به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 59

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    راضیه جان به نظرت می تونی اون آقا را از آمدن باشما منصرف کنی؟
    * اما به نظر من مدیر همدردی بهترین راهنمایی را کردند.چون با این روش نه تنها مشکل فعلی ات بلکه مشکلات بعدی احتمالی را هم از بین خواهی برد. به نظرم الان بهتره بر روی شیوه گفتنت به همسرت کار کنی.

    آقای mac خیلی ممنون از توضیحاتی که دادین! ای کاش هممون متوجه می شدیم این آزادی های به ظاهر زیبا تنها لذت موقت دارد و نتیجه حاصل از آن در طول زندگی و در جامعه چیزی جز آسیب هایی که به وفور شاهد آن هستیم نیست.

    از آن طرف هم محدودیت با تعصب و با ظاهر دینی باعث میشه که فکر کنیم نگاه دین غیر منطقی است و با پیشرفت متناقض است.در صورتی که اصل دین ما اعتدال و منطق هست. ای کاش هممون در مورد عقایدی که داریم مطالعه و تحقیق کنیم و خیلی راحت اظهار نظر نکنیم. چه بسا در نگاه اول مطلبی کاملا منطقی و صحیح به نظر برسد اما با تحقیق و مشاهده نتایج بعدی آن به عکس عقیده ابتدایی خود برسیم.

  2. 4 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 03 مهر 92), mac (سه شنبه 02 مهر 92), mohammad6599 (سه شنبه 02 مهر 92), فرشته مهربان (سه شنبه 02 مهر 92)

  3. #2
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 14 شهریور 05 [ 15:34]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    328,739
    سطح
    100
    Points: 328,739, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط razieh.sss3000 نمایش پست ها
    در حال حاضر زندگی مشترک من تنشی نداره که من با مطرح کردن قاطعانه این مسائل بخوام تنش ایجاد کنم، اعتماد شوهرم رو سلب کنم، شادیهاشو کم کنم و ... به این دلیل که فکر می کنم شاید یه روزی مشکل ایجاد شه
    من دنبال یک راه کم هزینه تر می گردم. راهی که افکار همسرم رو به هم نریزه
    با سلام و احترام
    اگر یه نگاهی به عنوان تاپیکت بیندازی (خیانت به همسرم. کمکم کنید )و پست اولت را یکبار با دقت مطالعه کنی ، متوجه می شوی اگر بقیه فقط تنش های روزانه دارند. شما اگر درست عمل نکنید. کل زندگیت به هواست.
    همسر شما به شما احترام می گذارد در آزاد گذاشتن پوششت، ولی جان و روح و روان شما را فقط و فقط متعلق به خودش می داند (باور ندارید ازش بپرسید.)، پس شما وقتی بحث تعامل با همسرتان پیش می آید همه چیز را بی تنش می بینید. او به شما احترام می گذارد و شما هم نباید با او رک صحبت کنید.
    اما وقتی به نرم افزار وجودتون بر می گردید ،هیجانات و شوق و ذوق و انرژیتان را از جای دیگر عمدتا تامین می کنید.
    این تعارض و چالش زنگ خطری بسیار مهم هست.

    شما از عنوان تاپیکت منصرف شو
    آنوقت هیچ نیازی به گفتن رک به همسرتان و ایجاد تنش ندارید.

    اما اگر این مسیر را می پیمایید، پس بهتر هست قبل از سقوط و از هم پاشیدگی زندگی، حداقل یک فرصت به شوهرت بده تا با احساس تنش این مسئله مهم به مرکز فکرش منتقل شود. شاید بتواند زندگیش را نجات دهد

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  4. 9 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 03 مهر 92), deljoo_deltang (سه شنبه 02 مهر 92), mac (سه شنبه 02 مهر 92), mohammad6599 (سه شنبه 02 مهر 92), فرشته مهربان (سه شنبه 02 مهر 92), مهرااد (سه شنبه 02 مهر 92), مصباح الهدی (سه شنبه 02 مهر 92), دختر مهربون (سه شنبه 02 مهر 92), عشق آفرین (پنجشنبه 17 تیر 95)

  5. #3
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    در ادامه راهنمایی عمیق و دقیق مدیر همدردی نکاتی را هم من اضافه می کنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
    همسر شما به شما احترام می گذارد در آزاد گذاشتن پوششت، ولی جان و روح و روان شما را فقط و فقط متعلق به خودش می داند (باور ندارید ازش بپرسید.)،

    دقت کن که همسرت ادعا می کند شما را آزاد گذاشته است اما این یک تحریف است که شاید خودش هم خبر ندارد که اگر آزاد بودی که می توانستی و حق داشتی نپذیری که با دوست او به سفر بروی و حق داشتی که شکل و نوع و روش معاشرتت را انتخاب کنی ... اما این حق را نداری ... به عبارتی روش و شیوه به اصطلاح متمدنانه او و خانواده اش که به نظرم شما را برای بله گفتن به وی جذب کرده بوده این است که تو فقط آزاد هستی در چهارچوب و نوع فرهنگی که ما داریم و مطابق استدلالهایی که ما داریم عمل کنی ... آزاد نیستی که آنطور که به خودت آرامش می دهد عمل کنی ...

    البته انفعال و ضعف استدلال شما هم به این رویه و روش او دامن می زند .... آیا می توانید بدون ترس به او بفهمانید که این چه آزادی ای هست که من اجازه ندارم مخالفت کنم با همسفری که برایم در نظر گرفته ای ؟ و اینکه حکم حکم تو هست که همسفر برایم انتخاب کنی .... من مایلم یا خودت با من بیایی یا کسی از همجناسنم یا محارمم آیا حق ندارم و این درست هست تو به من تحمیل کنی ؟ فرض کن من از این دوستت به هر دلیل خوشم نمیاد و باهاش راحت نیستم ... آیا مجبورم خوشم بیاد و راحت باشم چون دوست تو هست و قبولش داری ؟.... آنوقت به من بگو کجای این آزاد گذاشتن من و احترام گذاشتن به من هست ؟؟؟؟؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
    اما وقتی به نرم افزار وجودتون بر می گردید ،هیجانات و شوق و ذوق و انرژیتان را از جای دیگر عمدتا تامین می کنید.
    این تعارض و چالش زنگ خطری بسیار مهم هست.

    شاهد مدعای این سخن مدیر توصیفهایی هست که شما از دوست همسرت کرده ای که باعث جذبت شده ... یعنی وجودت در رابطه با همسرت از این نظر خلاء دارد ، یعنی از همسرت قاطعیت و غیرت و توجهی که در دوست او می بینی می طلبی اما می ترسی با او درمیان بگذاری ... شاید چون خواستگاری او و وصلت با او را یک امتیاز بزرگ دیده ای که می ترسی با این حرفها از دست بدهی اش اگر این طور باشد در انتخاب و تصمیم به ازدواج هم منفعلانه عمل کرده ای و اگر باقی زندگیت هم به همین منوال پیش برود ، خطرها در کمین است و زندگیت و سلامت خودت در مخاطره هست


    اگر ارزشهایت و پاکی و سلامتت واقعاًبرایت مهم هست ارزشش را دارد که اگر همسرت کوتاه نیامد شما قاطعانه از تحصیلت بگذری و این هزینه را بدهی






  6. 9 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 03 مهر 92), mac (سه شنبه 02 مهر 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 02 مهر 92), گل آرا (سه شنبه 02 مهر 92), مهرااد (سه شنبه 02 مهر 92), مدیرهمدردی (سه شنبه 02 مهر 92), مصباح الهدی (سه شنبه 02 مهر 92), دایان (جمعه 05 مهر 92), دختر مهربون (سه شنبه 02 مهر 92)

  7. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 26 مهر 92 [ 00:47]
    تاریخ عضویت
    1392-6-31
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    188
    سطح
    3
    Points: 188, Level: 3
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 11 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مدیر عزیز، فرشته مهربان
    از راهنمایی های بی نظیرتون ممنونم
    به نکاتی اشاره کردین که خودم هرگز بهش پی نبرده بودم ولی حقیقت دارن
    حتما با همسرم صحبت می کنم
    باز هم ممنون
    از بقیه دوستان هم تشکر می کنم

    - - - Updated - - -

    >همسر شما به شما احترام می گذارد در آزاد گذاشتن پوششت، ولی جان و روح و روان شما را فقط و فقط متعلق به خودش می داند<

    شما >هیجانات و شوق و ذوق و انرژیتان را از جای دیگر عمدتا تامین می کنید>

    >همسرت ادعا می کند شما را آزاد گذاشته است اما این یک تحریف است <

    >انفعال و ضعف استدلال شما هم به این رویه و روش او دامن می زند >

    >از همسرت قاطعیت و غیرت و توجهی که در دوست او می بینی می طلبی <

    دوستان، خواهش می کنم باز هم هر راهنمایی یا نکته دیگه ای که به نظرتون می رسه عنوان کنین

  8. 2 کاربر از پست مفید razieh.sss3000 تشکرکرده اند .

    kamr (سه شنبه 02 مهر 92), فرشته مهربان (سه شنبه 02 مهر 92)

  9. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 اردیبهشت 93 [ 17:30]
    تاریخ عضویت
    1392-6-28
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    672
    سطح
    13
    Points: 672, Level: 13
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 60 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بدون هیچ حساسیتی به شوهرت بگو با این آقا راحت نیستی و پیشش معذبی . اگه کاری برات پیش بیاد در طول سفر نمی تونی از اون درخواست کنی. و در نهایت حضورش کمکت نمی کنه ، بلکه معذبت می کنه. بگو ترجیح میدی با کس دیگه ای بری.

  10. 5 کاربر از پست مفید confused تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 03 مهر 92), razieh.sss3000 (سه شنبه 02 مهر 92), tamanaye man (یکشنبه 05 آبان 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 02 مهر 92), میشل (سه شنبه 16 مهر 92)

  11. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 98 [ 13:14]
    تاریخ عضویت
    1392-4-28
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    5,299
    سطح
    46
    Points: 5,299, Level: 46
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    109

    تشکرشده 177 در 70 پست

    Rep Power
    25
    Array
    دوست عزیزپیرو نظرات دوستان.. برای خلاصی از این وضعیت باید ،باید و باید اون آقا رو از زندگیت حذف کنی و تماس و دیدارهاتون با ایشون در جمعهای خانوادگی رو به صفر برسونین...تنها بودنت با ایشون به احساساتتون بیشتر دامن میزنه..اگه همین الان جلوی این احساست رو نگیری شاید ده روز دیگه اینقدر درگیرش شده باشی که جبران کردن و بازگشت ازش به قیمت از دست دادن شوهر و زندگیت تموم بشه...

  12. کاربر روبرو از پست مفید پسرایرونی تشکرکرده است .

    del (چهارشنبه 17 مهر 92)

  13. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 12 بهمن 92 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1390-11-16
    نوشته ها
    171
    امتیاز
    4,421
    سطح
    42
    Points: 4,421, Level: 42
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    182

    تشکرشده 174 در 86 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    من يه سئوال دارم.با شوهرت چطوري ازدواج كردي؟ سنتي؟
    عزيزم خانم فرشته مهربون كه بهت گفتن بايد از تكنيك توقف فكر و بستر زدايي استفاده كني.راهش همينه.مطمئن باش كه اگه يه ورد جادوگري بود كه ميشد بخوني و از اين حال و هوا بياي بيرون بهت ميگفتن.
    بعضي مواقع توي زندگي مواردي پيش مياد كه احتياج به همت كردن زياد داره.اگه حضور نداشتن توي جمع دوستان همسرت برات فعلا راحت نيست.ميتوني توي جمع حاضر بشي ولي يه جورايي خودتو مشغول كني با بقيه دوستان.سعي كني موردايي پيش نياد كه طرف صحبت اين آقا بشي.هر وقتم كه فكر و ذهنت خواست بره سمت اين آقا موقعيتت را عوض كن مثلا يه اتاق ديگه يا آشپزخونه برو و به خودت بگو من شوهرمو دوس دارم به خودم احترام ميزارم و فكراي خيانت آميز نميكنم.
    اميدوارم تونسته باشم كمكي كرده باشم.

  14. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 26 مهر 92 [ 00:47]
    تاریخ عضویت
    1392-6-31
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    188
    سطح
    3
    Points: 188, Level: 3
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 11 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ازدواجمون سنتی نبود. تو دانشگاه آشنا شدیم. بعد هم اومد خواستگاریم.... هیچ وقت احساساتی که الان نسبت به این اقا دارم رو بهش نداشتم ولی دوستش دارم ... الانم اصلا دلم نمی خواد بهش خیانت کنم یا اذیتش کنم ولی دست خودم نیست

  15. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 96 [ 13:33]
    تاریخ عضویت
    1392-5-22
    نوشته ها
    132
    امتیاز
    4,107
    سطح
    40
    Points: 4,107, Level: 40
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    157

    تشکرشده 216 در 94 پست

    Rep Power
    29
    Array
    سبک زندگی این خانم با شوهرش همینطوری بوده ما که نمیتوانیم و نباید تلاش کنیم سبک زندگی آنان را تغییر دهیم .
    به نظر من شما باید این احساس را درون خود بکشید راه حل آن هم این است که سعی کنید او را کمتر ببینید توجه خود را معطوف همسرتان کنید. بدانید که عشقهای در یک نگاه عشقهایی زود گذر و نا فرجام هستند. باید تلاش کنید سر خود را با امورات دیگر گرم کنید تا فرصت فکر کردن به او را نداشته باشید . مطمئن باشید این احساس موقتی است و با مرور زمان از بین خواهد رفت .

  16. 2 کاربر از پست مفید Aras تشکرکرده اند .

    razieh.sss3000 (چهارشنبه 17 مهر 92), میشل (سه شنبه 16 مهر 92)

  17. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 11 شهریور 93 [ 17:24]
    تاریخ عضویت
    1392-6-25
    نوشته ها
    142
    امتیاز
    1,184
    سطح
    18
    Points: 1,184, Level: 18
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    246

    تشکرشده 257 در 104 پست

    Rep Power
    29
    Array
    سلام راضیه جان
    همه فرمایشات دوستان متین. امتحانشون کن اگر احیاناً جواب نگرفتی و از میزان توجهت به این اقا کم نشد و باز از این ترسیدی که نکنه من عاشق این اقا بشم و شوهرم بفهمه و زندگیم به هم بریزه و آخرش همونی سرم بیاد که ازش می ترسیدم... ، این کاری که من می گم را انجام بده :
    دوست من دست از این فرایند ذهنی منع کردن خودت از فکر کردن به این اقا بردار، و به خودت بگو " می خوام عاشق این اقا بشم و نهایت تلاشمو هم می کنم که علاقه ام بهش ثابت بشه و اتفاقاً خیلی خیلی دوست دارم همسرم از این وضعیت مطلع بشه و زندگی مشترکم با همسرم تمام بشه". ببین تو هیچ اقدام عملی انجام ندادیا اینجا فقط توی ذهنت این اصرار به تکرار این منع را برداشتی. فقط همین

    این یک روش بی پایه و اساس و غیر علمی نیست راضیه جان و مطمئن باش هدف درمانی داره که اگر لازم شد بعد من برات فلسفه این را توضیح می دهم که چرا در این مقطع زمانی این طرز فکر می تونه زندگی زناشویی تو رو نجات بده و باعث مستحکم تر شدن بنیان خانواده تو بشه و تو رو بیش از پیش به همسرت نزدیک کنه نه به اون آقا. برات آرزوی موفقیت می کنم و میدونم در نهایت بهترین راه و شیوه زندگی را برای خودت انتخاب خواهی کرد و یک طوری زندگی می کنی که زندگی از تو انتظار داره اونطوری زندگی کنی و اصلاً تو افریده شده ای که به اون نقطه برسی
    دوش شراب ریختی، وز بر ما گریختی
    چون خمشان بی گنه روی بر اسمان مکن
    ویرایش توسط Opal : چهارشنبه 17 مهر 92 در ساعت 00:47


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.