به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 41

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    145
    Array
    این خیلی خوبه که رفتار خوبی باهات داره. یه چیز دیگه هم مشاور به من گفت . گفت همسرت کاملا نشون داره که اولویتش تو و موندن توی این زندگی هست.

    تو هم همین رو ببین. نه اینکه مدام چک کنی رو ذهنمت رو درگیر مسائل حاشیه های کنی.که ببینی اون داره چیکار میکنه.همین که برات وقت میذاره به نیازهات اهمیت

    میده کافیه.دیگه وقتت رو صرف کشف چیزهای دیگه نکن.

    تو این مدت یه اتفاق دیگه برای من افتاد.

    من به شدت درگیر افکاری که تو هم الان داری بودم تا اینکه مادرم مریض شد.تو اون دورانی که هنوز نمیدونستم مریضیشون تا چه حدیه و هیچ چیز معلوم نبود به خودم

    قول دادم از این افکار شک و تردید بیام بیرون.فهمیدم مسائل مهمتری هم هست تو زندگی.دیگه هیچ چیز برام مهم نبود جز سلامتی مادرم.

    الان تا حد کمی درگیر اون افکار هستم ولی خیلی بهتر شدم.به جای گیر دادن به همسرم به بهانه های مختلف می گم که بهش اعتماد دارم و به تلاشش برای اینکه

    آدم پاک و نجیبی بمونه احترام میذارم.

    یه چیزی که من از صحبت هات حس می کنم اینه که تو هم مثل من برای خودت زندگی نمیکنی. به خاطر بقیه زندگی می کنی.

    همین وابستگیت به همسرت و اینکه یه بار گفتی به خاطر پدر و مادرم نمیتونم جدا بشم نشون میده تو خودت رو توی دیگران میبینی. طبیعیه کارهای بقیه اینقدر تو

    رو به هم بریزه.

  2. 3 کاربر از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده اند .

    masomeh2016 (سه شنبه 11 آبان 95), نیلوفر:-) (سه شنبه 11 آبان 95), باغبان (سه شنبه 11 آبان 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 شهریور 96 [ 08:00]
    تاریخ عضویت
    1395-5-19
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    2,243
    سطح
    28
    Points: 2,243, Level: 28
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    121

    تشکرشده 81 در 44 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بله ممنون بسیار کامل و دقیق
    درسته ، من توی اون ده روزی که داشتم روی خودم و عدم وابستگی بیش از حد به همسرم کار می کردم ، و اینکه ایشون به حال خودش بود هر وقت دلم براش تنگ میشد یا افکار منفی میومد سراغم قران می خوندم
    حال خوبی داشتم ، شاید همون روال ادامه بدم
    در هر صورت برای ی دوره 21 روزه ( نمیدونم چرا گفتید 21 روز؟) این روش رو که گفتید جزء به جزء ادامه میدم ، 2 آذر ماه ایشالا نتیجش رو بهتون اطلاع میدم

  4. 2 کاربر از پست مفید masomeh2016 تشکرکرده اند .

    نیلوفر:-) (چهارشنبه 12 آبان 95), باغبان (چهارشنبه 12 آبان 95)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 شهریور 96 [ 08:00]
    تاریخ عضویت
    1395-5-19
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    2,243
    سطح
    28
    Points: 2,243, Level: 28
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    121

    تشکرشده 81 در 44 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام اقای باغبان
    اون 21 روز رو گذروندم ، خیلی پرفراز و نشیب بود ، اولاش بیشتر روی خودم کنترل داشتم ، اما ی وقتایی از دستم در میرفت و نا خوداگاه بهش شک می کردم و بروز می دادم
    کلن خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می کردم سخت بود و شاید ی بار دیگه سعی خودمو بکنم و دوباره شروع کنم ، چون هنوز اون افکار شک به همسرم باهامه
    راستی اقای باغبان ، چند تا سوال داشتم :
    1-تجسس در امور همسر را در چه حد می پسندید ؟
    2-همسرم فوق العاده دروغ میگه و بعضی وقتا که راست میگه هم باور نمی کنم تا خودم به خودم ثابت کنم راست میگه ، چه کنم ؟
    3-این شک من به همسرم به خاطر این باقیه که ایشون زمینه این شک رو در من از بین نمی بره ، مثلا گوشیش 10 هزار تومن شارژ میکنه بعد نصفه روز میاد می بینم شارژش تموم شده اما توی گوشیش با کسی حرف نزده ، یعنی اون شماره رو پاک کرده !!!خودم از دست این کارای خودم خسته شدم که این همه تجسس می کنم ، چه کنم ؟ کلن بی خیال بشم ؟؟؟خیلی دارم عذاب می کشم ، من ایشونو دوست دارم و بهش علاقه خاصی دارم ، چرا زندگیم داره اینجوری و بی مسیر طی میشه ؟

  6. 2 کاربر از پست مفید masomeh2016 تشکرکرده اند .

    باغبان (چهارشنبه 03 آذر 95), شیدا. (چهارشنبه 03 آذر 95)

  7. #4
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط masomeh2016 نمایش پست ها

    2-همسرم فوق العاده دروغ میگه و بعضی وقتا که راست میگه هم باور نمی کنم تا خودم به خودم ثابت کنم راست میگه ، چه کنم ؟

    به نظرتون شما در دروغگویی به ایشون کمک کرده اید ( یعنی رفتار شما باعث دروغگویی ایشون نمیشه )؟

    شما به نظرتون سخت گیرید ؟



    .................


    بعضی موقع ها دروغ گویی ریشه در شخصیت کودکی فرد داره !
    یعنی برای جبران اعتماد به نفس و عزت نفس !
    به نظرتون این جوریه ؟

    اعتماد به نفس و عزت نفس شوهرتون خوبه ؟


    یکی از دلیل ها میتونه این باشه ، افراد می ترسند واکنش بدی از دیگران دریافت کنند ،،، و دروغ میگند


    یه خورده باید عمیق تر بررسی کنید با کمک مشاور

    ......................




    ""باید ایشون خودش ار رفتار محیط خارجی احساس کنه کارش اشتباهست ! ""


    بذارید یه مثال بزنم :

    من یه رفیق دارم این بنده خدا همیشه عادت داره نیم ساعت دیر بیاد سر قرار – بعضی موقع ها 2 ساعت تاخیر هم داشته

    یه بار فکر کردم گفتم ، من این همه مستقیم به ایشون گفتم برادر من به موقع بیا – ولی نمی تونه بیاد

    تصمیم گرفتم این دفعه یه جا وایسم منو نبینه - اگر اومد ببینم چی کار میکنه !

    این بنده خدا کلافه شده بود – زنگ میزد – sms میزد – جواب نمی دادم

    بالاخره تصمیم گرفتم دیگه اذیتش نکنم – رفتم معذرت خواستم و بهش گفتم برادر من : دیدی چقدر بده دیر بیای و احترام نذاری به دیگران


    یعنی ایشون ازرفتار من فهمید که باید بیشتر دقت کنه !!! ( محیط خارجی )


    ..............................




    افزایش مهارت های ارتباطی - فهمیدن و باور طرفین نسبت به هم ،،،، کمک میکنه


    ​​
    ویرایش توسط باغبان : چهارشنبه 03 آذر 95 در ساعت 21:07

  8. 3 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    Shadi2 (پنجشنبه 11 آذر 95), آبی آسمونی (جمعه 05 آذر 95), ستاره زیبا (پنجشنبه 04 آذر 95)

  9. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 شهریور 96 [ 08:00]
    تاریخ عضویت
    1395-5-19
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    2,243
    سطح
    28
    Points: 2,243, Level: 28
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    121

    تشکرشده 81 در 44 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها
    به نظرتون شما در دروغگویی به ایشون کمک کرده اید ( یعنی رفتار شما باعث دروغگویی ایشون نمیشه )؟

    شما به نظرتون سخت گیرید ؟

    به نظر خودم من هم در دروغگویی ایشون بی تاثیر نبودم ، اما ایشون از همون موقع خواستگاری دروغ های ریز و درشت می گفت که من فکر نمی کردم که بعد ها انقدر سایه این دروغ ها تو زندگیم سنگینی کنه ، مادر و برادر ایشون هم آدم های دروغگویی هستند و به شدت دروغ میگن، بیشتر احساس می کنم از خانوادش تاثیر پذیر بوده
    اما نقش من اینه که توی موارد مالی ازش میخام که بیشتر حواسش باشه اما ایشون هیچ وقت گوش نمیکنه و یواشکی میره قرض میده و ... فقط توی بحث مالی سخت گیرم که اگه از نظر شما تاثیر بدی داره اون رو هم مدیریت می کنم


    ................


    بعضی موقع ها دروغ گویی ریشه در شخصیت کودکی فرد داره !
    یعنی برای جبران اعتماد به نفس و عزت نفس !
    به نظرتون این جوریه ؟

    اعتماد به نفس و عزت نفس شوهرتون خوبه ؟
    اعتماد به نفس نسبتا خوبی داره ، اما احساس می کنم (یعنی تازگیا متوجه شدم ) کمبود محبت داره و دوس داره که ی جورایی بهش بیشتر توجه کنی و بهش اعتماد بیشتری داشته باشی ، اون ده درصدی که گفتم از این راه رفتم جلو و بهش بیشتر اعتماد کردم و اون هم بیشتر از همیشه به من محبت کرد

    یکی از دلیل ها میتونه این باشه ، افراد می ترسند واکنش بدی از دیگران دریافت کنند ،،، و دروغ میگند


    من واقعا نمیدونم چرا دروغ می گه ، بعضی وقتا اصلا دروغ هاش واکنش بدی ندارند و اتفاق روزمره است اما باز هم دروغ میگه !!!
    یه خورده باید عمیق تر بررسی کنید با کمک مشاور

    ......................

    ""باید ایشون خودش ار رفتار محیط خارجی احساس کنه کارش اشتباهست ! ""

    بذارید یه مثال بزنم :

    من یه رفیق دارم این بنده خدا همیشه عادت داره نیم ساعت دیر بیاد سر قرار – بعضی موقع ها 2 ساعت تاخیر هم داشته

    یه بار فکر کردم گفتم ، من این همه مستقیم به ایشون گفتم برادر من به موقع بیا – ولی نمی تونه بیاد

    تصمیم گرفتم این دفعه یه جا وایسم منو نبینه - اگر اومد ببینم چی کار میکنه !

    این بنده خدا کلافه شده بود – زنگ میزد – sms میزد – جواب نمی دادم

    بالاخره تصمیم گرفتم دیگه اذیتش نکنم – رفتم معذرت خواستم و بهش گفتم برادر من : دیدی چقدر بده دیر بیای و احترام نذاری به دیگران

    یعنی ایشون ازرفتار من فهمید که باید بیشتر دقت کنه !!! ( محیط خارجی )

    ..............................

    افزایش مهارت های ارتباطی - فهمیدن و باور طرفین نسبت به هم ،،،، کمک میکنه
    ممنون از راهنمایی های مفیدتون آقای باغبان ، هنوز اون ده روز شروع نشده میخام شروع به نوشتن فکرهای منفی کنم چون اومدن سراغم !!!

  10. کاربر روبرو از پست مفید masomeh2016 تشکرکرده است .

    باغبان (یکشنبه 07 آذر 95)

  11. #6
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط masomeh2016 نمایش پست ها

    اعتماد به نفس نسبتا خوبی داره ، اما احساس می کنم (یعنی تازگیا متوجه شدم ) کمبود محبت داره و دوس داره که ی جورایی بهش بیشتر توجه کنی و بهش اعتماد بیشتری داشته باشی ، اون ده درصدی که گفتم از این راه رفتم جلو و بهش بیشتر اعتماد کردم و اون هم بیشتر از همیشه به من محبت کرد

    با سلام و احترام


    عزت نفس از حس ارزشمندی می یاد - حسی که میگه ما و دیگران ارزشمندیم
    ببینید وقتی شما بیشتر محبت می کنید و بیشتر بهش باور می کنید ،،، اون هم تاثیر میگیره و بیشتر به شما محبت میکنه ( همان طور که فرمودید )

    برای اینکه بتونیم این حس را انتقال بدیم - باید خودمون را ارزشمند بدونیم - به خودمون علاقه داشته باشیم تا بتونیم اون هم منتقل کنیم .

    شما به نظرتون عزت نفس خوبی دارید ؟
    خودتون را چقدر دوست دارید ؟
    در خلوت خودتان فکر کنید !


    یه چیز کلی بگم :

    اگر یه خانمی به خودش باور نداشته باشد ( عزت نفس - اعتماد به نفس پایین ) - و از طرفی به قول خاله قزی : شوهرشم یه سوتی هایی داده بشه ( اتفاقی یا ....)
    ( نمی دونم این خاله قزی کجا رفته- بالاخره کباب و جیگرکی مگه میذاره آدم بیاد همدردی ) - و مهارت های ارتباطی - کلامی هم تکامل نیافته باشه
    نتیجه این چه حاصل شود جز : ترس از آینده - ترس از خیانت - تجسس



    من یه جا خدمت شما گفتم :

    "" معمولا کسانی که تجسس می کنند ،،، بالاخره یه چیزی پیدا می کنند و اون چیز هر چند کوچک یا غیر منتظره یا اتفاقی باشه ،،، باز براشون بزرگه ! ""

    انسان به سمت چیزی کشیده میشه که بهش فکر میکنه - بهش باور داره ! - برای همین در فرمایشات دینی هست که همیشه با یاد خدا باشیم - در اوقات مختلف نماز بخونیم ! و ....

    تو تجسس هم همینه - یعنی ایجاد فکر منفی و القا آن به کائنات باعث میشه شوهر بنده خدا شما آسیب بیینه

    چون تمام فکر و تمام نیروی شما میشه مچ گرفتن ! واین یعنی دوری از عشق و محبت !



    یه چیز کلی بگم :

    شاید هر شکی اشتباه نباشه !
    ولی چیز اشتباه اینکه وارد حریم خصوصی فرد بشیم !
    چیز اشتباه به نظرم اینکه این فکرها را توسعه بدیم و براش سریال بسازیم !!
    و خطرناک موقعی هست که تلاش درست برای حل این مسئله نکنیم .



    شاید بهترین روش برای پایداری زندگی زناشویی :

    افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس - هوش هیجانی - مهارت های ارتباطی - رسیدگی به نیازها و دردو دل کردن و بیان خواسته خود با معشوق خودمان هست .




    شما هوش هیجانی خوبی دارید - به نظرم می تونید موفق باشید در این مهم
    مایوس نشدید و تمام تلاش خودتون را بکنید .


    این مقاله را هم بخونید :

    http://188.75.89.4/sara/1959450435017164181


    ..............................

    حتما مشاور حضوری هم برید .

    یا حق .



    ​​
    ویرایش توسط باغبان : یکشنبه 07 آذر 95 در ساعت 17:07

  12. 3 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    masomeh2016 (سه شنبه 09 آذر 95), Shadi2 (پنجشنبه 11 آذر 95), نیلوفر:-) (یکشنبه 07 آذر 95)

  13. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 مرداد 96 [ 12:17]
    تاریخ عضویت
    1395-1-15
    نوشته ها
    112
    امتیاز
    2,270
    سطح
    28
    Points: 2,270, Level: 28
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 46.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    81

    تشکرشده 99 در 49 پست

    Rep Power
    27
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط masomeh2016 نمایش پست ها
    سلام اقای باغبان
    اون 21 روز رو گذروندم ، خیلی پرفراز و نشیب بود ، اولاش بیشتر روی خودم کنترل داشتم ، اما ی وقتایی از دستم در میرفت و نا خوداگاه بهش شک می کردم و بروز می دادم
    کلن خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می کردم سخت بود و شاید ی بار دیگه سعی خودمو بکنم و دوباره شروع کنم ، چون هنوز اون افکار شک به همسرم باهامه
    راستی اقای باغبان ، چند تا سوال داشتم :
    1-تجسس در امور همسر را در چه حد می پسندید ؟
    2-همسرم فوق العاده دروغ میگه و بعضی وقتا که راست میگه هم باور نمی کنم تا خودم به خودم ثابت کنم راست میگه ، چه کنم ؟
    3-این شک من به همسرم به خاطر این باقیه که ایشون زمینه این شک رو در من از بین نمی بره ، مثلا گوشیش 10 هزار تومن شارژ میکنه بعد نصفه روز میاد می بینم شارژش تموم شده اما توی گوشیش با کسی حرف نزده ، یعنی اون شماره رو پاک کرده !!!خودم از دست این کارای خودم خسته شدم که این همه تجسس می کنم ، چه کنم ؟ کلن بی خیال بشم ؟؟؟خیلی دارم عذاب می کشم ، من ایشونو دوست دارم و بهش علاقه خاصی دارم ، چرا زندگیم داره اینجوری و بی مسیر طی میشه ؟

    »عصومه جان به نظرم شما اینقدر به این مسائل تجسس و راه های کنترل کردن فکر میکنی که اصلا فکرت برای ارامش داشتن و ارامش دادن خالی نمیمونه کلا.
    والا من اصلا به ذهنم هم نمیرسه که چک کنم چقد شارژ کرده چقدر شارژ کم کرده و شماره هست یا نیست.
    خب شاید بنده خدا اینترنتش رو شارژ کرده که شارژش کم شده.
    شما اینقدر بهش شک دارین اون بیچاره مثلا ممکنه کسی بهش اس داده باشه تو راه پله بگه جواب بدم که الان برم بالا بخوام جواب بدم معصومه بهش شک میکنه..
    خب نکن دوست عزیز
    یکم حرفاشو همون جوری که میگه باور کن
    حتی اگه دروغ میگه. چون اگه به روش بیاری راه دروغگو ماهر تر بودن رو یادش دادی.

  14. 3 کاربر از پست مفید tanha67 تشکرکرده اند .

    masomeh2016 (سه شنبه 09 آذر 95), Shadi2 (پنجشنبه 11 آذر 95), باغبان (یکشنبه 07 آذر 95)

  15. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 خرداد 96 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    6,293
    سطح
    51
    Points: 6,293, Level: 51
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    312

    تشکرشده 273 در 107 پست

    Rep Power
    41
    Array
    دوست عزیز
    کلا تجسس به هر شکلی (گوشی، ایمیل و ....) رو رها کن !

    راحت و بدون فکر و شک به همسرت یه مدت زندگی کن

    مجبت کن و محبت ببین... هدیه بده و هدیه بگیر....

    اگر هم هدیه نداد توقع نداشته باش...

    نامه عاشقانه بنویس و از خوبی هاش بگو...

    خلاصه برای دل خودت خوب و مهربون و خوش بین باش...

    مطمئن باش اینطوری بیشتر از اینکه بخوای به همسرت کمک کنی ، به خودت لطف بزرگی کردی !!!

  16. 6 کاربر از پست مفید Shadi2 تشکرکرده اند .

    donya. (چهارشنبه 03 آذر 95), masomeh2016 (چهارشنبه 03 آذر 95), پاپیون (شنبه 14 اسفند 95), آبی آسمونی (جمعه 05 آذر 95), باغبان (چهارشنبه 03 آذر 95), ستاره زیبا (پنجشنبه 04 آذر 95)

  17. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 شهریور 96 [ 08:00]
    تاریخ عضویت
    1395-5-19
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    2,243
    سطح
    28
    Points: 2,243, Level: 28
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    121

    تشکرشده 81 در 44 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Shadi2 نمایش پست ها
    دوست عزیز
    کلا تجسس به هر شکلی (گوشی، ایمیل و ....) رو رها کن !

    راحت و بدون فکر و شک به همسرت یه مدت زندگی کن

    مجبت کن و محبت ببین... هدیه بده و هدیه بگیر....

    اگر هم هدیه نداد توقع نداشته باش...

    نامه عاشقانه بنویس و از خوبی هاش بگو...

    خلاصه برای دل خودت خوب و مهربون و خوش بین باش...

    مطمئن باش اینطوری بیشتر از اینکه بخوای به همسرت کمک کنی ، به خودت لطف بزرگی کردی !!!
    سلام شادی جون ( چقد از اسمت خوشم میاد )
    راستش خودم هم به این نتیجه رسیدم اما بازم وسوسه میشم برم گوشیشو چک کنم ، می ترسم خودمو بزنم به اون راه و به خودم لطف کنم و از اون طرف همسرم درگیر ی رابطه عاطفی عمیق بشه و اون وقت دیگه نشه کاری براش کرد ، نظر شما چیه ؟
    با دروغاش چیکار کنم ؟ به روش نیارم ؟
    توی این شرایط بچه دار شدن می تونه روی تعهد مردا تاثیر مثبت داشته باشه ؟

  18. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 12 مهر 98 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1394-1-17
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,231
    سطح
    56
    Points: 7,231, Level: 56
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 119
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    411

    تشکرشده 310 در 114 پست

    Rep Power
    44
    Array
    سلام. تجسس نکردن بسیاااار سخته.یعنی من هم بعضی اوقات دیگه دارم از فکرش دیوونه میشم ولی سر خودم و بند میکنم تا نرم سراغ گوشی شوهرم.با اینکه تابحال ازش چیزی ندیدم ولی از بس این موضوعات زیاد شده منم حساس شدم.ولی نکن اینکارومنم دیگه انجام ندادم و واقعا راحتم.هر کسی حریمی داره.ریشه خیانت همسرت رو در چی میبینی؟ محبت کم میبینه.آرامشش در منزل و یا اخلاقیات منفی خود شما؟ بگرد ببین تو چه چیزایی کم گذاشتی برای شوهرت( شایدم شما کم نذاشته باشی) ولی ریشه یابی کن و در همون جهت پیش برو.
    نظر من در مورد بچه دار شدن اینه که صبر کن.هزاران مورد دیدیم که خانم برای همین متعهد کردن همسر باردار شده ولی نه تنها اون اتفاق نیفتاده بلکه زندگیشونم از هم پاشیده و اون بچه مونده بین پدر و مادر‌ جداشده...

  19. 3 کاربر از پست مفید donya. تشکرکرده اند .

    masomeh2016 (چهارشنبه 03 آذر 95), Shadi2 (چهارشنبه 03 آذر 95), ستاره زیبا (پنجشنبه 04 آذر 95)


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. لجبازی و دعوا
    توسط فاطن در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 11 دی 94, 16:28
  2. کمک کنید کامل خودمو عوض کنم و تیپم و رویه ام عوض کنم
    توسط مینای سخن گو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 شهریور 94, 07:57
  3. دعوا بین حافظ و صائب و شهریار بر سر "ترک شیرازی"
    توسط بالهای صداقت در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 مهر 88, 10:30
  4. دوست مجازی ! احساس مجازی !
    توسط lord.hamed در انجمن مسائل واخبار اعضاء و تالار
    پاسخ ها: 41
    آخرين نوشته: دوشنبه 16 دی 87, 16:54
  5. سربازی و ازدواج
    توسط omid84 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 04 بهمن 86, 16:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.