پو جان، گفته بودم دیگه برات نظر نمیذارم.
اما نمیتونم ببینم انقدر داری اذیت میشی.
امیدوارم حرفام حداقل اذیتت نکنه
دختر خوب، چرا یا از این ور بوم آویزونی یا از اونطرفش؟
قبل از دو سال اونقدر آرمانی، و الان انقدر پوچ گرا؟!!!
آره
آره
چمیدونم فلان و بهمان چیز رو تو خلوت میخواد و ... ازدواج این چیزاست.مرد یه مرده. برای نیازهاش ازدواج میکنه.
خب آره.
همه اینا درسته پو ی عزیز.
ولی نمیفهمم چرا و چه جوری از این مباحث این نتیجه رو گرفتی؟ :
اون عشقه نه توی این دنیا ارزشی داشت. نه توی اون دنیا ارزشی خواهد داشت. من بودم که خر بودم.
تازه فهمیدم اون دخترایی که میرن دوست میشن با ده تا پسر و پسره ولشون کنه هم عین خیالشون نیست و فرداش یکی دیگه، اون دخترایی که هر روز توی بازار دارن دنبال تیپ و مد جدید میگردن و میخرن و میپوشن و ....، اون دخترایی که توی آرایشگاه ها افتادن و ...، خیلی عاقل تر از من هستند.
خیلی بیشتر تجربه کسب میکنند. خیلی بیشتر میدونن توی این دنیا باید چه جوری بود.
پو، مگه غیر از اینه که این نیازها در درون خانم ها هم هست؟!
این جور دخترا کارشون تا یه جایی درسته. تا جاییکه میرن دنبال یاد گیری عشوه گری و جلوه های زن بودن کارشون عالیه. ولی از اونجا به بعدش که یادشون میره این عشوه رو برای کی باید استفاده کنن دچار یه اشتباه فاحش (و متاسفانه رایج) میشن. اشتباهی که دلیل نداره چوبش رو توی همین دنیا بخورن و تو و من و همه هم بفهمیم!
من هم مثل 2 سال قبل تو فکر میکنم. فکر میکنم ازدواجم باید مسیرم رو به سمت خدا راحت تر و هموار تر کنه.
اما قرار نیست بخاطر این نیت، جور خارق العاده ای ازدواج کنم.
صورت مسئله مثل بقیه ی ازدواج هاست.
با همون ظاهر و شکل و قیافه. اما تفاوت عمده در باطن باقی میمونه. و کسی هم قرار نیست بدونه.
(یعنی اگه خبر ازدواجی که عرفانی شده و داره اونها رو به سمت خدا میبره رو نمیشنوی، دلیل بر این نمیشه که همه عشقا پست و بی مایه هستن)
اینجوری که میگی یعنی هر ازدواجی که توش مسائل جنسی باشه مسیر عرفانی و الهی رو طی نمیکنه!
این خط بالا رو از یه جای حرفت میشه نتیجه گرفت. ولی از یه جای دیگه حرفت میگی مثل همه آدما مسائل جنسی رو قبول داشتی در ازدواج.
(پوی عزیزم نمیخوام باهات بحث کنم. دارم نقاط تناقضی که تو رو بهم ریخته رو بهت نشون میدم)
دوست گلم، من میفهمم خسته ای. باری رو روی دوشت نگه داشتی که چند ساله حتی یک لحظه هم نذاشتیش زمین نفس تازه کنی. تازه هر روز سنگین تر هم شده!
بذارش زمین تا گوشات بشنوه ما داریم چی بهت میگیم و خستگی مانع فکر کردنت نشه!
اگه خوشت نمیاد حرف بزنم خیلی راحت بگو منم جلو خودمو میگیرم و دیگه نظر نمیدم.
برات آرزوی خوب بودن دارم
- - - Updated - - -
کار درست رو علی کرد. نه به من فکر کرد. نه به اون دو تا دختر فکر کرد. فقط به خودش فکر کرد. همین. کار بهتر از این هم میشد بکنه؟ بهترین کارو کرد. نه؟
غیر از اینه؟
کسانی که به اون دنیا اعتقاد ندارن حرفت رو تایید میکنن.
چون اعتقاداتت عوض شده، میگم بله. با این تفکر بهترین کارو کرده.
عزیز دلم، علی آقا خدا نبوده و نیست. یه آدم بوده. چرا فکر میکنی خدا باید علی رو معصوم میکرد.
خطا کرده. یه انسان خطا کرده. چیز عجیبیه؟
از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)