سلام
ما خونواده هامون که با هم تعارف ندارن که بخوان رو در باستی کنن و نخوان غیر مستقیم بگن نه....
تازه من و دوستم با هم همکلاس بودیم...
تو دانشگاه ازش خواستگاری کردم...
من که عجله ندارم دختره داره همه چیو تموم می کنه من با اون نمی دونم چکار کنم....
تشکرشده 15 در 13 پست
سلام
ما خونواده هامون که با هم تعارف ندارن که بخوان رو در باستی کنن و نخوان غیر مستقیم بگن نه....
تازه من و دوستم با هم همکلاس بودیم...
تو دانشگاه ازش خواستگاری کردم...
من که عجله ندارم دختره داره همه چیو تموم می کنه من با اون نمی دونم چکار کنم....
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
سلام:
دوست عزیز من تمام تاپیک های شما رو مطالعه کردم..با تشکر از دوستان که تا الان راهنمایی تون کردن منم جسارتا چند مورد رو می گم....در ای رابطه شما تمام اصول اصلی را رعایت کردید و می فرمایید تنها سربازی باقی است که آن هم با توجه به وضعیت مالی خوبتون نمی تونه نگران کننده باشه.شما نگفتید آخه اون خانم دلیل مخالفت پدرشون رو دقیقا چی ذکر می کنن؟با چه لحنی این موضوع رو به شما می گن و شما از لحن ایشون چه برداشتی می کنید؟
خانمی که خودش تمایل به وصلت نداشته باشه با یک لحن خاص بی تفاوتی صحبت می کنه و دلایل واهی می یاره ولی اگر اونم واقعا شما رو بخواد تقریبا اتیشی صحبت می کنه و شما تا حدودی متوجه می شید...
من اگر جای شما بودم با خانم تماس می گرفتم و جایی باش ملاقات می کردم و حضوری دلیل قطعی رو ازش می پرسیدم و با همفکری اون جلو می رفتم...می گفتم تو پدرت رو بهتر از من می شناسی اگر تو خودتok هستی پشت هم بریم جلو...من میرم پیش پدرت با اجازه تو و نظرات اونو می خوام ولی اول برام این مهمه که تو پا به پای من هستی یا نه؟
رو جواب دختر خانم و طرز صحبت و لحن و مکث هاش دقت کنید 100 % می فهمید...بگید من تو رو با خانواده ات می خوام و می خوام تو راضی باشی بیا اگه پشتمی با همفکری هم بریم جلو....ببین چی میگه بعد تصمیم بگیر..
این طور هم به اون و خانواده اش احترام گذاشتی و هم 100 % جواب سوالاتو میگیری....
موفق باشی....
تشکرشده 15 در 13 پست
سلام rsrs1380
ممنون از راهنماییت.....
اون میگفت که به هیچ وجه باباش راضی نمیشه...
یکی اینکه پسره بیکاره و خدمت نرفته...
به لحن خاصی نگفت اینو...عادی بود...به نظرت لحن اینکه چطوی میگه مهمه؟؟؟؟؟؟؟؟
تشکرشده 83 در 46 پست
دوست عزیز ازش پرسیدی که نظرش چیه؟ چه تصمیمی داره؟
تشکرشده 15 در 13 پست
سلام پونه..
هی میگه که چون نمیشه و نمیزارن این وصلت انجام بشه،پس بی خیال هم بشیم و اینجوری بهتره...
نمیدونم چرا اینهمه این دختر داره حال من رو می گیره..
اگه دوسم داشته باشه که اینقد آسون نمیتونه از من بگذره>>>
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
سلام دوباره
بله لحن یک دختر خیلی خیلی خیلی مهمه..........
از مکث ها و میزان جوشی که می زنه خیلی چیزها میشه فهمید...باید باهوش باشید.....
من بازم نظر بالا رو دارم ایشون از قبل هم ایم موارد رو می دونسته و باید تکلیفتونو معلوم کنه...همون کار بالا رو بکنی خوبه به نظ من ..حضوری ازش بپرس قطعا اگه باهوش باشی می فهمی...
تشکرشده 83 در 46 پست
آروم باش یه بار دیگه گفتم بازم میگم این دوستت داره بازار گرمی میکنه ببخشید که رک میگم.
عاشقش باش ولی به اندازه ای که بهت محبت میکنه بهش محبت کن پسر خوب.
از راه های رسمی و منطقی برو جلو بذار احترام ها حفظ شه انجوری یه رودر بایستی هم بینتون پیش میاد که باعث میشه که شما رو اینقدر دست نندازن
بازم به خاطر صراحتم ازت معذرت می خوام.
موفق باشی.
تشکرشده 15 در 13 پست
ببین ما نمیتونیم به راحتی همدیگه رو ببینیم...
فقط میتونم تو ماشینم اونم تو یه کوچه پس کوچه همدیگه رو ببینیم...
باشه سعی میکنم ببینمش و خوب به رفتارش توجه کنم..
ولی وقتی میگه باباییم هزار و پونصد تا بابایی از دهنش میپره بیرون...
همین آتیشی نبودنش و همین زود ناامیدی هاش منو داغون میکنه...
پونه جان...
ببین من می دونم دوستم داره اما نمی دونم واسه ازدواجه یا اینکه نه میخواد من باشم اگه بهترش نیومد دیگه به من راضی باشه....
تشکرشده 15 در 10 پست
سلام عزیز
طرف مقابلت دلش می خواد این رابطه تموم بشه ، من این طوری فکر می کنم ، وقتی میگه بی خیال هم بشیم من چیزی جز این استنباط نمی کنم . علاقه به ازدواج با تو نداره ، همه مشکلات قابل حل هستند ، بالاخره شما مشکل کار و سربازی رو حل می کنید ،مگه نه ؟
فکر کنم اون قدر براش مهم نیستید که بتونید با حل کردن مشکلات راهتون رو هموار کنید ...
تشکرشده 15 در 13 پست
سلام g.kh
شایدم اینجوری باشه...
ولی اون خودش اومد دنبال من...من ترکش کرده بودم...
چرا آخه می خواد اینکارو بکنه؟؟؟؟
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)