به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 42

Hybrid View

  1. #1
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    شنبه 28 آذر 94 [ 22:10]
    تاریخ عضویت
    1391-1-01
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    1,925
    سطح
    26
    Points: 1,925, Level: 26
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 11 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    حالا که خودم فکر می کنم می بینم واقعا راست می گید
    اما چیکار کنم
    واقعا می ترسم بره بایکی دیگه

  2. کاربر روبرو از پست مفید loooooong تشکرکرده است .

    میشل (پنجشنبه 08 فروردین 92)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    بره . بدی ما مردها اینه که قبل از شروع یک رابطه، فکر میکنیم اگه یکی رو از دست بدیم دیگه دنیا تمومه باور کن اینطوری نیست هر چیزی به وقتش میاد سراغ آدم.
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  4. 2 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    sookoot (چهارشنبه 07 فروردین 92), میشل (پنجشنبه 08 فروردین 92)

  5. #3
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    شنبه 28 آذر 94 [ 22:10]
    تاریخ عضویت
    1391-1-01
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    1,925
    سطح
    26
    Points: 1,925, Level: 26
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 11 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یعنی شما میگی من الان چی کار کنم؟
    فراموشش کنم؟

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 04 دی 99 [ 14:51]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    7,438
    سطح
    57
    Points: 7,438, Level: 57
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 112
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    531

    تشکرشده 81 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    تاپیکهاتون را خوندم ... نمی دونم معیارتون چی بوده ؟ ظاهر ... همون حد شناختتون ... اما به جز اینا شرایط را هم فراموش نکنید...

    این نظر منه ... اینکه فقط بپرسین پس چی کار کنم ؟ واقعا فراموش کنم .... یجورایی دارین با احساستون مقاومت می کنید که حداقال یکنفر تاییدتون کنه ... ببینید دوست عزیز

    اینکه از یکطرف میگین می ترسم بره با کس دیگه ای و اینکه از یکطرف دیگه می گین باهاش صحبت می کنم یا میشه یا نمیشه // الانم که قصد خواستگاری رفتن و ازدواجم ندارین

    ببینید هر آدمی این حق انتخاب را داره شاید حتی هم برای شما هم ایشون فرصت دیگه ای به وجود بیاد... پس خواهشا منطقی برخورد کنید و یکم به " خـــــــــــدا" هم اعتماد کنید ...

    سعی کنید برای این موضوع عجولانه تصمیم نگیرین که بعدش بشینیدو خدایی نکرده حسرت بخورین ..

    الان هم نه ذهن و احساس خودتون را درگیر کنید نه اون خانوم را ...

    احساستونو تکه تکه نکنید ...

    کارهایی که دوست دارینو انجام بدین بیشتر با دوستانتون بیرون برین درستونو بخونید و برای خودتون هدف بگذارید مطمین باشین چه دختر و چه پسر وقتی وارد محیط دانشکاه

    می شن خیلی دیدگاهشون تغییر می کنه ... پس به جای اینکه خودتون احساستون را بیشتر تحریک کنید خووووووووودتون تصمیم بگیرین و راه درست و انتخاب کنید ..

    نرسین به جایی که خودتونو درگیر کرده باشین و از درس و قبولی دانشگاه و.... بیفتین بعد هم ایشون را در ناخودآگاهتون مقصر بدونین

    مووفق باشین ...

  7. 5 کاربر از پست مفید sookoot تشکرکرده اند .

    loooooong (چهارشنبه 07 فروردین 92), maryam123 (چهارشنبه 07 فروردین 92), rozaneh (چهارشنبه 07 فروردین 92), فرهنگ 27 (چهارشنبه 07 فروردین 92), میشل (پنجشنبه 08 فروردین 92)

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 05 اردیبهشت 95 [ 21:48]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    2,542
    سطح
    30
    Points: 2,542, Level: 30
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    230

    تشکرشده 223 در 59 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    0
    Array
    همه ما قصد داریم تا کمکت کنیم که اشتباه نکنی ولی ما آدمها دوست داریم راهی رو که خودمون انتخاب میکنیم امتحان کنیم حتی اگر اشتباه باشه (افسوس که هزینه سنگینی داره).
    من ترجیح میدم توی راه پرخطری که میری همراهیت کنم نه اینکه مانعت بشم تا جایی که خودت تصمیم به بازگشت بگیری تا همیشه با حسرت چشمت به راهی که میتونستی بری اما نگذاشتند که بری نباشه.
    من چند تا پیشنهاد دارم.
    از حرفات معلومه که به این راحتی و با چند تا دلیل منطقی و محکمه پسند فکرت رو آزاد نخواهی کرد و فراموشش نمیکنی
    - هر کاری که میکنی حواست باشه که مسوولیت همه اتفاقات با تو خواهد بود.
    - مواظب باش جایی که ممکنه صدمه ای وارد بشه که قادر به جبرانش نیستی غیر از خودت به کس دیگه ای صدمه نزنی.
    - بدون که عملکرد ما انسانها همیشه در جهت برآورده کردن نیاز هامونه (که معمولا با خودخواهی همراهه) و نیازها با طی زمان و بزرگتر شدن تغییر میکنن.
    - حتی اگه ازدواج هم بکنید بدون که روزی میرسه که طرف مقابلت جذابیتش رو از دست میده و زمان تحمل کردن فرا خواهد رسید، پس باید تحملت زیاد باشه.
    - معمولا شخصیتی که ذهن ما از آدمها میسازه متفاوت از واقعیته افراده ، احتمالا طرف مقابل شما هم یه نفر مثل دختر همسایه - دختر خاله - خواهر و افرادی که شناخت داری خواهد بود ، پس زیاد طرف رو پیش خودت بزرگ نکن. و بدون اگه بتونی در آینده آدم حسابی باشی و به تیپ و شخصیتت هم برسی احتمالا مورد های خیلی بهتری هم گیرت بیاد.
    - اگه عاشق شده باشی که دیگه موضوع از روال منطقی خارج شده و چیزی مثل جادو و سحره که در اینصورت خیلی باید آدم با اراده ای باشی که بتونی بهترین تصمیم رو بگیری.
    - اگه مادرت آدم منطقی و منصفی باشه و کسی نباشه که احساساتی برخورد کنه بهترین کسیه که میتونی ازش کمک بگیری.
    - اگر میترسی از دست بره، بهترین کار اینه که بطور رسمی (از طریق والدین) علاقه خودت رو به طرف مقابل اطلاع رسانی کنی، لازم نیست حتما خواستگاری باشه، در اینصورت اگر ایشون هم حس مشابهی به شما داشته باشند صبر میکنن تا شرایط شما برای قبول مسوولیت فراهم بشه.
    - سعی کن کمترین وابستگی عاطفی رو ایجاد کنی تا اگر روزی نظرت عوض شد با حداقل خسارت مسایل رو تمام کنی.
    - اکثر آدمها مدتی بعد از ازدواج شروع میکنن به مقایسه کردن همسر خودشون با کسایی که میتونستن جای همسرشون باشن، پس بهتره قبل از ازدواج و از همین الان شروع کنی به مقایسه فاکتورهای مادی ( زیبایی- فیزیک بدنی- مالی و ...) ، معنوی ( شخصیت - صبر و تحمل - مسوولیت پذیری - وضعیت تحصیلی - مسایل مذهبی) و محیطی( خانواده - محل زندگی و ...) چون اگر نقصی داره از همین الان باید با خودت کنار بیای یا بیخیالش بشی.
    - نمیگم راهی که میری اشتباهه ( شاید بهترین گزینه برای شما همین خانم باشه) ولی چون راهی پرخطر است ، هرگز تنها قدم به این راه مگذار و همراهی قابل اعتماد برای خودت پیدا کن.
    - نفهمیدم این موضوع رو برای یافتن راهی برای رسیدن به هدفت مطرح کردی یا برای فهمیدن اینکه هدفت درسته یا نه؟:p

  9. 4 کاربر از پست مفید kiann تشکرکرده اند .

    loooooong (چهارشنبه 07 فروردین 92), sookoot (چهارشنبه 07 فروردین 92), فرهنگ 27 (چهارشنبه 07 فروردین 92), میشل (پنجشنبه 08 فروردین 92)

  10. #6
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    شنبه 28 آذر 94 [ 22:10]
    تاریخ عضویت
    1391-1-01
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    1,925
    سطح
    26
    Points: 1,925, Level: 26
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 11 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط kiann نمایش پست ها
    همه ما قصد داریم تا کمکت کنیم که اشتباه نکنی ولی ما آدمها دوست داریم راهی رو که خودمون انتخاب میکنیم امتحان کنیم حتی اگر اشتباه باشه (افسوس که هزینه سنگینی داره).
    من ترجیح میدم توی راه پرخطری که میری همراهیت کنم نه اینکه مانعت بشم تا جایی که خودت تصمیم به بازگشت بگیری تا همیشه با حسرت چشمت به راهی که میتونستی بری اما نگذاشتند که بری نباشه.
    من چند تا پیشنهاد دارم.
    از حرفات معلومه که به این راحتی و با چند تا دلیل منطقی و محکمه پسند فکرت رو آزاد نخواهی کرد و فراموشش نمیکنی
    - هر کاری که میکنی حواست باشه که مسوولیت همه اتفاقات با تو خواهد بود.
    - مواظب باش جایی که ممکنه صدمه ای وارد بشه که قادر به جبرانش نیستی غیر از خودت به کس دیگه ای صدمه نزنی.
    - بدون که عملکرد ما انسانها همیشه در جهت برآورده کردن نیاز هامونه (که معمولا با خودخواهی همراهه) و نیازها با طی زمان و بزرگتر شدن تغییر میکنن.
    - حتی اگه ازدواج هم بکنید بدون که روزی میرسه که طرف مقابلت جذابیتش رو از دست میده و زمان تحمل کردن فرا خواهد رسید، پس باید تحملت زیاد باشه.
    - معمولا شخصیتی که ذهن ما از آدمها میسازه متفاوت از واقعیته افراده ، احتمالا طرف مقابل شما هم یه نفر مثل دختر همسایه - دختر خاله - خواهر و افرادی که شناخت داری خواهد بود ، پس زیاد طرف رو پیش خودت بزرگ نکن. و بدون اگه بتونی در آینده آدم حسابی باشی و به تیپ و شخصیتت هم برسی احتمالا مورد های خیلی بهتری هم گیرت بیاد.
    - اگه عاشق شده باشی که دیگه موضوع از روال منطقی خارج شده و چیزی مثل جادو و سحره که در اینصورت خیلی باید آدم با اراده ای باشی که بتونی بهترین تصمیم رو بگیری.
    - اگه مادرت آدم منطقی و منصفی باشه و کسی نباشه که احساساتی برخورد کنه بهترین کسیه که میتونی ازش کمک بگیری.
    - اگر میترسی از دست بره، بهترین کار اینه که بطور رسمی (از طریق والدین) علاقه خودت رو به طرف مقابل اطلاع رسانی کنی، لازم نیست حتما خواستگاری باشه، در اینصورت اگر ایشون هم حس مشابهی به شما داشته باشند صبر میکنن تا شرایط شما برای قبول مسوولیت فراهم بشه.
    - سعی کن کمترین وابستگی عاطفی رو ایجاد کنی تا اگر روزی نظرت عوض شد با حداقل خسارت مسایل رو تمام کنی.
    - اکثر آدمها مدتی بعد از ازدواج شروع میکنن به مقایسه کردن همسر خودشون با کسایی که میتونستن جای همسرشون باشن، پس بهتره قبل از ازدواج و از همین الان شروع کنی به مقایسه فاکتورهای مادی ( زیبایی- فیزیک بدنی- مالی و ...) ، معنوی ( شخصیت - صبر و تحمل - مسوولیت پذیری - وضعیت تحصیلی - مسایل مذهبی) و محیطی( خانواده - محل زندگی و ...) چون اگر نقصی داره از همین الان باید با خودت کنار بیای یا بیخیالش بشی.
    - نمیگم راهی که میری اشتباهه ( شاید بهترین گزینه برای شما همین خانم باشه) ولی چون راهی پرخطر است ، هرگز تنها قدم به این راه مگذار و همراهی قابل اعتماد برای خودت پیدا کن.
    - نفهمیدم این موضوع رو برای یافتن راهی برای رسیدن به هدفت مطرح کردی یا برای فهمیدن اینکه هدفت درسته یا نه؟:p
    واقعا ازت ممنونم
    شاید باورت نشه من هرکاری بخوام بکنم اولش فکر می کنم و بحث تنهایی و این ها نیست خداروشکر اونقدر دوست بامرام دارم که نیاز به دختر نداشته باشم
    راجع به وضعیت درسم بگم رشته ریاضم و معدل کتبیم 19.92 و ممتاز مدرسه هستم
    فقط نمی دونم این مشکل من یا خوبیم که، قبل هر کاری با خیلیا مشورت می کنم
    دوما
    اون دختر ، دختر خونواده داریه مطمئن اگه خودم بهش بگم میگه نه و با شرم حیاست
    حالا نمی دونم اگه به نظرتون باید فراموشش کنم و این بهترین راه سعیم رو می کنم ولی مطمئن باشید خیلی تحقیق کردم
    تا به اینجا رسیدم


  11. کاربر روبرو از پست مفید loooooong تشکرکرده است .

    میشل (پنجشنبه 08 فروردین 92)

  12. #7
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    شنبه 28 آذر 94 [ 22:10]
    تاریخ عضویت
    1391-1-01
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    1,925
    سطح
    26
    Points: 1,925, Level: 26
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 11 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان کسی نظر دیگه ای نداره؟

  13. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 13 تیر 93 [ 20:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-07
    نوشته ها
    150
    امتیاز
    1,246
    سطح
    19
    Points: 1,246, Level: 19
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 298 در 112 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    دوست عزیز صرفا برای تاپیک شما من ثبت نام کردم که جواب بدم
    عشق شما یک عشق دروغین هست که در این سن برای همه اتفاق افتاده و میافته
    باید سعی کنی خودت رو منطقی از این مرحله بگذرونی چون عواقب بدی ممکنه برات داشته باشه
    منم همسن شما بودم دقیقا همین اتفاق افتاد و دائم حرف های شمارو تکرار میکردم ( اخه دوسش دارم - خانواده داره - از دست میره - عشقم واقعیه - با بقیه فرق داره و ... )
    من حتی گریه میکردم و از خدا میخواستم که برای چند دقیقه ببینمش !!
    الان حدود 4-5 سال میگذره و خدارو شکر تونستم خودم رو نگه دارم و کار غیر عاقلانه ای نکردم
    همین الان به اون موقع که فکر میکنم خندم میگیره و پیش خودم میگم عجب نفهمی بودم که گریه میکردم !!!

    پیشنهاد من :
    سعی کنید خیلی آروم از این مرحله عبور کنید
    چند سال صبر کنید و بعدش تصمیم بگیرید
    با کسی در میون نزارید چون براتون بد میشه و میگن اسم گذاشتی رو دختر ما و ...

    امیدوارم مشکلتون حل بشه

  14. 3 کاربر از پست مفید هدف تشکرکرده اند .

    loooooong (چهارشنبه 07 فروردین 92), فرهنگ 27 (چهارشنبه 07 فروردین 92), میشل (پنجشنبه 08 فروردین 92)

  15. #9
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    شنبه 28 آذر 94 [ 22:10]
    تاریخ عضویت
    1391-1-01
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    1,925
    سطح
    26
    Points: 1,925, Level: 26
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 11 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    واقعا؟؟
    بهتر فراموشش کنم؟
    چجوری؟

  16. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 13 تیر 93 [ 20:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-07
    نوشته ها
    150
    امتیاز
    1,246
    سطح
    19
    Points: 1,246, Level: 19
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 298 در 112 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط loooooong نمایش پست ها
    واقعا؟؟
    بهتر فراموشش کنم؟
    چجوری؟
    بله باید فراموش کنید
    سن شما اصلا مناسب اینجور روابط و ازدواج نیست
    فراموشیش میتونه سخت باشه اما شدنیه
    خودتو سرگرم درس و ورزش کن و زیاد بهش فکر نکن

  17. 2 کاربر از پست مفید هدف تشکرکرده اند .

    loooooong (چهارشنبه 07 فروردین 92), میشل (پنجشنبه 08 فروردین 92)


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.