به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 54
  1. #21
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    212
    Array

    RE: دست نوشته های خاکستری

    پونه عزیز من به خدا نخندیدم اگر دقت کنید مقصود شعر بدی جامعه است......... به قول خودت بگذریم. عشق مانند هواست.. همه جا موجود است.... تو نفس هایت را قدری جانانه بکش.

  2. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 آبان 88 [ 16:52]
    تاریخ عضویت
    1387-7-19
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    5,378
    سطح
    47
    Points: 5,378, Level: 47
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    22

    تشکرشده 24 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دست نوشته های خاکستری

    توبه من خندیدی ونمی دانستی
    من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم
    باغبان از پی من تند دوید
    سیب را دست تو دید

    غضب آلود به من کرد نگاه
    سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
    و هنوز سالهاست
    که در گوش من آرام آرام
    رفتن گام تو تکرار کنان
    میدهد آزارم
    و من اندیشه کنان غرق این پندارم
    که چرا خانه ی کوچک ما سیب نداشت ..!؟



    من به تو می خندیدم
    چون که می دانستم
    تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی
    پدرم از پی تو تند دوید
    و نمی دانستی که باغبان باغچه ی همسایه
    پدر پیر من است

    من به تو خندیدم
    تا که با خنده ی خود
    پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
    بغض چشمان تو لیک
    لرزه انداخت به دست من و سیب دندان زده از دستان من افتاد به خاک
    دل من گفت : برو
    چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه ی تلخ تو را
    و من رفتم و هنوز سال هاست که در ذهن من آرام٬آرام
    حیرت و بغض نگاه تو تکرار کنان٬می دهد آزارم
    و من اندیشه کنان غرق این پندارم
    که چه می شد اگر باغچه ی خانه ی ما سیب نداشت؟؟؟


    _________________ منبع : semahal ____________________

  3. #23
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    212
    Array

    RE: دست نوشته های خاکستری

    خدایا هر زمان که احساس می کنم تنهایم تو می آیی و تنهایی ام را پر از احساس می کنم. وهر زمان که احساس می کنم بی کسم تو تمام کسم می شوی.. و هرگاه که اندوه تمام وجودم را دربر می گیرد آن هنگام است که تنها بی تو غمگینم.

  4. #24
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: دست نوشته های خاکستری

    در این انجماد
    حتی صدای خرد شدن یخها
    قندیلهای دلم را ذوب می کند

    با من گرمتر باش....

  5. کاربر روبرو از پست مفید shad تشکرکرده است .

    shad (یکشنبه 23 خرداد 89)

  6. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    212
    Array

    RE: دست نوشته های خاکستری

    پونه ها را باد برد.... پروانه ها رفتند... زندگی پر از پاییز شد...... هنوز هم دلم می خواهد بخندی..... لبخند تو.. رویا ها را رنگ بهار می زند.

  7. #26
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    212
    Array

    RE: دست نوشته های خاکستری

    این روزها آن قدر تنها هستم که تنهایی...دلواپسم شده! لبخند می زنم تا قدری آرام گیرد! بیچاره طاقتش کم شده!!!

  8. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 87 [ 11:35]
    تاریخ عضویت
    1387-2-29
    نوشته ها
    158
    امتیاز
    4,275
    سطح
    41
    Points: 4,275, Level: 41
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    84

    تشکرشده 88 در 53 پست

    Rep Power
    34
    Array

    RE: دست نوشته های خاکستری

    کاشکی ابرهای آسمان رنگ خاکستری بگیرد وهوای پاییز را به مشام رساند.... اما هرگز هیچ دلی هوای گریه نداشته باشد و همیشه آفتابی و روشن بماند.
    بیایید آینه های قلبمان را از غبار کینه و نفرت بزداییم ، تا انعکاس آفتاب تمام وجودمان را متبلور سازد.

  9. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 12 مرداد 89 [ 00:24]
    تاریخ عضویت
    1387-7-14
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    3,248
    سطح
    35
    Points: 3,248, Level: 35
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 12 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دست نوشته های خاکستری

    سلام

    كار جالبي هست
    بسيار زيبا واحساسي بود..... موفق باشي

  10. #29
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: دست نوشته های خاکستری

    ناخن هايم
    خراش مي انداخت
    روي لطيف ترين احساس
    يك زخم كهنه دهان مي گشود
    و تمام من درد مي شد
    چقدر براي زخمهايم مرحم مي گذاري
    من
    تمامم معجزه مي خواهد
    شايد قاصدكي كه در چشمهايت مي رقصد
    مرا به ديدن بهاري دوباره وادار سازد
    اما پوچ است
    نمي دانم كدام بهار
    مرا از تمام فصول خواهد گرفت
    بعد از آن
    شايد
    معجزه اي
    زنده نگهداردم
    در ياد تو ...

  11. کاربر روبرو از پست مفید shad تشکرکرده است .

    shad (یکشنبه 23 خرداد 89)

  12. #30
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: دست نوشته های خاکستری

    صدايم مي كرد
    بازهم مثل يك تا بلوي از نفس افتاده
    در مقابل چشمهايم شكست
    تكه تكه
    مرورش كردم
    باز هم مثل تمامي عكسهاي كودكي ام
    حرفي نداشت
    كه بلند بلند بخوانمش

    بس است
    جارويت مي كنم
    و مي سپارمت
    به خلوت خاكروبه ها
    مثل يك نقاشي تكراري
    كه بارها كشيده بودمش
    ديگر براي ديدنت
    طرحي تازه نداشتم
    من مي كشيدمت
    مي كشيدمت
    روي خاكها
    زخم مي شدي
    دستهايت دامنم را مي چسبيد
    مي كشيدمت روي شنها
    و دريا
    تو را مي شست و مي برد
    بي هيچ رد پايي
    ...

  13. کاربر روبرو از پست مفید shad تشکرکرده است .

    shad (یکشنبه 23 خرداد 89)


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. از دست پدرم مستاصل شدم
    توسط Amin-R در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 19 آبان 96, 22:42
  2. استرس و مشکلات جسمی(درخواست مشاوره؟)
    توسط کامران در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 بهمن 91, 02:29
  3. کدام مهارات رفتاری در مقابل این رفتار استادم مناسب است که بکار گیرم ؟
    توسط srr72 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 دی 90, 10:50
  4. ملكه انگلستان هم خودش يه تاريخ زنده است.
    توسط shabe barooni در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 09 تیر 90, 14:39
  5. او فقط استاد من است ! چرا هیچ کس باور نمیکند ؟
    توسط aram_666 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: جمعه 10 اسفند 86, 14:29

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.