به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 27 , از مجموع 27
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 09 دی 91 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1390-8-18
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    1,304
    سطح
    20
    Points: 1,304, Level: 20
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 96
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    33

    تشکرشده 33 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطره بد از مراسم عروسیم

    من که توجه کردم دیگه باید چی بگم؟

  2. #22
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 فروردین 93 [ 11:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-21
    نوشته ها
    208
    امتیاز
    1,973
    سطح
    26
    Points: 1,973, Level: 26
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    743

    تشکرشده 765 در 189 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: خاطره بد از مراسم عروسیم

    سلام عزیزم.

    به نظر من شما چیزی لازم نیست بگید. واقعا برید خدا رو شکر کنید که بزرگترین مشکلتون توی زندگی اینه که چرا سال پیش عروسیتون مختلط برگزار نشده!! به نظر من که چیزی نیست که اینقدر ذهنتون رو بهش مشغول کنید. به هر حال هر چی هم راجع بهش فکر کنید نمیشه گذشته رو برگردوند پس کار عبثیه!! راجغ به خوبیهای عروسیتون فکر کنید. من چند تا عروسی هم رفتم که مختلط بودند و آخرش همه چیز خراب شد. به نظر میرسه یه موضوع به این کوچیکی رو درون ذهن خودتون پرورش دادید و پر وبال دادید و حالا سخت میتونید کنترلش کنید. ولی اصلا بهش فکر نکنید به جای اینکار برای سالگرد ازدواجتون یک مهمونی جمع وجور اونجوری که دوست دارین ترتیب بدید تا سرت هم گرم بشه و بیخود خودت رو اذیت نکنی.

    راستش خواهر من هم عروسیش خوب برگزار نشد. یعنی بد شانسی آورد و سب عروسیش برف مفصلی اومد و محلش بالای نیاوران بود. خلاصه مهمونا با چه بدبختی ای رسیدند! غذاها دو ساعت دیرتر رسید! جای مهمونی اصلا گرم نمیشد و همه میلرزیدند! کیک عروسیش از دست آورنده اش لیز خورد و پخش و پلا شد و... خلاصه نمیدونی چه افتضاحی بود. خود من م.قع برگشت از عروسی ماشینمون توی برف گیر کرد و تا ساعت 4 صبح توی خیابون علاف بودیم
    خواهرم هم خیلی روی هر چیز عروسیش گیر میداد و میخواست همه چیز همونجوری باشه که اون دلش میخواست!! اما اگر به حرف من گوش میداد و توی یک هتل آبرومند عروسی میگرفت هیچ کدوم از این اتفاقات نمیافتادو آخر سر هم میرفتند خونه و تا صبح شادی کیکردند کسی که جلوشونو نگرفته بود!!
    خلاصه بهت بگم که با این اتفاق بعد تصمیم گرفت که یک سالگرد ازدواج بگیره که جبران بشه. الان هم بعد از 7 سال با این همه مشکلات فکر نکنم اصلا یاد عروسیش باشه!!!
    عزیزم سخت نگیر و به عمق زندگیت و معنویات بیشتر اهمیت بده تا ظواهر زندگی. برات آرزوی مفقیت روزافزون میکنم.

  3. 3 کاربر از پست مفید زیبا کردستانی تشکرکرده اند .

    زیبا کردستانی (چهارشنبه 26 مهر 91)

  4. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 04 بهمن 93 [ 12:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-27
    نوشته ها
    269
    امتیاز
    2,749
    سطح
    31
    Points: 2,749, Level: 31
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    968

    تشکرشده 980 در 243 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: خاطره بد از مراسم عروسیم

    سلام دوست عزیز

    در اکثر مواقع مراسم ما اونجوری برگزار نمیشه که دوست داریم، چون از بچه گی تو ذهنمون یه جشن رویایی تصور میکنیم و خوب نبدیل شدن اینجور مراسم ها، با این همه گرونی و این همه تفاوت فرهنگی خانواده ها با جوونها کمی سخت شده!
    عزیزم زمانی که شما میخواستین مراسم بگیرین شاید خانواده همسر نمیدونستن برخی فامیل هم مراسم مختلط میگیرن و خوب اونها نسبت به خواستشون نسبت به مهمانیه خودشون نظر دادند و دست زور نسبت به باقی اقوام که نداشتند! قبول دارم رقصیدن با روسری یکم عجیبه، اما شاید یه جورایی خواستند ابراز شادی کنن و رقصیدن به این شکل از دیدشون ایرادی نداره، باید به عقیدشون احترام گذاشت!
    پیشنهاد میکنم، برای رفع ناراحتیتون، در سالگرد بعدی ازدواج یه مهمونیه مناسب ترتیب بدین، آتلیه برین، قاب عکسش رو به دیوار بزنین، کنار قاب مراسم ازدواجتون،و هر سال و هر سال، بعد یه مدت با دیدن هر قاب یه سریال انشالله زیبا تو ذهنتون مرور میشه، سریالی که تو چند ثاتیه سالهای زندگی شما رو مرور میکنه!
    اصل یادگاریه مراسم، عکساش هستند و باقی در آرشیو باقی میمونن و خیلی قسمتهای خاطرات اون مراسم بایگانی میشه، پس بهتر نیست نوع نگرشت رو کمی عوض کنی؟

  5. کاربر روبرو از پست مفید elahe.a تشکرکرده است .

    elahe.a (دوشنبه 01 آبان 91)

  6. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 09 دی 91 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1390-8-18
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    1,304
    سطح
    20
    Points: 1,304, Level: 20
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 96
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    33

    تشکرشده 33 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطره بد از مراسم عروسیم

    الهه عزیزم و زیبای مهربون. ممنون از راهنمائیتون. دارم سعی می کنم روی این قضیه زوم نکنم. دارم سعی می کنم فراموشش کنم. از همه دوستای عزیزم ممنون که راهنمائیم کردن. فکر کنم تا چند سال دیگه اصلا یاد مراسم عروسیم نیفتم. امیدوارم همیشه از روزهای خوش زندگیتون بهترین خاطره ها برای همتون بمونه.

  7. 6 کاربر از پست مفید shiva64 تشکرکرده اند .

    shiva64 (یکشنبه 30 مهر 91)

  8. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: خاطره بد از مراسم عروسیم

    سلام شیوا جان...
    ببخش با اینکه تاپیکت نتیجه گرفته و شما سعی داری نگرشت رو با توصیه خوب دوستان عوض کنی تا راحت تر زندگی کنی ولی سوالی برام پیش اومده که اگه ممکنه بهم پاسخ بدی....

    شما تا به حال با همسرت مطرح کردی که چرا خانواده در جشن شما رضایت نداشتند ولی الان شما در فامیلشون این جور مختلط بودن و رقصیدن رو می بینی؟و پاسخ ایشان چی هست؟

    ببخش خیلی کنجکاو شد دیدگاه همسرتون در این مورد چیه....



    و دوستانی که در این تاپیک لطف کردند و به دوستمون کمک فکری دادند/لطف کنید تاپیک افت های احتمالی در مشاوره به خصوص پست 4 مدیر را مطالعه بفرمایید تا ان شا الله با بازخورد صحیح تر با مراجع برخورد کنیم....
    ممنون

    سارا بانو



  9. کاربر روبرو از پست مفید سارا بانو تشکرکرده است .

    سارا بانو (دوشنبه 01 آبان 91)

  10. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 بهمن 91 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1390-10-22
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    954
    سطح
    16
    Points: 954, Level: 16
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    34

    تشکرشده 34 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطره بد از مراسم عروسیم

    شیوا جان...
    من خودم یک ساله از ازدواجم میگذره..... 22 سالمه...شوهرم حسرت عروسی که هیچ..... حتی عکس با لباس عروس رو دلم گذاشت...اخرش هم مجبورم کرد به همه بگم من خودم از عروسی و لباس عروس بدم میاد.... مثلا اون خاسته بگیره من نزاشتم... و ای کاش قدر این کار و خیلی کارای دیگمو میدونست....
    ..... سخت نگیر عزیزم....همین که زندگیه خوبی داشته باشی و شوهرت بهت احترام بزاره جای شکر داره.... :)

  11. 4 کاربر از پست مفید del_khaste69 تشکرکرده اند .

    del_khaste69 (دوشنبه 01 آبان 91)

  12. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 09 دی 91 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1390-8-18
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    1,304
    سطح
    20
    Points: 1,304, Level: 20
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 96
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    33

    تشکرشده 33 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطره بد از مراسم عروسیم

    سارا بانوی عزیز. بیشتر به خاطر خانواده مذهبی پدرشون بود. ولی جالبه خانواده پدریش همشون مراسم پارکینگ ما رو هم اومدن و جالبتر اینکه همه خانواده شوهرم جلوشون رقصیدن. شوهرم نظر خاصی نداره و میگه برو از خودشون سوال کن که چرا اینکارو کردن و کلا سعی داره من فراموش کنم. البته مادرش کلا اهل انکار کردنه و الان بگی میگه ما اصلا مخالف نبودیم. به نظر من کلا بهانه گیری بود و بس.میخواستن از اول بگن حرف حرف ماست. دل خسته جان واقعا ناراحت شدم . آدم عروسی میگیره یه جور حسرت داره نمیگیره یه جور دیگه. امیدوارم قسمت های دیگه ی زندگیت خوب باشه.

  13. 2 کاربر از پست مفید shiva64 تشکرکرده اند .

    shiva64 (چهارشنبه 03 آبان 91)


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. موسیقی بی کلام فوق العاده
    توسط pasta در انجمن موسیقی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: جمعه 06 تیر 93, 16:56
  2. موسیقی درمانی
    توسط ani در انجمن موسیقی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 25 آذر 90, 15:06
  3. عروسیمه اما نمیخامش
    توسط n.erfani67 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 45
    آخرين نوشته: شنبه 21 اسفند 89, 11:14
  4. جشنواره موسیقی فجر از 19 اذر اغاز می شود
    توسط محمدابراهیمی در انجمن موسیقی
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: دوشنبه 03 اسفند 88, 12:58
  5. *** موسیقی های شاد محلی ***
    توسط فرشته مهربان در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 06 آبان 88, 06:15

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.