دانه جان چه کنم؟؟؟ ماهی فلان قدر از حقوقم بردارم برای خودم و بقیه اش رو بدم به امین و بگم این تو و اینم دفترچه اقساط . خودت می دونی و خودت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جالبه. ازصبح یک زنگ نزده به من.
واقعا می خوام یک مدت باهاش حرف نزنم. شاید دارم اشتباه می کنم شایدم نه.
مغزم تعطیله. حرف های بیخود دارم می زنم.
ببخشید امروز خیلی بهم ریخته بودم. نتونستم رو خودم مسلط باشم. دوستان مرسی که حرفهامو گوش کردین.





ولی در کمال پررویی دیشب می گه : من اگه قبول کردم با خانوادم روابط کم باشه به خاطره تو هست!!! نمی گه به خاطر بیشعوری اوناست!!!!!!!!!!
واقعا یادش رفته مثل ابر بهار تو اتوبوس اشک می ریخت و می گفت تنهام نذاری. به من ببخششون...
علاقه مندی ها (Bookmarks)