RE: خیلی زودرنجم؟!
سلام مینا جان
خوشحالم بابت مدیریت خوبت توی این مسئله
عالی داری پیش میری دختر
راهنمایی های زن امیدوار عزیز و بهار عزیز هم که دیگه داره اینجا غوغا میکنه
مینا یه چیزی بهت میگم خوب بهش فکر کن
هرجا من از نظر روحی از جانب خانواده همسرم دچار آسیب میشم به خودم میگم اقلیما مگه از اولش برات مهم بودند که الان بخوان باشن مگه از اولش که من با همسرم شروع کردم اونا رو شناختم و از روی شناخت پدر و مادرش تصمیم به ازدواج با همسرم گرفتم که الان بخوام خودمو ناراحت کنم
این روزا منم خیلی درگیرم با خانواده همسرم از این بالا و پایین کردناشون خیلی خسته ام گاهی اینقدر می برنم بالا که انگار ملکه اون خونه ام گاهی هم مثل حالا ........
درست مثل پارسال این موقع
که پارسال این موقع هرچی بین من و خانواده اش پیش اومد من گذاشتن کف دست همسرم و دعوای شدیدی بین ما شد و لی امسال این اشتباه رو نکردم چون دارم اهمیتشونو برای خودم به صفر می رسونم
الانم طبق وظیفه حالشونو می پرسم و کاری هم ندارم که باهام سرد برخورد میشه و یا ..........
حرفای زن امیدوار خیلی خیلی عالی بود مخصوصا:
آدم بالغ و عاقل هيچ وقت به خاطر مسائلي كه از جانب افراد درجه دوم و سوم زندگيش(بازم ميگم درجه دوم نه از نظر قدر و ارزش بلكه از نظر نقش در زندگي شما) رخ ميده اشخاص اول زندگيشو ناراحت نميكنه و از همه مهمتر شادي و آرامش زندگيشو بهم نميزنه!



[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)