به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 76

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 دی 96 [ 12:23]
    تاریخ عضویت
    1393-6-30
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    3,791
    سطح
    38
    Points: 3,791, Level: 38
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شوالیه تاریکی نمایش پست ها
    نه نمیشه که همسرش رو نخواد، امکان نداره ولی به واسطه غرورش، به واسطه تحریک اطرافیان و....ابراز نمیکنه و یا یرعکس میگه و اینم مطمئنم که اگه خدایی نکرده ... جدا بشید یه روزی بدجوری پشیمون میشه چون اون اقدام به این کار کرده و شما راضی نبودید درسته که احساس مردها از عقلشون مجزا هست اما همیشه باهاشون ثابت باقی میمونه ولی کنترل شده تا یه موقعی که دیگه عقل توانایی کنترل اون احساس رو نداشته باشه و بواسطه منطق و طرز فکر جدیدش و بالا رفتن سن و ... خودش رو هم مقصر بدونه و اون موقع هست که دیگه نمیشه جلوش رو گرفت و این وقتش متأسفانه ممکنه خیلی دیر پیش بیاد و غیر قابل جبران باشه ولی پیش آمدنش قطعیه مطمئن باشید
    بله همه هم بهش همینو گفتن که پشیمون میشی ولی خب انگار دیگه فایده ایی نداره من فکر میکنم چون مامانش همواره خودشو بین ما می انداخت شوهرم همواره مجبور بود در هر مرحله ایی بین منو مامانش یکی رو انتخاب کنه و چون مامانش خیلی شدید از عواطفش به نفع خودشون استفاده میکردن و تاثیر بیشتری روش داشتن شوهرم از این انتخابا دیگه خسته شد و تصمیم گرفت مامانشو انتخاب کنه که تصمیم درستی نیست ولی خب من این وسط نابود شدم چون همه جوره باهاش سازگاری کردم

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 13 آبان 93 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1393-6-15
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    267
    سطح
    5
    Points: 267, Level: 5
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 20 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من فكر ميكنم دنبال كار بريد هم توي روحي تون اثر خوبي ميذاره وارد جامعه ميشيد دوست پيدا ميكنيد و البته از نظر مالي هم مستقل ميشيد

  3. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    من احساس میکنم شما قصدتون واقعا طلاق نیست.
    قصد ادامه زندگی هم دارین.

    اگه واقعا نمیخواین طلاق بگیرین پس نباید خونه و بهیچ عنوان ترک کنین یا اقدام قانونی ای انجام بدین. تو خونه خودتون باید میموندین و به وظایفتون میرسیدین.

    میتونین اینجا اگه بخواین مشاوره خصوصی از مدیر همدردی بگیرین اشتراک آزاد و پرداخت کنین و درخواست مشاوره خصوصی بدین.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **


  4. کاربر روبرو از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده است .

    سرگشته دوست (جمعه 25 مهر 93)

  5. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 دی 96 [ 12:23]
    تاریخ عضویت
    1393-6-30
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    3,791
    سطح
    38
    Points: 3,791, Level: 38
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Asalasal نمایش پست ها
    من فكر ميكنم دنبال كار بريد هم توي روحي تون اثر خوبي ميذاره وارد جامعه ميشيد دوست پيدا ميكنيد و البته از نظر مالي هم مستقل ميشيد
    بله شما درست میگین منتها من فعلا درس میخونم و دانشجوی ارشد هستم و به خاطر رشته ام چون کارای تحقیقاتی دارم هر روز هفته درگیرم و نمیتونم برم سرکار

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر بیخیال نمایش پست ها
    من احساس میکنم شما قصدتون واقعا طلاق نیست.
    قصد ادامه زندگی هم دارین.

    اگه واقعا نمیخواین طلاق بگیرین پس نباید خونه و بهیچ عنوان ترک کنین یا اقدام قانونی ای انجام بدین. تو خونه خودتون باید میموندین و به وظایفتون میرسیدین.

    میتونین اینجا اگه بخواین مشاوره خصوصی از مدیر همدردی بگیرین اشتراک آزاد و پرداخت کنین و درخواست مشاوره خصوصی بدین.
    بله درست گفتین من اصلا قصد طلاق نداشتم ولی دیگه کار به جایی رسید که مشاوره بهم گفت باید بپذیری و قبول کن دیگه کاری از دستت برنمیاد و تو همه تلاشاتو کردی ولی شوهرت همچنان نمیخواد پس بپذیر و از این زندگی بیا بیرون .ولی الانم با اینکه بعد دوماه تقلا بالاخره پذیرفتم میدونم که طلاق اشتباهه ولی خب چه فایده شوهرم همچنان رو تصمیمش مصره .در ضمن من خونه نداشتم یه سه سالی بود تو خونه مادر شوهرم تو یه اتاق باهاشون زندگی میکردم و جهیزیه ام توی یه انبار بود از همون خونه هم خودم با میل خودم نیومدم یه جورایی مجبورم کردن که بیام(مادر شوهرم )
    ویرایش توسط تقدیر : دوشنبه 14 مهر 93 در ساعت 22:11

  6. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط تقدیر نمایش پست ها
    بله شما درست میگین منتها من فعلا درس میخونم و دانشجوی ارشد هستم و به خاطر رشته ام چون کارای تحقیقاتی دارم هر روز هفته درگیرم و نمیتونم برم سرکار

    - - - Updated - - -



    بله درست گفتین من اصلا قصد طلاق نداشتم ولی دیگه کار به جایی رسید که مشاوره بهم گفت باید بپذیری و قبول کن دیگه کاری از دستت برنمیاد و تو همه تلاشاتو کردی ولی شوهرت همچنان نمیخواد پس بپذیر و از این زندگی بیا بیرون .ولی الانم با اینکه بعد دوماه تقلا بالاخره پذیرفتم میدونم که طلاق اشتباهه ولی خب چه فایده شوهرم همچنان رو تصمیمش مصره .در ضمن من خونه نداشتم یه سه سالی بود تو خونه مادر شوهرم تو یه اتاق باهاشون زندگی میکردم و جهیزیه ام توی یه انبار بود از همون خونه هم خودم با میل خودم نیومدم یه جورایی مجبورم کردن که بیام(مادر شوهرم )
    یعنی مادر شوهرتون شمارو بیرون کردن؟

    خب میخواین اینجا هم کارشناس دارن، اگه میخواین یبار از مدیر همدردی بخواین بهتون مشاوره بدن. شاید راه های ایشون کارساز تر بودو تونستین زندگیتونو نجات بدین. و دوباره بسازین.
    تاپیک های زیادی هم هست اینجا که مشابه مشکل شماست میتونین اونارو پیدا کنین و مشاوره های کارشناسان و بخونین و بکار ببرین شاید نتیجه بگیرین.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **


  7. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 دی 96 [ 12:23]
    تاریخ عضویت
    1393-6-30
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    3,791
    سطح
    38
    Points: 3,791, Level: 38
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستای عزیز پریروز رفتم با مشاور حقوقی خانواده تو دادگستری صحبت کردم وقتی واسش گفتم بیچاره آقاهه دلش برام سوخت.خخخخ.البته دلسوزیه هیچکس سودی به حالم نداره و تازه باعث میشه بیشتر از قبل احساس کنم این زندگی به دلایل واهی از هم پاشید.دیشب خانواده ام با دایی شوهر رفتن پیش مشاوره ایی که میرفتیم پیشش.راهکاری که داده بوده این بوده
    باید ششماه برن یه خونه جدا.نه تویه ساختمان نه تو یه کوچه نه تو یه محله و نه تو یه خیابون و کلا با خانواده ها (که البته بیشتر منظورش خانواده اونه)قطع رابطه کنن تا بتونن باهم کنار بیان.اصن مشاوره هه گفته اینا هنوز بعد هفت سال زمانی واسه خو گرفتن به اخلاق هم نداشتن.بچه ها فک میکنم مشاوره این راهو قبلا به شوهرم گفته بوده ولی اون قبول نکرده و مامانشو انتخاب کرد.یه وقتایی با خودم میگم آخه چرا؟
    شوهرم منو دوست داشت و منم همینطور.ولی مادرش از اول نذاشت
    یعنی میتونم با این قضیه کنار بیام و برم دنبال زندگیم؟خیلی مسخره است

  8. کاربر روبرو از پست مفید تقدیر تشکرکرده است .

    رزا (جمعه 18 مهر 93)

  9. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 دی 96 [ 12:23]
    تاریخ عضویت
    1393-6-30
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    3,791
    سطح
    38
    Points: 3,791, Level: 38
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان نمیدونم تو این هفته پا پیش بذارم و برم بگم تکلیفمو تعیین کن و اگه طلاق میخوای بدی توافقی زود تمومش کنیم یا فعلا صبر کنم
    لطفا نظر بدین دیگه درمونده شدم
    لطفا مدیر همدریه گرامی میخوام نظر شما رو هم بدونم

  10. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 دی 96 [ 12:23]
    تاریخ عضویت
    1393-6-30
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    3,791
    سطح
    38
    Points: 3,791, Level: 38
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عید همگی مبارک
    نمیدونستم امروز زنگ بزنم به پدرشوهر و مادرشوهرم عیدو تبریک بگم یا نه.ولی خانوادم مخالفت کردن خب یه جورایی راستم میگن.میگن تورو دوسه ماهه ول کردن اصن محل نمیذارن اونوقت تو میخوای زنگ بزنی تبریک بگی؟اصن محلشون نذار.ولی من داشتم با خودم فکر میکردم که دلیل زنگ زدنم دوست داشتن یا دلتنگی براشون نیست بلکه میخوام مث خودشون سیاست به خرج بدم.
    چرا کسی نیست؟چند روزه میام به امید نظری حرفی ولی خبری نیست
    دوستااااااااااااااااااان
    واقعا اینکه میگن فریادرس فقط خداست و اونه که همیشه حواسش بهت هست و تنهات نمیذذاره نه تنها درسته بلکه من این روزها دارم با تمام وجود حسش میکنم

    - - - Updated - - -
    ویرایش توسط تقدیر : دوشنبه 21 مهر 93 در ساعت 12:11

  11. کاربر روبرو از پست مفید تقدیر تشکرکرده است .

    رزا (دوشنبه 21 مهر 93)

  12. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 08 خرداد 95 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    نوشته ها
    502
    امتیاز
    6,216
    سطح
    51
    Points: 6,216, Level: 51
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,079

    تشکرشده 1,505 در 452 پست

    Rep Power
    75
    Array
    تقدیر جان به نظر منم باهاشون تماس نگیر اگر جواب تلفنت رو ندن یا بی محلیت کنن خودت بیشتر عذاب میکشی ...
    همه آبهای دریا هم نمی توانند یک کشتی را غرق کنند

    مگر اینکه در داخل کشتی نفوذ کنند

    بنابراین

    تمام نکات منفی دنیا روی شما تاثیر نخواهد داشت

    مگر اینکه شما اجازه بدهید...



    ​

  13. کاربر روبرو از پست مفید رزا تشکرکرده است .

    SpecialBoy (جمعه 25 مهر 93)

  14. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 دی 96 [ 12:23]
    تاریخ عضویت
    1393-6-30
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    3,791
    سطح
    38
    Points: 3,791, Level: 38
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 243 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط آنیتا123 نمایش پست ها
    هدفت از زنگ زدن چیه؟تو داری به برگشتن به زندگی با اون فکر میکنی؟با خودت فکر کن ببین واقعا چی میخوای؟قصد برگشت داری یا به جدایی اطمینان داری.
    به هر حال برای اینکه بتونی تصمیم درستی بگیری باید اول حالتو بهتر کنی.باید روحیتو دوباره به دست بیاری.کار راحتی نیست ولی مطمءن باش شدنیه.چرا خودت تنهایی به یه مشاور خوب مراجعه نمیکنی؟هم برای بهتر شدن حالت و هم برای گرفتن یه تصمیم درست.
    موفق باشی عزیزم.عیدتم مبارک
    سلام آنیتای عزیز
    نه من قصد برگشتن ندارم چون شوهرم قصد ادامه دادن نداره.من در حال حاضر واسه خودسازی و بهترشدن حالم و روحیم دارم مشاوره میرم اونم تنهایی و فقط واسه خودم.البته من زنگ نزدم چون بابام گفتن نه و خودمم یه جورایی دلم نمیخواست.قصدم از زنگ زدن این بود که مثل خودشون سیاست به خرج بدم دو هفته پیش مادر شو زنگ زدند که چرا نمیای یه سری به ما بزنی؟ومن که واقعا خشکم زده بود از این حرف گفتم که دانشگاه دارمو از این حرفا.بعد ایشون رفته بودن به همه گفته بودن من زنگ زدم که برگرد ولی اون نیومد.این زنگو واسه توجیه خودشون زدند و واسه مظلوم نمایی جلوی بقیه که ببینید من چه مادر شوهر خوبیم و اصلا مقصر نیستم!!!!ای خدااااااا
    در صورتی که ایشون بعد از اینکه من هر هفته بهشون زنگ میزدم حالشونو میپرسیدم زنگ زدند و بعدم اینکه یه سری برم نه بیشترااااا
    واقعا از رفتاراشون ناراحتم همش از سر غرور با آدم رفتار میکنن.زدن زندگیه منو نابود کردن حالا یه زنگ زدن بعدم ناراحت شدن چرا من نرفتم.توروخدا من خلم توهم دارم یا واقعا حق دارم ناراحت بشم؟هفت سال اونجوری بودم که اونا خواستن یعنی منظورم اینه که همه جا به خودم گفتم اونا بزرگترن احترامشون واجبه ولی ببین با من چجوری رفتار میکنن.من میدونم که شوهرم برنمیگرده یعنی اصن نمیشه بین مادرو پسر حتی یه روز دوری باشه واسه همین امیدی ندارم. ولی خودم دارم نابود میشم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزا نمایش پست ها
    تقدیر جان به نظر منم باهاشون تماس نگیر اگر جواب تلفنت رو ندن یا بی محلیت کنن خودت بیشتر عذاب میکشی ...
    رزای عزیز حق با شماست اونجوری دیگه قشنگ محو میشم.وامروزم زنگ نزدم.همش با خودم میگم چرا آدمای اطرافمون باید جوری رفتار کنن که من مجبور بشم اونجوری که باب میلم نیست باهاشن رفتار کنم؟از اینهمه غرور و خودشیفتگیو سرخود معطلی بدم میاد
    رزا جان ممنونم واسه راهنماییتون

  15. کاربر روبرو از پست مفید تقدیر تشکرکرده است .

    رزا (دوشنبه 21 مهر 93)


 
صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.