چرا می ذاری تنها بره
چرا هر دفعه که میره اونجا تو همراهیش نمی کنی؟
هر دفعه خواست بره تو هم باهاش برو
به یکی از کارشناسای تالارم خبر دادم بیاد اینجا امیدوارم که بیان
تشکرشده 3,442 در 1,036 پست
چرا می ذاری تنها بره
چرا هر دفعه که میره اونجا تو همراهیش نمی کنی؟
هر دفعه خواست بره تو هم باهاش برو
به یکی از کارشناسای تالارم خبر دادم بیاد اینجا امیدوارم که بیان
eghlima (چهارشنبه 01 آذر 91)
تشکرشده 332 در 115 پست
هميشه ازش ميخوام
ولي ميگه از هم دور باشين بهتره
حتي ازش خواستم كه يه شب دعوتش كنم ولي قبول نكرد
ميگه اون نمياد ، به خاطر اين مسائل كه پيش اومده ازت دلخوره
درصورتي كه من تا حالا يه بارم مستقيم باهاش حرف نزدم
احساس ميكنم شوهرم از اينكه ما با هم روبرو بشيم ميترسه
تشکرشده 4,547 در 875 پست
سلام دوستان عزیز
لطفا اگر در توان تون نیست نمیتونید مشاوره کنید اینکار رو به اشتباه
انجام ندهید تا مراجعه کننده به مشکلاتش افزوده شود .
خواهش میکنم از احساستون نصبت به این پست جلو گیری کنید .
اگر هم تعجب میکنید لطفا باز گو نکنید .
اجازه دهید تا مشاوران تالار راهنمایی کنند .
امید وارم هر چه زودتر مشاوران به راهنمایی شما بپردازند .
پدربزرگ (چهارشنبه 01 آذر 91)
تشکرشده 379 در 146 پست
ولی عزیزم نمی خوام نگرانت کنم ولی این موضوع خیلی جدیه شما از طریق پدرشوهرتون حتی اگر قهر هم هستند باز پیگیر قضیه باش بگذارید اگر هم پیگیری می کنید از طرف خودشون باشه و خانوادش در جریان نگرانی و ناراحتی شما باشند بعد ازشون بخواید راجع به گذشته عمه و اینکه این چه کمکی می کنه سوال کنند. به جای اینکه اینقدر عذاب می کشی پیگیر باش ولی حرمت بین خودت و شوهرت را نگه دار![]()
تشکرشده 332 در 115 پست
پدربزرگ عزيز شما نظري ندارين
نميدونم چرا مشاورا نميان به من كمك كنن واقعا نميدونم رفتار درست تو اين موقعيت چيه
شايد از نظر كارشناسا من مشكلي ندارم كه راهنماييم نميكنن
هاجس (چهارشنبه 01 آذر 91)
تشکرشده 4,547 در 875 پست
دوست عزیز هاجس
صبور باشید تا مدیران بیایند برای راهنمایتون .
من مشاوره نیستم ونظری نمیدم که به مشکلات تون افزوده شود .
احساساتم رو نسبت به پستها کنترول میکنم. این بهترین راهشه .
پدربزرگ (چهارشنبه 01 آذر 91)
تشکرشده 332 در 115 پست
ممنون
من شوهرمو خيلي دوست دارم
دلم ميخواد كمكش كنم ميخوام زندگيمو حفظ كنم
حتي اگه گناه كرده باشه
بازم ميخوام كمكش كنم كه به خودش بياد كه متوجه بشه كارش اشتباهه نه فقط به من بلكه به خودش بيشتر از همه داره آسيب ميزنه[size=medium]
![]()
mohammad6599 (شنبه 16 شهریور 92), هاجس (چهارشنبه 01 آذر 91)
تشکرشده 22 در 13 پست
گذر زمان همه چی مشخص میکنه! راست یا نا درستی آن اما به صلاح شما نیست
شما زنش هستید باید تشخیص بدید
این موضوع حتی اگه کاملا دروغ باشه باید تکلیفش واسه ذهنتون اشکار شود الان زهر زندگی شما همین فکر شماست
تو یک تایپیک خوندم طرف از علاقه شوهرش به مادرش شکایت می کرد نوشته بود موهای مادرش دست میبرد همش بو میکنه
زندگیتون مهمتر از این حرف هاست اما این حرف واسه ما گفتنش راحت
شاخ در بیاریم تهمت بزنیم زندگی مردم ویران کنیم
باید این موضوع خودتون واسه خودت حل کنی نه واسه کمک کردن به شوهرت
اگه اون نخواهد با عمش روبرو بشی خودت برو پیشش اونم مرتب این قدر پا فشاری کن که واقعیت کامل بفهمی بدون هیچ شک وتردید اونم بطریق غیر مستقیم که همه چی خراب نشه
اگه اشتباه فکر کردی خدا رو شکر کن
اما اگه ...........
sadegh.h (چهارشنبه 01 آذر 91)
تشکرشده 332 در 115 پست
اگه خودم مستقيم با عمه ش حرف بزنم و شوهرم بفهمه مطمئنم خيلي عصباني ميشه
ممكنه اين رابطه اي كه با هم داريم كلا نابود بشه
بعدشم اينكه راستش ميترسم چون شنيدم خيلي پرخاشگره
دوست ندارم بهم توهين بشه و شخصيتم له بشه اونجوري غرورم ميشكنه
تشکرشده 1,600 در 571 پست
چرا دوستانی که تخصصی ندارن نظر می دن ؟
حتی موضوع رو به رابطه جنسی هم می کشونن ؟
شاید همسر ایشون بیمار باشه و نیاز به درمان داشته باشه
عشق و علاقه ایی هم که می گه نسبت به عمش بابت همین بیماریش باشه ؟
http://www.hamdardi.net/thread-12005.html
خانم گرامی لطفا تا قبل از هر فکر و عملی ، نسبت به اطمینان حاصل پیدا کردن از موضوع و اقدام اصولی اون قدم بر دارید
از احساسات و ... دوری کنید
داود.ت (جمعه 03 آذر 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)