نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
به به صاحابش اومدخوش آمدی که خوشم آمد از آمدنت فرشته جان! این باغ شبهاش هم با صفاست:
همچنان که متوجه شدی جانم برات بگه که داشتم چهچه میزدم این تصنیف زیبا رو:
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ آآآهاهاییییییییی ها ها ها ها هاااااااااااااااااااااااا اااااایییییییییییییییی آآآآآآآاااااااییییییییییی
ساقیا جام میام ده که نگارنده غیب / نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
![]()
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
اشک من رنگ شفق یافت ز بیمهری یار
طالع بیشفقت بین که در این کار چه کرد
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
ساقیا جام میام ده که نگارنده غیب
نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
آن که پرنقش زد این دایره مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد
حافظ
فرشته جان بابا بیکاری سارا رو دعوت می کنی؟
فکرش رو بکن وسط این آرامش نیمه شب تالار و چه چه بی دل و تصنیف و مهتاب و زلال آب و ... یهو اینا بپرن وسط <a href="http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&lpver=3&ref=11" target="_blank"><img src="http://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/000203D6.gif" border="0" title="Click to get more." ></a> <a href="http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&lpver=3&ref=11" target="_blank"><img src="http://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/000203DA.gif" border="0" title="Click to get more." ></a>





خوش آمدی که خوشم آمد از آمدنت فرشته جان! این باغ شبهاش هم با صفاست:

پاسخ با نقل قول
. همین که سارا بیاد اون آفتابی نمیشه به جون خودم 



ولی بر فرض محااااااال اگر شنیدی پاشو بیا باغ
بساط قهوه و چاییت رو هم بیار
) اگه تو آب هستید 







[/align]








علاقه مندی ها (Bookmarks)