منم برای همین میگم.....تو علاقتون شک کرده خوب برادر من نرفتی دنبالش!!!باید حرف های اونم شنید.خدایی برای مهریه است یا واقعا مطمینید می خوایدش؟!!!!
تشکرشده 2,481 در 570 پست
منم برای همین میگم.....تو علاقتون شک کرده خوب برادر من نرفتی دنبالش!!!باید حرف های اونم شنید.خدایی برای مهریه است یا واقعا مطمینید می خوایدش؟!!!!
تشکرشده 18 در 14 پست
به خودش هم گفتم ما دیگه زن و شوهریم و نباید به جدایی فکر کنیم
منو و ایشون قطعا ایراداتی داریم که قابل حله
من هم قبل شکایتش دنبالش رفتم هم بعد شکایتش خودش حاضر نیست دیگه که ادامه بده
من اگه ایشونو نمیخواستم گفتم که توان پرداخت مهریشو دارم تا الان دادخواست طلاق میدادم میرفت
اما مثل قبل هم دیگه نمیتونم بهش علاقمند باشم به قول دوستان زنی که دنبال زندان انداختن شوهرش باشه احتمالا علاقهای هم به ادامه زندگی به شوهرش نداره
به نظرم اگه میخواست با شکایت توجه منو جلب کنه یا باید شکایتش رو پی میگرفت یا حداقل کیفری شکایت نمیکرد
به قول شما مهریه که حقشه اونو شکایت میکرد!
وقتی رفته بودم دنبالش، بهش گفتم برگرد سر زندگی خودم تعهد میدم 3 یا 4 ساله مهریتو بدم، بعدشم بخاطر چند وقت فاصله گرفتن ازت که میخواستم بخاطر توهینات تنبیهت کنم و بهش گفتم طلاقش میدم، خودمو تنبیه میکنم یه ماشین میخرم به نامت میکنم که بدونی هم قصدم نامردی نیست و هم بهت علاقه دارم و نمیخوام زندگیمون تباه بشه
اما بازم کوتاه نیومد و شکایتهاش هنوز برقراره!
جالبه که اصلا خودشو مقصر نمیدونه حتی حاضر به مشاوره رفتن نیست! احتمالا میدونه که مشاور هم بهش خواهد گفت رویهای که در پیش گفته انتهاش بدبختی خودشه
ویرایش توسط mnsatia : چهارشنبه 21 آبان 93 در ساعت 00:54
کیت کت (چهارشنبه 21 آبان 93)
تشکرشده 2,481 در 570 پست
چی بگم!اگه دارید بدید....یه مدت هم اصلا دنبالشون نرید بزارید اعصاب ها اروم بشه.الان کلا همه ناراحت و عصبی هستید.......پناه بر خدا اما ممکنه کیس ازدواج دیگه ای در کار باشه؟!
تشکرشده 18 در 14 پست
نه اگه واقعا مطمئن بشم که قصد جدایی داره و میخواد مهریه از من بگیره منم از طریق قانون اذیتش میکنم و مهریشو در مقابل طلاق دادنش میذارم!
البته همه سعیمو میکنم اون خونه که توقیف کرده از توقیف در بیارم
کیس ازدواج واسه من یا ایشون؟ خودم که تو همین یکیش موندم! اما ایشون تازه ارشد قبول شده
فکر کنم اینکه تو محیطی قرار گرفته که شاید براش موقعیت ایجاد بشه توی تصمیماتش تاثیرگذار بوده
یدفعه بهم گفت در جواب استادش که پرسیده متاهله یا مجرد گفته مجرده، این قضیه واسه بعد شکایتشه
ویرایش توسط mnsatia : چهارشنبه 21 آبان 93 در ساعت 01:12
تشکرشده 2,481 در 570 پست
اخه خدایی ارشد قبول شدن دیگه امتیاز نیست...تو کلاس ها هم پر نشده با کیس ازدواج....من خیلی درکتون میکنم.برای مرد باید تازه سخت تر باشه به غرورش بر می خوره.
اما اگه کار به اونجا رسید شما کار به تلافی نکشونید فقط درد و ناراحتیتون بیشتر میشه.
تشکرشده 377 در 121 پست
سلام از صحبتات مشخصه که تمایل به ادامه زندگی دارید.
1: رفتار همسرتون رو بذارید رو حساب احساسات، به هر دلیلی ( اشتباه شما یا خودش و یا دخالت خانواده)
2: شما به عنوان یه مرد وظیفه مدیریت این موضوع رو دارید. در درجه اول به خاطر خودتون، این زندگی شما هم هست.مدیریت این فضای پر تنش مستلزم اینه که آستانه تحملتون رو بالا ببرید. خصوصا برای جلسه دادگاه.
3: این که میترسه شما بعد از گرفتن دختریش طلاقش بدید به خاطر اینه که خودش متوجه شده چه اشتباه بزرگی کرده الان پشیمونه ولی باورش نمیشه که شما از این موضوع گذشت کنید. پس ایشون پشیمونن این خیلی خوبه.
4: قبل دادگاه با ایشون صحبت کنید بگید چقدر دوسش دارید، بگید دادگاه هر رایی بده شما به خاطر علاقه که به ایشون دارید زیر بار طلاق نمیرید.حتی اگه اون رای حبس باشه.
5:در خصوص دادن حق طلاق بگید، فرض کنید من این حق رو به شما دادم فردا روزی اگه با هم قهر کردیم به نظرت من به عنوان یه مرد پیش خودم نمیگم خانم که خودش حق طلاق داره، خیلی ناراحته بره طلاق بگیره، ولی اگه حق طلاق با من باشه میام منت کشی دوباره آشتی.
6: اصلا زیر بار دادن حق طلاق نرید به هیج وجه.
7: بگید با توجه به دلایلی که گفتم حق طلاق نمیدم یه راه دیگه پیش روم بزار تا اعتماد از دست رفته رو بر گردونم.یه فرصت دیگه میخام.
8: صحبتهای دیگران رو بیخیال شو،( اینکه میگن زنی که شکایت کنه به درد زندگی نمیخوره) اولم گفتم یه آدم عاقل به خاطر 50 تا سکه شکایت نمیکنه عصبانی بوده از دست شما، دخالت خانواده هم به این موضوع دامن زده.
9: هر صحبتی شد که خوشایند شما نبود از کوره در نرید. صبور باشید تا بتونید با توکل به خدا موضوع رو مدیریت کنید.
این پست آخری بود که میتونستم ارسال کنم. خیلی زیاد دعا میکنم که موضوع ختم به خیر بشه.
موفق باشید
roozbeh220 (چهارشنبه 21 آبان 93), کیت کت (چهارشنبه 21 آبان 93)
تشکرشده 2,481 در 570 پست
افرین اقای امیر مسعود
بهترین راه گفتن .
اگه شما هم به حرف دیگران عصبانی بشی میشی عین اون خانوم که با حرف خانوادش داره خودش و شمارو اواره میکنه.
roozbeh220 (چهارشنبه 21 آبان 93), امیر مسعود (چهارشنبه 21 آبان 93)
تشکرشده 191 در 73 پست
سلام
شک نکنید پرش میکنن با ی سری حرفا پوچ
مثلا همین که به مرد میگن شکایت کرده دیگه بدرد نمیخوره خب داغ میشی تصمیم خوبی نمیگیری
من خودمم همینجوریم دوست عزیز ی مدت ب خانمت و خودت استراحت بده
درد منم مث تویه که واقعا دنبال طلاقن یا زندگی!!اما دوست من دلیل این که دودل هستند و تکلیفشون با خودشون روشن نیست اینکه
متوجه شدن که کار بدی کردن شکایت کردن و یعهو داغ شدن کاری ک نباید میکردند رو انجام دادند از اینطرفم میگن خب اگه برگردم تلافی نکنه و هزارتا فکر دیگه....
تا جایی که میرسن ب این حرف خودم کردم ک لعنت برخودم باد
الان باید فقط اعتماد سازی شه تعجبم چرا بتون اعتماد نمیکنه با این رفتارایی که داشتید!!!
نری دنبالشون که میگن نمیخاد منو فلان.... وقتیم که میری بدهکار میشی میگن بخاطره مهریستو یا برات شرطو شروط میزارن
منکه برات دعا میکنم که مشکلت حلشه اما از دعا واسه من غافل نشی
ماه بعداولین دادگاهه دارم
موفق باشی
بیرونِ این خانه
این سنگهایی که به پایم می گیرند و رفتن را درد آورتر می کنند،
همان هایی اند که سرت به آن ها خواهد خورد!
کیت کت (چهارشنبه 21 آبان 93), امیر مسعود (چهارشنبه 21 آبان 93)
تشکرشده 2,481 در 570 پست
6واقعا یکی از مشکلات عروس کم سن همینه؛طفلک ها بی تجربن؛چشمشون به دهن دیگران؛توهمین تالار چه خانوم هایی هستن با کلی سختی با چنگ و دندون زندگیشون نگه داشتن چون پخته ترن،
واقعا نمیگم همه این طورن اما کاش بخاطر این مسایل اقایون دنبال دختر کم سن نمیرفتن.
از این مسایل بگذریم.....به نظرم الان فقط صبر و ارامش داشته باشید،تو این شرایط ملتهب طرفین به هم اعتماد ندارن بخاطر همین برای کوچکترین اقدامی حتی یه پیامک دادن با یه مشاور مجرب مشورت کنید.
برای جفتتون دعا میکنم دوستان عزیز
roozbeh220 (چهارشنبه 21 آبان 93), sanjab (پنجشنبه 22 آبان 93), فرهنگ 27 (شنبه 24 آبان 93), امیر مسعود (جمعه 23 آبان 93)
تشکرشده 18 در 14 پست
سلام دوستان
خدارو شکر دادگاه ترک انفاق به خیر گذشت. دو میلیون ازم باج گرفت و قرار شد ماهی 300 نفقه بدم.
قاضی هم بهم گفت طلاقش بده اونم شناختش!
خداییش قاضی مردی بود که شناختش و راضیش کرد پول بگیره رضایت بده وگرنه میگن تو شکایت کیفری نفقه
اگه رسید واریز پول که توش قید شده باشه بابت نفقه نداشته باشی حتما حبس میدن!
خدارو شکر پولکی بود و رضایت داد.
امیدوارم خدا تو دادگاه مهریه هم کمکم کنه!
خودش میدونه حق من این زندگی نبود! نمیدونم چرا زندگیم اینجوری شد!
roozbeh220 (پنجشنبه 22 آبان 93)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)