به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 101
  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 20 مهر 87 [ 10:04]
    تاریخ عضویت
    1386-11-01
    نوشته ها
    642
    امتیاز
    5,809
    سطح
    49
    Points: 5,809, Level: 49
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    470

    تشکرشده 496 در 278 پست

    Rep Power
    83
    Array

    RE: از دستشون خسته شدم

    بابا مارال جان اينقدر با گفتن اين جمله ها و به ياد اوردنشون نخواه كه موضوع را براي خودت بزرگتر كني يك زندگي رو راحت تر بگير به نظر من مهمترين چيز اينه كه شوهرت دوست داره و حرفهاي تورو قبول داره بي خودي از اونها طرفداري نمي كنه
    به نظر من با تكرار اين مشكلات براي خودتو و شوهرت زندگي رو تلخ نكن حالا ببين كي گفتم با گفتن اين چيزها براي شوهرت فقط كارو به جرو بحث هاي عميق تر مي رسوني

  2. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 شهریور 90 [ 23:06]
    تاریخ عضویت
    1386-11-19
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    6,188
    سطح
    51
    Points: 6,188, Level: 51
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 162
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 20 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از دستشون خسته شدم

    سلام به همگی سال نو مبارک امیدوارم همتون سال خوبی داشته باشید هنر مند جان مرسی از راهنماییت عزیزم باور کن چیزی رو بزرگ یا تکرار نمیکنم اینا واقعیتهای زندگیه وهرچقدر بخوام بیخیال بشم نمیشه چون همیشه میبینمشون وچشم تو چشمشونم وانتظاراتشون همچنان پابرجاست درسته شوهرم از اونا طرفداری الکی نمیکنه ولی دوستم نداره که باهاشون قهر باشیم یا اونا ازما ناراحت باشن اگه به منم نگه از رفتاراش معلوم میشه که وقتی اختلاف داریم عصبیه منم از این میترسم این قهر واشتیها اخرش شوهرمم خسته کنه
    امیدوارم موفق باشی

  3. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 شهریور 90 [ 23:06]
    تاریخ عضویت
    1386-11-19
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    6,188
    سطح
    51
    Points: 6,188, Level: 51
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 162
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 20 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از دستشون خسته شدم

    وای تورو خدا یکی کمکم کنه چرا من اینجوری شدم قبلا خیلی راحت تر زندگی میکردم اگه مشکلم روحی یا افسردگیه یا هرچی هست لطفا بگید برم درمان کنم دارم دیوانه میشم شوهرمم دیگه خسته شده چرا وقتی جواب کسیرو نمیدم بعدش اینقدر حرص میخورم این عادی نیست خودم میدونم این رفتارم غیر عادیه چیکار کنم بهم بگید خواهش میکنم از دست خودم خسته شده به خودم میگم یا همونجا جواب بده یا بعدش اینقدر حرص نخور ولی نمیشه که نمیشه دیروز جاریم اینا اومده بودن عید دیدنی خونمون ازمن پرسید با تعجب خیلی تابلو جلوی بقیه مهمونا پرسید تلویزیونت جزو جهازت نیست منم گفتم نه گفت ای وای راست میگی چرا من نتونستم جوابشو بدم چون میدونستم ومطمئن بودم که داره به من تیکه میاندازه چون کارش اینه با همه همینجورییه ولی من در جواب بالحن ارام گفتم نه رسممون نیست تلویزیون جهاز بدیم بعدم حرف عوض کردم ولی بعد از اونا دارم دیوانه میشم نصف شب از خواب پریدم تا خود صبح این فکرا نگذاشت بخوابم که چرا جوابشو جوری ندادم که بفهمه ناراحت شدم همش توذهنم درگیرم که کی ممیبنمش واینبار جوابشو میدم من اصلا قبلا اینجوری نبودم خیلی ارامش داشتم از خیلی از حرفا به راحتی میگذشتم ولی الان خودمو نمیتونم قانع کنم که جواب ابله خاموشیه یا اینکه ایکاش بتونم همونجا جوابشو بدم که اینقدر حرص نخورم شما بگید من چیکار کنم توروخدا نگید که سخت نگیر و گذشت کن چون نمیتونم با خودم کنار بیام شاید بخاطر اینکه صبرم سر اومده ولی هرچی هست ارامشو ازم گرفته نمتونم راحت بخوابم درصورتیکه میدونم اینا موضوعات کوچیکیه شاید چون قبلا خیلی مارو اذیت کردن خسته شدم نمیدونم چمه تورو خدا منو راهنمایی کنید نمیدونم چیکار کنم

  4. #24
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: از دستشون خسته شدم

    سلام مارال
    توصیه می کنم برای تمرین مهارتهای ابراز وجود و قاطعیت به یک روانشناس بالینی مراجعه کنی و بر اساس تمرین هایی که بهت میده ، بتوانی اینگونه روشها را بهتر در زندگی پیاده کنی.

  5. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    مدیرهمدردی (جمعه 17 مهر 88)

  6. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 شهریور 90 [ 23:06]
    تاریخ عضویت
    1386-11-19
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    6,188
    سطح
    51
    Points: 6,188, Level: 51
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 162
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 20 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از دستشون خسته شدم

    خیلی از راهنماییتون سپاسگذارم اقای مدیر من میدونم از جهت اینکه نمیتونم از خودم دفاع کنم مقصرم ولی بعضی جاها اصلا نمیدونم چیکار باید بکنم مثلا چند روز پیش برای اینکه دل مادر شوهرمو بدست بیارم باهاشون رفتیم مسافرت وقتی من از اتاق بیرون اومدم حتی نگذاشت من دور بشم تا نشنوم شروع کرد از من بد گفتن به جاریم ونم که از خدا خواسته تایید میکرد میگفت پسر منه که اینو نگه میداره این دختره لیقته مارو نداره من همه اینارو شنیدم ولی به روی خودم نیاوردم ولی از درون دارم میپوسم به هرکس گفتم گفت باید میرفتی وداد بیداد راه میانداختی اما من نکردم اخه من اهل این جنجالها نیستم شما بگید من اونجا باید چیکار میکردم
    نخواستم مسافرتمون خراب بشه به نظر شما کار خوبی کردم یا نه ا

  7. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 20 مهر 87 [ 10:04]
    تاریخ عضویت
    1386-11-01
    نوشته ها
    642
    امتیاز
    5,809
    سطح
    49
    Points: 5,809, Level: 49
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    470

    تشکرشده 496 در 278 پست

    Rep Power
    83
    Array

    RE: از دستشون خسته شدم

    من پيشنهاد مي كنم كه توي تالار يك گشتي بزني خيلي ها دلشون مي خوادكه از تجربه هاي شما استفاده كنند و خودت هم مي توني با خوندن تجربه هاي ديگران پي ببري كه توي همه زندگي ها اين مسائل هست و همه دارن باهاش دست و پنجه نرم مي كنند و فقط تو نيستي كه اين مشكل و داري پس بيا بيرون توي تالار و موضوعات ديگه و كمي هم با ما باش ببين ما چي مي كشيم و چي براي گفتن داريم

  8. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 دی 88 [ 16:48]
    تاریخ عضویت
    1386-10-03
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    4,265
    سطح
    41
    Points: 4,265, Level: 41
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از دستشون خسته شدم

    سلام مارال جان من هم مشکل شما رو دارم که نمی تونم جواب خانواده شوهرم رو بدم و همش تو خودم می ريزم. با کمک اين سايت تونستم کمی از حساسيت هامو کم کنم ولی هنوزم خيلی موارد ناراحت می شم. همش من زنگ می زنم از وقتی اومدم اينجا خانواده شوهرم حتی يک بارم بهم زنگ نزدن حتی برای روز مادر يا عيد کادو گرفتم ولی يه تلفن هم نکردن و وقتی من زنگ می زنم گله می کنن که چه عجب؟ شوهرمم هم چيزی بهشون نمی گه که اونارو ناراحت نکنه و من بيشتر حرص می خورم اگر شما بوديد چيکار می کرديد باز هم زنگ می زديد؟ با اينکه اونا به من کم محلی مي کنن ولی من باز هم زنگ می زنم و وا نمود می کنم که همه چيز خوبه البته 2 ماهی يه باز يا ماهی يه بار زنگ می زنم ولی اونه نمی خوان اين رابطه باشه من به نظر شمه بايد چیکار کنم؟

  9. #28
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 اردیبهشت 88 [ 11:11]
    تاریخ عضویت
    1387-2-23
    نوشته ها
    363
    امتیاز
    5,286
    سطح
    46
    Points: 5,286, Level: 46
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    209

    تشکرشده 211 در 131 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از دستشون خسته شدم

    سلام به مارال عزيز
    من مشابه مشكل تو رو داشتم و عذاب مي كشيدم وقتي مي رفتيم اونجا و بيرون ميومديم مثل يه بمب بودم كه هر لحظه منفجر مي شه و تمام روز و حتي چند روز رو عصباني و ناراحت بودم و تمام اينها باعث مي شد با شوهرم جر و بحثم بشه
    با خودم كه فكر كردم ديدم دو راه دارم :
    بي خيال شم هر چي مي گن بگذرم
    يا همون لحظه هر چي به نظرم رسيد جواب بدم با اين كه كلا آدم كم رويي هستم و سعي مي كنم جواب كسي رو ندم ولي در اين مورد خاص ديدم چاره ديگه اي ندارم
    حالا بسته به موقعيت يا بي خيال مي شم و وقتي از خونشون بيرون ميايم انگار نه انگار كه اتفاقي افتاده گاهي هم جواب حرفاي نامربوط و رفتارهاي زشتشون رو ميدم البته ممكنه خيلي هم مستقيم نگم و يا شايد بيشتر از يكي دو جمله نشه و يا بعدا فكر كنم كاش اينو نمي گفتم و يه چيز ديگه مي گفتم ولي حداقل نتيجه اش اين شده كه ديگه حرفام توي دلم جمع نمي شه و حتي بعد از يكي دو هفته فراموش مي كنم در حاليكه هنوز كارها و حرفهايي كه در اوايل ازدواجمون بهم زدن تو ذهنمه و گاهي آزارم مي ده البته اگه جوابشون رو مي دي سعي كن مودبانه باشه و حتي المقدور در زمان حضور شوهرت باشه تا بعدا حرفات رو با تغيير و ...!تحويل شوهرت ندن و تو رو از چشمش بيندازن
    ولي اينو بدون زندگي بالا و پايين داره اين تويي كه بايد بتوني مسير زندگيت رو درست و زيبا طي كني

  10. کاربر روبرو از پست مفید گلپر تشکرکرده است .

    گلپر (جمعه 17 مهر 88)

  11. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 خرداد 87 [ 08:40]
    تاریخ عضویت
    1386-9-10
    نوشته ها
    133
    امتیاز
    5,417
    سطح
    47
    Points: 5,417, Level: 47
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    100

    تشکرشده 109 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از دستشون خسته شدم

    سلام
    من کاملاً درکت می کنم .
    خیلی سخت است .
    ولی یک چیزی بگم آروم بشی : من یک نفر را می شناسم آنقدر مشکلات داره که شنیدنش تحمل می خواد ولی می دونی این شخص آنقدر تازه ، جوان ، خوشگل باقی مانده است چون همیشه میگه : من همه لحظات روز به آرزوها و اهدافم فکر می کنم .

    تو هم کمی به خودت فکر کن، به رویاهات فکر کن ، به خودت برس، بسپار به خدا .
    روی بینش فکری خودت فکر کن . سعی کن خودت را عوض کنی .

  12. کاربر روبرو از پست مفید کیمیا تشکرکرده است .

    کیمیا (شنبه 11 خرداد 87)

  13. #30
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 مهر 88 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1387-3-10
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    3,571
    سطح
    37
    Points: 3,571, Level: 37
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 11 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از دستشون خسته شدم

    سلام مارال جان:
    باور کن من هم همین لحظات تلخ را داشتم(ازجانب خواهرشوهرم)، اما باید سپاسگزار خداوند باشی که شوهرت را در سمت خودت داری،و حداقل باتسلی تو جو را خراب تر نمیکنه .در صدد دلجویی ازت برمیاد
    بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم


 
صفحه 3 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نمی خوام از دستش بدم، یک خواستگار دیگه هم داره
    توسط 2JZ-Engine در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 مرداد 96, 01:18
  2. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: شنبه 31 خرداد 93, 11:04
  3. داستان زندگي و مشكلات من -خسته ام ديگه از خودم
    توسط mahsa-f در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: چهارشنبه 26 بهمن 90, 12:18
  4. شوهر من از همه نظر خوبه ولی به خانوادش وابسته هستش.
    توسط teli در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 04 شهریور 90, 14:16
  5. داستان طنز « خواستگاري
    توسط keyvan در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 03 بهمن 87, 02:39

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.