به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 82
  1. #21
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    توی تاپیک قبلیتونم برام سوال بود که چرا از همسر اولتون جدا شدین و نمیشه دوباره با هم زندگی کنین؟ اصلا مشاوره رفتین با هم قبل از جدایی؟ سعی کردین مشکلاتتونو حل کنین؟
    در کل توصیه ام اینه که خودتونو دست کم نگیرین. راحت باشین و چیزی که هستینو همونطوری که دلجو گفت نشون بدین. ضمنا فکر نکنین که حالا چون دو تا اسم خورده توی شناسنامه باید با هر کسی که نمی خواینش زندگی کنین. دقت کنین که شخص مقابلتون بتونه واقعا همسرتون باشه. قبل از ازدواج هم حتما مشاوره حضوری برین که مشاور بهتون راهنمایی کنه که اخلاقاتون به هم می خوره یا نه. دلیلی نداره خیلی برای ازدواج و عقد عجله کنین. باید هر دوتون به شناخت نسبی از هم برسین. خودتونو تحت فشار نذارین. کسی که قبول می کنه باهاتون بیشتر اشنا بشه یعنی می تونه اینو که قبلا ازدواج کردین رو بپذیره. کسی که نمی تونه بپذیره از قبل می گه. پس دوران شناختو راحت طی کنین. اصلا فکر نکنین که چون قبلا ازدواج کردین از هر معیاری کوتاه بیاین.
    یه چیز دیگه فکر می کنم معیارای مشخصی برای انتخاب همسر ندارین. حتما قبل از اینکه عقد کنین مشاور خوبی پیدا کنین و ازش مشورت بگیرین.
    با توجه به وضعیتی که داشتین هم جدایی اول هم اینکه الان طرف مقابلتونو درست نمیشناسین حتما از مشاور متخصص و با تجربه کمک و راهنمایی بگیرین.
    در هر حال امیدوارم موفق باشید و خوشبخت بشید.
    ویرایش توسط meinoush : چهارشنبه 23 مرداد 92 در ساعت 21:54

  2. 3 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    tamanaye man (جمعه 25 مرداد 92), tanhaei (پنجشنبه 24 مرداد 92), نیلا (چهارشنبه 23 مرداد 92)

  3. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 مهر 92 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1392-3-31
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    220
    سطح
    4
    Points: 220, Level: 4
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points3 months registeredTagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 8 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام تنهایی میخواستم بدونم همسر دومتون که پانزده روز بیشتر باش نبودید والان طلاق گرفتید ایاقبل از اون صیغش با آقای 54ساله ازدواج رسمی دیگری کرده بود؟؟؟؟؟ (چون اگه قبل از صیغه اش ازدواجی نداشته صیغه اش بدون اذن پدر باطله بوده
    خواهش میکنم جواب بدید چون یه مشکل اینجور واسه یکی از نزدیکام پیش اومده)

  4. کاربر روبرو از پست مفید saqar تشکرکرده است .

    tanhaei (پنجشنبه 24 مرداد 92)

  5. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    صيغه يا دائم با كس ديگري بدون اذن پدر باطله / پس اون دختر يه زن شوهر دار محسوب نميشهولي اگر بكارتش رو به صورتي از دست داده باشه.بدون اذن پدر ميتونه ازدواج كنه.

  6. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 اردیبهشت 95 [ 11:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-30
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    5,578
    سطح
    48
    Points: 5,578, Level: 48
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    196

    تشکرشده 193 در 77 پست

    Rep Power
    33
    Array
    بسیار متشکرو م مسرور هستم بابت راهنمایی هایی که از تک تک شما عزیزان دریافت کردم

    و اکنون به سئوالات شما عزیزان جواب خواهم داد


    نقل قول نوشته اصلی توسط fatima86 نمایش پست ها
    چندتاسوال تو پست قبلیم زده بودم دقیقا متوجه نشده بودین فکرکردین درمورد زن دومتون پرسیدم درصورتی که من در مورد همسراولتون پرسیدم... دوباره تکرار میکنم؟؟؟؟؟؟
    1- هیچ وقت علت خیانت زن اولتون رو نفهمیدین؟
    فاطیما جان بی چشم و رویی که علت نمی خواد !!!!

    دوست داشتی برای همسر اول م و کارهایی که با من کرد هم تاپیک زدم و لینکش را میزارم

    بخونید

    من خیلی دوستش داشتم و ایشون از این مسئله سوء استفاده میکرد و فکر میکرد هر غلطی

    بکنه من
    می بخشمش !!!! ولی کور خونده بود

    قصه از اینجا شروع شد که ::::::::::::::::::::::::::::::::::

    من سر کار بودم و ناگهان دیدم که گوشیم زنگ میخوره تا گوشی را برداشتم دیدم یه خانمی

    هست که میگه آقای ..... میدونی همسرت الان کجاست ؟؟

    میدونی با کی هست ؟؟؟

    الان یه تماس باهاش بگیر و ببین کجاست !!!

    هر چی بهش گفتم خانم شما کی هستید ؟؟؟

    گفت کی ش مهم نیست --- مهم اینه که بدونی همسرت کی یه و چی یه و کجاست !!!!!

    و قطع کرد ........

    =======================================
    سریع تماس گرفتم و خیلی ریلکس سلام و احوال پرسی

    گفتم کجایی ؟؟؟؟
    (( گفت خونه هستم !!! ))


    گفتم الان قطع میکنم میزنم خونه !!!
    (( که دیدم قطع کرد ))


    سریع دوباره شماره شا گرفتم (( گفت = دروغ گفتم - بیرونم ))

    گفتم با کی هستی ؟؟؟

    (( گفت با خواهرم ---- گفتم گوشی را بده بهش !! ))


    که دیدم دوباره قطع کرد


    خلاصه نفهمیدم که چطوری مرخصی گرفتم و اومدم خونه !!!!
    ================================================== =

    تا که رسیدم خونه اون یه 5 دقیقه بعد من رسید با تیپی بسیار تابلو و جلف !!!!

    خلاصه کجا بودی ؟؟ و با کی بودی ؟؟؟ چرا قطع کردی و ...... شروع شد

    و بعد فهمیدم که بله با یه آقایی قرار گذاشته بوده و با ماشین رفته بودند بیرون !!!
    ************************************************** *****

    همون لحظه برام مرد --- دیگه نمی خواستم ببینمش

    رفتم پا وایسادم که طلاقش را بدم که از بس گریه زاری کرد و گفت غلط کردم و گول خوردم

    به خدا چیزی بین مون نبوده به جز یه دوستی ساده و .....

    به خاطر بچه کوتاه بیا - تو بزرگی کن و ....

    من احمق بخشیدمش !!!!!

    ************************************************** ********************

    این قصه تمام شد و گذشت و زندگی را ادامه دادم ولی با (( شک )) نمی دونم چرا یه حسی بهم

    میگفت این آدم بشو نیست !!!

    تا اینکه یه شب از خونه رفتم بیرون و بهش گفتم که من یه 2 ساعتی دیر میام خونه !!!

    نمیدونم اون حس چی بود !!!

    ولی یه حسی بهم گفت دور بزن و برو ببین چه خبره !!

    خلاصه ماشین را سر کوچه پارک کردم و اروم اومدم پشت در آپارتمان که دیدم بله خانم داره

    با یه نفر با موبایل صحبت میکنه (( تلفن خونه قطع بود ))

    چه قربون صدقه هایی .....

    چه لوندی گری هایی

    خلاصه کلید انداختم که برم تو خونه که دیدم بی پدر و مادر کلید را از طرف داخل کرده تو قفل

    و کلید نمی چرخه و نمی تونم در و باز کنم

    شروع کردم به مشت زدن تو در که در رو باز کن ... درو باز کن

    و نهایتا خانم با رنگی پریده بعد از 2-3 دقیقه که معلوم نشد اون سیم کارت و گوشی دوم را

    کجا قایم کرده بود در را باز کرد !!!!!

    بهش گفتم با کی حرف میزدی ؟؟

    گفت با هیچ کس !!!

    شروع کردم خونه را گشتن

    که یکدفعه خودش گفت : من و تو به درد هم
    نمیخوریم طلاق من را بده برم !!!

    دوباره پرسیدم کی بود ؟؟؟

    گفت : کاری نداشته باش که کی بود من طلاق میخوام .....

    خلاصه این حرف را که زد دیگه واقعا مرد --- دیگه نمی تونستم حتی یک لحظه پیشش باشم


    ************************************************** **********



    من هیچ وقت نفهمیدم که چرا خیانت کرد !!!!!


    یک مشت دلیل پوچ و مسخره میاورد !!!

    میگفت : تو اخلاق ت بد بود و من برای همین این کارا کردم !!!!!



    ==========================================

    حالا اخلاق بد من چی یا بود !!!! شما قضاوت کنید ......

    ==============================

    ایشون میخواست خیلی آزاد باشه

    لباس پوشیدن و آرایش که اگه میتونست جلف ترین تیپ ها را می زد !!

    (( من مخالف ت میکردم -- میگفتم بابا یه چیزی نپوش که بیرون که میریم چشم صد تا مرد به تو باشه ))

    توی یه مهمونی با مرد ها قاطی میشد به بگو و بخند

    (( میگفتم یکم سرو سنگین باش - تو با خانم ها صحبت کن ))

    یه جا رفته بودیم باغ و خوب یه چند نفر از آقایون داشتند مشروب میخوردند که دیدم من را صدا نیزنه

    که فلانی برو بشین بخور !!!

    گفتم من دوست ندارم -- نمی خورم !!!

    گفت یعنی چی !! آخه تو ام مردی

    پس اگه نمیخوری من دلم میخواد بخورم -- طوری یه بخورم ؟؟؟؟


    خوب واقعا با یه چنین زنی باید چیکار کرد ؟؟؟؟؟؟

    =============================================

    نقل قول نوشته اصلی توسط fatima86 نمایش پست ها
    2-آیا واقعا خیانت کرده بود یاشما فکر کردین خیانت کرده؟
    فاطیما جان من برات خیانت را ترجمه میکنم !!!

    عده ای فکر میکنند وقتی کار به رابطه جنسی بکشه اسمش خیانت میشه !!!

    نه عزیزم برای یک زن و مرد متاهل (( فکر به یک مرد و یک زن دیگه خیانت هست ))

    تماس تلفنی !!!

    دادن اس ام اس !!

    همه این ها خیانت هست -- پس خیانت چی یه ؟؟؟؟

    ========================================

    در تماس های تلفنی یا اس ام اسی اولش :

    دوست دارم !!!
    عاشق تم !!!
    وای نگو میمیرم برات !!!
    خاک بر سر شوهرت ( یا زن ت ) که قدر همچین جواهری را نداره !!!

    وای کاش پیشم بودی !!!

    شیطونه میگه زن م طلاق بدم بیام تورا بگیرم !!

    نمیشه از شوهرت جدا شی ؟؟؟

    و ............


    مگه رابطه جنسی بین یک مرد و زن غریبه از کجا اتفاق می افته ؟؟

    در نگاه اول که مرد یا زن پیشنهاد نمیده

    از همین زنگ ها و پیام ها شروع میشه -- تا به سکس که
    بزرگ ترین درجه خیانت میرسه ......

    ================================================== ==
    نقل قول نوشته اصلی توسط fatima86 نمایش پست ها
    3-اگه بجزخیانت زن اولتون بخواین یه مقایسه ای بین همسر اولتون واین خانم انجام بدین کدومشون بیشترشایستگی شما روداشتن وبه شما نزدیکتربودن؟

    فاطیما جان من با همسر 8 سال زندگی کردم اونم زیر یک سقف

    با این خانم همش 10 روز نیست که آشنا شدم !!!


    ولی اگه بخوام مقایسه این چند روز را بکنم باید بگم که :

    همسر اول م =

    1- خیلی خیلی خیلی آرایش میکرد و من اصلا دوست نداشتم

    این خانم ذاتا زیاد اهل آرایش کردن نیست - - در حد منطقی و معمول هست

    2- تیپ جلف میزد و من دوست نداشتم

    این خانم به هیچ عنوان لباس های جلف نمی پوشه و هر وقت میاد بیرون با مقنعه هست

    حتی اولین روزی هم که من دیدمش با مقنعه بود


    3- همیشه خدا اخم هاش مثل .......... توی هم بود

    4- اخلاق که نگو مثل ...... پاچه میگرفت !!!

    5- تازه از بس خوش اخلاق بود سید هم بود
    (( البته جسارت به سادات نباشه ))

    6- خود رای
    خود مختار
    هر جا دلش میخواست میرفت
    هر کاری دلش میخواست میکرد

    این خانم تا الان ش خوش اخلاق و خنده رو بوده --- بعدش را خدا میدونه شاید اینم باشه


    ======================================
    نقل قول نوشته اصلی توسط fatima86 نمایش پست ها
    4-آیا تفاوت مزاجی داشتین باهمسر اولتون ؟

    بله .....

    من بسیار گرم بودم و ایشون بسیار سرد و بی روح ........

    ولی کلا همیشه برام سئوال بود که چرا میگفت =

    کاش رابطه جنسی بین زن و مرد نبود - چی میشد مثل خواهر و برادرا زندگی میکردند !!!

    درصورتی که من در این ضمینه هیچ گونه ضعف و ناتوانی هم نداشتم

    ولی خوب ایشون خوشش نمی یومد !!!!!!!!

  7. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    121
    Array
    سلام تنهایی جان. دوست نازنین یه وقتایی پوشش ادم در بیرون تحت تاثیر محیط خانوادگی ادم. مثلا مقنعه یا روسری پوشیدن. امممممممممممممممممممممممم مما اینا مقنعه پوشیدن دلیل بر... نیست. شما تضاد رفتاری ایشون رو داشته باش. هیییییچ دختری که عاقل باشه این کارارو نمی کنه حالا چه چادری چه مانتویییییی.


    درضمن دوست من اینکه دیگران متوجه ازدواج شما بشن خودش خیلی خوب چون ممکنه اگه چیزی پنهان مونده شده باشه اشکار بشه


    در ضمن برای شنیدن حرفهای مادرشوهر به تلفن زدن اکتفا نکنین! چون ممکنه اصلا طرف شخص دیگه ای باشه.


    جناب مدیر همدردی پستی برای خانم زندگی موفق گداشتن. تو این پست نکته ای رو اشاره کردن در مورد شخصیتهایی که عاشق می شن و وظایف همسران در قبال اینها. برین بخونین. خیلی خوب خواهد بود که اگه شما هم شخصیت خانم و خودتون رو بیشتر واکاوی کنین. البته مدیر گفتن مقالاتی هم هست توی تالار اما مشاوره حضوری هم خ خوب. در ضمن این پست بای مورد شما نیست اما نکته جالبی توشه و اونهم لزوم مناسب بودن شخصیت برای ازدواج

  8. 3 کاربر از پست مفید مهرااد تشکرکرده اند .

    meinoush (پنجشنبه 24 مرداد 92), tamanaye man (جمعه 25 مرداد 92), tanhaei (پنجشنبه 24 مرداد 92)

  9. #26
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 اردیبهشت 95 [ 11:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-30
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    5,578
    سطح
    48
    Points: 5,578, Level: 48
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    196

    تشکرشده 193 در 77 پست

    Rep Power
    33
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط saqar نمایش پست ها
    سلام تنهایی میخواستم بدونم همسر دومتون که پانزده روز بیشتر باش نبودید والان طلاق گرفتید ایاقبل از اون صیغش با آقای 54ساله ازدواج رسمی دیگری کرده بود؟؟؟؟؟ (چون اگه قبل از صیغه اش ازدواجی نداشته صیغه اش بدون اذن پدر باطله بوده
    خواهش میکنم جواب بدید چون یه مشکل اینجور واسه یکی از نزدیکام پیش اومده)
    ساغر عزیز در تاپی که معرفی کردم همه چیز را توضیح دادم ولی خوب خلاصه وار بهتون عرض

    میکنم !!!!

    این خانم قبل از صیغه یک ازدواج ناموفق داشته بوده

    و عروسی هم کرده بودند !!!

    ولی دختر بود !!! چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟ دلیلش را خدمتتون عرض میکنم .

    ایشون بعد از دوران عقد عروسی میکنه و توی این مدت 6 ماه عروسی شوهرش به ایشون

    نزدیکی نمیکنه ---

    چون دچار وسواس فکری بوده و مثلا فکر میکرده اگر ایشون را بوس کنه مریض میشه

    حالا دیگه شما برو تا ته خط !!!!

    من مدارک پزشکی قانونی اینها را دیدم =

    نوشته بود خانم ......... باکره غیر مدخوله

    و برگه پزشکی قانونی شوهرش را که نوشته بود آقای ................ دچار وسواس فکری و تشنج

    اعصابی و ..... داره

    ==========================================

    علت صیغه ش را من هرگز نفهمیدم !!!


    چون فقط میگفتند گول خوردیم -- اشتباه کردیم و ..... ببخش و .....

    =======================================

    به هر حال ایشون بعد از طلاق ش به مدت 3 سال مجرد باقی میونه و بعدش صیغه این مرد شده

    میشه .....

    و در نهایت چون هنوز دختر بوده !!!

    در زمان صیغه شدن و صیغه خواندن اذن پدر الزامی بوده و پدرش مثل باران گریه میکرد و میگفت

    خودم کردم ..... خودم امضا کردم

    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang نمایش پست ها
    2- چرا هنوز از شوهر سابق این خانم و خانوادش تحقیق نکردی در مورد علت طلاق. به نظرم اولین کاری که می کنی این باید باشه و البته خودت هم می تونی تشخیص بدی که به خاطر ناراحتی ممکنه در زمینه هایی اغراق کنند اما حتما حتما باز علت طلاق رو از منابعی غیر از این خانم پیگیر باش
    دوست عزیز و گرامی

    راستش دیروز از باجه تلفن به شماره ای که داده بود زنگ زدم

    ایشون مارد شوهر سابق این خانم بودند

    ============================================

    زنگ زدم و اتفاقا خود مادر شوهرش گوشی را برداشت --- من خودم را به اسم کوچیک معرفی کردم و گفتم

    حاج خانم من یه سئوالی ازت میکنم و قسم ت میدم به مقدساتی که قبولش داری حرف حقیقت بزنی

    گفت چی پسرم !!!

    گفتم من عروس سابق شما را دیدم و ممکنه بخواهیم با هم ازدواج کنیم (( شایدم نکنیم ))

    میخوام ببینم ایشون برای چی جدا شدند ؟؟

    پسر شما مقصر بود یا ایشون ؟؟؟

    دیدم زد زیر گریه و گفت : تو منم که قسم نمیدادی من حقیقت را بهت میگفتم چون شب اول

    قبر جلوم را
    میگیری و اونجا هیچی ندارم بهت بگم !!!

    من راستش را بهت میگم .......

    گفت ببین مادر = فلانی خیلی خیلی دختر خوبی بود

    .... هیچ تغصیری نداشت - - -

    خیلی یم کرد که ترکش بده پسر نا خلف من نخواست !!!

    پسر من نا خلف دراومد - راه را مثل خرچنگ کج رفت !!!

    گفتم مادر مگه پسرتون چیکار کرد ؟؟

    گفت اعتیاد عزیزم ... اعتیاد

    چند بارم ترکش دادیم ولی فایده ای نداشت و دوباره رفت سمت اعتیاد

    گفتم خدای نکرده یوقت عروست خیانتی - چیزی نکرد ؟؟؟

    گفت = اصلا این حرف نزن --- ...... خیلی نجیب بود --- بساز بود --- با بی پولی پسرم کنار میومد

    ولی پسر من دیگه اعتیادش به شیشه و کراک رسیده بود این شد که ........ گفت من طلاق میگیرم

    =================================
    بعدشم خودش گفت مادر تلفنی فایده نداره


    امشب یا فردا با پدر و مادرت بیایند در خونه تا حضوری من را ببینید

    و بهتر بتونم براتون بهتون بگم که این دختر چقدر خوب بود

    چقدر خانم - نجیب - پاک - بساز و .....


    حالا دیگه نمی دونم چیکار کنم !!!!!!!

    لطفا راهنمایی کنید ................
    ویرایش توسط tanhaei : پنجشنبه 24 مرداد 92 در ساعت 11:38

  10. #27
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    سلام جناب تنهایی

    چه عجب شما را در همدردی رویت کردیم ...... یعنی هروقت جناب تنهای اومد دیگر می فهمیم مشکل ازدواج دارد و نیامده حالی از دوستان همدردی بپرسد و ..... ( جهت مزاح عرض شد )

    در خصوص این موضوع باید بگم سرنخ هایی در آنچه از رفتار این خانم می گویید هست که قابل توجه و حتی هشدار به شما

    هست
    . بهتره بیشتر از رفتارهایی که از ایشان دیده اید بگویید تا بهتر این سرنخ ها را دست شما بدهیم .


    اصلاً عجله نکنید و دقت نظر داشته باشید .

    به نظر میرسه شما در رابطه با مواجهه با کیسهای ازدواج زود هول می کنید ( هم از روی ترس هم نیاز به ازدواج ) و لذا تمرکز و

    دقت نظرتان را از دست می دهید و بیشتر از اینکه تحلیل و ارزیابی کارشناسانه داشته باشید تردید پیدا می کنید و فقط در حد

    تردید باقی می مانید و در خصوص راه های کشف واقعیتها وشناخت درست مختل می شوید و مثل کسی می شوید که دست و

    پایش را گم می کند و ذهنش به جایی نمی رسد و نمی داند چه کند واز طرفی خود را تحت فشار اطرافیان یا موقعیتی که در آن

    قرار گرفته می بیند .


    یکی از رفتارهای این خانم را به شما می گویم تا بیشتر حواستان را جمع کنید : ایشان از راه وابسته سازی وتحریک جنسی

    دارند شما را به سوی عجله در تصمیم گیری و به قول خودش به دست آوردن شما می برد .....

    بقیه سرنخهای رفتاری ایشان را می گذارم برای بعد تا شما بیشتر از ایشان بگویید ...

    عجله نکنید و آرام و صبور باشید و هرچقدر ایشون احساسی برخورد می کند شما عقلانی باشید و بگذارید ایشان خودش را

    نشان دهد یعنی در مقابل رفتار و عملکردهایی که آزارتان می دهد یا نگرانتان می کند موضع نگیرید و واکنش نشان ندهید .

    نکته ای جای سئوال دارد و بسیار مهم هست که در پست بعدی که میخواهم سرنخها را بگویم خواهم گفت .






  11. 7 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 27 مرداد 92), meinoush (پنجشنبه 24 مرداد 92), mohammad6599 (سه شنبه 29 مرداد 92), tamanaye man (جمعه 25 مرداد 92), tanhaei (پنجشنبه 24 مرداد 92), taraneh89 (یکشنبه 27 مرداد 92), نیلا (پنجشنبه 24 مرداد 92)

  12. #28
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    121
    Array
    خداوند پدر شما رو بیامرزاد و در بهشت کناااد ای فرشته مهربان.
    می دونم نباید پست تشکر می گذاشتم. گزارش می دهم حذف کنند. اما این دوستمان علی رغم قابلیتهایی که دارن اما در تصمیم گیری کمکی مشکل دارند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    سلام جناب تنهایی

    چه عجب شما را در همدردی رویت کردیم ...... یعنی هروقت جناب تنهای اومد دیگر می فهمیم مشکل ازدواج دارد و نیامده حالی از دوستان همدردی بپرسد و ..... ( جهت مزاح عرض شد )

    در خصوص این موضوع باید بگم سرنخ هایی در آنچه از رفتار این خانم می گویید هست که قابل توجه و حتی هشدار به شما

    هست
    . بهتره بیشتر از رفتارهایی که از ایشان دیده اید بگویید تا بهتر این سرنخ ها را دست شما بدهیم .


    اصلاً عجله نکنید و دقت نظر داشته باشید .

    به نظر میرسه شما در رابطه با مواجهه با کیسهای ازدواج زود هول می کنید ( هم از روی ترس هم نیاز به ازدواج ) و لذا تمرکز و

    دقت نظرتان را از دست می دهید و بیشتر از اینکه تحلیل و ارزیابی کارشناسانه داشته باشید تردید پیدا می کنید و فقط در حد

    تردید باقی می مانید و در خصوص راه های کشف واقعیتها وشناخت درست مختل می شوید و مثل کسی می شوید که دست و

    پایش را گم می کند و ذهنش به جایی نمی رسد و نمی داند چه کند واز طرفی خود را تحت فشار اطرافیان یا موقعیتی که در آن

    قرار گرفته می بیند .


    یکی از رفتارهای این خانم را به شما می گویم تا بیشتر حواستان را جمع کنید : ایشان از راه وابسته سازی وتحریک جنسی

    دارند شما را به سوی عجله در تصمیم گیری و به قول خودش به دست آوردن شما می برد .....

    بقیه سرنخهای رفتاری ایشان را می گذارم برای بعد تا شما بیشتر از ایشان بگویید ...

    عجله نکنید و آرام و صبور باشید و هرچقدر ایشون احساسی برخورد می کند شما عقلانی باشید و بگذارید ایشان خودش را

    نشان دهد یعنی در مقابل رفتار و عملکردهایی که آزارتان می دهد یا نگرانتان می کند موضع نگیرید و واکنش نشان ندهید .

    نکته ای جای سئوال دارد و بسیار مهم هست که در پست بعدی که میخواهم سرنخها را بگویم خواهم گفت .


  13. کاربر روبرو از پست مفید مهرااد تشکرکرده است .

    tanhaei (پنجشنبه 24 مرداد 92)

  14. #29
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 اردیبهشت 95 [ 11:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-30
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    5,578
    سطح
    48
    Points: 5,578, Level: 48
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    196

    تشکرشده 193 در 77 پست

    Rep Power
    33
    Array
    دوستان عزیز یه مسئله ای برام دیشب پیش اومد میگم شما راهنمائی کنید - هم فکری بدید !!!!

    ===========================================

    راستش دیشب من رفتم خونه و ایشون تماس گرفت که پاشو با بچه ت بیا اینجا !!!

    من گفتم نه خستم و مزاحم نمیشم و ...

    ایشون هی اصرار کرد که نه پاشو بیا ...
    *******************************

    خلاصه من و پسرم رفتیم اونجا و خوب مادرش هم اومد و یه یک ساعتی نشست و صحبت کردیم

    بعدش به زبان محلی به مادرش گفت اگه خواب ت میاد برو بخواب !!!

    و خوب مادرش هم شب بخیر گفت و خوابید .....

    من خیلی عادی نشسته بود و صحبت میکردم - - شبکه ماهواره ای داشت کرم های تقویت

    قوای جنسی آقایان را تبلیغ میکرد

    یدفعه گفت : به نظرت مردی هست که مشکل داشته باشه و از این محصولات استفاده کنه ؟؟

    منم با این که جا خورده بودم خیلی ریلکس گفتم - والا چی بگم فکر نمیکنم اینا بیشتر جنبه

    تجاری داره !!!

    برای اینکه ادامه بده خیلی اروم به حرف هام ادامه دادم .....

    ==================================

    دوباره گفت : کنجکاو شدم که سئوال میکنم -

    میخوام ببینم شما در روابط جنسی تون چطوری هستید ؟؟؟؟

    گرم هستید - سر هستید ؟؟؟

    بعدش گفت = ببخشید این سئوال کردم چون مردها زن میگیرند برای همین دیگه !!!

    گفتم = واقعا دید شما همینه !!!

    دیدت اینه که مردها زن میگیرند برای رابطه جنسی !!

    یعنی چیز دیگری براشون مهم نیست ؟؟

    ==================================

    بعد دوباره پرسید : شما که مشکلی ندارید ؟؟؟

    منم با نیش خند گفتم : والا چی بگم - نمی دونم !!!

    فکر نمیکنم مشکلی داشته باشم ....


    ==================================
    یدفه دیدم اومد نزدیک تر من و دست من را بغل کرد و سرش را گذاشت رو شونه من و گفت :

    مامانم فردا ظهر میره روستا پیش پدرم ...

    برای جمعه ظهر ناهار درست میکنم بیا اینجا با هم باشیم ....

    من گفتم : ممنون مزاحم نمیشم !!!!

    یه دفعه گفت : یوقت فکر بدی نکنی -- برای ناهار گفتم !!!

    برای ........ اگر با هم محرم شدیم بعدا انشالله -- چون الان که محرم نیستیم که نمیشه ....

    بعد یه پوز خند زد و گفت : دیگه چاره ای نیست باید تحمل کنی تا محرم بشیم !!!

    منم گفتم = تحمل کنم !!!

    شما هنوز من نشناختی

    من خیلی راحت این حس م را با فکرم کنترل میکنم و اگه نخوام تا 10 سال دیگه ام نمی خوام ....

    =============================================

    به نظر شما موضوع چیه ؟؟؟

    البته من به ایشون گفتم که نه من جمعه کار دارم و نمی تونم بیام اونجا انشالله یه فرصت دیگه !!!


    ************************************************** *****
    ************************************************** *****
    ولی خوب یه جورایی برام مبهم مونده که :

    یعنی ایشون میخواد من را با تحریک کردن جنسی به سمت ازدواج بکشونه !!!


    به نظر شما از روی دوست داشتن نیست ؟؟؟؟

    گاهی با خودم میگم :

    یعنی ایشون به دید خودش چون فکر میکنه که احتمال خیلی زیاد با من ازدواج میکنه -

    مشکلی نمیبینه !!!!

    یا مثلا فکر میکنه که خوب من در آینده شوهرش میشم و مشکلی نمی بینه !!!

    ************************************************** ***********


    خواهش نظر بدهید

    اگر ایشون خانم شهوت رانی هست پس چرا مادر شوهرش اینقدر تعریف ش را کرد ؟؟؟

  15. #30
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array
    سلام تنهایی خوبی برادر
    جواب سوالتون را فرشته به بهترین نحو داد که این خانوم گویا از شما خوشش اومده و مناسب خودش دیده و می خواد از طریق تحریک میل جنسی شما شما را به خودش بیشتر جذب کنه و سعی کنه شما را وابسته کنه
    درمورد سوالشون در رابطه با مسائل جن-سی یه مقدار من بهشون حق میدم اگر در حد سوال بوده ، چون این مشکل متاسفانه خیلی رایج شده و آدم لازم می بینه قبل از ازدواج این سوال را از طرف مقابلش بپرسه. اگر قبول کنیم شوهر سابق ایشون اعتیاد داشتن میشه مطمعن بود در این زمینه هم مشکلاتی را تجربه کرده اند
    این که به مادر شوهر ایشون زنگ زدید کار درستی بوده چه بهتر که رو در رو صحبت کنید و اینطوری می تونید به یک نتیجه قطعی در مورد گذشته ایشون دست پیدا کنید
    انقدر آشفته و دستپاچه نباش برادر جان یا به نتیجه می رسید و مزدوج می شید و یا نمی رسید و می روید سراغ کسی های بعدی
    غیر از این دو حالت نیست
    فقط دقت کن و حواست را جمع کن
    عجله موقوف
    The Happiness of Your Life Depends on The Quality of Your Thoughts

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  16. کاربر روبرو از پست مفید نیلا تشکرکرده است .

    tanhaei (پنجشنبه 24 مرداد 92)


 
صفحه 3 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. عذاب وجدان بی پایان منو به مرز جنون رسونده
    توسط عشق آفرین در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: شنبه 08 شهریور 93, 12:17
  2. سوژه‌ای به شیرینی چند همسری!
    توسط lord.hamed در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 24 دی 92, 23:02
  3. سوژه خنده های ایرانی (عکس )
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: چهارشنبه 06 دی 91, 12:16
  4. در سوگ حامد 65 !
    توسط meysamm در انجمن مسائل واخبار اعضاء و تالار
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 11 تیر 90, 04:14

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.