به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 41

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 05 [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    43,566
    سطح
    100
    Points: 43,566, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    318
    Array
    بله. برای آرامش های کوتاه مدت موثرند. ولی آخرش هیچی رو تغییر نمیدن.
    حالم بد هست. بله. اما میدونم شرایط قابل تغییر نیست و باید بپذیرمش. باید به این حال بد عادت کنم چون شرایط خوب نخواهد شد.

  2. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    همین ارامش های کوتاه مدت خیلی ارزشمندن وقتی حال ادم بدهست. این زمان های کوتاه ارامش رو می شه کم کم بیشتر کرد. کم کم. همین که در روز حتی یک ربع هم بتونه ادم ارام باشه یه استراحت واقعی محسوب میشه. یه کم خستگی در می کنی بعد برمی گردی به حال بد. بعد از یه مدت طولانی تر میشه ارامش هات. وقتی ادم حالش بده نمی دونم وقتی من حالم بده مجبورم به چیزای خیلی کوچیک چنگ بندازم تا یه کم فقط یه کم بهتر شم. اتفاق بزرگی که نمی یفته.
    همین چند دقیقه ها رو کنار هم بذار خودش کمک می کنه توی بهتر شدن حالت. دنبال نتایج خیلی بزرگ یکدفعه ای نباش. کم کم.

    ارامش رو حال خوب رو خوندم درونیه و به شرایط بستگی نداره. یه مدتی احتمالا زمان می بره تا بتونه ادم به این ارامش درونی نزدیک شه. اما ارامش در درونت ربط به شرایط نداره. سخته به دست اوردنش من ندارم.

  3. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    Pooh (دوشنبه 28 مهر 93)

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 دی 94 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1392-7-22
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    3,383
    سطح
    36
    Points: 3,383, Level: 36
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 443 در 158 پست

    Rep Power
    39
    Array
    سلام
    گفتی نمی تونی ارتباطت با خدا رو درست کنی
    می دونم با این حرف بهم می خندی که من نمازم نمی تونم بخونم چه برسه به این حرفها
    اما بگرد یک استاد اخلاق پیدا کن البته تو سطح معمولی حرف بزنه (تو تهران هم هستند(
    به صورت ثابت برو پای جلساتشون بشین گوش بده فقط
    به جنبه اخلاقی حرفها نگاه کن
    اصلا کاری به جنبه مذهبیش نداشته باش
    خودم خیلی دوست دارم این کارو بکنم
    اما امان از زندگی شلوغ متاهلی و بچه های کوچیک
    موفق باشی

    - - - Updated - - -

    برای بازیابی معنا تو زندگی و تغییر نگاهت خیلی موثره
    گفتم اصلا از جنبه مذهبی به قضیه نگاه نکن
    از جنبه اخلاقی به حرفها گوش بده

  5. کاربر روبرو از پست مفید آونگ تشکرکرده است .

    Pooh (چهارشنبه 30 مهر 93)

  6. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    48
    Array
    سلام.

    من فکر میکنم به خاطر تاثیرش رو ضمیر نا خودآگاه باشه.

    باعث میشه از آشفتگی مغزت بیای بیرون . کلا هر چیزی که باعث بشه اکسیژن بیشتری به مغزت برسه خوبه.

    اما من یه نظر دیگه ای هم دارم.

    در کل یه عده از آدما یه بخش از مغزشون بیشتر از بقیه جاها کار میکنه. علتش اینه که یا بزرگتره یا بیشتر از اون قسمت خاص کار میکشن.

    تو جزو آدمایی هستی که بیش از حد داری از مغزت کار میکشی و این باعث اختلال شده. باید تمام تلاشتو بکنی که فعالیت اون قست خاص از مغزت رو کاهش بدی.یا هر چیزی که باعث

    بشه که فعالیت مغزت بیشتر بشه.

    مثلا من وقتی هیجان زده میشم خیلی خوب یاد میگیریم. به خاطر اینکه یه قسمت از مغز من که اسمش آمیگداله داره خوب کار میکنه. اما تو دوره ای که هیجان نداشتم و کلا تو فاز ناراحتی

    بودم فعالیت کم این قسمت از مغزم باعث شده بود که هیچ چیزی رو نتونم خوب یاد بگیرم و یا برنامه ریزی درست نداشتم. ورزش ایروبیک برای من موثر بود چون هیجان منو میبرد بالا و به طبع

    عملکرد مغزمو بهتر میکرد برا همین برای من مفید بود.

    بعضی از آدما با آرامش ذهنشون کار میکنه. من چون خودم اهل محیط آروم نیستم و اصلا تو عمرم آرامش ندیدم اصلا تو این زمینه اطلاعات ندارم. البته این آمیگدال که گفتم هم خودم فکر

    میکنم این جوریه و واسه همین من ورزش هیجانی روم اثر داره یعنی اصلا علمی نیست نظر خودم در مورد خودمه. تو ببین چی دوست داری برو دنبال اون ورزش. به نظر من برا آدمی مثل تو

    یوگا خیلی مناسبه. کلا همه ورزشا خوبه اما بعضی شون عالیه و مناسب روحیه. رنگ لباستم با طب سنتی انتخاب کنی بهتره. مثلا ببین مزاجت چیه. گرمی یا سردی. اگه سردی مناسب با

    مزاج خودت لباس شاد بپوش و زیاد مخالف مزاجت عمل نکن کلا. کلا با خودت ساز مخالف نزنی بهتره.

  7. 2 کاربر از پست مفید تیام تشکرکرده اند .

    Pooh (چهارشنبه 30 مهر 93), حال خوب (سه شنبه 29 مهر 93)

  8. #5
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 05 [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    43,566
    سطح
    100
    Points: 43,566, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    318
    Array
    سلام.
    با تشکر از دوستان.

    این چند روز خیلی سعی کردم دقت کنم چیا حال منو خراب میکنه. به نظرم همش خلاصه میشه توی یه چیز: وقتایی که حالم خوبه و دارم مثبت به زندگی ناه میکنم یهو یادم میاد که دفعه های قبلی که مثبت نگاه می کرده ام مگه ضربه نخوردم؟ پس نباید باز به چیزی اعتماد کنم و بذارم ضربه بخورم....یا مثلا این فکر که این چیزا قبلا فایده نداد. حالا هم نمیده.(یعنی انگار یه سرخوردگی شدید دارم)

  9. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    wikimail (سه شنبه 25 آذر 93)

  10. #6
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    چه خوب که مشکل پیدا شد!
    پس خودت می زنی تو سر و ذوق خودت راه به راه
    نزن

    الان که اگاهی پیدا کردی می تونی با توقف فکر خودتو کنترل کنی
    مثلا وقتی شروع کردی به خودت بگو نه ممنون من الان چیزای بهتری دارم که بهشون فکر کنم
    تاپیک مشاوره بهارزندگی هم به درد می خوره واسه همین ذهن سطحی

    خوب گذشته گذشته
    تو گذشته ات هم فقط تا جایی که یادمه یه مورد داشتی که تلخ بود همون ازدواجی که پیش نیامد. بقیه هم شده شاخ و برگ هاش.
    پس مشکل خاصی نداری
    مثبت بودن خیلی هم خوبه
    اما تدبیر و اندیشه هم کنارش بگذار.

    واسه ضربه نخوردن نباید از مثبت بودنت کم بیاری
    خورشید رو ببین و شاد باش
    اما برای اینکه از خودت محافظت کنی نیاز داری فکر و تدبیر رو همراه کنی با مثبت اندیشیت

    موفق باشی

  11. 3 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    Pooh (سه شنبه 06 آبان 93), reihane_b (پنجشنبه 01 آبان 93), تیام (چهارشنبه 30 مهر 93)

  12. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 02 آبان 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1393-5-28
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    151
    سطح
    3
    Points: 151, Level: 3
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    0
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام.
    امیدوارم حالت خوب بشه و می دونم که چه احساسی داری چون خود من هم تجربش کردم.
    من دکتر نیستم ولی به نظر من چیزی که لازمه بدونی اینه که تمام مواردی که مطرح می کنی مثل احساس نا امیدی، بی حوصلگی، احساس گناه، تفکرات آسیب زدن به خودت و همگی جزو پیوست های افسردگی هستن. اولین و مهمترین کاری که لازمه بکنی مراجعه به دکتره روانپزشکه.
    هرچه سریع تر این کارو بکنی برات بهتره.

  13. 2 کاربر از پست مفید سعید// تشکرکرده اند .

    Pooh (سه شنبه 06 آبان 93), reihane_b (پنجشنبه 01 آبان 93)

  14. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    پو عزیزم همیشه در هر کاری تعادل لازمه . افراط و تفریط همیشه اسیب میرسونه با حرفهایی که روانشناست گفته موافق نیستم . مثلا درسته که لازم نیست همه رو دوست داشته باشیم ولی این معنیش این نیست که نسبت به همه هم بی تفاوت باشیم . حداقل اطرافیانمون رو که میتونیم دوست داشته باشیم . احساس میکنم شما کسی هستی که نمیتونی تنها به خودت فکر کنی چون اطافیانت و دیگران هم برات مهمند و این خیلی خوبه سعی کن اینو تعدیلش کنی و لی سرکوبش نکن . اگه کمک کردن به دیگران احساس خوبی بهت میده اینکار رو بکن . ولی برای اینکار دیگه خودت رو بیش از حد در مذیقه قرار نده . حد وسط رو نگه دار . چرا فکر میکنی اتفاقات بدی که برای دیگران می افته تقصیر شماست . اتفاقات خوب و بد همیشه هست . دلایلش رو من و شما تعیین نمیکنیم . فقط میتونیم برای بهبود شرایط اگه کاری از دستمون بر میاد انجام بدیم و بقیه رو به خدا بسپاریم و دعا کنیم . خواهر من هم توی زندگیش دچار مشکل شده . پدرم به شدت بیماره . ایا این تقصیر منه ؟ حتما برنامه منظم و سازنده ای برای خودتون تعریف کنید . چون بیکاری و بی برنامگی و بی هدف بودن خود به خود موجب بی حوصلگی میشه . اگر فرد معتقدی هستید روی اعتقادات خود بیشتر کار کنید . اگر به این اعتقاد برسید که دنیا مزرعه اخرته . برای کاشت و داشت محصول سخت تلاش خواهید کرد تا زمان برداشت محصول دست خالی نباشید . موفق باشید

  15. کاربر روبرو از پست مفید واحد تشکرکرده است .

    Pooh (سه شنبه 06 آبان 93)

  16. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    145
    Array
    پیشنهادهایی که دوستان بهت دادن،ورزش ،کلاسهای مختلف و مشاور .همه میتونن بسیار کمک کننده باشن.اینکه گفتی کلاس یا ورزش چه فایده ای داره؟

    ببین چیزی که ما باید یاد بگیریم اینه که توی لحظه زندگی کنیم.آخه زندگی از همین لحظه ها تشکیل شده.اینکه تو حتی برای یه مدت کوتاه روحیه خوبی داشته باشی.این خیلی خیلی باارزشه.فکر نکن این شادیها کوتاه مدت و بی ارزش هستن.
    قدر خوشیهای کوچک رو باید بدونی و به خاطر لحظات خوب سپاسگذار باشی.وقتی که لحظه ای رو شاد هستی،به خاطرش از خدا تشکر کن.از خودت هم تشکر کن که تونستی برای خودت یه لحظه شاد رو به وجود بیاری.

    بعدم ورزش و تحرک شدید باعث ترشح هرمونی در بدن میشه که باعث شادی و از بین رفتن استرس میشه.به خاطر همین ورزش یکی از روشهای درمان افسردگی در کنار بقیه روشها هست.
    یه نکته دیگه.کتاب مقابله با افسردگی(اسم دقیقش رو نمیدونم)نوشته دکتر دیوید برنز رو بخون.یا کتاب از حال بد به حال خوب از همین نویسنده.

    موضوع اصلی این کتابها شناخت درمانی هست.دقیقا همین چیزی که خودت گفتی.حالت خوبه بعد یه فکر منفی میاد سراغت و دوباره حالت بد میشه.

    ببین احساسات نتیجه مستقیم افکارت هستن.تو با افکارت میتونی احساساتت رو کنترل کنی.افکار منفیتو روی کاغذ بنویس و سعی کن براشون یه جایگزین مثبت پیدا کنی.
    کلاسهایی هم که بهت توصیه شد بری یکی از نتیجه هاش آشناشدن با آدمها و پیدا کردن دوستهای جدیده.ارتباط با آدمها،صحبت کردن و شنیدن،میتونه خیلی مفید باشه برای روحیت.
    موفق باشی

  17. کاربر روبرو از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده است .

    Pooh (یکشنبه 04 آبان 93)

  18. #10
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 05 [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    43,566
    سطح
    100
    Points: 43,566, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    318
    Array
    سلام.
    امروز داشتم مقالات مربوط به چگونگی مهار احساسات به جای کنترل اون رو میخوندم.
    به مقاله "چگونگی کنترل و تعدیل احساسات زجر آور" رسیدم.
    در اون مقاله اون جور که من فهمیدم راه نهایی برای تشخیص درست یا غلط همون چیزیه که ما از آنچه خدا از ما خواسته در می یابیم و از رفتار الگوهای مذهبیمون. که مثلا یک ولی خدا در شرایط مختلف چطور رفتار میکرده.

    این باز هم منو به همون تناقضی رسوند که سه سال پیش همه معناها رو برام شکست و فرو ریختم. چون من دقیقا بر اساس همون چیزی که فکر میکردم خدا خواسته عمل میکردم و حالم خوب بود. ولی در نهایت ضربه بزرگی بهم زد.


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. منفی بافی های مادرم به اوج رسیده و من به شدت ضعیف و آسیب پذیر شدم
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 تیر 95, 11:28
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  3. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.