز فکر بسیار متفاوتیم که این اجازه ازدواج هم بهمون میده! خودشم قبول داره !

الان من باید چیکار کنم؟ نمی خوام مشکلی براش پیش بیاد

از طرفی نمیتونم قطع رابطه کنم و از طرف دیگه حاضر نیست مثل قبل رابطه جنسی داشته باشیم، همین بسیار پرخاشگر و افسردش کرده و ادامه رابطه رو خیلی سخت و طاقت فرسا کرده، به منم میگه تو زودتر ازدواج کنی میکشمت! شاید منو نکشه ولی احتمالا یه بلایی سر خودش میاره

ممنون میشم نظرتون رو بگید