حرف های من پرده از حقایق تلخی از زندگی من.گشود که چند سال زندگی ام را تیره و تار کرد و روح و جسم و جانم را فشرد .... شما بروید ده بار دیگر بخوانید تا شاید تجربه پیدا کنید.....شما دخترها ترحم دیگری را جلب نکنید....همسر فعلی من شب و روز در راهروهای دانشگاه جلویم سبز میشد....من هم دریک برهه ای از سر دلسوزی عقل را گذاشتم کنار و با احساسات نوع دوستانه کار را خراب کردم....از شما هم سخت ناراحت شدم که مثل آدم های شکاک واقعیاتم را منکر شدی دیگر بار اینکار را نکن....من یک کلمه هم دروغ نگفتم......آآنطور هم که سنجاب عزیز میگوید من به فکر فریب کسی نبودم من به فکر یاری کسی بودم ...غافل از اینکه یک انسان افسرده ناتمام و ناقص خود نیاز به ترحم دارد....








علاقه مندی ها (Bookmarks)