صبح پاشد
با اخم
كمرش گرفت
حالا هم خوابيده سركار نرفت و به من هم گفت برو بيرون كه رواني ام كردى
اين زندگى رسيد به ته خط
چشام سياهى ميره
كاش بميرم
همين الان
تشکرشده 26 در 14 پست
صبح پاشد
با اخم
كمرش گرفت
حالا هم خوابيده سركار نرفت و به من هم گفت برو بيرون كه رواني ام كردى
اين زندگى رسيد به ته خط
چشام سياهى ميره
كاش بميرم
همين الان
تشکرشده 3 در 3 پست
سلام میشه کمکم کنیین http://www.hamdardi.net/thread18573-2.html
تشکرشده 182 در 88 پست
سلام
بابت اين اتفاقات واقعا متاسفم ؛ نميبايست اينطوري ميشد ..... متاسفانه خيلي از آقايان خودشون رو همه کاره زندگي ميدونن وتصورشون از خانمهاي خونه اوني نيست که قابل توجه باشه ؛ اين موضوعات بيشتر جنبه هاي خانوادگي وفرهنگي داره وربطي به تحصيلات نداره واين موضوع خيلي دردناکه .... من خودم که يه موقع هايي کاراي خونه رو انجام ميدم ميبينم تمومي نداره وخيلي ام خسته کننده است البته کاربيرون هم خستگي جسمي داره وهم خستگي روحي ..... مطرح کردن اين مسائل وزحمت هايي که هرمردي در زندگي ميکشه وفقط بعهده همسر شما نيست به هيچ عنوان زيبا ومطلوب نيست وهرچقدر هم که درخور تقدير باشه بسيار آزاردهنده ومخرب هست واين رو بايد به حساب نا پختگي وکم بودن عزت نفس طرف مقابل گذاشت .... البته اينم که شما بيرون خانه کارميکني ( فارغ از نوع وساعت کار) به اندازه خودش مسئوليت وخستگي داره وايشون نبايد خيلي از شما انتظار داشته باشه که درخونه معجزه بکني ضمن اينکه درسته الان مشکلات اقتصادي ومعيشتي دامان همه رو گرفته وتقريبا همه زوج هاي جوان هردو باهم کارميکنن ولي اين سبب نميشه که وظايف ذاتي مرد بعنوان گرداننده کم رنگ بشه بهرصورت اين مردهست که مستقيما مسئوليت اداره زندگي متوجه اوست وچنانچهه همسري از روي احساس مسئوليت وکمک به اداره زندگي همسرش رو همراهي ميکنه بسيار با ارزش وکاملا از روي انسانيت ست که بايد به اون احترام گذاشت ..........!
اينارو گفتم که بگم رفتارايشون زيرسواله ومن اصلا نميتونم قبول کنم وبپذيرم ولي .... از اونجايي که براي حفظ تعادل يه زندگي چنانچه يک بال اين پرواز به وظيفه خودش به درستي عمل نکنه فشاربيشتري به بال ديگر خواهد آمد ناگزير بايد بگوييم وبپذيريم .... ( معذرت ميخوام اينارو ميگم )
- سعي کن درحال حاضر خيلي توقع قدرداني ازاون رو نداشته باشي ودنبال پاسخ مناسب نباشي که درصورت عدم دريافت رفتارمناسب آشفته بشي واز کوره دربري
- به نظر ايشون خيلي از خود راضي ان البته من اين رو به حساب نا پختگي و عدم شکل گيري شخصيت کامل ايشون ميدونم که فعلا قرارنيست کاري دراين رابطه صورت بگيره
- لطفا درشرايطي قرارنگيريد که بخواهيد وظايف ومسئوليت هاي خودتون وکارهايي رو که براي زندگي تون انجام ميديد به رخ همديگه بکشيد که نتيجه خيلي بدي ميده
- متاسفانه بايد قبول کنيد که ايشون رفتارهاي مغرورانه اي دارند که شما ميبايست براي حفظ شئون زندگي حداقل دراين مقطع بدون حساسيت وموضع گيري ازشون عبورکنين
پيشنهاد ميکنم چنانچه ايشون چنين ظرفيتي دارن تاکيد ميکنم بايد ظرفيت ديده بشه با ايشون درارتباط با تفکيک وظايف در زندگي وخواسته هاي طرفين وسهم آنها و وظيفه ذاتي زنن ومرد در زندگي صحبت بکنين چنانچه ايشون براين باورند که شما بايد در امرار معاش زندگي فعال تر ازين باشيد آيا ميپذيرن که بخشي از مسئوليت خانه وکار خانه بعهده ايشون باشه ( شما اينجوري نگو )
- کار شما دراين مقطع سخت هست چون بايد علاوه بر تحمل رفتارهاي ايشون درايت بيشتري نسبت به پاسخ خاي خودتون داشته باشيد ... سعي کنيد درحال حاضر برعکس ايشون خيلي به دنبال سهم خواهي ومرز بندي در زندگي مشترک نباشيد همينطور انتظارميره بتونيد با بردباري نسبت به نقد رفتارهاي خودتون وايشون وتاثير بد اونها در زندگي مشترک وتاثيرمنفي برانگيزه تون صحبت کنيد سعي کنيد به مشاجره ختم نشه اگر ديديد ايشون نميپذيرن وميخوان دربعضي موارد گرو کشي کنن بهتره از اون شرايط خارج بشيد ....
- چنانچه ايشون همراهي کنن بهتره با يکي از بزرگترها دراين خصوص مشورت کنيد
- به ايشون بفهمانيد که قدردان زحمات ايشون هستيد ولي ايشون هم بايد بداند به پشتوانه زحماتي که درخانه کشيده ميشود وآرامشي که برقرارهست آماده تلاش بيرون ميگردد وچنانچه اين نظم و آرامش نباشد پايه هاي هرخانه اي متزلزل ميشود
- بهش بفمانيد که بسيار دوستش داريد وسعي کنيد ايشون رو غير مستقيم وچنانچه لازم است مستقيم متوجه پيامد بد اين درگريري ها درخانه بکنيد
- اگر درهرمورد به نتيجه اي نرسيديد به دنبال خالي کردن گذشته وموارد قبلي نباشيد وکاري نکنيد مرتب به نقطه شروع برگرديد
- بگرديد علاقه مندي ها و ويژگي هاي اخلاقي ايشون رو شناسايي کنيد تا بدونيد درچه مواقعي چه واکنشي نشان ميدهد وشما بايد چگونه اون رو مديريت کنيد
- خوب يا بد مردها خيلي دير تر به بلوغ فکري وشخصيتي ميرسن ومحيط هاي تربيتي خيلي دراين موضوع دخيل هستن وعلائم نا پختگي دررفتارايشون کاملا مشهودهست وشما بايد فشار بيشتري رو متحمل بشيد
- هنوزم به حرف خودمم معتقدم مردها با همه ادعاهايشان درخيلي موارد بصورت پنهان وآشکار تحت تاثير عاطفي رفتارهمسرشون هستند واين بهترين ابزاربراي تغيير است به شرطي که اون فکرنکنه ازش سوء استفاده ميشه ويا مورد باج خواهي قرار ميگيره
- صبر + درايت وسياست ورزي .......... بالاخره اين مشکلات اونقدر بايد ورز داده بشن تا تغيير کنن چون ايستايي ومقاومت باعث تخريب زندگي ميشه
- با خودت خلوت کن ببين حتما جاهايي بوده کهه ميتونستي بهتر عمل کني ؛ چيزي بگي ويا حرفي نزني ؛ دفاع بکني ويا توجيه نکني ... هميشه يه راه بهتري هست سعي کن يه اشتباه رو دودفعه تکرار نکني .... فکرکن وارد يه مسابقه شدي فکرکن اگه کمتر بهانه دست اون بدي امتياز بيشتري کسب خواهي نمود فکرکن فعلا اين شما هستي که بايد چيدمان زندگي رو انجام بدي وطرف مقابل فقط يه بيننده است ... زن ها فقط شوهر داري نميکنن بلکه بچه داري هم ميکنن البته منظورم رفتارهاي بچگانه همسران هست که با صبر وشکيبايي پخته وسنجيده ميشوند تقريبا همه زن ها اينکارو ميکنن شما هم مستثني نيستي ؛ اگر صبر ودلسوزي ووفاداري ودرايت خانم ها نبود خيلي مردها درخيلي مواقع زندگي مشترک شون رو با خطر مواجه ميکردند
موفق باشي
دختر مهربون (سه شنبه 26 آذر 92)
تشکرشده 182 در 88 پست
سلام
آرام باش وباهاش کل کل نکن ....؛ همونطورکه گفتي ازجاي ديگه اي ناراحته البته داره ضعيف کشي ميکنه ... ولي مطمئنم اگه به حرفش گوش کني واز اتاق بري بيرون وکم محلي کني ؛ معترض ميشه که کجايي وچرا به من توجه نميکني وشرايط من رو نداري ودلت خوشه و.... به قولي دل وزبونش يکي نيست .....
آروم باش وبهانه دستش نده يه خرده باهاش سنگين شو ولي با نحبت باهاش رفتارکن ...آماده پاسخگويي نباش ؛ همه اينارو به حساب بچگي اش بذار ... اگر ميخواد بگه ببينم تو عرضه داري زندگي رو بچرخوني ... با متانت بگو ... من هرکاري از دستم بربياد حاضرم براي زندگي ام بکنم واصلا ناراحت نميشم ... سعي نکن کارکردن وکاراي ديگه برات غول بشه ..... بگو انجام ميدم ولي نه با لحني که اينا کاري نيست که تو ميگي منم ميتونم .... با لحني که اگر بتونم کمکي بکنم وکاري انجام بدم حتما با رضايت خاطر براي تو وزندگي ام ميکنم .....! بهونه بهش نده ....... !
تشکرشده 182 در 88 پست
سلام
متاسفانه دراينجورمواقع هرکس به خودش حق ميده وکسي حاضرنيست دراين حق خواهي سهمي به کس ديگه بده واين ميشه که هرکس مغرورانه به دنبال ايستادن درجايگاه نخست وژست پيروزمندانه ميباشد ...؛
دوست گرامي شرايط شما کمي پيچيده شده وهمسر محترم هنوز شرايط وجايگاه زندگي زناشويي رو درک نکرده والبته اين موضوع فشار زيادي به شما وارد خواهد کرد ... تجربه نشان داده طرف حق بجانب حاضر به شنيدن حقيقت ودرک شرايط وهمچنين قرار گرفتن دروضعيت مشورت وراهنمايي قرار نميگيره ... پافشاري شما دراين قضيه ميتونه نتيجه عکس و واکنشهاي تند تر بشه ؛ ترجيحا بهتره تلاش نکني با منطق ودليل وگله کردن شرايط ومشکلات رو براش بازگو کني... ببين بزرگتري درفاميلشون هست که بتوني غيرمستقيم ازش بخواهي کمکت کنه ! .......... امکانش هست از شرايط وخصوصيات اخلاقي ايشون بيشتر برامون بگي .... چطور ميشه که ايشون اينقدر طلبکاره ...آيا توي خانواده هم چنين شرايط وتربيتي حاکمه ...چطورميشه ايشون اينقدر جدي انتظار سرکار رفتن شمارو داره .... يا شمارو وکارتون رو درمنزل بي اهميت ميدونه !!!!!!!!!! ريشه هاي اين افکار درکجاست .......چطور ميتوني اين رفتار هارو ريشه يابي کني ؛ موضوع صرفا اختلاف نظر نيست که قبول يا رد اون ضرر وزياني به کسي نرسونه ؛ اين تفکرات درهيچ زندگي مشترکي خريدارنداره ... تصورمن اختلافات خيلي سطحي تربود ويه سري حساسيت ها که ناشي از اختلاف تربيتي وخانوادگي است ولي مسائلي رو که شما طرح کردي وموضع گيري هاي ايشون نسبت به شريک زندگي شون غيراصولي ونادرست هست ..... البته قصد تحريک شمارو ندارم فقط درد دل هست ... بالاخره چون زندگي ست وبراي هردو با ارزش پس بايد به فکر تغيير وتعديل شرايط بود نه برهم زدن وجبهه گيري ....... ! حالا که فعلا نميشه ونمي توني بارفتارهاي مثبت اثرگذارباشي يه خرده تنهاش بذار ودرجايي که بهت گله ميکنه اتاق ترک کن ؛ البته بدون تلخ زباني ودعوا کردن ... بذار توي خلوت خودش باشه شايد اينجوري حداقل از بدترشدن شرايط جلوگيري کني ... ميدونم خيلي سخته که هم تلاش وازخودگذشتگي کني وهم درفتاري ببيني ! ولي بايد بازم صبرکني مشاجره ودرگيري خيلي سريع شمارو به سردي وتخريب زندگي سوق ميده که برگشتي هم دراون نيست ....خواهرمن بازم صبرکن ولي با کم کردن فضاي ارتباط تون تا شايد ناراحتي وگله مندي شمارو بدون خراب شدن فضاي خانه درک کنه اميدوارم بدونه وبفهمه اين رفتارهاي غيرمسئولانه وغيرصميمي باعث لطمه خوردن اين زندگي نوپا ميشود........ برايتان دعا ميکنم
تشکرشده 26 در 14 پست
آراس عزیز یک سئوال داشتم.
تو دوران قبل از عقد یا عروسی هم ایشون همین اخلاقا رو داشتن؟ البته به احتمال خیلی زیاد داشتن، بیشتر منظورم اینه که شما اون موقع به این موضوع پی برده بودین؟
تشکرشده 26 در 14 پست
علت این که این رو پرسیدم اینه که گاهی خواستگارهام حرفایی می زنن که احساس می کنم اگه یکم صمیمی تر بشن بالقوه میشه حرفای همسر شما، اینم یکی دیگه از چیزایی که باید به لیست طویل بررسی ویژگی های خواستگار اضافه بشه![]()
سلام
منم دقیقا مشکل شما رو دارم و فکر می کنم دلیل اصلیش این باشه که علت کمبود اعتماد به نفس به همسرتون خیلی بها دادید نازشو کشیدید و باعث شدید رفتارهای بدش تشدید بشه
من با بی محلی و سکوت و ترک موقعیت خیلی وقتا موفق بودم ولی بیشتر اوقات وقتی یه خطا و اشتباه خیلی کوچیک ازم سر بزنه حتما یه داد و دعوا و جنجالی صورت می گیره ولی وقتی اون اشتباه می کنه
من اصلا به روی خودمم نمی یارم و اون شرمنده می شه ولی فایدش چیه ! هرگز تشکر نمی کنه و همه خوبی های منو وظیفه و حق خودشو می دونه هرگز نه کادو می خره نه تبریک می گه و نه براش مهمه
من همیشه فکر می کردم این از عدم دوست داشتنه ولی الان می فهمه این بر می گرده به تربیتش تو یه محیط سرد و نامهربون ، چون هیچ وقت محبت ندیده نمی تونه محبتی هم داشته باشه
شما وظیفه نداری درآمد داشته باشی ! اون به تو تلقین می کنه که ناموفقی و می خواد همه جوره لهت کنه ولی تو اجازه نده از خودت تعریف کن به خودت برس و سعی کن از زندگیت لذت ببری و نذار اون با حرفاش تخریبت کنه
mis-marjan (سه شنبه 26 آذر 92)
تشکرشده 793 در 374 پست
دوست عزیز من هم مثل تو فوق هستم و یه کار تمام وقت با حقوق کم ولی چه میشه کرد.
یه چیزی بگم من از پست هات دیدم خیلی اعتماد به نفست پایینه. درسته تحصیلاتت خوبه و شایستگی بهترین کارو داری (مثل من) ولی این یادت باشه که همینطور که همسرت لباس و ظرف شستن و غدا پختن رو وظیفه تو میدونه ، وقتی میگه از صبح تا شب کار میکنم تو هم بهش یادآوری کن که وظیفه اشه. چرا با دادن حق بهش طلبکار ترش میکنی و خودتو تحقیر؟؟
تو با اعتمادبب نفس پایینت هم خودتو خورد میکنی و هم همسرتو پرتوقع تر و این خودتی که باعث تحقیرت میشه. پس از دست خودت شاکی باش.
اگه هی بیکاریتو و اینکه کار مفیدی نمیکنی تو سرت میکوبه بهش وظایف خودت و وظایف اونو مشخص کن. همسرت از تو انتظار بیشتری داره ولی مگه خودش نمیبینه بیرون چه خبره؟ انگار کار رو ریختن و ما داریم برای انجامش ناز میکنیم.
همونطور که گفتم تنها کاری که باید بکنی مشخص کردن وظایفشه که بگی همونطور که کارای خونه وظیفه منه کار بیرون هم وظیفه توئه. حالا کارت سخته که نباید جور خستگی تو رو من بکشم؟؟؟
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)