راضیه جان به نظرت می تونی اون آقا را از آمدن باشما منصرف کنی؟
* اما به نظر من مدیر همدردی بهترین راهنمایی را کردند.چون با این روش نه تنها مشکل فعلی ات بلکه مشکلات بعدی احتمالی را هم از بین خواهی برد. به نظرم الان بهتره بر روی شیوه گفتنت به همسرت کار کنی.
آقای mac خیلی ممنون از توضیحاتی که دادین!ای کاش هممون متوجه می شدیم این آزادی های به ظاهر زیبا تنها لذت موقت دارد و نتیجه حاصل از آن در طول زندگی و در جامعه چیزی جز آسیب هایی که به وفور شاهد آن هستیم نیست.
از آن طرف هم محدودیت با تعصب و با ظاهر دینی باعث میشه که فکر کنیم نگاه دین غیر منطقی است و با پیشرفت متناقض است.در صورتی که اصل دین ما اعتدال و منطق هست. ای کاش هممون در مورد عقایدی که داریم مطالعه و تحقیق کنیم و خیلی راحت اظهار نظر نکنیم. چه بسا در نگاه اول مطلبی کاملا منطقی و صحیح به نظر برسد اما با تحقیق و مشاهده نتایج بعدی آن به عکس عقیده ابتدایی خود برسیم.







ای کاش هممون متوجه می شدیم این آزادی های به ظاهر زیبا تنها لذت موقت دارد و نتیجه حاصل از آن در طول زندگی و در جامعه چیزی جز آسیب هایی که به وفور شاهد آن هستیم نیست.




پیرو نظرات دوستان.. برای خلاصی از این وضعیت باید ،باید و باید اون آقا رو از زندگیت حذف کنی و تماس و دیدارهاتون با ایشون در جمعهای خانوادگی رو به صفر برسونین...تنها بودنت با ایشون به احساساتتون بیشتر دامن میزنه..اگه همین الان جلوی این احساست رو نگیری شاید ده روز دیگه اینقدر درگیرش شده باشی که جبران کردن و بازگشت ازش به قیمت از دست دادن شوهر و زندگیت تموم بشه...

علاقه مندی ها (Bookmarks)