به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 30
  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام
    من تجربه ازدواجو ندارم.
    اما دكتر فرهنگ ميگن هرگونه رابطه ... در دوران عقد يا نامزدي ممنوع است.
    اما من همينو متوجه نميشم كه چطور ميشه دوتا جنس مخالف عقد همديگه باشن اما رابطه نداشته باشن.

  2. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 11:03]
    تاریخ عضویت
    1392-5-24
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    72
    سطح
    1
    Points: 72, Level: 1
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    2

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببخشید ولی دکتر فرهنگ رو نمیشناسم و مهم هم نیست برام نظرشون. چون خیلی احمقانه است
    حرف شما درسته نمیشه رابطه نداشت. باید حریم حفظ بشه

  3. #23
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اگر می خواهی توهین آمیز صحبت کنی و کلماتی به کار ببری که برای توهین استفاده می شود مثل احمقانه ، مسخره ، عقب مانده و ... کسی نمی تواند به شما کمک کند.
    حرفی هم که من زدم سنتی نیست و مطالعات علمی این مطلب را نشان داده است. اگر می خواهی قبول نکنی نکن. اما حق نداری به کسی توهین کنی. شما اینجا نیامدی که حرفی که خودت می خواهی به شما زده شود. روند مشاوره این نیست که حرفی که شما فکر می کنی درست گفته شود. بهتر است مطلب آفت های روند مشاوره را مطالعه کنی .

  4. 6 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    asemani (شنبه 26 مرداد 92), camelia (سه شنبه 29 مرداد 92), mohammad2012 (شنبه 26 مرداد 92), paradise92 (سه شنبه 29 مرداد 92), roze sepid (شنبه 26 مرداد 92), آبان دخت (شنبه 26 مرداد 92)

  5. #24
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نظرات کارشناسا و روانشناسا رو قبول نداری

    اما چطوری می تونی با مردی نزدیکترین و خصوصی ترین رابطه رو داشته باشی ، وقتی هنوز روحت رو متعلق به اون نمی دونی
    وقتی هنوز شک داری تو قلبت هست یا نه !
    این چطور رابطه ای میشه ؟
    رابطه جنسی وقتی برای هر دو طرف شیرین و لذت بخش خواهد بود که به بالاترین مرتبه عشق و دوست داشتن رسیده باشن

    رابطه ای که بر مبنای عشق زن باشه ، برای مرد لذت بخشه . رابطه ای که از سر انجام وظیفه باشه چه لذتی می تونه داشته باشه ؟

    - - - Updated - - -

    خیلی فرق هست بین زنی که با عشق خودش رو به همسرش تقدیم کنه یا زنی که از سر وظیفه این کارو انجام بده
    و یه مرد به خوبی اینو می فهمه.
    در حالت اول هم ارضای روحی و هم ارضای جسمی رو داره . در حالت دوم فقط ارضای جسمی رو داره

    علت این حرف همینه . وقتی هنوز به اون صمیمیتی که باید نرسیدی ، چطور جسمت رو در اختیار کسی قرار بدی؟

  6. 4 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    camelia (سه شنبه 29 مرداد 92), mohammad2012 (شنبه 26 مرداد 92), roze sepid (شنبه 26 مرداد 92), آبان دخت (شنبه 26 مرداد 92)

  7. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 11:03]
    تاریخ عضویت
    1392-5-24
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    72
    سطح
    1
    Points: 72, Level: 1
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    2

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مجدد ...
    من قصدم توهین نبود ولی میخواستم بگم همه زن شوهرایی که میان اینجا رو اکثرا خوندم نوشته هاشون رو و همه توی عقد رابطه جنسی در حد محدود رو دارن. حتی اکثر دوستای من رابطه کامل داشتن توی عقد و دختر نیستن.
    درست میگین اخرین مرحله صمیمیت رابطه جنسیه ولی خوب ما صمیمیتمون کم نیست و ارتباط مناسبی باهم داریم از رابطه جنسیم تقریبا راضیم

    یه سوالی برام پیش اومده بود که میخواستم بدونم آیا توقع من بیجاست یا نه...
    امروز ازش مقداری پول درخواست کردم و اونم پرسید واسه چی میخوای؟ ایا باید بهش جواب بدم؟
    گفتم لازم دارم گفت باید بگی واسه چی میخوای منم گفتم بیخیال اصلا نخواستم ولی اونقدر پیله کرد که واسه چی میخوای که بحثمون شد و اونم همش میگفت میتونی با یه جواب راحت بحثو تموم کنی ولی من نمیخواستم بگم واسه چی میخوام. دلم میخواد اصلا ازش بگیرم واسه هر کاری ایا به اون مربوط میشه؟

  8. #26
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اگر نفقه می خواهی باید هر ماه مقدار معینی پول ( توافقی ) به شما بدهد. اینکه برای هر کاری دستی پول بگیری اختلاف درست می کند. بهتر است با همسرت صحبت کنی . ببینی هر ماه چه قدر می تواند به شما بدهد.

    قرار بود فکر کنی می خواهی چه کاری را برای چند سال بعد در نظر بگیری ؟ شغل ، درس ، کلاس ورزشی یا هنری ، عضویت در انجمن ها ، یادگیری کامل خانه دار ( از پاک کردن لکه بگیر تا تربیت بچه ) و ...
    آیا درباره این موضوع فکر کردی؟

  9. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    asemani (سه شنبه 29 مرداد 92)

  10. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 11:03]
    تاریخ عضویت
    1392-5-24
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    72
    سطح
    1
    Points: 72, Level: 1
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    2

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آره فکر کردم ولی جواب سوالمو نگرفتم
    آیا وقتی پول ازش بخوام باید بگم میخوام چیکار کنم. نه خوب اون درامدش کمه و میدونم سخته اونقد بده ولی خودش هفته ای مقداری پول بهم میده و هر چی هم که بخوام تقریبا برام میخره. فقط سوالم واسه دعوای مسخره دیشبمونه که سر همین که میگفت باید بهم بگی پولو واسه چی میخوای منم چون مساله مهمی نبود گفتم نمیگم و اونم فک میکنه لج میکنم باهاش...
    برای اینده فکر کردم.. خانه داری رو یکمی بلدم ینی تمیز کاری رو تو خونه انجام میدم. اشپزیم در حد صفره. مامانم هم نمیذاره و نمیذاشته دست به سیاه و سفید بزنم و همیشه خواب بودم. بیدار که میشدم مامانم برام لقمه میگرفت و همه کارام رو انجام میداد.
    از قدیم فقط میخوردم و میخوابیدم و مدرسه و دانشگاه و درس..خیلی لوسم قبول دارم ولی نمیتونم ترکش کنم این اخلاقو اصلا امادگی نداشتم واسه ازدواج و شاید این احساسات مسخره من هم واسه همینه...
    همین دیشب باز سر احساسم دعوامون شد اخه من تو پیامام اونو عزیزم و .. صدا میکنم و وقتی باهاش سرد میشم میگه تا دیروز که عزیزم بودم و ... منم میگم خوب اره ولی نگفتم که دوستت دارم. (حرصش در میاد از این حرفام ) گاهی خیلی سرد میشم باهاش و اونم فقط حرص میخوره... بخدا نمیخوام کسی رو ناراحت کنم ولی نمیتونم این احساساتم رو کنار بذارم شاید یه جور غروره.. شایدم یه بیماری...

  11. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 آذر 92 [ 18:47]
    تاریخ عضویت
    1392-5-28
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    293
    سطح
    5
    Points: 293, Level: 5
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    85

    تشکرشده 55 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط tanhayeshab نمایش پست ها
    اخه خودمم گیجم.. مشکل منو هیچکی نداره.. خیلی ها رو دیدم شوهرشو دوست نداره ولی من نمیتونم بگم دوسش ندارم. نمیتونمم بگم قطعا بهش علاقه دارم. میترسم جدا بشم و بعدش پشیمون بشم وبفهمم عاشقش بودم. چون گاهی واقعا حس میکنم عاشقشم.
    مشکلاتم رو تیتر کنم باشه چشم!!
    1- محبتش رو اونطوری که میخوام ابراز نمیکنه مثلا چند روز یه بار زنگ میزنه و بیشتر پیام میده و میگه اگه کار داری تو زنگ بزن منم عمرا زنگ بزنم چون دخترم و وظیفه اونه.

    کی گفته وظیفه پسره که به دختر زنگ بزنه؟!! شما الان زن و شوهر هستین و نباید دنبال این حرفا باشین شاید یه روز اون وقت نکرد زنگ بزنه اشکال نداره تو بزنگی بعدش هم در این مورد باهاش صحبت کردی که دوست داری بیشتر ازت خبر بگیره البته با آرام نه دعوا؟
    2- فقط و فقط وقتی کنارمه و رابطه داریم یا بیرون میریم باهام خوبه و اگر نیاز جنسیش رو تامین نکنم و باهاش مهربون نباشم روزگارمو سیاه میکنه.
    گفتی باهات خوبه. تو خوب بودن رو چجوری تعبیر میکنی یعنی بیشتر برات خرید میکنه؟ بیشتر ابراز علاقه میکنه؟ چطوری روزگارتو سیاه میکنه؟ مهربون نبودن یعنی چی؟
    3- به خانوادش وابسته است و هر کاری میخواد بکنه نظرشون رو میپرسه. اصلا مستقل نیست و رو پای خودش نیست با اینکه درامد داره مثلا چیزی بخواد بخره یا لباس بخره واسه خودش مامانش میگه تازه خریده بودی چرا ولخرجی میکنی چرا پس انداز نمیکنی و ... اینا رو میاد ب من میگه حرص میخورم دوست دارم محکم باشه و حق خودشو بگیره ...
    خوب این رو هم در نظر بگیر که مادر شوهرت اگه حرفی میزنه برای آینده خودته. اگر شوهرت پس اندازی داشته باشه خودت در اینده در رفاه هستی. مگه خرید کردن حق آدمه که باید حقشو بگیره؟!!
    4- بد زبونی میکنه توی دعوا و توهین میکنه البته منم جوابش رو میدم بدتر از خودش

    خوب یه بار هم امتحان کن وقتی دعواتون میشه سکوت کن یا فورا محل رو ترک کن اکثر آدما موقع عصبانیت حرفایی میزنن که بعد پشیمون میشن و لی وقتی تو هم جوابشو میدی نباید انتظار داشته باشی پشیمون بشه!!
    5- وقتی دعوامون میشه ازش متنفر میشم و دیگه دوست ندارم ببینمش
    خوب این طبیعیه!!!
    6- نازمو نمیکشه خیلی وقتا براش ناز میکنم ولی اون نمیبینه مثلا وقتی میخوام باهاش برم بیرون اولش میگم نه ولی اون نازمو نمیکشه . بهش هم گفتم دوست دارم خیلی نازمو بکشی چون من خیلی ناز نازیم ولی فقط میگه باشه و اصلا نازمو نمیکشه..دوست داره من نازشو بکشم و ازش دعوت کنم بریم بیرون یا ازش رابطه جنسی بخوام. اگر موقع خوابیدم یکمی با فاصله بخوابم ازش نمیفهمه که دارم ناز میکنم براش و اینقد بی محلی میکنه که خودم میرم سمتش و بغلش میکنم. اگه بگم سرم درد میکنه دوست دارم نازمو بکشه نه اینکه بگه الهی بمیرم و ازین حرفا... وگرنه خودم بلدم قرص بخورم و خوب بشم.
    خوب شاید این ویژگی مثبت همسرت باشه که تو رو مجبور به کاری نمیکنه. در مورد اینکه موقع سردرد میگه برو قرص بخور به این خاطره که مردا راه حل گرا هستن و وقتی مشکلی رو براشون مطرح میکنی فکر میکنن راه حل باید بدن در صورتی که خانمها وقتی مشکلی رو مطرح میکنن بیشتر برای همدردی کردن است وگرنه به قول تو همه میدانند که قرص درد ره خوب میکنه. این موضوع رو همین جور که من گفتم به همسرت بگو. بهتره یه مقدار در مورد تفواتهای زن و مرد بیشتر مطالعه کنی. کتاب زنان ونوسی مردان مریخی در این مورد مفیده.
    7- بهم شک داره و هر اس ام اسی که میاد دوست داره براش توضیح بدم که کی بوده. منم از این اخلاق بدم میاد کسی سرک بکشه تو کارم. اگر پسر خاله یا پسر عموم که ممکنه سنشون 16 سال اینا باشه بهم پیام بده ناراحت میشه. و میگه من این کارا رو نمیکنم (خوب اون کسیو نداره)

    خوب به این خاطره که اون میبینه تو به اون زنگ یا اس نمیزنی ولی با اونا در تماس هستی یا باهاشون خوب برخورد میکنی ولی با شوهرت اینطوری نیستی. یه جوری حسودی میکنه!!در مورد شک داشتن هم باید ببینی موارد دیگه هست یا فقط در این مورد. شاید هم تو زیاد حساس هستی.
    8- خیلی شوخی میکنه و بیشتر حرفاش شوخیه و داستان تعریف کردن از دوستاش و خیلی کم درباره زندگی و آینده حرف میزنه میگه الان رو غنیمت بدون فردا خدا بزرگه البته واقا توکلش قویه و خدا هم خیلی کمکش میکنه از جور شدن کار و پول و .. گرفته تا خیلی چیزای دیگه ولی من اینطوری نیستم.
    خوب این هم یه ویژگی مثبت دیگه از همسرت. دوست داشتی همسرت یه سره از سختیهای زندگی حرف میزد و یه سره ناراحت و گرفته بود؟

    9- وقتی عصبی میشه هیچیو نمیبینه حتی من که زنشم و براش میشم ی دختر خراب خیابونی که هر چی دلش بخواد توهین کنه بهش.

    قبلا هم گفتی که تو هم کم نمی یاری تو توهین کردن و فحش دادن.

    10- وقتی عصبی میشه گاهی گریه میکنه که من متنفرم از اینکه مرد گریه کنه. البته بهش حق میدم ولی من بدم میاد...
    علت گریه شو بپرس شاید به خاطر پشیمونی از حرفاشه.

    11- یکمی لاغره دوست دارم چاق بشه ولی نمیشه البته این یکی مهم نیست زیاد ولی گفتم که از قلم نیفته
    خوب این که خودتم گفتی مهم نیست شاید هم یه ویژگی مثبتش باشه.

    12- یه مشکلی که دارم وابستگی شدید به مادرمه طوری که گاهی دوست دارم میریم بیرون مامانم هم باشه ولی خب شوهرم دوست نداره زیاد ولی ظاهرو حفظ میکنه و من ناراحت میشم فک میکنم باید مادرم هم ببریم و یه جورایی احترامه..
    به نظر من تو این مورد باید رو خودت کار کنی. کار درستی نیست که همه جا با مامانت باشی. یه مدت دیگه تو باید از مامانت مستقل زندگی کنی پس تو این دوران عقد باید رو خودت کار کنی. در ضمن این تاکید تو به بودن با مامانت باعث میشه همسرت به زندگی آینده با تو تردید کنه. وقتی که با همسرت تنها باشی میتونه کمک کنه که باهاش بیشتر حرف بزنی و بشناسیش.

    13- ازم توقعاتی داره که توی عقد سخته انجامش مثلا اینکه وقتی میرم بیرون بهش اطلاع بدم، هر زمان دعوت کرد ازم برم خونشون، با هم تنهایی سفر بریم که مادرم نمیذاره، براش غذا درست کنم (بلد نیستم و نمیخوامم بخاطر اون یاد بگیرم) ینی حوصلشو ندارم که یاد بگیرم.

    خوب این چیزا که گفتی یعنی تو نمیخوای خودتو تغییر بدی حتی یه تغییر کوچک مثل یادگرفتن آشپزی. من اشکالی نمیبینم که جایی میری بهش بگی البته نه حالت گزارش دادن مثلا بگو رفتم فلان جا جای تو خیلی خالی بود. بدون تو خوش نگذشت و بهتره که خودت بهش زنگ بزنی و بگی نه اینکه اون بعدا بفهمه. تا یه مدت این روال رو رعایت کن بعد از این که به تو کاملا اعتماد کرد حتی خودشم میگه لازم نیست هی به من بگی!!
    14- دوست داره وقتی صبح بیدار میشه منم باهاش بیدار شم و صبحانه بخوریم ولی من میخوام تا ظهر بخوابم و نمیتونم پاشم.
    خوب این انتظار به جائیه. تو الان متاهل هستی و باید یه کم از رفتارای زمان مجردیتو کنار بذاری وگرنه نباید از اون انتظار داشته باشی خودشو تغییر بده.
    و خیلی چیزای دیگه...

    امیدوارم چیزایی که گفتم به دردت بخوره. در مورد رابطه جنسی هم فکر میکنم محدود باشه بهتره. شاد باشی.

  12. #29
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 11:03]
    تاریخ عضویت
    1392-5-24
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    72
    سطح
    1
    Points: 72, Level: 1
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    2

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون پارادیس عزیز
    حرفاتو خوندم البته یه مقداریش رو رعایت میکنم خودم ولی در مورد تغییر کردن اره من حوصله تغییر کردن رو ندارم چون امادگی ازدواجو نداشتم چون ناخواسته ازدواج کردم و تو این زندگیم..
    شوهرم پسر بدی نیست ولی باید حسابی هواشو داشته باشم. به قول خودش میگه تو یه قدم بیای من ده قدم میام سمتت ولی اگر قدمی برندارم هیچ وقت نازمو نمیکشه..خیلی مغروره..
    دوست داره من دنبالش باشم من بهش اهمیت بدم تا بهم اهمیت بده.. اون از اول منو خیلی دوست داشته ولی بخاطر دوست داشتنش حاضر نیست ناز بکشه و خیلی مغرورانه برخورد میکنه.
    من مغرور اونم مغرور.. همش غر میزنه که چرا فلان کارو نکردی چرا اینطوری بودی چرا اخمات توهمه.. چرا در گنجه بازه و هزار تا بهانه دیگه..

  13. #30
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تا وقتی شما خودت را آماده زندگی نکنی همین اوضاع برقرار است. باید شروع کنی و یکی از کارهایی که مثال زدم شروع کنی. حداقل از خانه داری و آشپزی شروع کن. دلیل ندارد چون مادر شما خیلی محبت نسبت به شما دارد ، شما مسئولیت زندگی خودتان را برعهده نگیرید. اینکه شما استعدادهای خود را شکوفا نمی کنید و مهارت های لازم برای زندگی را کسب نمی کنید ، از درون به شما فشار وارد می کند. می دانی مثل چه ؟ مثل جوانه ای که به پوست گردو فشار وارد می کند تا آن را بشکند و بیرون بیاید.

    من می دانم شما آمادگی لازم را نداشتید. اما الان هم اتفاقی نیافتاده است. شما فقط نامزد کرده ای و کلی وقت داری. ببین دخترهای دیگر آرزوی شرایط شما را دارند. خیلی ها دلشان می خواهد نامزد داشته باشند. اما امکانش را ندارند. شما نصف راه را آمده ای . پس شرایط شما از خیلی های دیگر بهتر است. شما یک مرد بالای سرتان دارید که محرم شماست ، شما را دوست دارد و تعهد به شما دارد. قدر این شرایط را بدان.

    نگران احساسات خودتان هم نباشید. اگر شروع کنید و قدم بردارید ، اگر بگذارید جوانه درونتان از پوسته ای که مانعش است عبور کند ، تا حد زیادی حس شما عوض می شود. پوسته ای که می گویم دلبستگی به شرایط گذشته است. ببین عزیزم آن زندگی فقط مال کودکی و نوجوانی شما بود. اما شما ( جدای از مسئله ازدواج ) الان بالغ شده ای. یک خانم شده ای و همه به چشم دیگری به شما نگاه می کنند. جامعه شما را دختری نمی بیند که صبح مادرش باید لقمه درست کند. در چشم دیگران الان شما یک ( جوان ) هستید و باید به ( جریان زندگی ) وارد شوید.

    ببین شما اصلا نگران نباش. من خودم این مرحله را رد کرده ام و الان به هیچ وجه حاضر نیستم به دوران قبل برگردم. الان آنقدر احساسات خوب تجربه میکنم که فکرش را هم نمی کردم. مطمئن باش مادر شما هم اگر تغییر کنی با افتخار و محبت بیشتری به شما نگاه می کند. هر مادری ته قلبش می خواهد دخترش در آینده امنیت داشته باشد. وقتی ببیند شما دارید روی پای خودتان می ایستید او هم ته قلبش خوشحال می شود.

    شما هم بهتر است به همسرت گیر ندهی. آخر دختر خوب ناز کشیدن یعنی چه ؟ !! شما و او همدیگر را دوست دارید و به هم گفته اید. همین برایت کافی نیست؟
    همسر شما راست می گوید. قاعده این است که هر چه قدر کسی به شما نزدیک تر شد شما هم به او نزدیک تر بشو. شما وقتی به همسرت به صورت کاملا زنانه ابراز علاقه کنی ، او هم به طرف شما می آید. شما لازم نیست کار خاصی بکنید. فقط بروید و یک لباس خوشگل و ناز بگیرید. وقتی همسرتان می آید بپوشید و موها و صورتتان را آرایش کنید. بعد جلوی او با ( ناز و کرشمه ) دخترانه رفتار کنید. از او پذیرایی کنید. و به او بخندید.
    آن وقت می بینید که چه قدر رفتار او عوض می شود. منظور او از اینکه به طرف من بیا همین است. مردها به این چیزها احتیاج دارند.
    وقتی هم که همسرت راحت برای شما خرج می کند ، شما هم با او راحت باش و به او بگو برای چه پول می خواهی. جلوی همسرت جبهه نگیر. باید بتوانید سر مسایل مالی با هم توافق کنید نه لجبازی.


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.