سلام آرزوی عزیز
برخلاف آنی گرامی
بنده نظرم اینه که با توجه به این که مطمئنی ایشون این کار رو می کنه و با مطرح کردن شما دروغ میگه . باید مچ وی را گرفته و بعد هم قاطع برخوردکنید.
و ابتکار عمل رو به دست گرفته و بگویید که چرا با دروغ با شما برخورد کرده و انکار کرده و این که آیا جواب اعتماد شما به ایشون این بوده . و بعد هم محکم بگو دلیل این کار چیه ، چرا با وجود این که زن داری دنبال زنهای دیگه میری . به شما بگم که اگه ایشون به صورت خلاف شرع اقدام می کنه که جرم محسوب میشه . بهتره وقتی به منزل می روید فردی که شوهر شما از او حساب می برد یا کلاً با وجودش شوهر شما بعدش نمی تونه از موضع قدرت با شما برخورد کنه با شما همراه باشه ، به عبارتی یک شاهد قوی با خود همراه داشته باشید ، البته به او نگویید جریان چیه ، فقط بخواهید شما را تا منزل همراهی کنه و بگویید دلیلش را بعداً خواهید گفت ، که اگر آنچه شما تصور می کنید پیش اومد که خود خواهد فهمید هدف شما چی بوده و اگر هم نه که بگو احساس خوبی نداشتم نیاز بود بگم شما بیایید .
در یک کلام بهتره اول عیناً هم به شما ثابت بشه ، بعد هم محکم برخورد کن . ضمناً اگر ایشان نزد شما این گونه لو بره ، چرا طلاق پیش آید ؟ چون ممکنه اون از خداش باشه که شما بگویید طلاق ، شما قاطعانه با او برخورد کنید به گونه ای که او به توبه و عذر خواهی و... بیفتد در اون صورت تضمین برای عدم تکرار قضیه بخواهید .
اما یادتان باشد در موقعیت مقتضی بعد از این ماجرا از او جویا شوید که چرا این کار را می کند و مواظب باشید نگویید من کم نمی گذارم تو چرا فلان . بلکه به این شکل بپرسید ، که مگه تو زن نداری ، و مگه نیازت از زنت تأمین نمی شه ، پس چرا سراغ زنهای مردم میری ؟
در این صورت او یا باید بگوید از شما رضایت در تامین نیاز ندارد که در این صورت در ادامه متوانی بپرسی که برایت روشن کنه یعنی چی و آیا کوتاهی کردی و کلاً چه انتظاری از شما داشته و شما براورده نکردید ؟ اینجوری معلوم میشه تو ذهنش چی می گذره ، یا این که دلیلی از کوتاهی شما نمی آورد و رضایتش از شما را عنوان می کند و در ادامه می توانی بپرسی که دلیل این کارش چیه ؟ ، که جوابش یا سکوته یا این که دست خودم نیست یا دوست دارم و عادت کردم و خلاصه هر دلیلی که هیچکدام منطقی و پذیرفته نیست .
که هر وقت به اینجا رسیدی راهنمایی می کنیم که چه کنی .









علاقه مندی ها (Bookmarks)