به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 59
  1. #21
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    جمعه 08 خرداد 94 [ 01:43]
    تاریخ عضویت
    1394-1-26
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    230
    سطح
    4
    Points: 230, Level: 4
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام شادمانه عزیزم ...
    من خواننده خاموش تاپیکت هستم ...راستش
    من خودم کم تجربه هستم و راهنمایی زیادی بلد نیستم بکنم فقط اومدم برات بنویسم که صبور باش ...به خدا توکل کن که خودش دوباره مهرتو تو دل شوهر جونت بندازه :-)
    و اینکه فکر نکن چون چند تا تاپیک و چند تا کتاب خوندی دیگه همه چی تموم شد و دیگه اخلاقت درست شد ....
    قدم به قدم با راهنمایی مشاوران پیش برو و قبل هر حرفی که داری با شوهرت میزنی فکر کن ...چون اون الان خیلی حساسه و دنبال بهانه اس....
    موفق باشی دوست جونی ;-)

  2. کاربر روبرو از پست مفید سحرناز/20 تشکرکرده است .

    شادمانه (شنبه 19 اردیبهشت 94)

  3. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 20:43]
    تاریخ عضویت
    1394-1-31
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    1,507
    سطح
    22
    Points: 1,507, Level: 22
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    121

    تشکرشده 82 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام و مرسی سحر جان

    من نصف راه رو پیمودم اونم فهمیدن اشتباهات امیدوارم با گذشت زمان و صبوری بتونم تمام مهارت هایی که یاد گرفتم رو ثابتشون کنم.
    یکم از جهازمم مونده نخریدم بابام هی میگفت بریم خریداتو بکن. به بابام میگفتم نمیخوام بخرم چون عروسی نمیگیرن.
    حالا هم سردر گمم زندگیم به کجا میره ؛ میریم زیر یک سقف یا نه ، خریدمو ادامه بدم ندم

    مهر ماه خدمتش تموم میشه.
    اگر به قابلیت خود در
    گرفتن تصمیمات متحول کننده زندگی
    نشان دادن شجاعت
    یا دفاع کردن از خود

    دچار تردید هستید
    به یاد داشته باشید:
    اگر پرنده ای با بالهای سالم برای مدت طولانی در قفس حبس بماند،
    نسبت به قابلیت پرواز خود دچار تردید خواهد شد...

  4. #23
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 شهریور 95 [ 02:00]
    تاریخ عضویت
    1394-2-16
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    2,724
    سطح
    31
    Points: 2,724, Level: 31
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 138 در 51 پست

    Rep Power
    29
    Array
    سلام شادمانه جان.یه بار دیگه داشتم مشکلتو میخوندم.ببین عزیزم من در صلاحیت دادن مشاوره نیستم فقط تجربه هامو میگم برات ب دلیل شباهت موضوع شاید به دردت بخوره.ببین دقیقا منم اشتباهای زیادی کردم و پشیمون شدم.اما همسرم دفعه ی اخر بدجوری قاطی کردو گفت از قیاسات خسته شدم و فقط طلاق.هرچی التماس کردم و ب پاش افتادم اثر نکرد ک بدتر شد.مشاورمم هرکارس کرد نتونست راضیش کنه ب برگشت.تااینوه مشاورم یه راه گذاشت برام.باهاش تماس گرفت و گفت من با رها صحبت کردم و متقاعدش کردم ک شما میخوای ازش جداشی.منتظر باش تا وکیل رها باهات تماس بگیره برین توافقی جداشین.مهریه اش و هم ک 14 تاس بخشید.باورت میشه به نیم ساعت نکشید که زنگ زد که میخوام ببینمت.شبش اوند و حرف زد و گفت فقط ازت میخوام جلو مامان ببات بگی اشتباهاتو.منم ون قبول داشتم اینکارو کردم و دوباره شروع کردیم و ب امید خدا داریم خوب پیش میریم.حالا ببین حرفم اینه مردا اگه بهشون هی پیله کنی بدتر میشن.دوهفته من التماس میکددم قبول نمیکرد و میگفت فقط طلاق اما تا گفتم باشه خودش پاپیش گذاشت.شماهم حتما ی مشاوره حضوری برو ببین باید چیکارکنی.چون درسته شماهم مشکلاتی داشتی اما قطعا ایشون هم مشکلاتی داشته مث شوخی با فامیلای نامحرم و..یعنی باید ی فرصت ب شما بدن .منمشاورم تواون برهه گفت ی مدت هیچی نزن بزار باخودش خلوت کنه.منم اینکارو کردم و بعد چندروزم مشاورم بهش گفت من راضی شدم ب جدایی و اون برگشت و همه چی درست شد.ببین هرادمی تا زمانی ک ببینه نازش خریدار داره ناز میکنه و ب محض احساس خطر به خودش میاد.بازم میگم اینا تجربه های منه و کارشناسی نیست.امیدوارم ب دردت بخوره و ب زودی خبرای خوبی ازت بشنوم.چون این روزا رو کشیدم با عمق وجودم حس و حالتو میفهمم.انشالله خدا کمکت کنه.ی پیشنهادم دارم اگه دوس داشتی سوره ی یاسین سوره ی جن و دعای صیفی صغیر که تو مفاتیحه بخون.و سوره ی فتح که گشایشگر مشکلاته.منتظر خبرهای خوبم ازت

  5. 3 کاربر از پست مفید raha_ashegh تشکرکرده اند .

    zzzz (یکشنبه 20 اردیبهشت 94), بارن (یکشنبه 20 اردیبهشت 94), شادمانه (یکشنبه 20 اردیبهشت 94)

  6. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 07 مرداد 96 [ 12:07]
    تاریخ عضویت
    1393-6-03
    نوشته ها
    149
    امتیاز
    3,765
    سطح
    38
    Points: 3,765, Level: 38
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    1

    تشکرشده 64 در 43 پست

    Rep Power
    29
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شادمانه نمایش پست ها
    سلام و مرسی سحر جان

    من نصف راه رو پیمودم اونم فهمیدن اشتباهات امیدوارم با گذشت زمان و صبوری بتونم تمام مهارت هایی که یاد گرفتم رو ثابتشون کنم.
    یکم از جهازمم مونده نخریدم بابام هی میگفت بریم خریداتو بکن. به بابام میگفتم نمیخوام بخرم چون عروسی نمیگیرن.
    حالا هم سردر گمم زندگیم به کجا میره ؛ میریم زیر یک سقف یا نه ، خریدمو ادامه بدم ندم

    مهر ماه خدمتش تموم میشه.
    سلام دوست عزیز ، من مشکلات شما رو خوندم و خیلی متاثر شدم ، درسته انسان ممکن الخطاست ولی خدا هم که خداست و بزرگ بندشو میبخشه ، به نظر من اگه شما اشتباه کردی همسرتونم به همون اندازه اشتباه کرده یه سری حسرت ها تو دلت گذاشته ، جوری رفتار نکن که خیال کنه همه کارهاش درست و خوب بوده و فقط شما مشکل داشتی ، فعلا بی محلی کن و کاری به کارش نداشته باش و به قول دوستمون آخرین حرفاتو قاطعانه بزن و خداحافظی کن تا فکر نکنه میتونه تو این بازی که خودش درست کرده سر زندگیش معامله کنه باید بفهمه زندگی مشترک بچه بازی نیست که امروز محل بده فردا بگه نمیخوامت ...
    یه بار برای همیشه قاطعانه بگو حرفهاتو و اونو با خلوتش تنها بذار ... تا به خودش بیاد و تصمیم درستی بگیره ...

  7. 2 کاربر از پست مفید mahsa21 تشکرکرده اند .

    بارن (یکشنبه 20 اردیبهشت 94), شادمانه (یکشنبه 20 اردیبهشت 94)

  8. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 20:43]
    تاریخ عضویت
    1394-1-31
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    1,507
    سطح
    22
    Points: 1,507, Level: 22
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    121

    تشکرشده 82 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    رها جان ممنون از بیان تجربت
    هرادمی تا زمانی ک ببینه نازش خریدار داره ناز میکنه و ب محض احساس خطر به خودش میاد


    منم هیچوقت نمیخوام خودمو کوچیک کنم و نازکش بشم محکم و قاطعانه بهش در مورد پی بردن به اشتباهاتم گفتم بدون هیچ التماسی.


    حتی تو پیامش که بهم گفت من به این حرفات اعتماد ندارم منم بهش گفتم من ضعف هامو پیدا کردم و دارم تبدیلشون میکنم به عملکرد مثبت حالا چه شوهرم کنارم نباشه و باورم نداشته باشه و این برای خودم بهتره.


    3روز پیش با وایبر پیام دادم هنوزه که هنوزه نخوندتش. شاید بهش مشاوره میدن که زودی آشتی نکن و کوتاه نیا تا به اشتباهاتش کامل پی ببره
    سوره هایی که گفتی رو حتما میخونم.


    مهسا جان ممنون که باهام همدردی میکنی
    پس فردا بهش پیام میدم و حرفامو دوباره بهش میگم. اینبار با وایبر نمیدم که واسه اینکه من متوجه بشم میخونه یا نه پیامو نخونه با خطم بهش اس ام اس میدم.


    متاسفانه راه ارتباطیمون فقط همین اس ام اس و وایبره.
    راه ارتباطیم خیلی ضعیفه وایبر رو که نمیخونه مجبورم فقط اس ام اس بدم.

    تمام پیام های قبل عقدمونو دارم
    واسه یادگاری با گوشیم از اس ام اس ها عکس میگرفتم بعدا تجدید خاطره کنیم.
    دیروز داشتم چند تاشونو میخوندم اون آدم با این آدم الان خیلی فرق داره. حتی متن پیاماش و ابراز علاقش
    چقدر تغییر
    دلم تنگ شده برای اون آدم قبل عقد چقدر شاد و سرزنده بود به منم انرژی میداد فقط مربوط میشه به قبل عقد حتی بعد عقد اینطوری نبود. به خودم میگفتم چیکار کردی با این فرد اون شادی و نشاط کجا این دست به جنونش کجا...
    به خاطر حبس سازی من فراری و دیوانه شد و تبدیل به یه آدم پرخاشگر و عصبی شده
    من اصلا الان از روی احساساتم این حرفو نمیزنم اما از دید خودم اکثر تلخی ها به خاطر گیر دادنهای بی مورد من بوده.
    هیچی به اندازه کنترل و حبس کردن مرد اونو فراری نمیکنه

    اما خب من از اشتباهاتم درس گرفتم و


    انسان نباید هیچوقت از اینکه در اشتباه بوده است ، خجل و شرمسار باشد ، هر چه که باشد ، امروز عاقل‌تر از گذشته شده است


    جاناتان سویفت (Jonathan Swift)
    اگر به قابلیت خود در
    گرفتن تصمیمات متحول کننده زندگی
    نشان دادن شجاعت
    یا دفاع کردن از خود

    دچار تردید هستید
    به یاد داشته باشید:
    اگر پرنده ای با بالهای سالم برای مدت طولانی در قفس حبس بماند،
    نسبت به قابلیت پرواز خود دچار تردید خواهد شد...

  9. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    شادمانه خانم
    سعي كنيد تصور تغييرتون و پي بردن به اشتباهاتتون حجاب و چماق ديگري براي به كنترل در آوردن شوهرتان نباشد آزادي را به مفهوم واقعي برايش قائل شويد حتي اگر گفت كس ديگري را صيغه كردم با رضايت و حق قائل شدن بگيد حق داريد اگر دوست داريد به خودتون مربوطه و در ادامه با شوخي و قاطع بگين عواقب ديگرش از لحاظ اجتماعي و شخصيتي و هزينه و .... به پاي خودتون برا من مهم نيس؟؟؟؟؟:: وساير رفتارهاي آزاديخواهانه و عاشقانه تان را ادامه بديد و شرطش اينه كه مثل بچه اي كه سيره و ميل غذا نداره بزور توي حلقش نكنيد فقط فقط در اختيارش بگذاريد هر وقت عشقش كشيد ازش بخورد و مزه كند منتظر و مراقب خوردنش بالا سرش نايستيد؟ افتاد؟ تااااااااااااااااا خودش كم كم بطرفتون مياد البته با احتياط و تست كردن تا مطمئن شود. اميدوارم سريع مدعي نشين و به تغييرتان احترام بگذارين و پايبند باشيد و هيچ انتظار نداشته باشين تا حداقل پايان سربازيش و در مورد تكميل جهيزيه و احياناً جوياي نظر در انتخاب وسايل عمده در حد اطلاح رساني و اگر خواست ونظر داد همراهي كنيد بزور ضرب الاجل براش تعيين نكنيد و قدم بقدم با خانواده و دوستاش هم ارتباطتون را احيا كنيدو.......به اميد خدا
    ویرایش توسط حسين40 : یکشنبه 20 اردیبهشت 94 در ساعت 17:58

  10. 3 کاربر از پست مفید حسين40 تشکرکرده اند .

    rayehe (دوشنبه 21 اردیبهشت 94), آبی آسمان (یکشنبه 20 اردیبهشت 94), شادمانه (دوشنبه 21 اردیبهشت 94)

  11. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 خرداد 94 [ 15:56]
    تاریخ عضویت
    1393-12-18
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    1,952
    سطح
    26
    Points: 1,952, Level: 26
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 43.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second Class3 months registered
    تشکرها
    235

    تشکرشده 155 در 73 پست

    Rep Power
    30
    Array
    سلام عزیزم خواهر گلم باز که میگی بهش پیام میدم یه بار قاطعانه بهش همه چیزو بگو و تمام.تندتندپشت سرهم بهش پیام نده اینجوری بیشتر ازت دور میشه میدونم سخته ولی یه مدت فکر کن مجبوری وحتماحتمااااااا باید مثلا20روز هیچ ارتباطی باهاش نداشته باشی

    واسه یه بارم شده امتحان کن ببین چی میشه تو این مدتم رو خودت کارکن و عزت نفستوبالا ببر

  12. کاربر روبرو از پست مفید آبی آسمان تشکرکرده است .

    شادمانه (دوشنبه 21 اردیبهشت 94)

  13. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 07 مرداد 96 [ 12:07]
    تاریخ عضویت
    1393-6-03
    نوشته ها
    149
    امتیاز
    3,765
    سطح
    38
    Points: 3,765, Level: 38
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    1

    تشکرشده 64 در 43 پست

    Rep Power
    29
    Array
    دوست عزیزم اصلا فکر کن مجرد هستی و ازدواج نکردی ، یه مدتی بیخیال همه چی باش اینجوری هم به نفع خودته هم اون ، تو دسترس نباش بذار فکر کنه دیگه ندارتت تا با عواقب سختی ها و نداشتنت روبرو بشه بذار اونم سختی بکشه ، من هم شوهرم باهام قهر کرده بود دو روزی بود ازش خبری نبود من مونده بودم بهش پیام بدم یا نه، البته حس درونم میگفت بهش فرصت بده و هیچی نگو تا عصبانیتش از بین بره چون اون لحظه ممکن بود حرفهایی بهم بزنه که ناراحتم کنه برای همون هیچی نگفتم و برادرشوهرمم گفت بهتره کاری بهش نداشته باشی پرو میشه بذار خودش بیاد جلو ، هر چقدرهم زن مقصر باشه زن نازه و مرد نیاز ، باید ناز همسرشو بکشه ، البته خانمها هم ناز همسرشونو باید بکشن اما نه به اندازه یه زن خلاصه که همسرم بعد دو روز خودش اومد دنبالم و باهم صحبت کردیم و آروم شد گفت داشتم میمردم تو پیشم نبودی آرزوی مرگ میکردم با خودم گفتم شاید اگه من همش پیام میدادم یا زنگ میزدم الان پیشم نبود و بدتر لج میکرد اون چند روز به اینکه منو از دست خواهد داد پی برده بود و برگشت . ازون روز باهم قول و قرار گذاشتیم که حرفی ناراحتی داشتیم هر وقت آروم شدیم قاطعانه محترمانه بهم بگیم تا زود حل بشه .
    پس تا اطلاع ثانوی بیخیالش باش بذار اونم یاد خاطراتتون بیوفته متاسفانه مردها بعد یه ماه دوری یادشون میاد زنشون چی بوده و چقدر دوستش دارن ... پس بهش فرصت بده ...

    - - - Updated - - -

    راستی خواستی آخرین حرفهاتو بهش بزنی اینم بگو که من برای نگه داشتن زندگیم تمام تلاشم رو کردم بعدا حسرت ندارم و غبطه ای برای از دست دادنش نمیخورم .
    دوست عزیز این حرفها رو باید بهش بگی تا بهش بفهمونی خیلی محکم و قوی هستی چون آقایون از زن ضعیف خوششون نمیاد ...

  14. 3 کاربر از پست مفید mahsa21 تشکرکرده اند .

    rayehe (دوشنبه 21 اردیبهشت 94), بارن (دوشنبه 21 اردیبهشت 94), شادمانه (دوشنبه 21 اردیبهشت 94)

  15. #29
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 20:43]
    تاریخ عضویت
    1394-1-31
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    1,507
    سطح
    22
    Points: 1,507, Level: 22
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    121

    تشکرشده 82 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    حسین40 ممنون از راهنماییتون
    بله متوجه شدم
    من دیگه علاقه ای ندارم شوهرم کجاستو چیکار میکنه نه که بی تفاوت باشم میخوام بگم که ترس از دست دادن ندارم بالا و پایین نمیپرم و هم با تمام وجود اعتماد دارم. اون آزاده آزاده برای هر کاری ...
    درباره صیغه هم وقتی خانوادش پشتشن خوده دایی و عموش زنگ میزنن این حرفو به من میزنن خب اونم میبینه پشتش گرمه دیگه از چی و کی خجالت بکشه.
    حالا چون با شوهرم رابطمون خرابه دیگه خانوادش هم ارتباطشونو قطع کردن. اگر از دوست صمیمیش که دوستای چندین ساله ان بخوام تحریک کنندش باشه و ازش بخوام نرمش کنه کار اشتباهی میکنم؟ اصلا نمیخوام شوهرم بفهمه من از دوستش خواستم.خودش میگفت تمام فک و فامیل و همسایه من جریان مارو میدونن.


    آبی آسمان و مهسای عزیز همین کار رو میکنم اما میدونم اون هیچ وقت سراغ من نمیاد الان نزدیکه دو ماهه گذشته.

    سال پیش حدود دو ماه خورده ای قهر بودیم سر اینکه دیشبش دست روم بلند کرد باهاش رابطمو قطع کردم صبحش باباش با پررویی تمام اومده با شوهرم خونمون میگه هر احتیاج و نیازی داره به باباش بگه به پسر من مربوط نیست !!!!!
    البته شوهرم همونجا گفته مگه میشه زنمه(من نشنیدم مامانم میگفت)
    آخرشم دیدم داره سه ماه میشه قهر طولانی شده هیچ سراغی هم ازم نمیگیره خودم بهش پیام دادم بیا بریم بیرون حرف بزنیم اونم استقبال کرد و گفت به یه شرط میام بهم بگو تو چقدر دوسم داری و چقدر برات مهمم.
    بعد آشتیمون بهش میگفتم چرا سراغم نمیومدی میگفت میترسیدم دعوا کنی اوقات تلخی پیش بیاد.

    mahsa21 حتما در نظر دارم همونو بنویسم.
    ممنون میشم برای پیامی که قراره فردا بنویسم کمکم کنید میخوام بار مثبت و پشیمانی داشته باشه اما التماس داخلش نباشه و اینکه نمیدونم چطور بهش تو پیامم بفهمونم من تقصیر کاره کامل نبودم.
    اگر به قابلیت خود در
    گرفتن تصمیمات متحول کننده زندگی
    نشان دادن شجاعت
    یا دفاع کردن از خود

    دچار تردید هستید
    به یاد داشته باشید:
    اگر پرنده ای با بالهای سالم برای مدت طولانی در قفس حبس بماند،
    نسبت به قابلیت پرواز خود دچار تردید خواهد شد...

  16. #30
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 00:04]
    تاریخ عضویت
    1393-7-01
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    7,023
    سطح
    55
    Points: 7,023, Level: 55
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    861

    تشکرشده 293 در 87 پست

    Rep Power
    34
    Array
    سلام شادمانه ی عزیزم...والا من کارشناس نیستم اما کاملا با پیام دادن فردات مخالفمم کامل

  17. 2 کاربر از پست مفید rayehe تشکرکرده اند .

    بارن (دوشنبه 21 اردیبهشت 94), شادمانه (دوشنبه 21 اردیبهشت 94)


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.