متاسفانه بعضی راهنمايی ها مدت زمان رابطه را بيشر می کند.
درنتيجه وابستگی بيشتر.شما بدون هيچ توضيحی رابطه رو قطع
کن.اگر برای برقراری مجدد تماس گرفت شرط خاستگاری رسمی رو
می ذاری.برای اون رابطه م ( بعد خاستگاری) آدابی وجود داره.
تشکرشده 10,678 در 2,786 پست
متاسفانه بعضی راهنمايی ها مدت زمان رابطه را بيشر می کند.
درنتيجه وابستگی بيشتر.شما بدون هيچ توضيحی رابطه رو قطع
کن.اگر برای برقراری مجدد تماس گرفت شرط خاستگاری رسمی رو
می ذاری.برای اون رابطه م ( بعد خاستگاری) آدابی وجود داره.
ویرایش توسط فرهنگ 27 : دوشنبه 04 شهریور 92 در ساعت 11:54
roseflower (دوشنبه 04 شهریور 92)
تشکرشده 935 در 360 پست
سلام
ابتداازایشون بخواهیدکه اگرشمارامیخواهنداقدام رسمی کنیدواجازه ندهیداحساسات برشماغلبه کند چون ادم باخودش میگه اجازه نمیدم احساسات بهم غلبه کنه ولی دوست عزیزاحساس ادم درنمیزنه تاازت اجازه بگیره اجازه هست واردماجراشوم خودش بدون اینکه چیزی بدونیدواردمیشه
میدونیدبعضی ازاقایون دنبال همچین رابطه هایی هستنداول اعتماددخترروجلب میکنندوبهش ثابت میکنندکه به اعتقاداتش احترام میگذارند اعتمادکه جلب شدوابستگی بوده واین وابستگی بیشترمیشه بعدکم کم حرفهای خودشون روکرسی میشونند مثلامدام اصرارمیکننددست بدیداوایل اصلاقبول نمیکنیدولی بعدهاراضی میشیدبعدش میگن اجازه هست نزدیکتربهت بشینم بازم اجازه نمیدی ولی بازاصرارمیکنندوازاحساساتش ون مایه میگذارندوراضیت میکنندکم کم جلومیرند والاهیچ دختری همون اول کاری راضی نبوده رابطه جنسی داشته باشه نقشه های زیرکانه اقاپسروجلب اعتمادوحرفهایی که میزنه باعث شده درضمن وقتی حرف ازخواستگاری به میون میادمسئله رومیپیچونند میگن خانوادم راضی نمیشه خودم اماده نیستم کارهام اینطوریه وهزارتابهانه دیگر
اگردوستان ازتون میخواندکه قطع رابطه کنیدفقط به خاطرخودتونه
نمیدونم چرامادخترهافکرمیکنیم که برای اینکه ازدواج موفقی داشته باشیم بایستی اول خودمون اشنابشیم درحالیکه که اشتباه محضه چشم ادم کورمیشه نمیتونه واقعیت هاروببینه احساسات بهش اجازه نمیده
اگرایشون شمارابخواهندبرای خواستگاری رسمی اقدام میکننددرغیراینصورت متوجه میشویدشمارونمیخواستندوفقط به فکروقت گذرانی بوده اند
- - - Updated - - -
ویرایش توسط roseflower : دوشنبه 04 شهریور 92 در ساعت 13:34
تشکرشده 19 در 11 پست
همه چی آدم ها به قسمت و خواست خدا مربوط میشه واقعا تصمیم گرفتن واسم سخت شده و نمی دونم باید چه کار کنم .از طرفی همه حرفهای شما دوستان رو قبول دارم و از طرفی این پسر رو دوست دارم و بعضی وقتها فکر می کنم کمی بهش وقت بدم شاید منو بشناسه و اعتماد پیدا کنه ولی می بینم که گاهی سعی می کنه خودش رو از من دور کنه که بهم وابسته نشه واین یعنی راجع به من هنوز تصمیمی نگرفته..........اینطوری میترسم که من وابسته تر بشم و بعدا ضربه بخورم.یه مورد خواستگار بهم پیشنهاد شده که نمیدونم آشنا شدن با اون شخص رو داشته باشم یا نه. از طرفی حس می کنم قبولش خیانت به کسیه که باهامه از طرفی من از این شخص مطمئن نیستم.وقتی بهش گفتم خواستگاری هست چیکار کنم گفت صبر کن بیشتر آشنا شیم ولی بعدش هم گفت من مانعت نمیشم هرطور خودت صلاح میدونی.......
همه حرفهاش من رو به تضاد میندازه .
**سهیل ** (چهارشنبه 06 شهریور 92)
تشکرشده 935 در 360 پست
دوست عزیز اگرکسی اینجاراهنمایی میکنه یاحرفی میزنه یاازروی تجربه خودش هست یااطرافیان
احساسات روکناربگذاردوستش دارم وکناربگذارمیدونم سخته احساسات بهت اجازه نمیده حتی برعقل ومنطق هم غلبه میکنه امابه چه قیمتی
این رودرنظربگیر اگرشمامنتظراین اقابمونی وخواستگارت روردکنی بعدازیه سال یاکلابهتره بنویسم بعدازیه مدتی وقتی شماکاملا وابسته شدی وچشمتون به غیرایشون کسی روندیدازهمه رفتارهای بدگذشتید چون احساس بهت میگه تحمل میکنم برگشت بهت گفت نمیتونم به خواستگاریت بیام یافراموشم کن یابه دردهم نمیخوریم چیکارمیکنی؟
یه پیشنهادخواهرانه :هیچ وقت درباره خواستگارت به دوستت نگو شمااین کارروکردیدکه اگرواقعاخواهان شماست اقدام کنه ولی میبینیدکه اینطورنشده ایشون برای اینکه فردابرای گفتن حرفی داشته باشندبهتون گفتندمن مانعت نمیشم فقط برای اینکه فرداخدای نکرده به مشکل برخوردیدبهتون بگه من که گفتم منتظرم نمون خودت منتظرموندی
به نظرمن به خواستگاری که معرفی شده اجازه خواستگاری بدهیدچه بساشرایط ایشون بهترازاین اقاپسرباشد چون این اقاتعهدی درقبال شماندارندوقولی هم به شمانداده اند
بازهم خوب فکراتون روبکنید
- - - Updated - - -
دکترشریعتی یه جمله خوبی دارند قسمت روماخودمون رقم میزنیم اگه بخوایم میشه واگرنخوایم نه
پس اول کاراین شماهستیدکه تصمیم میگیریدبعدادامه ماجرا
تشکرشده 18 در 14 پست
خواهر خوبم سلام ...
منم همین الان حال تو رو دارم گلم اگه بخواد قبل از اینکه تو بگی خودش میگفت حداقل با خواهرش یا مادر ش در ارتباط باشید.اینم مث خیلی از پسرای دیگه توی این سن با حرف زدن با شما ارضا نمیشه منم فک نمیگردم هیچ وقت به پسری اجازه بدم در رابطه ا مسائل جنسی از من سوال کنه .اما من و تو هم نیاز داریم .وقتی احساست پر میشه از دوست داشتن یه پسر اصلا خودت بدون اینکه متوجه باشی میخوای لمست کنه ببوستت.شاید نهایتا شرم و حیا بهت اجازه نده تو شروع کننده باشی ولی موقعیتش رو برای اون فراهم میکنی.
عزیزم من خودم یه هفته هست ک دارم با خودم کل کل میکنم رابطه ام تموم کنم هر شب تا صبح هزار بار بیدار میشم .کارام همه مونده خیییییییییییلی سخته اما باز راحتر از یکسال دیگه هست.به خواستگارت فرصت بده .بذار این امادگی رو برای قبول یه نفر در خودت پیدا کردی درست ب ثمر برسه.
برای منم دعا کن....
**سهیل ** (چهارشنبه 06 شهریور 92), دختری تنها (چهارشنبه 06 شهریور 92)
تشکرشده 935 در 360 پست
دوست عزیزپیداپنهان بحث نیازنیست بسیاری ازپسرها بانقشه قبلی جلومیروندمیدونندچیکارکنند کجاچه حرفی روبزنند ازبس تجربه دارند ومدام هم بحث رومیکشونندروی موضوع موردنظرشون جالب اینجاست که وقتی شمانیمخواهیدچیزی روبگید میگن مگه روی فلان چیزبحث نکردیم این ازاون بدتره ماکه درباره همه چی بحث کردیم اینکه چیزی نیست توبایدبامن راحت باشی من رومحرم خودت بدونی وازاین حرفاتادختربه خودش بیادمیبینه گول چه حرفهایی روخورده وتن به چه کارهایی داده که نبایدمیداده ازاعتمادسازی شروع میشه تابه جاهای باریک میکشه
به خودتون اعتمادداشته باشیدباخودتون روراست وصادق باشید وخودتون رودست کم نگیرید
- - - Updated - - -
درد دارد وقتی:
همه چیز را میدانیو فکر میکنند نمیدانی!!
و غصه میخوری که میدانی و..
میخندند که نمیدانی...
**سهیل ** (چهارشنبه 06 شهریور 92)
تشکرشده 14 در 10 پست
سلام عزیزم.به نظرمن یه بار خیلی مستقیم ازش بپرس نیتت از این رابطه چیه؟اگه دیدی جواب سربالاداد دپس بدون اون فعلا اهل زندگی نیست اما اگه گفت قصدم خیره بگو باید زیرنظرخانواده هامون ادامه پیداکنه.نزار رابطه ات طولانی بشه که تنها کسی که شکسته میشه فقط خودتی.
تشکرشده 19 در 11 پست
مرسی از راهنمایی هاتون. من هر وقت ازش پرسیدم گفته حالا عجله نکن,صبر کن رابطه مون روال خودش رو طی کنه . دیگه نمی دونم, دوست ندارم بیشتر از این بهش بگم چون حس می کنم ارزشم پایین می آد و فکر می کنه معطل یه شوهرم فقط. حالا قصد دارم یک بار خواستگارم رو ببینم شاید به دلم نشست و اگه خدا بخواهد از این رابطه تا معلوم بیرون بیام. آخه من خیلی هم مشکل پسندم از هرکسی خوشم نمی یاد .به خاطر همین اینقدر تو این رابطه به قول معروف دارم دست به عصا راه می یام
تشکرشده 24 در 14 پست
اگه میخوای به سرنوشت من دچار نشی تمومش کن میخوای بگم بعد چی میشه؟ هر روز سرد تر و سردتر میشه تو هم وابسته تر در اخر یه روز میگه تو خیلی به من گیر دادی خیلی اذیت کردی من عاشق بودم اما دیگه سرد شدم بعد تو میمونی با قلبی که به بودنش عادت کرده داغون میشی من تو رابطم یه چیزو خوب فهمیدم اولین نشونه ها اونایی که کوچیک میشماریمشون بی محلیا جواب ندادنا اینا مهمترین نشونه هان که اکثرا فکر میکنیم حل میشنو بی خیالشون میشیم اما اینا یعنی این ادم متعهد نیست یعنی این ادم براش مهم نیست که تو با این کارش داری اذیت میشی یعنی تا روزی هواتو داره که حسش قویه اگه حسش کم شد یا حسی نداشت لهت میکنه له. کسی که به من میگفت طاقت دیدن غمتو ندارم وقتی ازم سیر شد وقتی ازم جسمی و عاطفی کام گرفت تو چشام نگاه کرد و گفت فکر میکنی اگه دوستت داشتم طاقت دیدن اینجوری زار زدنتو داشتم ؟من دوستت ندارم .میدونی جواب این ادم چیه باید میگفتم تو اگه انسان بودی طاقت دیدن اشکمو نداشتی این دور از انسانیته ...و مطمین باش اگه خودت امروز از این رابطه خارج نشی یه روز با همین جملات به زور از زندگیش بیرونت میکنه بهت پیشنهاد میکنم تاپیک منو بخون چون شروع سرد شدنش عینا مث دوست پسر تو بود دقیقا میگفت بعد از اینکه من گفتم تا زمان ازدواج دوست نباشیم سرد شد .و اینو بدون اگه وقعا تورو بخواد از اینکه تو دوستی باهاش نموندی لذت میبره و میفهمه خودتو بازیچه کسی نمیکنی و اگه واقعا دوستت داشته باشه وقتی شرایط مهیا بود به خواستگاریت میاد اما دوستی چیزی جز تباهی و جدایی نداره
- - - Updated - - -
http://www.hamdardi.net/thread-30368.html
sanjab (دوشنبه 01 مهر 92)
تشکرشده 2,695 در 688 پست
این مقاله رو بخون شاید کمکتون بکنه.
http://www.hamdardi.net/thread-30482.html
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)