
نوشته اصلی توسط
gelareh
sciعزیز یه دنیا ممنونم.وقتی جوابم رو میدید کلی آرومتر میشم.کمکم کنید منم تمام تلاشم رو میکنم که فرمایشاتتونو عمل کنم.در مورد نکات مثبتم باید بگم خیلی وقته دیگه خودمم نمیدونم چه نکته مثبتی دارم .انقد الان بی حس و حالم که اصلا در خودم نکته قابل ملاحظه ای نمبینم.البته میدونم خودم مقصرم اما باور کنم انقد از طرف شوهرم گاه و بیگاه تحقیر شدم که دیگه هیچ اعتماد به نفسی ندارم.در مورد برنامه یکروز کاریم باید بگم کمی به کارهای خونم رسیدگی میکنم.بعدش اگه خریدی چیزی داشته باشم بیرون میرم .کتابی میخونم در غیر اینصورت متاسفانه علافم.همین موضوع بیشتر از همه چیز عذابم میده از خودم توقع خیلی زیادی داشتم همین الان از گفتن این حرفها برا شما شرمم میاد باورم نمیشه که انقد زندگیم بیخود شده .قدیمها یه کتاب 200 صفحه ای رو تو دو روز میخوندم مطالعه برام لذت بخش ترین کار دنیا بود اما الان......
چطوری میتونم اعتماد به نفسمو دوباره به دست بیارم.شوهرم چون آدم فوق العاده فعالیه مسلما از دیدن من تو این وضعیت بیشتر ازم دور میشه .میتونست کمکم کنه اما....البته میدونم که خودم مسئولم و خودم باید به خودم کمک کنم.در مورد دکتر هم حتما امرتونو اجرا میکنم.فقط دقیقا بهم میگین منظورتون از آزمایش برا چی بوده؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)