به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 35

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 خرداد 92 [ 20:31]
    تاریخ عضویت
    1391-12-27
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    129
    سطح
    2
    Points: 129, Level: 2
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام راستی مدیر عمدردی چرا یه راهنمایی ننو تا حالا نکرده؟

    - - - Updated - - -

    ببخشید اشتباه تایپی بود!(همدردی)

    - - - Updated - - -


    گاهی انقدر دل تنگ میشوم که دلم میخواهد خودمو بغل کنم ببرم بخوابانم.لحاف رو بکشم رویش ودست تو موهام ببرم وبگم ؛گریه نکن،خودم جان...درست میشود،درست،اگر هم نشد به جه:(نم

    - - - Updated - - -

    راستی عضو کوشا sinead؛این آینده نگریتون طبق چه دیدیه؟میشه بیشتر توضیح بدید.خدا دادیه!از نظر تحصیلیه؟شما فارغ التحصیل هم شدید؟یا از روی اینه نگاه کردید!

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 مرداد 93 [ 08:34]
    تاریخ عضویت
    1391-10-18
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    1,347
    سطح
    20
    Points: 1,347, Level: 20
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,236

    تشکرشده 119 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم مصیبت سلام
    چه اسم بجایی برای خودت انتخاب کردی
    تو با این ازدواجی که داشتی مصیبتو به زندگی زن اول اون به اصطلاح مرد و بعد خودت و بعد 2 تا دختر خودت هدیه کردی
    شما با یه تصمیم اشتباه اونم از سر خود خواهی ببین زندگی چند نفرو تحت تاثیر قرار دادی؟
    اگه ازدواج شما با یه مرد متاهل دزدی نبوده پس چی بوده؟ اگه اون آقا میتونست زنی رو خوشبخت کنه اون زن اولش بود که با ازدواج با شما خیلی واضح ولی غیر مستقیم
    اینو بهتون گفته که آینده روشنی برای شما نخواهد داشت. ولی شما به خاطره علاقه یا هرچیز دیگه ای خودتو گول زدی.

    از حرفای من ناراحت نشو تا وقتی که ما زنها به هم جنس خودمون رحم نکنیم از مردها که نمیشه توقع رحم کردن داشته باشیم.
    تو نگران دخترات هستی و این خیلی طبیعیه ولی چرا میگی وقتی همسر اول اون آقا فهمیدن 2تا دست داشت 2 تا دیگه هم قرض گرفت و زندگیشو چسبید؟
    چرا حقی رو که واسه خودت قائلی واسه اون زن قائل نیستی؟
    چرا اون نباید زندگیشو که بیشتر از 8 سال تو بوده ول کنه بره اون که جای تو رو تنگ نکرده تو جای اونو تنگ کردی؟
    تو خودت چرا چسبیدی به این زندگی ؟چرا فکر کردی رو خرابه زندگی کسی میشه زندگی ساخت؟ لطفا نگو به خاطره دخترا .چون ازدواج شما به خاطره دخترات نبوده . با خودت رو راست باش تو بچه های بی گناه و معصوم وارد این بازی کردی تا اون آقا رو پایبند کنی. و به وسیله بچه هات خودتو تا آخر عمر بهش آویزون کنی

    حالا هم اشتباه کردی. ما آدما بابت اشتباهاتمون باید هزینه بدیم باید تاوان بدیم. و تاوانش ممکنه بد شدن روحیات بچه هات بشه اونم به خاطره شرایطیه که تو براشون به وجود آوردی. و همینطور که خودت گفتی مثل یه مادر باید غصه شونو بخوری و روزی هزار بار به خودت لعنت بفرستی که باعث بانی شرایط بد دخترات فقط و فقط تو هستی

    لطفا خود خواه نباش فکر بچه های اول اون زن رو هم بکن شاید اونا هم به خاطره ازدواج دوم پدرشون واسه ازدواج به مشکل بر بخورن. پس فقط به بچه های خودت فکر نکن. در ضمن تو با دونستن اینکه بچه هات بچه زن دوم میشن اونا رو به این دنیا آوردی پس مسئول کار خوت باش
    و اینکه اگه فکر میکردی که اون آقا زن اولشو طلاق میده و فقط با تو میمونه این ازدواج و کردی و هنوزم به این اتفاق امیدواری باید بگم بهتر از خواب بیدار شی.
    اگه جرات جدا شدنو نداری پس منتظر بهتر شدن شرایط نباش چون اگه بخواد شرایط واسه تو که زندگی کس دیگه ای رو خراب کردی و دل اون زن رو خون کردی خوب بشه عدالت خدا زیر سئوال میره.
    اگه کارت خوب بوده منتظر نتیجه خوب و اگه کارت اشتباه وبد بوده منتطر نتیجه بدش باش. حتی اگه یه ذره باشه نتیجه اش به ما برمیگرده. خدا بارها تو قرآنش اینو بهمون گفته. و شرایط آلانت نتیجه کارت .
    فقط به خاطره راضی و خشنود کردن خدا یه تصمیم درست هرچند سخت بگیر و منتظر نتیجه خوبش بمون . راه سخته که نتیجه خوب داره
    خواهر خوبم بابت حرفای تندم منو ببخش ولی بیدار شو از رویا .


    زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
    لحظه آمدن و رفتن ما ،تنهائی ست

  3. #3
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصیبت نمایش پست ها


    راستی عضو کوشا sinead؛این آینده نگریتون طبق چه دیدیه؟میشه بیشتر توضیح بدید.خدا دادیه!از نظر تحصیلیه؟شما فارغ التحصیل هم شدید؟یا از روی اینه نگاه کردید!

    خانم مصیبت،

    گفتار شما با دوستان مجازی که از سر لطف برای شما پاسخ نوشتند اصلا درست نیست. خیلی توهین آمیز و گستاخانه می نویسید.

  4. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    roze sepid (دوشنبه 05 فروردین 92)

  5. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 خرداد 92 [ 20:31]
    تاریخ عضویت
    1391-12-27
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    129
    سطح
    2
    Points: 129, Level: 2
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی دوست عریز حتما حتما با یه مشاور صحبت میکنم.قبلا هم حرف زدم ولی تلفنی اما حالا حضورا مراجعه میکنم،بالاخره یه طوری باید کنار بیام؛یا همینی که هست قبول کنم یا گورمو گم کنم از این زندگی نکبتی بیرون بیام.برام دعا کنید

    - - - Updated - - -

    مرسی دوست عریز حتما حتما با یه مشاور صحبت میکنم.قبلا هم حرف زدم ولی تلفنی اما حالا حضورا مراجعه میکنم،بالاخره یه طوری باید کنار بیام؛یا همینی که هست قبول کنم یا گورمو گم کنم از این زندگی نکبتی بیرون بیام.برام دعا کنید

  6. 2 کاربر از پست مفید مصیبت تشکرکرده اند .

    roze sepid (دوشنبه 05 فروردین 92), میشل (دوشنبه 05 فروردین 92)

  7. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 اردیبهشت 93 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1389-6-08
    نوشته ها
    231
    امتیاز
    2,981
    سطح
    33
    Points: 2,981, Level: 33
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    227

    تشکرشده 409 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    کاربر Sinead خیلی خوب و دقیق بهتون راهکار دادند ، در کنارش من بهتون توصیه میکنم به روانشناس مراجعه کنین.

  8. 3 کاربر از پست مفید samanis تشکرکرده اند .

    roze sepid (دوشنبه 05 فروردین 92), Sinéad (یکشنبه 04 فروردین 92), میشل (دوشنبه 05 فروردین 92)

  9. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 خرداد 92 [ 20:31]
    تاریخ عضویت
    1391-12-27
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    129
    سطح
    2
    Points: 129, Level: 2
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    [cenلطف کنید وکلمه گستاخ رو برای خودتون چندین بار تایپ کنید!!چون غیر قابل تحمل شدید با همه نیستم ،با اون چند نفری که فقط شدن دایه عزیز ter][/centerتر از مادر!!!!نه به خاطر اینکه از من طرفداری نمیکنید؛نه فقط به خاطر اینکه اگر اینجا رو انتخواب کردم نوشته شده بود هم دردی!ننوشته شده بود حس زنانه گل کردن که؟؟؟بعد از بنده اومدم اینجا زندگیمو شرایط رو باز گو کردم راه حل نشون بدین ؟ولی مثل اینکه بر عکس اومدم برچسب دزد ،گستاخ،و.....الی ماشالله حرفهای قشنگ بهم بچسبونید!شما اگر واقعا به عنوان همدرد وارد این مجموعه شده بودید!!به جای فسخ،دنبال وصل میگشتید،اگر میگفتم آره کارم درست بوده ،اون خانوم باید بره،من زندگیو کامل میخوام حق با شما بود!!!!ولی منی که از اول گفتم میدونم اشتباه بوده،ولی حالا که گذشته،واقعا این حرفا زشته زدنش!طرفداری یا برعکس ،توهین کردن شما نمیتونه تاثیر 100%رو احدی داشته باشه،ولی ای کاش هر کسی عضو اینجا میشد ،دلشو ،از تمام بدیها،پاک میکرد،بعد وارد میشد!اما متسفانه،هم دردی که نمیکنید بدتر تو دل هم نوع یا هم وطن خودتو خالی میکنید،ای کاش به جای نمک روی زخم پاشیدن بلد بودید مرهم زخم باشید هر چند اون زخم چرکی باشه،اگه پست یا مقامی داشتید خدا میدونه چه میکردید،خدا بدترین گناهانو با توبه میبخشه!!قاتل مرتکب قتل میشه،خانواده مقتول گذشت میکنه،متاسفم متاسف از اینکه گذشت تو جامع ما معنی و مفهومی نداره!!چرا نیومدید فکر کنید این اتفاق این اشتباه برای عزیزتون افتاده؟؟؟اون موقع هم حکم طلاق صادر میکردید؟؟یا دنبال چاره میگشتید ؟؟من سر تعظیم برای اون دسته از کاربرا فرود میارم که اگه راهنمایی هم کردن با تنش نبوده!با توهین نبوده!شما راه آخر رو اول میگید جالبه خوبه قضاوت نمیکنید!!چون دیگه انسانی سالم توی کره زمین باقی نمیموند.فکر نکنید ناراحت شدم چون به ضررم حرف میزنید ناراحتم اومدم با کی سفره دل باز کردم.خبر دارید که میگن اگه زن و شوهری رو از هم جدا کنید عرش خدا به صدا در میاد؟میگید خودت چی کار کردی من جدا نکردم از اول هم نخواستم جدا بشه!شاید اول اگه میخواستم انقدر عاشق بود که این کارم انجام بده.طبق گفته همیشه ام بازم میگم از طلاق بدم میاد نه برای خودنوم نه برای دیگری!واقعا مگر اینکه شرایط خاص بشه!!به این فکر کنید یه موقع یه راهنمایی شما از سر احساسات منجر به بدتر شدن یک زندگی بشه ،اون زندگی رو به بدترین حالتها بکشه،اون زن و به فساد بکشه،بیایید وصل کنید نه برای من کلی میگم،از وصل ،از،گذشت،بهره ببرید،از شادی انسان دیگه ای شاد بشید،،هیچی لذت بخش تر از احساس رضایت نیست،با کوچک کردن دیگری،توهین کردن !!احساس رضایت بهتون دست میده؟؟میخوام بدونم کدوم روانشناس میاد اول بسم الله بگه تو غلط کردی !دزدی کردی!باید طلاق بگیری؟؟نمیگم روانشماسید،ولی همه ما تجربه های تلخ و شیرین داریم،چرا از خوباش استفاده نکنیم؟چرا فقط ایه یاس بخونیم؟؟چرا انرژی منفی بفرستیم،چرا دهانمون رو با حرفای خوب خوش بو نگنیم؟چرا فکر میکنید یه چطر برای دو نفر نمیشه؟؟؟؟همه مردارو نمیگم یه سری با شرایط خاص؟چرا باید خود خواه باشیم؟؟چرا برای اتفاق افتاده شمشیر از رو میبندید؟ما که خصومتی با هم نداریم.پس بیام دست انسانهارو بگیریم نه پرت کنیم ،تو چاه!!شما اگه بیرون گودال ایستادید تماشا میکنید قضاوت میکنید من داخل هستم شرایطو از همه شماها بهتر میبینم ودرک میکنم!ولی خواستم یه بی طرف یع غریبه. بیاد قوت قلبم بشه نمیدونستم منو میبندید به رگبار توهین!ای کاش مادر بودید شایدم هستید و درکشو ندارید،هیچ مادری نمیاد برای پایبند کردن شخص بچه اش جگر گوشه اش رو فدا کنه!!همسرم میگفت آرزو داره من مادر بچه هاش بشم .من آرزوی اونو خواستم بر آورده کنم،واین خلقت زیبای خدا رو برای خودم به نمایش در بیارم ولذت ببرم از اسم مادر ،از عشق مادر،از گذشت مادر...من تو دنیا اولین زنه دوم وآخرین زنه دوم هم نیستم،این شاید تا قیامت وجود داشته باشه.منم توکل به خدا کردم و راضیم به رضاش!!!اما بیاد اگه بدترین حالت ممکن رو دیدید ،سا شنیدید،دلتونو بزرگ کنید ،با دید بزرگ نگاه کنید،همه رفتنی هستیم هر کی به یه شکلی!اما قبل از رفتن آخرت و داشته باشیم.من اگر یه زن خراب ببینم، محاله بهش بگم خرابی!!چون با خودم میگه اگه داشت،اگه راهنما داشت،اگه پشت وانه داشت،نمیومد. از این کار استفاده کنه،سر به آسمون بلند میکنم و از خدا میخوام نجاتش بده حتی اگر کاری از دستم بر نیاد،یا یه معتاد ببینم نمیگم برو مفنگی،به چشم بیمار. نگاهش. میکنم و اگه نتونستم مداواش کنم .و در پایان فقط میگم خدا به اندازه دل هرکسب بهش میده ورفتار میکنه.دنیا بی ارزش تر از اونی که بخوایم دل دیگریو بشکنیم حتی خطا کار ،حتی گناه کار .به امید روزی که همه دلای بزرگه بزرگ داشته باشیم.من هم تشکر میکتم از راهنماییهاتون از اونایی که لقب قشنگ بهم چسبوندن،همراهی خوبی بود،و خداحاحافظی میکنم وآرزویی سرشار از محبت،وآرامش برای تک تک کاربرا که اینجا عضو بودن چون میدونم هر کدوم برای چاره پناه به اینجا آوردن،انشالله پناه همه ما خدا باشه. !!در عمان خدا باشید،التماس دعا]

  10. 2 کاربر از پست مفید مصیبت تشکرکرده اند .

    roze sepid (دوشنبه 05 فروردین 92), میشل (دوشنبه 05 فروردین 92)

  11. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصیبت نمایش پست ها
    گاهی انقدر دل تنگ میشوم که دلم میخواهد خودمو بغل کنم ببرم بخوابانم.لحاف رو بکشم رویش ودست تو موهام ببرم وبگم ؛گریه نکن،خودم جان...درست میشود،درست،اگر هم نشد به جه:(نم
    سلام دوستم.

    منم خیلی دلتنگم. نمی دونم بخاطر این دلتنگیه، یا چی، که حالا میتونم حالت رو درک کنم.

    آخه دل که تنگ میشه، به خدا نزدیک تر میشه.

    نمیدونم.

    نمی دونم چی میخوام بگم. بعضی حس ها گفتنی نیست. فقط این جمله بالات رو که خوندم، خیلی حست کردم.

    کاشکی کاری از دستم برمیومد.

    - - - Updated - - -

    الان پست آخرت رو خوندم، پس چقدر دیر رسیدم.

    حرفای شما منو یاد مادرم انداخت. همیشه میگه وقتی یه نفر یه خطای چشمگیر میکنه، شماتتش نکن. چون تو هم صدها گناه کردی که فقط کسی ازشون خبر نداره. اما من به اندازه مادرم پاک نیستم، فوق فوقش یه شبایی مثل امشب به خودم بیام.

    البته خدای نکرده نمیخوام بگم دوستان قصدشون شماتت بوده!! فقط عبارت مادرم رو تکرار کردم. وگرنه برای من از روز واضح تره که دوستانیکه در این تاپیک مینویسن چه حسی دارن و چه قصدی.

    دوست عزیزم. من قبلا هم گفتم که به اندازه ای ظرفیت ندارم که بتونم همدردی کنم. خیلی از ما این ظرفیت رو نداریم (حتی شاید خودت هم در شرایط مشابه، همین کار رو میکردی). ما از این میترسیم که مبادا توصیه ما به ضرر اون خانمی که از خیانت هشت ساله شوهرش شوکه شده و دردمنده، تموم بشه. حداقل خود من که این ترس رو دارم.

    اصلش یه چیز رو میخوام بگم.

    اشتباه بعضی از ما این بود که نتونستیم خودمون رو در شرایط شما قرار بدیم، بنابراین قدرت درک کردنت رو پیدا نکردیم و عصبانی شدیم. پس شما این اشتباه رو در حق ما نکن. سعی کن احساسمون رو درک کنی و ازمون عصبانی نشی.

    هممون انسانیم، مثل هم! و فقط گاهی در مقابل هم!

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  12. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 مرداد 93 [ 08:34]
    تاریخ عضویت
    1391-10-18
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    1,347
    سطح
    20
    Points: 1,347, Level: 20
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,236

    تشکرشده 119 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم مصیبت شما وارد همدردی شدین و مشکلتون مطرح کردید و راهنمایی خواستید
    همه دوستان راه درست و انسانی رو جلوی پاتون گذاشتن حالا اگه راه درست دلخواه و باب میلتون نیست چرا دوستان را به همدردی نکردن متهم میکنید
    کار شما اشتباه بوده خودتون هم قبول دارید ولی اگه منتظر این بودید که دوستان بیان و بهتون بگن کارت درست بوده که با یه مرد متاهل ازدواج کردی و همچنان به این کارها ادامه بده و تاییدت کنن .خواهر عزیزم هیچ کس تو این سایت این کار رو نمیکنه

    راه درست همیشه اون راهی نیست که راحت و آسون و باب میل ما باشه
    شما که میخوای ما خودمون و جای شما بگذاریم .خودت و تا حالا جای اون زن ذلشکسته که شوهرش بهش خیانت کرده گذاشتی و از دید اون خودتو نگاه کردی
    این نظر شماست که چتر و اسه 2 نفر باشه و بایدم این نظر و داشته باشی چون اگه نداشتی همچین ازدواجی نمیکردی . تا حالا از خودت پرسیدی شاید اون زن قبل از اومدن شما تو زندگیش شوهرش فقط به خودش تعلق داشته و نمی خواسته شوهرشو با کس دیگه ای تقسیم کنه.
    بازم میگم کارتون اشتباه بوده و نباید منتظر تایید دوستان باشید همه راه درست و اخلاقی و انسانی رو به شما گفتن ولی شما مختار هستید هر تصمیمی بگیرد و عواقبش رو بپذیرد هم برای خودتون هم برای دختراتون

    حتما شنیدید که نتجه عمل ما بهمون بر میگرده پس منتطر باشید کاری که شما با اون زن کردید به دختراتون برگرده . شما که از آلان نگران ازدواج دختراتون در 20 سال آینده هستین از یه جنبه دیگر هم نگاه کنید شاید به تصمیمی که میخواید بگیرید کمک کنه.

    شما نگران این باشید که20 سال دیگه دخترتون ازدواج میکنه و بعد از چند مدت شوهرش بهش خیانت میکنه و وفتی شما حال دخترتون و دل شکسته اش رو ببینید اون وقت با تمام وجودتون متوجه میشید که با ازدواج با یه مرد متاهل چطور میشه یه زن رو نابود کرد( زن اول اون آقا). اون وقت مطمئنا چون جای شما عوض شده و جگر گوشتون بهش خیانت شده به عنوان یه مادر چه حالی میشید؟

    لطفا با خودتون صادق باشید اون وقت با دامادتون چیکار میکنید ؟ با زن دومی که گرفته چه میکنید؟ چطور به دخترتون که دلش خونه دلداری میدید؟
    مطمئنا وقتی رویا های نقش بر آب دخترتون با دل شکسته اش رو ببنید . نمی تونید بهش بگید بزار شوهرت یه چتر واسه 2 نفر باشه و به دامادتون بگید چه کار خوبی کردید. میتونید بگید؟؟؟؟؟؟؟

    زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست

    لحظه آمدن و رفتن ما ،تنهائی ست

  13. کاربر روبرو از پست مفید barani تشکرکرده است .

    shabe niloofari (دوشنبه 05 فروردین 92)

  14. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    خانم بارانی خیلی بد صحبت می کنید. این زن بنده خداست. همه ما انسانها ممکنه اشتباه کنیم. حالا مشکلش اونقدر پیچیده ست که از دست من و شما کاری برنمیاد. سرنوشت دو طفل معصوم وسطه . اگر نمی تونیم مرهم باشیم حداقل استخوان لای زخم نباشیم .

  15. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    میشل (دوشنبه 05 فروردین 92)

  16. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    دوست عزیز!

    لطفا ظرفیت داشته باشید، این خانم سفره دلش رو پیش ما باز نکرده که بشینیم قضاوتش کنیم! یه اشتباهی در گذشته رخ داده، ایشون هم اشتباهش رو پذیرفته، من تعجب میکنم از شمایی که اشتباه صفحه قبلت رو نتونستی بپذیری و به جای جبران کردن و دلجویی کردن، باز داری ساز خودت رو میزنی!

    عیب کسان منگر و احسان خویش، دیده فرو بر به گریبان خویش

    ما چطور میتونیم مطمئن باشیم اگه مصیبت از همسرش جدا بشه، اون سراغ یه زن دیگه نمیره؟ و باز همین بلا رو به سر همسر اولش نمیاره؟ واضحه که شوهر ایشون یه مرد منفعله، و واضحه که توی اون زندگی مشکلات حادی وجود داشته که خانوم اول بهشون بی توجهی کرده.

    ما چه میدونیم چه درس هایی توی این اتفاق برای همسر اول وجود داره؟

    شمایی که میگی راه درست همیشه ساده ترین راه نیست، هیچ دقت کردی که خودت داری ساده ترین راه رو پیشنهاد میدی؟

    شمایی که داری مصیبت رو از عاقبت دلشکستن میترسونی، یه لحظه فکر نمیکنی این پست هایی که داری میگذاری، چطور دل میشکنن؟

    شمایی که مصیبت رو از عاقبت خودخواهیش میترسونی، هیچ فکر نمیکنی چه خودخواهانه داری مینویسی؟ چه خودخواهانه تاپیک یه انسان دردمند رو برای خالی کردن خشمت انتخاب کردی؟

    یه چیزی همیشه توجه من رو جلب میکنه. بدیهایی که ازشون فریاد میزنیم، و بهشون اعتراض میکنیم، درون خودمون هستن.

    من قبلا هم این تاپیک رو به مدیرهمدردی گزارش کردم. باز هم خواهش میکنم آقای مدیر یا یکی از کارشناسا تشریف بیارن مسیر این تاپیک رو مشخص کنن، که ما هم بر طبق همون روال این دوستمون رو همراهی کنیم.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  17. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    asemani (دوشنبه 05 فروردین 92)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.