به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 25 , از مجموع 25
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 بهمن 91 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1391-8-14
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    473
    سطح
    9
    Points: 473, Level: 9
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    167

    تشکرشده 174 در 72 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    همه تاپیک رو خوندم و یکی از دلایل مهمی که خواستگاری سنتی رو قبول ندارم دقیقا همینه

  2. کاربر روبرو از پست مفید hamedhd تشکرکرده است .

    hamedhd (جمعه 03 آذر 91)

  3. #22
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 تیر 93 [ 15:40]
    تاریخ عضویت
    1389-12-03
    نوشته ها
    453
    امتیاز
    4,461
    سطح
    42
    Points: 4,461, Level: 42
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,177

    تشکرشده 2,204 در 465 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    سلام دختر خوب و مهربون. امیدوارم حالت خوب باشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون

    بهم گفت "با شرایطی که تو داری هر خواستگار سنتی ای که برات بیاد، معلومه میره یه جایی که بی دردسر تر باشه. "
    گفت "من هم برای پسرم برم جایی ببینم پدرش اینجوریه میرم یه جای دیگه."
    ولی من اگه بودم برای پسرم برم جایی ببینم دخترش انقدر گله عمرا برم جای دیگه.

    تو میگی فلانی به من بی احترامی کرده.
    یکی میگه باید میزدیش.
    یکی میگه ببخشش.
    یکی میگه ازش شکایت کن.
    یکی میگه به وقتش حالشو بگیر.
    یکی میگه بسپارش به خدا.
    و.....

    شاید یکی اگر بره خاستگاری دختری با این شرایط بگه چه پدر رک و راحتی، خیلی خوبه وصلت با خانواده ای خودمونی! دیگری نسبت به این مطلب بی تفاوت باشه، دیگری نه، بخواد همه چی بر اصول تظاهر به آداب و ... باشه. هر فردی، هر خانواده ای با هر درکی که از زندگی به دست آورده، عقاید خودش رو داره. تو خانواده ای پول مهمه، تو خانواده ای تحصیلات، تو خانواده ای تعداد دفعات ختم قرآن در روز، خانواده ای دختر رو محدود میکنه، خانواده ای از دختر میخواد که اجتماعی تر باشه و .... اینها همش عقیدتی یه.

    مشاور شما هم اون چیزی که بر اساس باورهای خودش درک کرده، عقیده اش رو به شما تعمیم داده.

    پدر من ازم میخواد مشروب بخورم، چون واسه پوست و مو خوبه و اعتقاد داره اگه افراط نکنی هیچ ضرری نداره. بی راه هم نمیگه. واقعا خوبه. اما اون جوانب دیگه رو که انسانه و عقلش رو نادیده میگیره چون اعتقادی بهش نداره. اون میخواد به من کمک کنه. نظرش اینه. من باید با حرفش بهم بریزم؟ تاپیکی داشتم گفته بودم مشاورم میگه به پسر های اطرافت بیشتر توجه کن. من به خودم و اوضاعم شک بردم، به هم ریختم. اما خدا مطمئنم کرد که اگه گفتم نه، یعنی من خیر و صلاحتو بیشتر از چهار تا مشاور و پدر و مادر و بقیه میدونم. تو هم به قلبت به دینت نگاه کن. یک کلام ختم کلام: دوست پنهانی اختیار نکنید. تمام. دیگه نظر هیشکی حتی نظر خودت مهم نیست!
    و جای دیگه میگه اگر عفت پیشه کنید خداوند شما رو از فضلش بی نیاز میکنه. همه جای قرآن بیان از اینه که خیر و صلاح تو رو من که با حکمتم آفریدمت، من که تقدیر کردم میدونم و قدرت همه چیز دست منه. در سنت خدا هم دگرگونی نیست. پس به خدا پناه ببر و دیگه نگران هیچ چیز نباش.

    وقتی اینچنین فکر کنی صحبت 4 تا ناآگاه بهمت نمی ریزه. چون تو میدونی اون چیزی که توش شک و تردید نیست چیه!
    تو که بر پریشانی های این روزهای من آگاهی. تمام پریشانی من یک چیزه: میخوام بند و تبصره به قوانین خدا اضافه کنم و کارهامو توجیه کنم. بهانه گیر شدم. آرامش ندارم.
    پس توصیه میکنم درگیر بند و تبصره ی خودت و اطرافیان نشو. چه مشاور باشه چه دانشمند. واسه نا آگاهی مردم خودتو ناراحت نکن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون
    یعنی ارزش من هیچی. یعنی اینکه تمام خوبی ها و بدی های من تحت تاثیر رفتار پدرم قرار میگیره و اصلاً من دیده نمیشم.
    اصلا اینچنین نیست. اونی که تو رو معرفی میکنه، حتما پیش زمینه ای از تو و خانواده ات داده. و حتما خانواده ی آقا پسر سبک سنگین کردن که بیان خاستگاری. همینجوری که سرشونو نمیندازن پایین بیان. یه تحقیقی، یه پرسشی. حتما جویا شدن و شرایط رو تا حدودی پذیرفته اند که قدم پیش میذارن. دیدی تو بعضی خاستگاری ها همه چی دست به دست هم میده تا دو نفر که فکرشو نمی کردن به هم برسن؟ وقتی قسمتت باشه تمام خوبی های تو دیده میشه و تمام نقص های خانواده ات نادیده. پس دیگه به این چیزها فکر نکن و تو این روزهای پر برکت فقط دعا کن تا اونی که لایقته پیدا بشه.

    هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
    از یمن دعای شب و ورد سحری بود

  4. 4 کاربر از پست مفید shabe barooni تشکرکرده اند .

    shabe barooni (جمعه 03 آذر 91)

  5. #23
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    ای بزن ..بکشش..عجب مشاوریه..اها :)
    منم سال کنکورم رفتم پیش یه مشاور(بماند که الان شدن یکی از رده بالاهای سازمان سنجش).گفتم ما خونمون خیلی شلوغه.مهمون و سروصدا..نمیتونم درس بخونم..کلی فکر کردن و فرمودن:نمیتونین گوشه حیاط یه اتاق بسازین؟؟
    فکر کن 4ماه مونده به کنکور برم دنبال بنایی..منم یه لبخند ژکوند زدم و اومدم بیرون..:)

    راه حلش تغییر پدرمه. که همه اینجا بهم گفتن که نباید انتظار داشته باشم پدرم تغییر کنه و من هم همچین انتظاری ندارم.
    اما راه حلش این نیست..دلیلشم همینه که خودت گفتی..یه ادم 40-50 ساله رو نمیشه تغییر داد..چون خمیر مایش شکل گرفته.

    اگه درست یادم باشه مشکل تو با پدرت سختگیریش بود..اخلاقای خاصش و کمی زورگویی و تحکم.درسته؟؟

    اصلا هر چی بود..بلاخره هر بابایی یه اخلاقای بدی داره..حالا اگه تو خواستگاری (که چند جلسه هست) اخلاق پدرت بیشتر از اخلاق تو نمود داشته باشه مسلما بر اساس پدرت قضاوت میکنن.اما وقتی میخوای از زیر بار اسم پدرت بیرون بیای باید خودتو نشون بدی.

    انقد پدرتو بزرگ نکن واسه خودت..به نظر میاد عین دختر کوچولو هنوز پشت اون قایم شدی.

    ببین اگه فکر میکنی راه ازدواجت از طریق غیرسنتی مناسبتره بگو چرا؟؟چون ازقبل اون پسر با اخلاقت اشنایی پیدا کرده؟؟

    خوب تو خواستگاری سنتی هم باید انقد توان داشته باشی که حداقل اگه خواستگارت کامل نشناختت راغب باشه اشنایی رو بیشتر کش بده و بشناستت.یا اگه نمیشه زمان رو کش داد ،کیفیت رو برد بالا و بصورت mp3 بشناسدت:)

    من اگه جای تو بودم( اخه خودم اندر خم یه کوچه ام) تو صحبتهای دو نفره با خواستگارم اخلاق پدرمو شرح میدادم.البته همینکارم میکنم.
    مثلا من میگم پدرم فلان اخلاق خوب و بدش چیه..اگه یه خصلت منفیش رو گفتم یه خصلت مثبتش رو هم میگم..اینطوری اولا خواستگار در برخورد با پدرم شوکه یا گیج نمیشه و ثانیا وقتی رفتار منفی پدرمو دید یاد خصلتهای مثبتی که من ازش گفتم میفته.

    و همچنین تو انگار تو نشون دادن شخصیتت ضعف داری..میترسی با به قول خارپشت اعتماد به نفس نداری.نمیدونم.
    اما خوبه خودت رو بشناسونی..حتی میتونی بگی من تو فلان مورد نظرم اینه اما پدرم یه نظر دیگه داره..ضمن اینکه به پدرم احترام میذارم طبق مسلک خودم رفتار میکنم.

    و از همسر ایندم هم همینو میخوام..رعایت حال پدرم.و احترام..چون مسلما تو خونواده اونم ادمایی هستن که عقایدشون با من یکی نیست ومن بهشون احترام میذارم اما طبق منش خودم زندگی میکنم.

    اصلا وقتی پدر و مادر شما پدر و مادر من میشن معنیش همینه..مراعات و احترام.و بر عکس.

    .................................................. .......................

    باید مسائلو شفاف کنی..اگه اینکارو کنی خواستگار راحتتر قبول میکنه.

    ببین من موضوعی خیلی خیلی از این مهمتر به خواستگارم گفتم و اون پذیرفت.چون خوب و بدمو با هم نشون دادم.و تصمیمگیری رو به خودش سپردم.

    .................................................. ...................

    تو نه میتونی پدرتو قایم کنی و نه عوض کنی..موش و گربه بازی هم نیازی نیست..
    مطمئن باش پسرا اکثرا از همچین دختری با همچین طرزفکری خوششون هم خواهد اومد.کسی که رک شرایط رو میگه و تصمیم رو به عهده پسر میذاره.
    ممکنه یکی دو نفر بترسن و عقب بکشن اما اکثرا مشتاق باقی میمونن.

    موفق باشی

  6. 4 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (جمعه 03 آذر 91)

  7. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 آبان 99 [ 01:26]
    تاریخ عضویت
    1390-12-28
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    10,908
    سطح
    69
    Points: 10,908, Level: 69
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 342
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,477

    تشکرشده 1,571 در 419 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار.زندگی
    . .
    منم سال کنکورم رفتم پیش یه مشاور(بماند که الان شدن یکی از رده بالاهای سازمان سنجش).گفتم ما خونمون خیلی شلوغه.مهمون و سروصدا..نمیتونم درس بخونم..کلی فکر کردن و فرمودن..نمیتونین گوشه حیاط یه اتاق بسازین؟؟

    فکر کن 4ماه مونده به کنکور برم دنبال بنایی..منم یه لبخند ژکوند زدم و اومدم بیرون..:)

    خیلی باحال بود! مردم از خنده!


  8. کاربر روبرو از پست مفید mehrdad_m تشکرکرده است .

    mehrdad_m (جمعه 03 آذر 91)

  9. #25
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: با یه حرف بهم ریختم

    دوستان از همه تون ممنونم.


    از تک تک پستاتون استفاده کردم.
    از اینکه برای دوستتون وقت گذاشتید و نوشتید و راهنمایی کردید ممنونم.

    حتی وقتی نمیدونیم چی میخوایم، باز هم همدردی جای خوبیه تا همونیکه لازمه بهت بده.


    این شبها منو هم از دعا فراموش نکنید


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.