به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 23 نخستنخست 12345678910111213 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 221
  1. #21
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    نظر همه محترمه به شرطی که با تمسخر و کنایه نباشه. لطفا رعایت کنید.

  2. #22
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 شهریور 89 [ 17:39]
    تاریخ عضویت
    1387-8-24
    نوشته ها
    1,569
    امتیاز
    8,965
    سطح
    63
    Points: 8,965, Level: 63
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 502 در 230 پست

    Rep Power
    174
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    خانوم نازنین غ باز هم عرض می کنم نظر بنده فاقد هرگونه جسارت و توهین بود.و هم چنین پوزخند . برداشت شما متاسفانه اشتباه بود.در هر حال be cool

  3. #23
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 اردیبهشت 88 [ 09:28]
    تاریخ عضویت
    1387-7-02
    نوشته ها
    258
    امتیاز
    5,305
    سطح
    46
    Points: 5,305, Level: 46
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    من از پاسخهايي كه همه شما دوستاي گلم دادن تشكر مي كنم . واقعا همتون هميشه نظر لطف به من داشتيد . نازنين گلم خيلي از صراحت كلامت خوشم مياد عين خودمي ، حس ميكنم اگه ببينمت شايد از لحاظ ظاهري هم خيلي به هم شبيه باشيم .
    به هر حال من برايه حل اين مشكل كه حال يه معضل شده اينجا موضوع و ايجاد كردم و قصد ايجاد فضاي پر تنش و ندارم . بازم از همه همتون ممنون و سپاسگزارم
    دوستان جديد پيدا كنيد،اما دوستان قديمي را هم حفظ كنيد ، اينها نقره و انها طلا هستند.



  4. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 10 اردیبهشت 88 [ 19:23]
    تاریخ عضویت
    1387-8-25
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    3,198
    سطح
    34
    Points: 3,198, Level: 34
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 6 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    عزیز دلم سلام. به قول یه بنده خدایی مشکل بین عروس و خانواده شوهر تا حدودی طبیعیه. هیچ وقت اجازه نده این حد و مرز طبیعی بیش از اندازه گسترده بشن. به نظر من نباید اجازه می دادی شوهرت چیزی بفهمه. فکر کن دعوای بین تو و مادر شوهرت دعوای بین تو و مادرت بود. بازم میذاشتی شوهرت بفهمه؟ تجربه ی شخصی من نشون میده که متاسفانه مردا در اینجور موارد فقط کارو خرابتر میکنن. پس تا دیر نشده با مشورت پدر و مادرت یه راهی پیدا کن که بتونی آتش خشم مادر شوهرتو خاموش کنی. چون همونطور که میدونی ممکنه خدای ناکرده شعله ی خشمش زندگیتو بسوزونه. فکر کن داری میری با همسایت حرف بزنی، نه با مادر شوهرت.به نظر من در مورد برخورد با خانواده ی همسرت مستقل از همسرت رفتار کن!

  5. #25
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 اردیبهشت 88 [ 09:28]
    تاریخ عضویت
    1387-7-02
    نوشته ها
    258
    امتیاز
    5,305
    سطح
    46
    Points: 5,305, Level: 46
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    ممنون از تو شعله عزيز
    نظر خيلي خوبي دادي ؛ شايد بتونم اين كارو من بكنم ؛ اما مادر شوهر من كه نمي تونه به من به چشم همسايه اش نگاه كنه ؛ و چه بهتر كه نمي تونه ، چون اينقدر غرور داره كه حتي با همسايه هاشونم رابطه خوبي نداره . اون از روز اولي كه من وارد خونشون شدم منو با اسم عروس خطاب كرد و دائم سعي كرد بهم بفهمونه اوني كه اونجا نشسته خواهر شوهرته ، اون يكي برادر شوهرته و من مادر شوهرتم كه مي خوام از صفحه روزگر محوت كنم
    نمي دونم اين چه قسمتي بود كه نصيب من شد ؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ديروز كه از سر كارم رفتم خونه ، تو مسير حالم بد شد ، زنگ زدم بابام اومد بردم بيمارستان ، خدا ميدونه ديشب كه از بيمارستان اومدم خونه ، عين يه جسم نيمه جون افتادم رو تخت و تا صبح زير سرم خوابم برد . بيچاره خونوادم .؛ نمي دونم بايد چيكار كنم ؟
    همه اينا بخاطر اينه كه مبينم شوهرم پشتمو خالي كرد و منو به مادرش ترجيح داد ، او رفت و حتي نفهميد كه من چقدر تنها مانده ام ، مني كه هيچ گاه تنهاش نذاشتم ... تو بي پوليش ، تو تنهائيش ، تو مريضي اش ، تو غمش ، اما او چه ساده گذاشت و رفت ...
    چقدر بي وفائييييييييييييييييييييي
    دوستان جديد پيدا كنيد،اما دوستان قديمي را هم حفظ كنيد ، اينها نقره و انها طلا هستند.



  6. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 آبان 88 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1387-7-06
    نوشته ها
    251
    امتیاز
    4,767
    سطح
    44
    Points: 4,767, Level: 44
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 10 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    ماندگار عزیزم اینقدر غصه نخور آجی
    خدابزرگه مطمئن باش که شوهرتم الان پشیمونه ولی روی برگشتن نداره چند روز طاقت بیار تا هر دو طرف سردبشین بعد بیرون باهم صحبت کنین نه در حضور خانوادهاتون .
    یه کم با سیاست رفتار کنی میتونی همه چیزو حل کنی . من اگه تو همون دوران عقدم با شما و اینجا آشنا شده بودم مطمئنم الان این وضعو نداشتم

    یه وقتایی ما فقط چوب سادگی و عدم سیاست خودمونو میخوریم تا دیر نشده پاشو و از نو زندگیتو بساز ولی این دفعه با حدو مرزمشخص .
    کسی رو که دوست داری چند وقت یکبار بهش یادآوری کن تا فراموش نکنه که قلبی براش میتپه.

    هر وقت تو نیمه تاریکی از زندگیت قرار گرفتی به این فکر کن شاید خدا میخاد غافلگیرتون کنه.

  7. #27
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    ماندگار عزیزم
    واسه چی ضعف نشون میدی آخه؟
    اون باید ناراحت بشه اگه تو رو از دست بده تو که نباید ناراحت باشی غصه نخور عزیزم خدا رو شکر کن که هنوز نرفتی سر خونه زندگیت و عقدی
    همین الآن تکلیفت روشن شه بهتره عزیزم
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  8. #28
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 اردیبهشت 88 [ 09:28]
    تاریخ عضویت
    1387-7-02
    نوشته ها
    258
    امتیاز
    5,305
    سطح
    46
    Points: 5,305, Level: 46
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    ميدونيد يه چيز خيلي عذابم ميده هر چي مي خوام فراموشش كنم نمي تونم ، اونم اينه كه چرا مادر شوهر من با اينكه ميدونه شوهر من چقدر روي من تعصب داره و حساسه ، رفته بهش گفته كه زنت جلو داماد و برادراش بي حجاب بوده و هزار چيزه ديگه كه به خدا روم نميشه بگم ( اخه به كدامين گناه ناكرده ) !!!!
    آخه مگه من چه هيزم تري بهش فروخته بودم ، فقط با اين كارش مي خواست شوهرمو به جونم بندازه و اونو عصبي بكنه كه سر من داد بزنه و جلو همه باهام دعوا كنه . به خدا اينبار ديگه كوتاه نميام ، دلمو شكوندن ، هر چي كه به شوهرم ميگفتم من حجابمو رعايت كرده بودم ، اما تو گوشش نمي رفت كه نمي رفت ، خدا از سر مامانش نگذره . چقدر اخه بعضي از اين بزرگترها تا اين حد بي انصافند ؟؟؟ چرا آخه ؟؟؟
    دوستان جديد پيدا كنيد،اما دوستان قديمي را هم حفظ كنيد ، اينها نقره و انها طلا هستند.



  9. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 اسفند 89 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1387-8-01
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    4,483
    سطح
    42
    Points: 4,483, Level: 42
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    69

    تشکرشده 73 در 47 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    عزيزم اينقدر غصه نخور. مي دونم خيلي سخته. هيچ كدوم از ماها جاي تو نيستم. ولي اصلاً كوتاه نيا. اگر كوتاه بيايي اين كار واسش عادي مي شه. حرمتها خيلي شكسته شده. همش هم به نظر من تقصير همسرت هست كه نمي تونه جلوي مامانشو بگيره. به خدا توكل كن. تو تايپيك مادرشوهر نق نقو و بددهن يه پستي برات گذاشتم برو بخونش. كوتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتاه نيايي ها.
    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.

  10. #30
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 اردیبهشت 88 [ 09:28]
    تاریخ عضویت
    1387-7-02
    نوشته ها
    258
    امتیاز
    5,305
    سطح
    46
    Points: 5,305, Level: 46
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    الينا جون و harfe dele عزيز
    من وقتي عاشق همسرم شدم ، با اينكه خونواده ام با اين وصلت موافق نبودن ، واقعا عاشقش بودم ، به خاطرش همه چيزو تحمل كردم همه چيزو ، حتي توهينهاي مادرش و نسبت به خونوادم ؛ همش هم به خطر اينكه شوهرمو دوست داشتم و نمي خواستم كه از دستش بدم ولي اينبار خوب جواب محبتهامو داد ؛ خوب حقمو گذاشت كف داستم و گفت به سلامت . حالا مي بينم زيادي از خود گذشتگي به خرج دادم حالا ديگه من كوتاه بيا نيستم كه نيستم آتش خشمم لحظه به لحظه داره بيشترو بيشتر ميشه ، تمركزمو از دست دادم ؛ مي خوام خرخره مادر شوهرم و بجوئم ، كه زندگيمو داره دستي دستي ازم ميگيره
    دوستان جديد پيدا كنيد،اما دوستان قديمي را هم حفظ كنيد ، اينها نقره و انها طلا هستند.




 
صفحه 3 از 23 نخستنخست 12345678910111213 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.