به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 23 نخستنخست 12345678910111213 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 229

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 26 دی 88 [ 17:00]
    تاریخ عضویت
    1388-8-15
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    2,617
    سطح
    31
    Points: 2,617, Level: 31
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 23 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    یه مرد خوب چه مردی هست برای شخصیتی مثل خانم من
    آیا باید سر تعظیم فرود بیارم و دائم مطیع خانمم باشم ؟
    این دیگه خیلی غیر منتظره بود !!!
    نظره منم همینه
    حتما با همسرت به مشاوره خانواده ی دلسوز برید
    چند بار ! تا همه چی ریشه ای حل بشه

  2. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1387-7-21
    نوشته ها
    1,027
    امتیاز
    8,463
    سطح
    62
    Points: 8,463, Level: 62
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,165

    تشکرشده 4,222 در 1,018 پست

    Rep Power
    121
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    شما چقدر منفی باف هستین!!!!!!!!!!
    اخه به این زودی کی طلاق می گیره و کی طلاق میده؟

    اسوده باشید ،مشکل الان خیلی بزرگ نیست ،این مشکل وقتی بزرگ خواهد شد که به کارای لجبازانه ادامه بدین

  3. کاربر روبرو از پست مفید gole maryam تشکرکرده است .

    gole maryam (چهارشنبه 11 آذر 88)

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 خرداد 91 [ 10:07]
    تاریخ عضویت
    1388-5-23
    نوشته ها
    220
    امتیاز
    3,209
    سطح
    35
    Points: 3,209, Level: 35
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    345

    تشکرشده 339 در 159 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    خیلی از دوستان نوشته اند مشکل شما بزرگ نیست چون مشکلات بزرگ تر از مشکل شما را تجربه کرده اند و یا در اطراف خود دیده اند که ختم به خیر شده
    ولی می شود از یک دیدگاه دیگه به مساله شما نگاه کرد شنیده اید که تخم مرغ دزد شتر دزد می شود
    اگه در روابط بین زن و شوهر مشکلات کوچک به صورت ریشه ای حل نشود روز به روز مشکلات بزرگ تر و غیر قابل حل تر می شود و پرده احترام ها دریده خواهد شد
    پس چه خوب اگر شما و همسرتان با مطالعه و یا مراجعه به روانشناس حاذق اصول و مبانی روابط زناشویی را بیاموزید
    موفق و موید باشید

  5. کاربر روبرو از پست مفید اتنا تشکرکرده است .

    اتنا (چهارشنبه 04 آذر 88)

  6. #4
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    احساس خطر باید بکنم وقتی دارم بی تفاوت میشم به خانمم ؟

  7. #5
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    نقل قول نوشته اصلی توسط m25teh
    احساس خطر باید بکنم وقتی دارم بی تفاوت میشم به خانمم ؟
    نه احساس خطر نکنید . به این زودی دچار بی تفاوتی نمی شوید . همینکه به احساس خطر فکر می کنید یعنی بی تفاوت نیستید . یک حالت روحی خاص را تجربه می کنید که در آن باید به ارامش خود بپردازید و به اشتباهات خود فکر کنید و....


    به همسرتان گفتید که دوستش دارید و نیاز به یک مدت فاصله گرفتن و فکر کن بر عملکردها و اشتباهات دارید ؟!

  8. کاربر روبرو از پست مفید ani تشکرکرده است .

    ani (چهارشنبه 04 آذر 88)

  9. #6
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    آتنا جهت آگاهی توجه شما را به پست شماره ی 17 این تاپیک جلب می کنم و بقیه صحبتهای دوستان در ادامه مبحث پست 17 است .

  10. کاربر روبرو از پست مفید ani تشکرکرده است .

    ani (چهارشنبه 04 آذر 88)

  11. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    همسرم کلا جواب من رو نمیده پدرش هم به شکل طلب کار میگه چی میخوای

  12. #8
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    خوب طبیعی است . روح لطیف خانم تان آسیب دیده و شما در نقش مرد و حامی باید ابتدا کاری کنیدکه رنجش از دلش خارج شود .
    چرا پیامی محترمانه برای همسرتان به پدر ایشان نمی دهید ؟!
    چرا با سبد گل نمی روید دیدن همسرتان شاید در ابتدا برخوردها دوستانه نباشد ولی شما دیالوگ قوی و سازنده ای تدارک ببینید و بنشینید و یک چای بخورید و کوتاه حرفتان را بزنید و پیام اصلی را به همسرتان بدهید اگر رفتار دوستانه شد و جا داشت همسرتان را برای شام بیرون ببرید و حرفها را خفا به او بزنید و بگوئید که چقدر دوستش دارید و اطمینان دارید که او هم چنین حسی داد و حس رنجیدگی وی را هم درک می کنید و از رفتار خود هم عذر خواهی کنید و.....

    اول باید راه آشتی را پیش بگیرید و بعد فرصت بخواهید برای باز نگری به رفتارهای خود و....

    همسرتان رنجیده نازش را بخرید . نرم می شود . شما او را بهتر از ما می شناسید و به روحیا ت و علاقمندی هایش واقف هستید از همان راه وارد شوید .

    البته باید دل این بابای مهربان را هم نرم کنید او هم به واسطه ی رفتار شما با دخترش از شما دلخور است . ببینم چه می کنید .

  13. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 آذر 89 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1387-10-13
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    3,151
    سطح
    34
    Points: 3,151, Level: 34
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 173 در 58 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    با سلام خانم آنی راستش بعضی مواقع نمیتوان که همه چیز رو با زبان نرم و محبت زیادی پیش برد
    به عقیده من و با تعاریفی که این اقا از خانمشان گفتند رفتار طبیعی این خانم هم ندارند
    و اگر این اقا این بار ناز این خانم را بکشد شاید که الان و در زمان اندکی این مسئله حل شود اما در دراز مدت این خواهد بود.مخصوصا که این خانم زیادی روی قدرت این اقا و قوی بودنشان تکیه دارد و به عقیده من مشکل اصلی این خانم است که با کارهاش تحریک میکنه دوستمون رو .و چون چنین رفتاری از پدرش دیده(خشونت زیاد انتظار داره که مردش هم اینطوری باشه).ب

    باید با محکم بودن و استقامت و اعتماد به نفس با خانمت باشی .جلوی اون خودت رو کوچیک اصلا نکنن و قوی باش اما هرگز دیگه دست روش بلند نکن.مثلا اون شب که صدا موبایلشو بلند کرده بود باید میرفتی کنارش و دستش رو میگرفتی و مستقیم تو چشاش نگاه میکردی که خانم من صداش رو کم کن و تو یک خانم کامل هستی و یک بچه نیستی و میگفتی با محکم و اعتماد به نفس که عزیزمم من اعصابم بهم میریزه و مثلا اگه اون هم گوش میداد دستش رور میبوسیدی و میرفتی مطمئنا هم اون حال میکرد و هم خودت.
    پس جلوش اعتماد به نفس داشته باش و ضعیف نباش و کارایی بکن که حس کنه که تو خیلی محکم هستی خواسته هات رو محکم بگو(نه با زور بلکه با اعتماد به نفس)و محبت کردنت هم مردونه باشه و همراه با قدرت نه با کوچیک کردن خودت .
    بذار چند روز بگذره بعد برو خونه اونا و محکم و مردونه حرفات رو بزن بعدن برین مشاوره دو تایی.
    خوش باشی

  14. 3 کاربر از پست مفید MOHAMMAD. تشکرکرده اند .

    MOHAMMAD. (چهارشنبه 24 آذر 89)

  15. #10
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیخوام از دستش بدم

    دوستان این خودسازی وقتی نمیدونی که طرف مقابلت چه چیزهایی رو دوست نداره خیلی دشوار و سخت هست
    من الان چند روزه دارم فکر میکنم میبینم که جور در نمیاد
    وقتی دل کسی به زندگی نباشه چطور میشه با رفتارهات او رو وادار به زندگی مجدد کنی ؟
    به نظر من از اول هم این پیوند اشتباه بوده البته با نگاه هایی که به گذشته میندازم مگر نه به خودم باشه دوست دارم ادامه پیدا کنه اما با تغییرات شگرف در اخلاق و رفتارها
    نمیدونم شاید به یه جور پوچی میرسم که واقعا به چه منظور زندگی میکنم ؟ آیا طاقت دارم بازم بد و بیراه بشنوم و سکوت کنم ؟ ایا واقعا کسی که به من میگه بی کس و کار و بی عرضه و یا هر چیزی که به ذهنش میرسه به خانواده من نثار میکنه آیا واقعا من رو دوست داره ؟ ایا واقعا زندگی زناشوئی یعنی این ؟
    من قبل از ازدواج واقعا از زندگی متاهلی یک زندگی معنوی و پاک در نظرم بود
    اما حالا به کجا رسیده ام ؟ به یک زندگی که 5 ماه ازش میگذره و هیچی نشده به بدترین شکل شخصیت من جلوی خانواده ها شکسته شده و اونقدر در اخلاق و رفتار من اغراق کرده خانمم که همه بی شک فکر میکنند من یک جانی بالفطره هستم و ایرادات تماما از من هست
    مگه میشه من بیخود زده باشم ؟ (حتی به فرض اینکه کار من غلط هست )
    من کسی هستم که واقعا مخالف زدن خانم ها حتی به شکل کمش هستم و خواهم بود
    اما واقعا تحریک کرد من رو به اینکه کتکش بزنم وقتی که گفت عرضه زدن نداری میان لهت میکنن و .....
    بین دو راهی موندم : آیا ولش کنم و رها کنمش یا اینکه امکان بازگشتش هست و باید دوباره بهش فکر کنم ؟
    مطمئنم او اونجا شاد و خرم هست و هیچ نیازی به من نداره این رو حس میکنم


 
صفحه 3 از 23 نخستنخست 12345678910111213 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.