دوست خوبم اعتماد بنفس نداشتن، بی مسئولیتی، بهانه جویی و غیره صفات زشت و ناپسندی نیستند، اما یک ضعف محسوب میشن که دردسرسازند مثل الان! و باعث میشه دیدگاهتون و تصمیماتتون جراتمندانه نباشه. اینگونه شما همیشه بر سر یک تضاد درونی همواره در شک و مقایسه و خود کم بینی خواهید بود و بر هیچ تصمیمی ثبات نخواهید داشت. چون هیچ چیز ایده آل نیست و به زودی پاره ای از ضعف ها رو در هر انتخاب ایده آلی که داشته باشید مشاهده خواهید کرد.
لذا گمان نکنید با طلاق دادن شرایط بهتری در انتظار شما هست. اما.... بنده هیچ اصراری بر اینکه خانومتون رو نگه دارید و اشتباهتون رو ادامه بدید ندارم. با این توصیفات موندنتون همانقدر اشتباه هست که رفتنتون. چون هر دو نسنجیده است. فقط پیشنهادم به شما اینه که فرصت بدید به خودتون برای کمرنگ کردن ضعف های درونی تون، تا آنگاه بتونید تصمیمی بگیرید که باری دیگر پشیمونی در پی نداشته باشه. انتخابی که مسئولیتش رو بپذیرید، نه اینکه دنبال راه فرار باشید. مسلما اگر تحولی باشه، نتیجه ی تحول نگرش شما رو عوض خواهد کرد و معیار های شما چیز های دیگری خواهد بود، حتی اگر تصمیمتون همچنان بر جدایی باشه. فقط پیشنهاد اینه که تا به ثبات درونی نرسیدید شتابزده عمل نکنید. یعنی اگر جدایی انتخاب شما بود، انتخاب قاطعانه ی شما و نه فرار و گریز از موقعیت باشه.
حرف من اینه که نه فقط این مورد، در هر انتخابی، به دلیل قدرت تفکر و اختیار و انتخابی که دارید شما مسئولید. مسئول اینکه در هر شرایط، بر هر دوراهی چگونه عمل کنید. اینکه اینجا انتخاب من این بوده، اشتباه کردم، این توانایی های منه، این هم راه های من برای جبران یا پذیرش کمترین لطمه است. حالا چه انتخابی خواهم داشت.
اونوقت شما بگو من اعتماد به نفس دارم، قیاس نمی کنم، خواست خودمه، مسئولیت همه چیز رو پذیرفته ام، جوانب رو سنجیده ام . انتخاب قاطع من اینه. پس از راه صحیحش، نه با بهانه تراشی، صادقانه وارد میشم. اگر میخوام ادامه بدم صادقم، تظاهر نیست، اگر می خوام طلاق بدم هم صادقم، بهانه جویی نیست. ولی قبلش ببینید نتیجه ی خودسازیتون چیه. بعد از این هر تصمیم سنجیده ای که با توجه به شرایطتون بگیرید محترمه.










علاقه مندی ها (Bookmarks)