به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 50

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    158
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    سلام مینا جان

    بهتره شما در این رابطه دخالتی نکنی اما بد نبود که بهش می گفتی پدر و مادرت هستن بهر حال و اشکالی نداره و

    خودم بهشون زنگ میزنم و می گم...نگذار شوهرت ناراحت این دعوا بمونه!

    بهش پیشنهاد بده که با هم بریم پیششون روز پدر و یک جورایی از دل پدرش در بیاره بهر حال بزرگترین و احترامشون

    واجب اما اصلا اصرار نکن! فقط به عنوان یک پیشنهاد نه بیشتر!


    اگر هم گفت : "آخه بهت بی احترامی کردن" بگو : "خوب هر کسی یک اخلاقی داره اما مطمئنا اونها هم نوه پسریشون

    رو دوست دارن و بزرگترن و احترامشون واجب! بعد هم ابراز احساس که زوری نیست لابد اینجور راحت ترن"

    بگذار همسرت احساس نکنه تو منگنه است. بگذار احساس کنه یک زن پشتیبان و حامی و فهمیده داره و خیالش رو

    لا اقل از سمت خودت راحت کن و به هیچ عنوان ازشون پیش همسرت (حتی اگر ناراحتی) بدگویی نکن!

    اگر هم همسرت باهات درد و دل می کنه فقط گوش کن و سعی کن آرومش کنی اما نکات مثبت قضایا رو بهش نشون

    بده تا از داشتنت واقعا به خودش بباله و بفهمه که کسی هست که درکش کنه :)



  2. 3 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (شنبه 20 خرداد 91)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    نه بهارجان!.فقط سعی میکنم که زیاد به مسائل اهمیت ندم،
    به پیامدهای اهمیت دادن و کش دادن و بهانه گرفتن فکر کنم،
    در ضمن میدونم همون طور که شوهرم بهم گفت، دلیل خیلی از رفتارهاش اینه که میخواد نشون بده که براش مهم و قابل احترام هستم. همین واسم کافیه.

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 اسفند 92 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1390-4-25
    نوشته ها
    643
    امتیاز
    4,583
    سطح
    43
    Points: 4,583, Level: 43
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,779

    تشکرشده 2,844 در 585 پست

    Rep Power
    81
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    آفتاب همدرد عزيز... آفرين كه سعي ميكني مسئله بزرگ نشه و ارامشتو بهم نريزه

    حالا كه يه قدم به جلو برداشتي و فرصت مناسب پيش اومده شايد بهتر باشه با درايتي كه در شما سراغ دارم قدمهاي بعدي رو هم برداري...
    به اين قسمت از حرفهاي خودت توجه كن:

    نقل قول نوشته اصلی توسط آفتاب همدرد
    در ضمن میدونم همون طور که شوهرم بهم گفت، دلیل خیلی از رفتارهاش اینه که میخواد نشون بده که براش مهم و قابل احترام هستم. همین واسم کافیه.
    سعي كن اين موضوع رو كه متوجه شدي همسرت برات اهميت و ارزش قائله به همسرت منتقل كني.بهش انتقال بده كه براي تلاشي كه در جهت حفظ احترام و شخصيت شما ميكنه ارزش قائلي...

    به قول آقاي sci: حتما حتما در اين مورد اعتبار سازي كن.چون زندگي مشترك و اصلا همه ي زندگي مثل بازي شطرنج ميمونه،بايد روي هر حركتمون فكر كنيم و از همه مهمتر هر حركت رو درست و به موقعه اش انجام بديم تا به نتيجه ي مطلوب برسيم.و الان وقت اينه كه در رابطه با همسرت اعتبار سازي كني.الان مهمه و خودت در آينده ي نتيجه ي مثبتشو خواهي ديد.

    اما در مورد واكنش خانواده ي همسرت اين كه همه چيز رو به همسرت سپردي خيلي عاليه اما باز هم به اين قسمت حرفهاي خودت توجه كن:
    نقل قول نوشته اصلی توسط آفتاب همدرد
    اما اونا احتمالا تمام این رفتارای شوهرمو از چش من میبینن.
    ذهن خواني نكن،چون در اثر اين ذهن خواني در آينده ممكنه از رفتارهاي خانواده ي همسرت تفاسير غلط كني!
    البته صد در صد قبول دارم كه معمولا بايد در هم چين شرايطي خانواده ي همسر آدم به مامان جديد تبريك بگن!اما... بالاخره اونها آدمن،با هزاران پيچيدگي روحي و حتي ممكنه مشكل شخصيتي! فكر نكن چون سني ازشون گذشته بايد همه چي تموم باشن و درست رفتار كنن،اتفاقا اگر رفتار بدي داشته باشن به خاطر همون سن بالا سفت تر بهش چسبيدن!

    پس با اين تفاسير:من به شخصه اگر جاي شما بودم تحت اين شرايطي كه همسرمم گفته بود كه خونشون نميريم بعد از اعتبار سازي كه صحبتش در بالا رفت در يك شرايط مناسب با جملاتي كه با من شروع بشه به همسرم ميگفتم: من دوست دارم روز پدر به با با و مامان زنگ بزنم و از طرف خودم و ني ني به بابا بزرگ جديد روزشو تبريك بگم.نظر تو چيه؟
    به اين ترتيب اجازه نميدادم كه وجهه ام هم پيش خانواده ي همسرم خراب بشه، و مطمئنا همسرم هم از اين پيشنهاد استقبال ميكرد چه بسا حتي منجر به اين ميشد كه روز پدر هم بهشون سر بزنيم.

    پ.ن:البته اين فقط نظر شخصي من بود،چون به نظر من وقتتي قراره صاحب يه فرشته ي كوچولو بشيم بايد شرايط رو طوري فراهم كنيم كه لذت پدر بزرگ و مادر بزرگ داشتن رو اونم بدون قهر و دلخوري،از همون ابتدا حس كنه.

    خلاصه اين كه:شرايط رو بسنج و مثل يه شطرنج باز قهار ،مهره هاتو يه جوري بچين كه منجر به پيروزي نهاييت بشه،هر چند در خلال بازي مجبور شي چند مهره ي بي ارزشو(مثل فكر كردن به اين حس كه چرا زنگ نزدن،يا چرا حالا كمن بايد خودمو كوچيك كنم زنگ بزنم يا...) از دست بدي.

    موفق باشي

  5. 6 کاربر از پست مفید یک زن امیدوار تشکرکرده اند .

    یک زن امیدوار (سه شنبه 23 خرداد 91)

  6. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    سلام مینا جان
    خوشحالم بابت مدیریت خوبت توی این مسئله
    عالی داری پیش میری دختر
    راهنمایی های زن امیدوار عزیز و بهار عزیز هم که دیگه داره اینجا غوغا میکنه

    مینا یه چیزی بهت میگم خوب بهش فکر کن
    هرجا من از نظر روحی از جانب خانواده همسرم دچار آسیب میشم به خودم میگم اقلیما مگه از اولش برات مهم بودند که الان بخوان باشن مگه از اولش که من با همسرم شروع کردم اونا رو شناختم و از روی شناخت پدر و مادرش تصمیم به ازدواج با همسرم گرفتم که الان بخوام خودمو ناراحت کنم
    این روزا منم خیلی درگیرم با خانواده همسرم از این بالا و پایین کردناشون خیلی خسته ام گاهی اینقدر می برنم بالا که انگار ملکه اون خونه ام گاهی هم مثل حالا ........

    درست مثل پارسال این موقع
    که پارسال این موقع هرچی بین من و خانواده اش پیش اومد من گذاشتن کف دست همسرم و دعوای شدیدی بین ما شد و لی امسال این اشتباه رو نکردم چون دارم اهمیتشونو برای خودم به صفر می رسونم
    الانم طبق وظیفه حالشونو می پرسم و کاری هم ندارم که باهام سرد برخورد میشه و یا ..........

    حرفای زن امیدوار خیلی خیلی عالی بود مخصوصا:
    آدم بالغ و عاقل هيچ وقت به خاطر مسائلي كه از جانب افراد درجه دوم و سوم زندگيش(بازم ميگم درجه دوم نه از نظر قدر و ارزش بلكه از نظر نقش در زندگي شما) رخ ميده اشخاص اول زندگيشو ناراحت نميكنه و از همه مهمتر شادي و آرامش زندگيشو بهم نميزنه!

    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  7. 4 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (سه شنبه 23 خرداد 91)

  8. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    ممنون دوستای خوبم.
    از شوهرم خواستم که به دیدن پدرشون حداقل تنهایی بره،اما شدیدا مخالفت کرد!
    چند روز پیش پدرشوهرم به موبایلم زنگ زد من اصلا ابراز ناراحتی از طرف خودم نکردم و فقط گفتم که پسرتون یه ذره ناراحته،من خیلی سعی کردم آرومش کنم اما نتونستم.حتی واسه اینکه روز پدر هم خونشون نرفتیم عذرخواهی کردم!!!!!!!!!!
    ازم برای رفع ناراحتی پسرشون راهنمایی میخواست!!!منم نمیدونم حرف خوبی زدم یا نه اما گفتم نمیتونم جای شما باشم و شمارو درک کنم اما فکر میکنم حالا که مامان راضی نشدن با شما بیان خودتون تنهایی تشریف میوردین،اتفاقا همون شب با یه جعبه شیرینی اومد خونمون! از من عذرخواهی کرد و گفت لطفا زود قضاوت نکن!شما از همه چی خبر نداری!
    رفتم سریع هدیه روز پدر رو که واسشون خریده بودیمو دادم دست شوهرم و ازش خواستم که به پدرشون بده و با هم آشتی کنن!
    متاسفانه نمیدونم به چه دلیلی ولی بینهایت از مطلع شدن مادرشوهرم نگران بودند و خیلی سریع رفتند.

  9. 5 کاربر از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده اند .

    آفتاب همدرد (سه شنبه 23 خرداد 91)

  10. #6
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    سلام بچه ها.
    فکر میکردم با مرور زمان حالم خوب میشه،اما متاسفانه اصلا تغییری نکردم بدتر شدم.
    همینکه یادم میاد تا چند وقت دیگه ظاهرم تغییر میکنه و همه میفهمن،گریم میگیره!
    خیلی خجالت میکشم.از اونجا که محیط کاریمون هم مردونس سریع میرم تو سرویسا و با صورت قرمز برمیگردم..احتمال داره واسم گرون تموم شه.
    به خدا خودم بیشتر از هرکسی عذاب میکشم.از خودم واقعا خسته شدم.
    خیلی قران میخونم و از خدا میخوام کمکم کنه،حواسمو پرت میکنم اما بیفایدس!
    نه حال جسمی خوبی دارم و نه حال روحی.
    آیا این رفتارا عادیه؟باید چی کار کنم؟راه حلی دارین بهم کمک کنید؟

  11. کاربر روبرو از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده است .

    آفتاب همدرد (سه شنبه 23 خرداد 91)

  12. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    158
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    سلام مامان مینا

    چرا خجالت گلم؟ مگه کار بدی کردی؟ تو فقط یک بار الهی داری که باید به سلامت بذاریش زمین!

    آیا داشتن بار الهی و هدیه آسمونی خجالت داره؟ تو داری به مقام والای مادری نائل می شی! این خجالت داره؟

    تو داری یک سیکل طبیعی رو طی می کنی این خجالت داره؟


    محیط کارت مردونه باشه! لباسات رو مناسبتر کن یا حتی از چادر های عربی که گشاد و راحتن استفاده کن!

    اشکالی نداره که! پس دیگه خجالت رو با مرور جملاتی که گفتم کم کم تمرین کن بگذار کنار!

    بعد هم نترس! حالاتت طبیعیه! هم ممکنه کمی افسرده بشی هم جسم و روحت بهم بریزه! آخه تو در آستانه یک

    تحول بزرگی و قراره مادر بشی! اما خجالت و ترس معنی نداره!

    با همسرت حرف بزن که بیشتر حمایتت کنه تو این دوره و بیشتر کنارت باشه و به هر 2 تون (تو و نینی) محبت کنه!

    همراهی همسرت در کاهش ترس هات و استرس هات خیلی موثره!

    مطمئن باش با ورزش سریع بدنت میاد روی فرم و با تغذیه مناسب و ورزش می تونی افسردگی هات رو که به دلیل

    ترشح هورمونه کاهش بدی!

    می هم برای سلامت خودت و نینیت دعا می کنیم

    این بوسه هم ماله نینی از طرف خاله بهار که الهی قربونش برم من


  13. 4 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 24 خرداد 91)

  14. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    بهارجونم ازت ممنونم عزیزم
    .به خدا این جملات رو هم خودم تکرار میکنم و هم شوهرمو مامانم،اما یهویی انگاری دیونه میشمآخه تو عمل خیلی سخته.اما باشه چشم حتما بازم این کارو انجام میدم.
    من چادری نیستم البته خیلی مانتوهای رسمی میپوشم و مقنعم با حجاب هست،اشکالی نداره چادر سرم کنم یهویی؟تابلوتر نمیشم؟ از کی سرم کنم؟
    یه موضوع دیگه هم که تقریبا واسم تبدیل به کابوس شده اینه که همیشه میترسم خیلی زودتر از اون تاریخی که دکتر بهم گفته خودش طبیعی دنیا بیاد،مثلا در حالی که من سر کار هستم !!!چون فاصله شرکتمون هم خیلی زیاده.

  15. کاربر روبرو از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده است .

    آفتاب همدرد (سه شنبه 23 خرداد 91)

  16. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    نقل قول نوشته اصلی توسط آفتاب همدرد
    یه موضوع دیگه هم که تقریبا واسم تبدیل به کابوس شده اینه که همیشه میترسم خیلی زودتر از اون تاریخی که دکتر بهم گفته خودش طبیعی دنیا بیاد،مثلا در حالی که من سر کار هستم !!!چون فاصله شرکتمون هم خیلی زیاده.
    سلام مامان گلی

    خانمی حتی اگه قرار باشه اون فرشته کوچولو طبیعی هم دنیا بیاد اینطوری نیست که تو یه بازه زمانی نیم ساعت یا یه ساعته یهو بپره بیرون.

    در مورد پروسه زایمان طبیعی سرچ کن تا این کابوست هم برطرف بشه .



  17. 5 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    صبا_2009 (چهارشنبه 24 خرداد 91)

  18. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    سلام مینا
    وای اینقدر دلم می خواست جای تو می بودم ولی خوب ما هنوز شرایطشو نداریم
    ولی من برعکس تو خیلی خیلی این دورانو دوست دارم

    مینا تو اولین نفری نیستی که بارداری و مطمئنم آخرینشم نیستی پس کار غیر عادی انجام نمی دی تازه عرف بر اینه که همه بیشتر از قبل هوای زن باردار رو دارند
    بعدشم می تونی مانتوهای گشادتر بگیری و بپوشی و هیچ کسم براش غیر متعارف نیست این عمل تو.............

    هر موقع این فکرها اومد سراغت پیش خودت بگو مینا تو ایجوری فکر می کنی بقیه اصلا اینجوری فکر نمی کنند
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  19. 2 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (سه شنبه 23 خرداد 91)


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 28 اردیبهشت 93, 11:43
  2. اهای جماعت من زود زود میگ میگی وابسته میشم.کمکم کنید
    توسط gheryeh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 خرداد 92, 15:29
  3. من آدم حساس و زودرنجی شدم چی کار کنم؟
    توسط saharnaz در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 شهریور 90, 17:34
  4. زود رنج کیست و زود رنجی چیست؟
    توسط keyvan در انجمن آگاهی ها، مهارتها و روشها
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 13 اردیبهشت 88, 15:41

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.