اسرین جان!می دانم که منظور اصلی شما چیست،امات این مثال شما که برای جاانداختن مطلب بود و البته حالت طنز هم داشت،این گزک منطقی را بدست *برخی* می دهد تا بگویند:
*یعنی چه!!!مگر باید در جلسات آشنایی و گفتگو چنین پرسشهایی را کرد؟؟نخیر آقا باید از علایق و خواسته ها و نیز با پرسشهای فنی این کار را انجام داد؛*در پاسخ باید گفت که:آخر جان دلان نازنین خو و رو!!مگر کسی می آید و تمام حقیقت را ببیان می کند و صفات بد خودش را صادقانه می گوید!!؟دخالت ناخودآگاهانه رخی مصلحت اندیشیها را که نمی توان در نظر نگرفت؟و البته هیچ بقالی نمی گوید،ماستم ترش است و در باغ سبزهاست که نشان داده می شوند . .
وانگهی گیریم که پرسش و پاسخها در کمال صداقت باشد ،آیا این تضمین عدم جدایی یک زوج جوان است؟؟؟؟؟؟باید زیر یک سقف بروند تا زیر و بم شخصیت فردی آنها در شرایط واقعی که گاهی خوب و گاهی بد هستند،آشکار گردد.خیلی جالب است،بنشینند در خانه و با کنترل خانواده با هم حرف بزنند یا فوقش دختر با یکی از اعضای خانواده اش بیاید بیرون و با پسر در جایی حرف بزند!!هی پسره می خواهد چهار کلام حرف بزند،هی همراه ختر چشم غره می رود یا اینکه می آید نزدیکشان یا پسره خجالت می کشد تا سخنی بر زبان آورد و . . .خوب اینها همه مسخره بازی است دیگر . . .
از دیگرِ دوستان نیز توقع شرکت در این بحث می رود . . . .








علاقه مندی ها (Bookmarks)